فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۰۳۴۳۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۷ - ۲۲-۰۷-۱۴۰۴
کد ۱۱۰۳۴۳۶
انتشار: ۱۰:۴۷ - ۲۲-۰۷-۱۴۰۴

خاطرات ناصرالدین‌شاه: عصری رفتم اندرون، زن‌ها پنهان شده بودند!

خاطرات ناصرالدین‌شاه: عصری رفتم اندرون، زن‌ها پنهان شده بودند!
امروز که روز پنجشنبه ۱۷ [رجب ۱۲۸۷] است در منزل ماندیم. حسام‌السلطنه و غیره، شاهزاده‌ها و غیره به حضور آمدند. میرزا محمد دیوانه (پسر قائم‌مقام مرحوم) از عراق آمده بود، شکم گنده‌ای به هم زده است. میرزا کاظم‌خان، لَله‌باشیِ جلال‌الدوله مرحوم [۱] -که در ملایر بود، آمده بود برود طهران. آغا یعقوب خواجه مریض شد، رفت طهران. الی غروبی به همین‌طورها گذشت.

  ناصرالدین‌شاه قاجار در خاطرات روز پنجشنبه ۱۷ رجب ۱۲۸۷ (۲۱ مهر ۱۲۴۹) نوشت: امروز که روز پنجشنبه ۱۷ [رجب ۱۲۸۷] است در منزل ماندیم. حسام‌السلطنه و غیره، شاهزاده‌ها و غیره به حضور آمدند. میرزا محمد دیوانه (پسر قائم‌مقام مرحوم) از عراق آمده بود، شکم گنده‌ای به هم زده است. میرزا کاظم‌خان، لَله‌باشیِ جلال‌الدوله مرحوم [۱] -که در ملایر بود، آمده بود برود طهران. آغا یعقوب خواجه مریض شد، رفت طهران. الی غروبی به همین‌طورها گذشت.

عصری رفتم اندرون. والده شاه [مهدعلیا] آمده بود، در چادر تاج‌الدوله بودند. مادر حسین‌خان که دختر فتحعلی‌شاه مرحوم است آن‌جا بود، با زن اویس که دختر حسام‌السطنه است، بسیار دختر لاغری بود، شلوار نظامی هم پوشیده بود، مثل عزیزالدوله. نگار خانم هم بود، با یک دختر درازش – مثل خودش. بعضی زن‌های دیگر هم بودند. زن خسرومیرزا و آن زن‌های دیروزی هم بودند، اما زن‌ها پنهان شده بودند.

خسرومیرزای کور عاشق دختر نصرالله‌میرزای پسر ملک‌آر شده است، شب‌ها یک شیشه شراب جیبش می‌گذارد و شب‌روی می‌کند. می‌رود خانه نصرالله‌میرزا در می‌زند، او را می‌برند پیش دختر می‌رسانند، می‌نشیند الی صبح؛ عجب قرمصاقی است!

خلاصه حاجی آقا بابای حکیم امروز دیده شد، با زنش و غیره آمده است.

خلاصه شب بعد از شام مردانه شد، عرفانچی و غیره آمدند، عرفانچی روزنامه خواند. امروز هم طلاشوری کردند، من نرفتم. باد می‌آمد، گرد و خاک بود. محقق، میرزا علی‌خان، آقا علی را فرستادیم رفتند طلا و نقره و اسباب آوردند. یک انگشتر طلای کلفت، بالایش شکل گاوی شاخ‌دار، پشتش هم دو سوراخ داشت (مثل عطردان) پیدا شده بود. خوب انگشتری است و این انگشتر را به فال میمون گرفتیم.

خلاصه خوابیدیم. اصفهانی بزرگه...

پی‌نوشت

۱- منظور از جلال‌الدوله مرحوم، سلطان حسین‌میرزا پسر پنجم ناصرالدین‌شاه و برادر تنی سلطان مسعودمیرزا ظل‌السلطان است که در سال ۱۲۸۱ ق به حکومت خراسان منصوب شد و در سال ۱۲۸۵ ق در شانزده‌سالگی درگذشت. (شرح‌حال رجال ایران، ص ۳۴۸)

منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار از ربیع‌الاول ۱۲۸۷ تا شوال ۱۲۸۸ ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۸، ص ۹۴.

ارسال به دوستان
captcha
«تفنگ» چگونه وارد سرزمین سامورایی‌ها شد؟ آداب معاشرت نوین؛ چگونه در برابر آدم‌های خودشیفته تاب بیاوریم؟ چرا برخی کودکان در یادگیری ضعیف ترند؟ این نشانه ها را جدی بگیرید راهنمای کامل از بین بردن خط و خش لوازم استیل ضد زنگ در خانه چرا همیشه آدم‌های اشتباه وارد زندگی‌مان می‌شوند؟ شاید مشکل از یک الگوی پنهان باشد آیا اعتمادبه‌نفس زنان واقعاً کمتر از مردان است؟ محققان در مطالعه جدید پاسخ می‌دهند ایرانیان دوران ساسانی جهان پس از مرگ را چطور می‌دیدند؟ در تخت جمشید حتی یک زن نیست؛ پس این‌همه نام زنانه از کجاست؟ مرغ دارید اما حوصله غذای تکراری ندارید؟ این ۵ دستور را ببینید معمای ۹۹۹ کاروانسرا؛ چرا شاه‌عباس از ساخت هزارمین بنا خودداری کرد؟ ماشین لباسشویی بوی بد می‌دهد چیکار کنیم؟؛ مهم‌ترین دلایل بوی بد ماشین لباسشویی کشف یک شهر رومی که احتمالا «لاس‌وگاس دنیای باستان» بوده است وقتی پرحرفی دیگر «عادی» نیست؛ پشت حرف‌های بی‌پایان چه می‌گذرد؟ چشم‌های شاه و جاسوسان مخفی ایران باستان ماجرای جالب کبریت‌گدایی در تهران قدیم و سیگارهایی که با سنگ چخماق و ذره‌بین روشن می‌شد