فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۱۳۰۹۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۷ - ۲۱-۰۸-۱۴۰۴
کد ۱۱۱۳۰۹۷
انتشار: ۰۹:۴۷ - ۲۱-۰۸-۱۴۰۴

از دلدادگی تا اسیدپاشی و تهدید به مرگ توسط پسر شیطان صفت

از دلدادگی تا اسیدپاشی و تهدید به مرگ توسط پسر شیطان صفت
وقتی تماس هایش را پاسخ ندادم او مرا تهدید به اسید پاشی کرد و حتی به در دانشگاهم آمد و مقابل دوستانم آبرویم را برد. در این وضعیت یکی از دوستانم با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت که آن ها «نادر» را دستگیر کردند.

دختر ۲۱ ساله که از شدت شرم نمی توانست به چهره مادرش نگاه کند در میان هق هق گریه به کارشناس اجتماعی کلانتری فراجای مشهد گفت: ۱۹ ساله بودم که با مرگ ناگهانی پدرم سیاه پوش شدم. این ماجرا روح و روانم را به گونه ای تحت تاثیرقرارداد که گوشه گیر شدم و برای رهایی از این وضعیت به پرسه زنی در فضای مجازی پرداختم تا این که در یکی از شبکه های اجتماعی با پسرجوانی به نام «نادر»آشنا شدم. او خیلی زود با حقه بازی وچرب زبانی در حالی برایم سنگ صبور شد که نمی توانستم با این ترفند چه نقشه بی شرمانه ای را درسر دارد.

به گزارش رکنا، او مرا دلداری می داد و خودش را پناهگاهی می خواند که حاضر است برای رهایی من از این وضعیت هرکاری بکند. من هم خیلی زود اسیر حرف های دلنشین او شدم و بدین ترتیب روابط غیرمتعارف ما ادامه یافت. او مرا برای آشنایی بیشتر به یک کافی شاپ دعوت کرد. آن روز بعد از صرف قهوه ،مسافتی را با یکدیگر طی کردیم و درباره موضوعات مختلف حرف زدیم ولی زمانی که به خانه بازگشتم «نادر» تلفنی از عشق بی انتهای خودسخن گفت و ادعا کرد طوری عاشقم شده است که نمی تواند لحظه ای دوری مرا تحمل کند!

«نادر» با این ترفند مرا برای دیداری دیگر به محل قرارکشاند و سوار خودرو کرد اما طولی نکشید که راهی بیابان های اطراف مشهد شد و با این ادعا که به چیزی جز ازدواج با من نمی اندیشد به زور و تهدید و حیله متوسل شد. من که شعله های هوس را در چشمانش می دیدم با همه وجودم مقاومت کردم ولی او با تهدید به آبروریزی به خواسته پلید خودش رسید. از آن روز به بعد کلمه «تنفر» جای «عشق» او را در قلبم گرفت و دیگر نمی خواستم هیچ ارتباطی با آن شیطان مجازی داشته باشم! اما او به تهدیدهایش ادامه داد و من از ترس این که مادر و برادرم در جریان این ماجرای تلخ و دردناک قرار بگیرند به خواسته های شرم آورش تن دادم. حالا زندگی برایم رنگ سیاهی داشت و من دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتم.

تهدید به اسید پاشی

وقتی تماس هایش را پاسخ ندادم او مرا تهدید به اسید پاشی کرد و حتی به در دانشگاهم آمد و مقابل دوستانم آبرویم را برد. در این وضعیت یکی از دوستانم با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت که آن ها «نادر» را دستگیر کردند ولی من برای آن که رسوایی و آبروریزی به بار نیاید و خانواده ام چیزی از این عشق پوشالی نفهمند بلافاصله رضایت دادم و او هم آزاد شد.

در همین حال برادر «نادر» که در جریان موضوع قرار گرفته بود به من توصیه کرد که باید آرام آرام از برادرش جدا شوم تا او از این تهدیدها و مزاحمت هایش دست بردارد ولی «نادر» همه پیام هایش را ازگوشی تلفن پاک کرد و همچنان به آزار و اذیت من ادامه داد تا این که بالاخره فهمیدم به پایان خط رسیده ام و قصد داشتم موضوع را برای مادرم بازگو کنم که ناگهان «نادر» به درمنزلمان آمد و با سرو صدا و فریادهای زشت، آبروریزی به راه انداخت  که مادرم همه چیز را متوجه شد و با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت ولی او از محل گریخت ...

در حالی که بررسی های روانشناختی این ماجرای تاسف بار دردایره مددکاری اجتماعی کلانتری ادامه داشت، عملیات شناسایی مخفی گاه شیطان مجازی با صدور دستوری محرمانه از سوی سرهنگ آرش ایرانمنش (رئیس کلانتری فراجای مشهد) آغازشد تا این پرونده مراحل قانونی خود را طی کند. 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
نقش کنترل فشارخون در کاهش خطر آلزایمر ببینید چه خلاقانه با الهام از درخت معماری کرده اند آگهی متفاوت فروش خودرو در امارات؛ 5.5 میلیون درهم (+عکس) «رهن سالیانه اقامت»، راهکار گروه هتل‌های دُنسه برای رفاهیات شرکت‌ها و سازمان‌ها دستگیری جاعل گذرنامه اتباع خارجی/ سرقت ۸ میلیارد تومانی با حبس صاحبخانه در حمام پلتفرم لینوم بدون اطلاع قبلی با دستور قضایی و در پی شکایت وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی فیلتر شد کمک فوری برای درمان 2 مادر بیمار و پدری که حالش خوب نیست وقتی F-35 انتخاب اول نیست؛ کشورهایی که جنگنده‌های نسل ۴ خود را تقویت می‌کنند(+عکس) وزیر نیرو: ال‌نینو در پیش است/ شاید نتوان جلوی تمامی خسارت‌ها را گرفت آیا پیشروی انصارالله به سود ایران تمام می‌شود؟ آئودی SQ5 با تیونینگ ABT؛ شاسی بلندی برای لذت بیشتر (+عکس) قمار پنهانی برای نجات صندلی‌ها؟ کولپوپترا؛ حشره کوچک چشم‌قرمز با ظاهر متفاوت در جنگل‌های اکوادور (+عکس) بروکسل و آشتی با معماری بروتالیستی (+عکس) بنیاد رئیسی و یک ادعا؛ شکایت چرا؟ تکذیب کنید