فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۹۶۶۵۰
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۶ - ۰۱-۰۷-۱۴۰۴
کد ۱۰۹۶۶۵۰
انتشار: ۱۲:۰۶ - ۰۱-۰۷-۱۴۰۴
معادله‌ی ناتمام درآمد و مخارج در زندگی شهری

نان، نان نیست ؛ رؤیاست : روایتی از تهرانِ حقوق پایه و بقا

نان، نان نیست ؛ رؤیاست : روایتی از تهرانِ حقوق پایه و بقا
در تهران امروز، با حقوق پایه نمی‌شود زندگی کرد؛ فقط می‌شود زنده ماند. طبق مصوبه شورای عالی کار، پایه حقوق سال ۱۴۰۴ حدود ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است. با احتساب همه مزایای حق مسکن، بن کارگری و حق اولاد، دریافتی اغلب کارگران به‌زحمت به ۱۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان می‌رسد.
 عصر ایران ؛ معصومه نوروزی   -  تهران را باید از ساعت پنج صبح دید. وقتی آسمان هنوز خاکستری‌ست و اولین قطارهای مترو از دل تاریکی می‌گذرند، اتوبوس‌ها و ایستگاه‌ها پر می‌شوند از آدم‌هایی که سهم‌شان از شهر فقط مسیر است، نه مقصد.
 
مریم، پرستارِ شیفتِ شب یک کلینیک خصوصی است. ساعت شش و ده دقیقه که از درِ مترو بیرون می‌زند، چهره‌اش بین صدها نفر شبیه خودش گم می‌شود. می‌گوید: «حقوقم سیزده میلیون تومنه. اگه پنج روز تو ماه مرخصی نگیرم، شاید برسونمش به پانزده. ولی کرایه خونه‌م بیست میلیونه.»
 
در تهران امروز، با حقوق پایه نمی‌شود زندگی کرد؛ فقط می‌شود زنده ماند. طبق مصوبه شورای عالی کار، پایه حقوق رسمی سال ۱۴۰۴ برای کارگران حدود ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان تعیین شده. حتی با احتساب همه مزایا از جمله حق مسکن، بن کارگری و حق اولاد، مجموع دریافتی اغلب کارگران به‌زحمت به ۱۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان می‌رسد.
 
در مقابل، محاسبات غیررسمی نهادهای رفاه اجتماعی و مراکز مستقل نشان می‌دهد که هزینه تأمین حداقل‌های معیشت در تهران برای یک خانواده‌ی سه‌نفره، بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان در نوسان است. یعنی فاصله میان درآمد و هزینه، حدود دو برابر شده؛ و این یعنی «کار» دیگر الزاماً به معنای «زندگی» نیست.
 
اگر به زبان ساده بخواهیم بگوییم، در مدل اقتصادی شهری مثل تهران، طبقه‌ی کارگر هر روز در حال دوشیدن سطل خالی‌ست؛ سطلی که حتی اگر پُر هم شود، نشت دارد.
 
تهران را می‌توان از خیابان ولیعصر هم دید؛ از حوالی چهارراه ولیعصر، جایی که دو دنیا به هم می‌رسند: مغازه‌های لباس چند میلیونی پشت ویترین، و دست‌فروش‌هایی که پیراهن‌های کهنه را با هزار تومان تخفیف بیشتر عرضه می‌کنند.
 
معادله‌ی ناتمام درآمد و مخارج در زندگی شهری ، تهران در توازن نابرابر دخل و خرج
 
علی، جوان ۲۸ ساله‌ای‌ست که صبح‌ها موتورسوار اسنپ است و شب‌ها مامور بار یک سوپرمارکت. می‌گوید: «اگه روزی دوازده ساعت کار کنم، می‌تونم ماهی ۱۸ تومن دربیارم. ولی من ماهی بیست و پنج تومن لازم دارم که فقط اجاره، قسط موتور و خورد و خوراکو برسونم. تازه ازدواج نکردم که بچه و مدرسه و پوشک هم اضافه بشه.»
 
در این روایت‌ها، مسئله فقط پایین بودن درآمد نیست؛ بلکه نرخ جهش هزینه‌هاست که باعث می‌شود حتی «دو شیفت کار» هم دیگر کفایت نکند. مثلاً در همین تابستان، قیمت مرغ منجمد به کیلویی ۱۱۵ هزار تومان رسیده؛ ران مرغ با پوست ۱۰۹ هزار، و سینه بدون استخوان، ۲۴۹ هزار تومان. برنج ایرانی تا ۲۵۰ هزار تومان بالا رفته و گوشت قرمز عملاً از سبد خرید بسیاری حذف شده است.
معادله‌ی ناتمام درآمد و مخارج در زندگی شهری ، تهران در توازن نابرابر دخل و خرج
 
سفره‌ی خانوار حالا از غذاهای جایگزین پُر شده؛ اما حتی آن‌ها هم گران‌اند: عدس درشت ۱۶۰ هزار، لپه ۱۸۰، نخود ۱۵۰ و لوبیا چیتی تا ۳۰۰ هزار تومان.
 
زهرا، مادر ۳۷ ساله‌ی دو فرزند، می‌گوید: «شوهرم کارگر موقته، منم خیاطی خونگی می‌کنم. یه‌بار دکتر گفت فرزندم کم‌خونی داره، اما گوشت کیلویی ۴۵۰ تومنه، نمی‌تونم بخرم. امروز حتی حبوبات هم کیلویی سیصد تومنه، دیگه کاری نیست جز قناعت.»
 
معادله‌ی ناتمام درآمد و مخارج در زندگی شهری ، تهران در توازن نابرابر دخل و خرج
 
بررسی‌های میدانی در تابستان امسال نشان می‌دهد هزینه‌ی «سبد خوراکی استاندارد» برای هر نفر در ماه، به بیش از ۶/۵ میلیون تومان رسیده؛ یعنی یک خانواده‌ی سه‌نفره برای حداقل تغذیه سالم، به حدود ۲۰ میلیون تومان نیاز دارد.
 
در چنین شرایطی، مسکن دیگر فقط «سرپناه» نیست، بلکه یکی از پرهزینه‌ترین اقلام زندگی‌ست. طبق آمارهای غیررسمی، یک آپارتمان ۶۰ متری در مناطق متوسطی مثل نازی‌آباد، جیحون یا جوادیه حالا بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان ودیعه می‌خواهد و اجاره‌اش حدود ۳ تا ۱۴ میلیون تومان است. در مناطق مرکزی مثل ولیعصر یا انقلاب، همین خانه با ۱۵۰ میلیون ودیعه، حدود ۲۰ میلیون اجاره دارد. یعنی یک خانواده‌ باید بیش از ۷۰ درصد درآمد ماهانه‌اش را فقط صرف اجاره کند.
 
معادله‌ی ناتمام درآمد و مخارج در زندگی شهری ، تهران در توازن نابرابر دخل و خرج
 
در تحلیل‌های اقتصادی ساده، اگر خانواری بیش از ۳۰ درصد درآمد خود را صرف مسکن کند، وارد بحران هزینه‌ی مسکن می‌شود. در تهران، بخش بزرگی از جمعیت کارگری از این مرز گذشته‌اند.
 
برای درک بهترِ وضعیت، می‌توان از یک شاخص ساده به‌نام «شاخص توان خرید» استفاده کرد؛ یعنی نسبت هزینه‌های ضروری (مسکن، خوراک، بهداشت) به درآمد واقعی. این شاخص در تهران برای دهک‌های پایین، از عدد ۱ گذشته؛ یعنی آن‌ها بیش از درآمدشان خرج می‌کنند و در واقع با قرض و بدهی، زندگی می‌گذرانند.
 
با این وضعیت، زندگی روی خط هزینه معنا پیدا می‌کند. هر اتفاق ساده، مثل بیماری یکی از اعضای خانواده، خرابی وسیله‌ای خانگی، یا حتی افزایش ۵ درصدی قیمت لبنیات، می‌تواند تعادل شکننده‌ی زندگی را برهم بزند.
 
در پاسخ به انتقادها، معمولاً از افزایش ۴۵ درصدی حقوق صحبت می‌شود؛ اما بر اساس گزارش‌های آماری، برخی اقلام ضروری در همین یک‌سال، بیش از ۷۰ درصد رشد قیمت داشته‌اند. مثلاً عدسی ساده‌ای که تا پارسال با قیمتی اندک تهیه می‌شد، حالا گاهی با بیش از صد هزار تومان تمام می‌شود.
ارسال به دوستان
captcha
هشدار رئیس کمیسیون بهداشت مجلس درباره مشکلات دارو و معیشت مردم دسترسی خبرنگاران سی‌ان‌ان، ام‌اس‌ناو و پالتیکو به کاخ سفید بازگشت هشدار ۸۰ کشور درباره تهدید کشتیرانی در باب‌المندب و هرمز قالیباف: سود ۵.۱ درصدی اوراق قرضه آمریکا مبارک! پیام شی جین‌پینگ به تهران و واشنگتن؛ بازگشت به مذاکره در دستور کار درخواست نخست‌وزیر لبنان از پزشکیان برای معرفی سفیر جدید ایران وزیر ارتباطات: درباره حقوق مردم در بسته‌های اینترنتی با کسی تعارف نداریم واژگونی پژو ۲۰۶ در اتوبان ساوه همدان یک کشته و چهار مصدوم داشت انفجار اشتباهی پهپاد انتحاری؛ دو نظامی اسرائیلی در غزه کشته شدند رضایی کوچی: انتخابات هفتمین دوره شوراها اواخر آبان برگزار می‌شود چین، ژاپن و کره جنوبی با پیروزی‌های پرگل آماده جام ملت‌های آسیا شدند شکست ۳ بر یک ایران مقابل ازبکستان در نخستین بازی دوستانه سپتامبر تمجید محمد خاتمی از سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل؛ «شجاعانه و سنجیده بود» نیروهای یمن از حمله موشکی و پهپادی گسترده به مواضع سعودی خبر دادند ۳ رسانه‌ آمریکایی با وجود حکم دادگاه از ورود به کاخ سفید منع شدند