فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۹۷۶۴۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۱ - ۰۵-۰۷-۱۴۰۴
کد ۱۰۹۷۶۴۸
انتشار: ۱۰:۴۱ - ۰۵-۰۷-۱۴۰۴

شوهرم به‌خاطر هووی‌ام دست به دامن رمال شده بود

شوهرم به‌خاطر هووی‌ام دست به دامن رمال شده بود
من هم در حالی به او مشکوک شدم که پیامک‌هایی را درگوشی تلفن شوهرم دیدم و فهمیدم که «کرامت» برای بازگرداندن آن زن به یک رمال متوسل شده است.

زن۳۶ساله تبعه افغانستان با بیان این ماجرا به کارشناس اجتماعی کلانتری گلشهرمشهد گفت: ۱۵سال داشتم که «کرامت» به خواستگاری‌ام آمد. ما باخانواده آن‌ها که درتهران سکونت داشتند رفت وآمد خانوادگی داشتیم. اوآن زمان‌ام دی اف کاربودوبعد ازبرگزاری مراسم عقد مرا با خودش به یکی ازروستاهای تهران برد.

به گزارش خراسان، آن جا در یک اتاق۱۲متری کنارمادر شوهرم زندگی می‌کردم و هیچ حریم خصوصی نداشتم. از سوی دیگرهم شوهرم فقط به حرف مادرش گوش می‌داد و من برای دیدن خانواده‌ام باید به مادرشوهرم التماس می‌کردم تا اجازه بدهد پدرم به دنبالم بیاید و مرا با مخارج وهزینه‌های خودش به مشهد ببرد. حتی اجازه خرید لباس برای خودم را هم نداشتم چرا که خیلی تحقیرو سرزنش می‌شدم.

یک بار به خاطرخرید یک دامن۷۰ هزارتومانی آن قدرنیش وکنایه شنیدم که بالاخره همان دامن را به خواهر شوهرم دادم و گفتم من دیگرحاضر نیستم این دامن را بپوشم! ولی مشکلات اصلی من از زمان شیوع کرونا هنگامی آغاز شد که شوهرم دریک کارگاه خیاطی با یکی ازشرکایش مشغول تولید ماسک شد و چند زن را استخدام کرد. 

درآن شرایط پنهانی زنی را به عقد موقت خودش درآورده بود که بعدها ادعا کردچون آن زن پول زیادی را دراختیارش گذاشته بود واو نمی‌توانست بدهکاری‌اش را بپردازد، پیشنهاد آن زن برای ازدواج را پذیرفته بود.

من هم در حالی به او مشکوک شدم که پیامک‌هایی را درگوشی تلفن شوهرم دیدم و فهمیدم که «کرامت» برای بازگرداندن آن زن به یک رمال متوسل شده است.

رمال مبلغ۳میلیون تومان از شوهرم گرفته بود تا بازگشت معشوقه او را تضمین کند و همسرش طی چندساعت با او تماس بگیرد! 

خلاصه این ماجرا شروع کشمکش‌ها و اختلافات ما درزندگی شد تا جایی که شوهرم به طور ناگهانی تصمیم گرفت به مشهد بازگردد.

من که خیلی تعجب کرده بودم، دلیلش را از «کرامت» جویا شدم ولی او گفت: آن زن برای وصول طلبش، تا ۲ ماه دیگر به من فرصت داده است و من دیگر نمی‌توانم درتهران زندگی کنم چرا که او حکم جلب مرا دارد.

با این ادعا وقتی به مشهد بازگشتیم پیامکی را روی گوشی شوهرم دیدم که نوشته بود به هوویم بگو از مشهد برایم زعفران سوغاتی بیاورد!

دیگر طاقت این صحنه‌ها را نداشتم و با شوهرم به مشاجره پرداختم، او هم به شدت مرا کتک زد و من هم به پزشکی قانونی مراجعه کردم تا از او شکایت کنم ولی این زندگی دیگر فایده‌ای ندارد ومن در حال حاضر به جدایی از «کرامت» می اندیشم و…

با دستورسرهنگ ابراهیم عربخانی (رئیس کلانتری گلشهر مشهد) پرونده این زن جوان دردایره مددکاری اجتماعی وتوسط مشاوران زبده مورد بررسی‌های کارشناسی قرارگرفت.

برچسب ها: رمال ، خیانت ، عقد موقت
ارسال به دوستان
captcha
عبور از تنگه هرمز به پایین ترین سطح در 3 ماه گذشته رسید شاهکار مسابقه‌ای پس از جنگ؛ ورایتیس RS با قلب ب‌ ام‌ و ۳۲۸ (+عکس) شاهکار معماری مدرن برلین؛ داستان شهرک مسکونی نعل اسبی که برای زندگی بهتر ساخته شد (+عکس) ویتامین هایی که پوست سالم به آن ها نیاز دارد پاکستان: مهلت ۶۰ روزه تفاهم اسلام‌آباد برای مذاکره ایسران و آمریکا قابل تمدید است محقق داماد؛ افسوس روحانی ریشه‌دار در مقایسۀ جایگاه روحانیت/ چرا چنین شد؟ کارشناس الجزیره: در غیاب یک ضرب العجل زمانی، مذاکرات ممکن است طولانی شود سود استخراج بیت‌کوین به مرز بحران رسید تنش تازه در روابط روسیه و توکیو در پی سفر پوتین به جزایر مورد مناقشه با ژاپن دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت ایران اظهارات نتانیاهو درباره جولان و فلسطین را محکوم کرد هشدار عراقچی خطاب به مقامات آمریکایی هوش مصنوعی دستمزدها را نشانه گرفت دیدنی های امروز؛ از خورشیدگرفتگی اروپا تا زلزله کلمبیا داستان تلخ 8 حیوانی که قربانی زیاده خواهی انسان شدند (+تصاویر)