فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۰۳۴۲۴
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۰ - ۲۲-۰۷-۱۴۰۴
کد ۱۱۰۳۴۲۴
انتشار: ۱۰:۳۰ - ۲۲-۰۷-۱۴۰۴

من یک دهه شصتی هستم ...

من یک دهه شصتی هستم ...
جور کمبود نیروی کار در آینده هم بر عهده‌ی ما دهه شصتی هاست.

متولد دوران جنگ و چه بسا خاطراتی هم از آن دوران در زمان طفولیت خود دارم. دهه ای که لحظه به لحظه با بزرگ‌تر شدنم طعم مصائب و مشکلات را چشید.هر چه بزرگ‌تر شدم خواسته ها و نیازهایم هم به طور طبیعی بیشتر شد.

به گزارش فرارو، ولی از آنجائی که به دلیل مشکلات اقتصادی و مصائب بعد از جنگ امکانات جهت پوشش نیازهایم کم بود؛ بعضا با بی توجهی و بی انگیزگی در دوران مختلف زندگی مواجه شدم.

به عنوان مثال در بدو ورود به مدرسه با کلاس هائی مواجه گشتم که روی هر میز 3نفر می نشست و برخی مدارس دو شیفت صبح و عصر را در یک روز داشتند که این خود مدیریت و آموزش بچه ها را با چالش مواجه می کرد.

دانش آموزان اغلب با این شرایط رشد می کردند و دیگر مجالی جهت استعدادیابی پیدا نمی شد و چه بسا استعدادهائی داشتم که به دلیل عدم توجه و نبود امکانات کافی به هدر رفت...

من تقریبا با همین شرایط پا به مقاطع بالاتر تحصیلی گذاشتم و بزرگ تر شدم.

در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80؛ به بلوغ رسیدم. حالا دیگر با نیازها و خواسته هائی مواجه شدم که اساسی بودند. مانند فرایند اجتماعی شدن، دانشگاه، اشتغال و ...

دوباره کمبود امکانات خود را نشان داد و صفی طولانی جهت حضور در دانشگاه شکل گرفت و رقابت بسیار سنگین شد ...

این رقابت به خودی خود استرس و اضطرابی را در بدو جوانی به من وارد کرد و نمی دانستم تازه این اولین استرس جدی زندگیم هست.

وارد دانشگاه شدم و پس از 4 سال مدرک لیسانسم رو گرفتم. یک دفعه خودم رو در لباس سربازی دیدم. تقریبا 2 سال از زندگیم در این دوران گذشت که به نظرم می توانست خیلی کمتر شود.

گذشت و به دنبال مسئله ای اساسی تر از زندگیم گشتم؛ کار، آینده و زندگی ...

دوباره به صف طولانی برخورد کردم. این بار اشتغال. کلی آدم هم سن و سال خودم را رقیب خودم می دیدم.

وای وای وای .... خدایا این چه وضعیتی است.

به دلیل کمبود فضای کار، وقتی یک موقعیت شغلی پیدا می شد برای کسب آن وارد مبارزه ای نفس گیر می شدم.

زمانی که وارد کار شدم به دلیل اینکه توانسته بودم در این رقابت پیروز شوم، مدیران مجموعه با حالتی که « بدون اگر کارت را درست انجام ندی کلی آدم منتظر هستند تا جایت را بگیرند »، مجدد استرس را به من وارد می کردند و دوباره باز دانشگاه.

برای ماندن در فضای کار، مداوم در حال یادگیری هستیم و طعم آسایش و آرامش را نچشیدیم. ( این در حالی است که دهه 50 و قبل تر و دهه هفتاد و بعد از آن این قدر به دنبال یادگیری و به اصطلاح آپدیت کردن نیستند و با این مشکلات سر و کار ندارند)

این حالت تا به الان در زندگی ما دهه شصتی ها همچنان جاریست، چون همه ما با هم داریم بزرگ‌تر می شویم و خواسته هائی یک شکل داریم.

جور کمبود نیروی کار در آینده هم بر عهده‌ی ما دهه شصتی هاست.

بازنشستگی، آرامش و آسایش کی خواهد بود؟

مدیریت و برنامه ریزی برای ما دهه شصتی ها چه زمان به وقوع می پیوندد؟

ارسال به دوستان
captcha
ناراحتی صداوسیما از بازگشت نامجو، مرتضوی و معتمدآریا : باید «هزینه» بدهند! خطیب زاده: آمریکا برای پایان جنگ باید تضمین عینی بدهد منابع امنیتی تل‌آویو: هیچ نشانه قطعی از ارتباط ایران با حادثه فلای دبی نیست پیام تسلیت فرمانده کل ارتش به عراقچی فیاض زاهد: آقای رئیس جمهور؛ جنگی ویرانگر در کمین است، از آبروی خود مایه بگذارید هشدارهای فیاض زاهد در جلسه‌ای با پزشکیان: خطر جنگی ویرانگر در کمین ماست آموزش و پرورش: استعفای معلمان شایعه است / عده‌ای به دنبال تعطیلی آموزش حضوری هستند گفت‌وگوی ریاض و واشنگتن درباره تقویت همکاری‌های دفاعی استقرار ۲ سامانه پاتریوت آمریکا در عربستان و قطر ادعای ترامپ: ایران می‌خواهد به توافق برسد خانم گزارشگر! نگو «مردم می‌پرسند»، بگو «ما می‌پرسیم» هشدار نارنجی هواشناسی برای ۱۸ استان گرانی دندان‌پزشکی و دست‌های خالی بیمه‌ / مدیرعامل بیمه سلامت: فعلا امکان خدمات نداریم سردار قاآنی: باید کمربند دفاع را از افغانستان تا یمن و از ایران تا غزه و لبنان محکم کنیم احتمال تنش نظامی بین ایران و‌ آمریکا با چاشنی «فلای دوبی»