۱۵ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۱۰۸۷
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۲ - ۱۸-۱۰-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۱۰۸۷
انتشار: ۱۲:۲۲ - ۱۸-۱۰-۱۴۰۴

خیانت زناشویی ، لغزش اخلاقی یا پدیده‌ اجتماعی-روانی ؟

خیانت زناشویی  ، لغزش اخلاقی یا پدیده‌ اجتماعی-روانی ؟
«اگر خانواده قرار است همچنان نقش پناهگاه را ایفا کند، باید از یک قرارداد صلب و دائمی، به یک پیمان انسانی، پویا و مسئولانه گذر کند».

 عصرایران ؛ حامد خانجانی - اگر «خیانت زناشویی» را نه به‌عنوان یک لغزش اخلاقیِ صرف، بلکه به‌مثابه «پدیده‌ای اجتماعی-روانی» بنگریم، ناگزیر زاویه نگاه از «فرد خطاکار» به «فرآیند معیوب» تغییر می‌کند. در این افق، خیانت اغلب نه محصول فقدان اخلاق یا ضعف اراده، بلکه پیامد قابل پیش‌بینی ساختاری است که ازدواج را، با وجود شکل‌گیری پر نقص، بر وعده دوام ابدی بنا می‌کند. از این منظر، خیانت اغلب محصول نهایی مجموعه‌ای از انتخاب‌های ناگزیر، محدودیت‌های ساختاری و سرکوب‌های انباشته است؛ محصول فرآیندی که از آغاز، امکان شناخت، تغییر، بازنگری و حتی خروج سالم را از رابطه سلب کرده است. 

در بسیاری از جوامع سنتی، از جمله جامعه ما، ازدواج در سنی رخ می‌دهد که فرد هنوز در حال شکل‌گیری هویت روانی، عاطفی و جنسی خویش است. تجربه زیسته محدود، شناخت ناقص از خود و دیگری، و تصوراتی که بیش از آنکه بر آگاهی استوار باشند، بر خیال، نیاز فوری یا فشار هنجاری بنا شده‌اند، موجب می‌شوند «تعهدی سنگین» بر دوش «ظرفیتی ناپخته» گذاشته شود. جوانی که هنوز نمی‌داند چه می‌خواهد و چگونه تغییر خواهد کرد، چگونه می‌تواند وعده‌ای بدهد که بناست تا پایان عمر معتبر بماند؟ این نابرابری میان «ظرفیت شناخت» و «بار تعهد»، نخستین شکاف پنهان در بنیان ازدواج است. 

این شکاف در بستری فرهنگیِ بسته تشدید می‌شود. محدودیت ارتباط و امکان شناخت پیش از ازدواج و فقدان گفت‌وگو درباره احساسات، بدن، میل و هویت، و تابو بودن تجربه عاطفی، باعث می‌شود ازدواج نه اوج یک شناخت تدریجی، بلکه جهشی ناگهانی به دل تعهدی سنگین باشد. در چنین شرایطی، ازدواج اغلب پاسخی است به فشار غریزه، انتظار خانواده یا ترس از تنهایی و قضاوت اجتماعی، نه انتخابی آگاهانه. بسیاری از تفاوت‌ها و نیازها نه پیش از ازدواج، بلکه سال‌ها بعد و در دل زندگی مشترک آشکار می‌شوند؛ زمانی که هزینه‌های خروج به‌شدت بالا رفته و «ماندن» آسان‌تر از «تغییر» به نظر می‌رسد. 

از سوی دیگر، سیطره منطق حقوقی و قراردادی بر ازدواج، آن را از رابطه‌ای انسانی به سازه‌ای سخت و سنگین بدل می‌کند. «دائمی‌بودن» ازدواج نه‌تنها وعده‌ای عاطفی، بلکه تعهدی حقوقیِ کم‌انعطاف است که با ضمانت‌ها و مجازات‌ها همراه می‌شود. طلاق، به‌جای آنکه امکانی انسانی برای پایان دادن به رابطه‌ای ناکارآمد باشد، به شکستی مکروه و پرهزینه بدل می‌شود. این تابوی طلاق افراد را در روابطی نگه می‌دارد که از درون تهی شده‌اند اما از بیرون حفظ می‌شوند. در چنین فضایی، خیانت می‌تواند به شورشی خاموش بدل شود؛ راهی پنهان برای تجربه آنچه در چارچوب رسمی رابطه ناممکن شده است. 

وابستگی مالی، به‌ویژه برای زنان، این بن‌بست را عمیق‌تر می‌کند. فردی که استقلال اقتصادی ندارد، حتی اگر از نظر عاطفی و روانی در رنج باشد، امکان ترک رابطه را از دست می‌دهد. خاطرات مشترک، فرزندان، دارایی‌های مشترک، شبکه دوستان و آشنایان و ترس از فروپاشی «آنچه ساخته شده»، همچون میخ‌هایی نامرئی، فرد را به رابطه می‌دوزند. آنچه زمانی بر پایه انتخاب آغاز شده بود، به‌تدریج بر پایه اجبار ادامه می‌یابد. در این مرحله، خیانت اغلب نه از سر لذت‌جویی صرف، بلکه واکنشی روانی به احساس حبس‌شدگی، دیده‌نشدن و فرسودگی است؛ تلاشی برای بازیابی بخشی از خود که در روند «خوگیری به نواقص» خاموش شده است. 

این وضعیت سلامت روانی هر دو طرف و حتی فرزندان را تهدید می‌کند. ماندن در رابطه‌ای پرتنش یا تهی، اضطراب، افسردگی، خشم فروخورده و ازخودبیگانگی را به همراه دارد. کودک در فضایی رشد می‌کند که تعارض یا سکوت سرد در آن جریان دارد و «حفظ ظاهر خانواده» بر هر انتخاب دیگری ترجیح دارد. بنابراین، آنچه به نام «تشکیل خانواده» تقدیس می‌شود، گاه به بهای فرسایش تدریجی انسان‌ها تمام می‌شود. 

از این منظر، خیانت نه علت فروپاشی خانواده، بلکه نشانه‌ای از بحران در تعریف و فرآیند شکل‌گیری آن است. خانواده، در معنای اصیل خود، باید محل استقرار و آرام گرفتن انسان باشد؛ فضایی برای امنیت، ترمیم زخم‌های اجتماعی، گفت‌وگوهای عمیق، هم‌فکری و رشد فردی. خانواده محلی است که در آن همدلی، وفاداری، فداکاری و میل به تعالی معنا پیدا می‌کند. اما وقتی تشکیل و تداوم آن از ابتدا بر مبنای ناآگاهی، اجبار و انکار تغییر بنا شده باشد، خود به منبع آسیب بدل می‌شود. 

بنابراین، نیاز به بازتعریف خانواده نه یک تجمل نظری، بلکه ضرورتی اخلاقی و روانی است. این بازتعریف مستلزم اصلاح فرآیندهاست. مستلزم پذیرش تغییرپذیری انسان، واقعی‌کردن شناخت پیش از ازدواج، شکستن تابوهای گفت‌وگو درباره میل و هویت، تضمین استقلال مالی و روانی، به‌ویژه برای زنان، و ایجاد سازوکارهایی است که پایان محترمانه یک رابطه ناکارآمد را ممکن سازد.

در چنین افقی، تعهد از حکم ابدی به انتخابی مستمر تبدیل می‌شود؛ حضوری که هر روز با اراده و علاقه روزآمد تایید می‌شود، نه با ترس از مجازات یا قضاوت. 

در جهانی که تغییر، ویژگی بنیادین آن است، تلاش برای تثبیت اجباری روابط، به تناقض و ریا می‌انجامد. خیانت در چنین جهانی، بیش از آنکه خیانت به دیگری باشد، خیانت به خودِ سرکوب‌شده است. اگر خانواده قرار است همچنان نقش پناهگاه را ایفا کند، باید از یک قرارداد صلب و دائمی، به یک پیمان انسانی، پویا و مسئولانه گذر کند؛ پیمانی که در آن، ماندن هر روز انتخاب می‌شود، نه تحمل. تنها در چنین افقی است که وفاداری معنای واقعی خود را بازمی‌یابد و خیانت، به‌جای یک اپیدمی خاموش، به استثنایی قابل پیش‌گیری بدل می‌شود.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: خیانت ، زناشویی ، اخلاقی
ارسال به دوستان
کشف خودروی گمشده وکتور M12 پس از ۲۸ سال دوری از بازار (+عکس) اطلاعیه: صداهای امشب در تهران، صدای «جشن» امام‌زمانی‌ها است برای نیمه شعبان اعلام آمادگی جیلی برای ورود به بازار خودروی آمریکا در نمایشگاه CES 2026 (+عکس) تصویب 600 درخواست سرمایه‌گذاری خارجی به ارزش 17 میلیارد دلار در 1404 نقشه ترامپ برای جلوگیری از شکست لو رفت آیا هند از توافق نفتی با آمریکا عقب‌نشینی می‌کند؟ آیت‌الله بیات زنجانی : جشن نگرفتن نیمه‌شعبان برای هم‌دردی با مردم داغدار بیت کوین به پایین‌ترین قیمت سال ۲۰۲۵ سقوط کرد پر کردن صورت با چربی اجساد؛ مد جدید دنیای مد! عکس روز ناسا از کهکشانی با ۳ حلقه ابلاغ ضوابط تعیین حقوق ورودی خودرو ایرانیان مقیم خارج با «شکارچی» جدید بلاروس آشنا شوید؛ سلاحی که پهپادها را در هوا متلاشی می کند (+عکس) رئیس‌جمهوری کلمبیا: مهره‌های اصلی قاچاق موادمخدر در کلمبیا نیستند؛ بلکه ساکن دبی، مادرید و میامی هستند، فهرست نامشان را به ترامپ دادم مشوق‌های صادرات غیرنفتی تا سقف بودجه پرداخت می‌شود آیا عدد ۷۲ روی ناو آبراهام لینکلن یک کد سری است؟