فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۰۲۷۲۸
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۴ - ۲۰-۰۷-۱۴۰۴
کد ۱۱۰۲۷۲۸
انتشار: ۱۳:۲۴ - ۲۰-۰۷-۱۴۰۴

این ساعت‌دیواری‌ها فقط یک زمان را نشان می‌دهند

این ساعت‌دیواری‌ها فقط یک زمان را نشان می‌دهند
ساعت، با عقربه‌هایش که در سکوتی ابدی به زنجیر کشیده شده‌اند، چون قلبی که از تپش بازایستاده، بر دیوار خانه‌ای غریب آویخته است. و نه یکی، که چندین ساعت دیگر، هر یک به یاد فرزندی، به یاد نخبه‌ای، در همان دمِ وداع، در لاهیجان و شاید فراسوی آن، متوقف شده‌اند؛ گویی زمانه خود از حرکت بازمانده تا سوگ کوچ را فریاد کند.

روایت پدر میوه فروش لاهیجانی که ساعت‌های روی دیوارش از حرکت باز مانده‌اند، خود حکایتی عجیب است که شنیدن دارد.

به گزارش تابناک، در شمالی که گویی زمانش به تاراج بادها رفته، پدر میوه‌فروش لاهیجانی، آن پیر خسته‌چشم، ساعتی دیواری را در لحظه‌ای یخ‌زده نگاه داشت؛ لحظه‌ای که فرزندش، آن شاخسار سبزِ جانش، بال گشود و از خاک ایران به سوی افق‌های دور پر کشید.

این ساعت‌دیواری‌ها فقط یک زمان را نشان می‌دهند

ساعت، با عقربه‌هایش که در سکوتی ابدی به زنجیر کشیده شده‌اند، چون قلبی که از تپش بازایستاده، بر دیوار خانه‌ای غریب آویخته است. و نه یکی، که چندین ساعت دیگر، هر یک به یاد فرزندی، به یاد نخبه‌ای، در همان دمِ وداع، در لاهیجان و شاید فراسوی آن، متوقف شده‌اند؛ گویی زمانه خود از حرکت بازمانده تا سوگ کوچ را فریاد کند.

حساب کن، ای راوی دردهای این خاک! چه ساعت‌هایی بر چه دیوارهایی، چون سنگ‌نوشته‌های اندوه، به لحظه کوچ فرزندان وفادار مانده‌اند و دیگر در رقص زمانه ما نمی‌چرخند. اینان نخبگان‌اند، ستارگانِ درخشانی که در آسمان ما بالیدند، اما اکنون بر مدار بیگانگان می‌گردند و نورشان در دوردست‌ها پراکنده می‌شود. هر شاخه‌ای که در باغ ما ریشه دواند، آبی از جانمان نوشید و بارور شد، اما میوه‌اش را به سفره‌ی دیگران برد، و این، به‌راستی، زخمی‌ست که قلب خاک را می‌خراشد.

این ساعت‌ها، این نگهبانان خاموشِ دیوارهای زخم‌خورده، کاش دوباره جان گیرند! کاش عقربه‌هایشان، چون پرندگانِ بازگشته به آشیان، در مسیر خوشبختی این سرزمین به رقص آیند. کاش زمان، که در لحظه‌های وداع منجمد شده، دوباره به تپش افتد و این دیوارها، که از کوچ فرزندانشان ترک برداشته‌اند، شاهد بازگشت باشند. آه، ای خاکِ تشنه‌ی مهر! کاش این نخبگان، این ستارگانِ پراکنده، روزی به سوی تو بازگردند و ساعت‌های متوقف، با نوای تیک‌تاک، سرودِ بودن را در گوش دیوارها زمزمه کنند.

ما پدران و مادران میوه‌فروش، که حالا میوه‌های زندگیشان را دیگران از باغ‌ها می‌چینند کم نداریم. هر ساعت قصه‌ای‌ست از دلتنگی، همچنان بر این دیوارها نگهبان باش! شاید روزی، در نسیمی از امید، عقربه‌ها دوباره به راه افتند و زمان، با لبخندی از جنس بازگشت، به این خاک وفادار بماند. شاید میوه‌هایمان روزی کام ما را هم شیرین کردند.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
شب‌ها جلوی پنکه می‌خوابید؟ این مطلب برای شماست آخرین وضعیت ترافیکی جاده‌های کشور شنبه ۲۴ مرداد/ ترافیک سنگین در ورودی‌های تهران عکس یادگاری مظفرالدین شاه در دربار عثمانی نماینده مجلس: ماشین‌ ماشین سوختِ مجوزدار از مرز خارج می‌شود! زلزله اندونزی با پس‌لرزه‌های قوی و ۲۰ کشته تاکنون اندازه‌گیری کلسترول بدون نیاز به آزمایش خون قیمت نفت صعودی شد شیر کافی نیست؛ با بهترین مواد غذایی برای تقویت استخوان‌ها آشنا شوید قیمت طلای جهانی افزایش یافت آخرین مهلت ثبت‌نام در ۵ آزمون علوم پزشکی مساله بنیادین ایران: چشم‌اندازی روشن در اقتصاد، حكمرانانی كارآمد و پاسخگو ثبت حدود ۱۴۰ شکایت والدین از مدارس در سطح کشور/ بیشترین علت شکایت والدین چیست؟ از بازی ویدیویی تا برج مراقبت؛ آمریکا گیمرها را برای کنترل ترافیک هوایی استخدام می‌کند ۹۰هزار مترمربع از دریای جنوب نفتی شد/ چه کسی باید خسارت‌ها را جبران کند؟ یک نیروگاه زغال سنگ با چند پنل خورشیدی برابر است؟