فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۰۳۳۱
تاریخ انتشار: ۰۶:۱۱ - ۱۶-۱۰-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۰۳۳۱
انتشار: ۰۶:۱۱ - ۱۶-۱۰-۱۴۰۴

قصه‌های نان و نمک(86)/ روایت یک ایستادگی ساده اما مهم!

قصه‌های نان و نمک(86)/ روایت یک ایستادگی ساده اما مهم!
لابه‌لای حال بد این روزها و دل‌نگرانی برای آینده، گاهی رفتارهایی می‌بینم که ...
عصر ایران ؛ احسان محمدی - لابه‌لای حال بد این روزها و دل‌نگرانی برای آینده، گاهی رفتارهایی می‌بینم که قلبم را گرم می‌کند. مثل وظیفه‌شناسی مردی که مسئول هدایت ماشین‌ها به داخل پارکینگ شماره یک فرودگاه مهرآباد بود.
 
یکی از مکافات‌های فرودگاه مهرآباد، پیدا کردن جای خالی پارک در روزهای آخر هفته و تعطیلات است. برای کسانی که مثل من سفرهای کوتاه یکی‌دو روزه زیاد می‌روند و مجبورند ماشین‌شان را در پارکینگ بگذارند، یکی از استرس‌های جدی همین است: «نکند جای پارک پیدا نشود و هواپیما هم نزدیک پرواز باشد». نه می‌شود ماشین را توی خیابان پارک کرد ـ که با یدک‌کش می‌برند ـ و نه می‌شود برگشت خانه. برای همین گاهی راننده‌ها در صف می‌ایستند تا ماشینی از پارکینگ بیرون برود و جای خالی پیدا شود.
 
مرد آمده بود بیرون و بدون هیچ تعارفی راننده‌هایی را که با زرنگی سعی می‌کردند از میانه صف جلو بزنند یا دم در ورودی، سر ماشین را کج کنند و زوری وارد شوند، مجبور می‌کرد بروند ته صف. جلوی یک راننده ۲۰۶ را گرفت و طرف هر کاری کرد، راهش نداد. نه با وسوسه اسکناسی که کف دستش بود و نه با تحکم و داد زدن که «من کار دارم، از سر راهم برو کنار!»
 
خیلی خونسرد گفت: «بقیه هم کار دارن، بفرمایید ته صف!»
بیشتر از شصت سال داشت. توی سرمای عصرگاهی، کلاه پشمی‌اش را تا روی ابروها و گوش‌هایش پایین کشیده بود. به جای اینکه تسلیم قلدری شود، به جای اینکه بگوید «حالا چه ایرادی داره، این همه توی این کشور دارن می‌برن و می‌خورن، این یکی هم بدون صف بره تو»، یا بگوید «وقتی مردم به هم رحم نمی‌کنن، من چرا خودم رو آدم بده قصه کنم»، محکم ایستاد و راننده ۲۰۶ را وادار کرد برود ته صف.
 
هر اتفاقی بیفتد، ما در این کشور به آدم‌هایی مثل او نیاز داریم. به کسانی که وظیفه‌شناس باشند، تسلیم زورگویی نشوند و حتی اگر مسئولیت کوچکی در قبال مردم دارند، آن را درست و کامل انجام بدهند.
 
تنها کاری که از دستم برآمد این بود که سرم را از شیشه بیرون آوردم و گفتم: «آقا دمت گرم! کارت حرف نداشت.» لبخند زد، دستش را تکان داد و رفت سراغ راننده دیگری که خبر نداشت اینجا هنوز یک مرد قانون‌مند ایستاده است.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
حمله موشکی و پهپادی یمن به نجران و دمام عضو خبرگان: آقا مجتبی با دستان خودشان برایمان سفره باز کردند و غذا آوردند؛ کاملا سالم اند انتقال اموال گام مهم در راستای رفع ناترازی و احیای بانک ایران زمین مرد مرموز روی لباس رقیب حسن یزدانی ‌کیست؟ ادعای ترامپ: ایران تلاش می‌کند تا پیش از انتخابات آمریکا، قیمت نفت را بالا ببرد تظاهرات هزاران نفری در وین علیه کاهش بودجه دانشگاه‌ها گوترش: شاهد نوعی «ال نینو» در زمینه جنگ و درگیری ها هستیم تراکتور با ۳ گل صنعت نفت را شکست داد وزیر میراث فرهنگی: آبادان را به قطب گردشگری سلامت تبدیل می‌کنیم مشتری شما را به چه چیزی می‌شناسد؟ پرسشی که بسیاری از مدیران جوابش را نمی‌دانند یمن: عربستان مسئول پیامدهای نظامی‌سازی دریای سرخ است معرفی کتاب سلاطین نام‌های تجاری؛ چرا هیچ نسخه واحدی برای ساختن برند وجود ندارد؟ از مدیریت منابع تا حکمرانی بر معنا: چرا برندسازی به دانش و ابزار حکمرانی تبدیل شده است؟ علیرضا دبیر نامزد هیئت‌رئیسهٔ جهانی کشتی شد دست مرده روسیه؛ درباره سامانه ای که قرار است حتی پس از نابودی فرماندهی پاسخ دهد
نظرسنجی
پیش بینی شما: قبل از انتخابات آمریکا، به ایران حمله می شود؟