فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۰۴۶۶۰
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۵ - ۲۶-۰۷-۱۴۰۴
کد ۱۱۰۴۶۶۰
انتشار: ۱۱:۰۵ - ۲۶-۰۷-۱۴۰۴

انکار قتل توسط پلیس قلابی در دادگاه

انکار قتل توسط پلیس قلابی در دادگاه
متهم گفت: من نقشی در قتل نداشتم و تنها یک ضربه چاقو به کنار ابروی بابک زدم. دو ضربه کشنده را نریمان زد و او را به داخل چاه انداخت. اصلاً من هیچ ارتباطی با جدال عشقی آن‌ها نداشتم و درگیری هم ربطی به من نداشت.

آبان سال ۱۴۰۱ گزارش یک درگیری خونین در حاشیه رباط کریم به پلیس اعلام شد. پس از حضور مأموران و بررسی‌های اولیه، مشخص شد پسر ۱۸ ساله‌ای به نام بابک در درگیری با دو پسر جوان به قتل رسیده و به داخل چاه انداخته شده است. 

به گزارش ایران، پس از آن مأموران تحقیقات خود را برای شناسایی عاملان قتل آغاز کردند.

در بررسی‌ها مشخص شد که از چند ماه قبل بابک و پسر ۲۰ ساله‌ای به نام نریمان بر سر دختری ۳۲ساله به نام نازنین که کافه دارد باهم به اختلاف خورده‌اند.

روز حادثه هردو که از مشتری‌های همیشگی کافه نازنین بودند باهم درگیر شدند و دختر کافه‌دار با ناراحتی از هر دو می‌خواهد که کافه او را ترک کنند. بابک و نریمان پس از خروج از کافه قرار دعوا می‌گذارند.

بابک از آنجا که فکر می‌کرده قرار است با نریمان تک به تک درگیر شود تنها به محل قرار رفته بود غافل از اینکه نریمان با دوستش شهرام که لباس مبدل پلیسی برتن داشته به محل دعوا رفته بود. 

در جریان درگیری رهگذران قصد دخالت داشتند اما شهرام که خود را پلیس معرفی کرده بود اجازه دخالت به مردم را نمی‌داد و در نهایت بابک با ضربات متعدد چاقو زمین‌گیر شده و نریمان و شهرام جسد او را به داخل چاهی که در نزدیکی آن محل بود، انداختند.

در ادامه این ماجرا نریمان به سراغ نازنین رفته و او را بالای سر چاه برد و موضوع قتل را تعریف کرد.

در ادامه نازنین به مأموران گفت: «وقتی بالای دهانه چاه رسیدم صدای بابک را که از درد به خودش می‌پیچید شنیدم، می‌خواستم با اورژانس تماس بگیرم اما آن‌ها مانعم شدند و وقتی صدا قطع شد آن‌ها هم من را رها کردند و از محل گریختند.»

مأموران به ردیابی دو متهم متواری پرداختند و مشخص شد آن‌ها از تهران خارج شده‌اند. چند هفته بعد شهرام خودش را به پلیس معرفی کرد و گفت: «من با ضربه چاقو بابک را کشتم.»

در ادامه مشخص شد که نریمان به مکان نامعلومی گریخته است و با اعتراف صریح شهرام برای او منع تعقیب صادر شد. 

با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. 

در دادگاه چه گذشت؟ 

در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. پس از آن متهم به جایگاه رفت و در توضیح ماجرا گفت: «پس از قتل بابک من به شهرمان گریختم و موضوع را به بزرگ فامیل گفتم. بزرگ خاندان‌مان از من خواست تا خودم را معرفی و به قتل اعتراف کنم و آن‌ها رضایت اولیای دم را می‌گیرند. یک ماه پس از اینکه خودم را معرفی کردم بزرگ فامیل فوت کرد و دیگر کسی سراغم را نگرفت.

اعترافات قاتل و انکار قتل

حالا می‌خواهم واقعیت را بگویم. من نقشی در قتل نداشتم و تنها یک ضربه چاقو به کنار ابروی بابک زدم. دو ضربه کشنده را نریمان زد و او را به داخل چاه انداخت. اصلاً من هیچ ارتباطی با جدال عشقی آن‌ها نداشتم و درگیری هم ربطی به من نداشت.» 

قاضی از متهم پرسید: «اگر نقشی نداشتی چرا با لباس مبدل پلیس مانع ورود مردم به درگیری شدی و نخواستی درگیری خاتمه پیدا کند؟» 

متهم جواب داد: «وقتی لباس پلیس پوشیدم و دیدم مردم می‌خواهند ورود کنند به عنوان پلیس از آن‌ها خواستم دخالت نکنند احساس قدرت می‌کردم و به بازی در نقشم ادامه دادم.» 

با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

ارسال به دوستان
captcha
عراقچی: بحران ناشی از هزینه تأمین مالی بدهی‌های آمریکا تنها آغاز ماجراست پزشکیان به بریکس: بیایید شرکت بیمه 10 میلیارد دلاری تأسیس کنیم تایید شهادت فرمانده تیپ خان یونس یمن ؛ حوثی ها به تنگه باب المندب رسیدند / تصرف چند بندر و جزیره در دریای سرخ پرواز گسترده جنگنده های آمریکایی در غرب عراق کنایه فوق سنگین علی کریمی به رضا پهلوی: مرا با کسی که از مادرش «پول توجیبی» می‌گیرد، مقایسه نکنید علم الهدی: اگر دشمن ۲۰۰ هزار سال با ما بجنگد، باید از خودمان دفاع کنیم امام جمعه قم: انتخاب رهبری موروثی نبود/ هر لحظه احتمال حمله مجدد دشمن وجود دارد امام جمعه اهواز: هرمز ناموس ایران است/ NPT فقط تحریم و جنگ آورد ادعای تازه ترامپ درباره زمان پایان جنگ ایران رئیس‌جمهور صربستان استعفا می‌دهد هشدار بقائی نسبت به استفاده ابزاری از آژانس برای توجیه تجاوز نظامی علیه ایران هشدار نبیه بری: وضعیت لبنان خطرناک است؛ چارچوب توافق نابود شده چگونه مدیریت ژاپنی را در یک شرکت ایرانی اجرا کنیم هشدار هواشناسی: بارش باران و وزش باد شدید در تهران