۱۳ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۸
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۱۱۵۱
تاریخ انتشار: ۱۸:۰۴ - ۱۸-۱۰-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۱۱۵۱
انتشار: ۱۸:۰۴ - ۱۸-۱۰-۱۴۰۴

از «آغل» تا «تفاله»؛ روایت رسانه‌ای که مردم را فقط در سکوت به رسمیت می‌شناسد

از «آغل» تا «تفاله»؛ روایت رسانه‌ای که مردم را فقط در سکوت به رسمیت می‌شناسد
صداوسیما خود را رسانه «همه مردم ایران» می‌نامد، اما در عمل، تنها بخشی از مردم را «خودی» و شایسته احترام می‌داند. در حالی‌که بودجه کلان و هنگفت این سازمان، از جیب و مالیات تمام مردم ایران تأمین می‌شود؛ از همان مردمی که امروز بخشی از آن‌ها «تفاله» نامیده می‌شوند.

عصر ایران ؛ موحد منتقم - یک مجری صداوسیما، بدون تفکیک میان تجمع‌کنندگان روزهای اخیر، در واکنش به این رخدادها گفت: «این تفاله‌ها در خیابان‌ها می‌دوند و زندگی مردم را ناامن می‌کنند؛ حالا حالاها باید بدوید.».این جملات موجی از اعتراض  نارضایتی را در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرده است. 

به‌کارگیری واژه «تفاله» در آنتن زنده‌ی صداوسیما برای توصیف کسانی که در خیابان حضور دارند، صرفاً یک لغزش زبانی یا خطای فردی نیست؛ این واژه، نشانه‌ای روشن از نوع نگاه بخشی از رسانه رسمی به جامعه‌ای است که قرار بود مخاطب، صاحب و ولی‌نعمت آن باشد.

حتی اگر پس از بالاگرفتن واکنش‌ها، توضیحاتی از جنس «سوءبرداشت»، «دستکاری کلیپ» یا تفکیک میان «معترض» و «اغتشاشگر» مطرح شود، واژه‌ای که گفته شده، کار خود را کرده است؛ از آنتن عبور کرده و در حافظه جمعی نشسته است.

واژه‌ها بی‌طرف نیستند. آن‌ها حامل معنا، ایدئولوژی و نسبت گوینده با مخاطب‌اند. وقتی رسانه‌ای، ولو برای لحظه‌ای، چنین ادبیاتی را مجاز می‌شمارد، در واقع مرزهای نگاه خود به مردم را آشکار می‌کند. اصلاح و توضیح پسینی، نمی‌تواند بار معنایی تحقیرآمیز واژه‌ای را که در لحظه‌ی اوج هیجان اجتماعی به کار رفته، پاک کند.

امیرحسین طهماسبی، مجری برنامه «سلام صبح‌ به‌خیر»

مجری تلویزیون برنامه «سلام صبح‌ به‌خیر»

تفاله، محصول یک فرآیند است؛ خروجی یک سیستم عریض  و بی دروپیکر است.اگر چنین ادبیاتی از آنتن رسمی کشور پخش می‌شود، باید آن را در چارچوب ساختاری سازمانی تحلیل کرد که سال‌هاست به‌جای گفت‌وگو با جامعه، برچسب‌زنی را تمرین کرده است. همان ساختاری که در بزنگاه‌های مختلف، به‌جای شنیدن صدای اعتراض، ابتدا زبان تحقیر را فعال کرده؛ از «خس و خاشاک» تا امروز که واژه‌ای خشن‌تر و عریان‌تر به کار گرفته می‌شود. 

وقتی در بالاترین سطوح مدیریتی رسانه ملی، «همه بودن» با تعبیر «آغل» تحقیر می‌شود، طبیعی است که در پایین‌دست این ساختار، مجری‌ای در آنتن زنده مردم معترض به شرایط اقتصادی را «تفاله» بنامد. وقتی قائم‌مقام سازمان، وطنِ فراگیر را تقلیل می‌دهد و آن را مشروط به قرائت خاصی از هویت و ایمان می‌کند، دیگر نمی‌توان از یک مجری انتظار داشت که زبانش متوقف، مسئولانه و محترمانه باشد. ادبیات، از بالا به پایین نشت می‌کند.

مسئله دقیقاً همین‌جاست: صداوسیما خود را رسانه «همه مردم ایران» می‌نامد، اما در عمل، تنها بخشی از مردم را «خودی» و شایسته احترام می‌داند. در حالی‌که بودجه کلان و هنگفت این سازمان، از جیب و مالیات تمام مردم ایران تأمین می‌شود؛ از همان مردمی که امروز بخشی از آن‌ها «تفاله» نامیده می‌شوند. 

اگر قرار است رسانه‌ای فقط برای یک طیف فکری خاص برنامه بسازد و زبانش را بر اساس همان دایره محدود تنظیم کند، دست‌کم باید صادق باشد و نام «رسانه ملی» را یدک نکشد. تا زمانی که این سازمان با پول همه مردم اداره می‌شود، موظف است همه را به رسمیت بشناسد؛ حتی منتقدان، حتی معترضان، حتی آن‌هایی که شبیه مدیرانش فکر نمی‌کنند. «همه باید باشند» نه شعار تهدیدآمیز، بلکه بدیهی‌ترین اصل رسانه عمومی است.

هیچ‌کس مالک این سرزمین و این سازمان نیست. نه این ملک، ملک طلق کسی است و نه این آنتن ارث پدری.در چنین بستری، واژه «تفاله» یک خطا نیست؛ نشانه است. نشانه‌ی رسانه‌ای که به‌جای پذیرش تکثر ملت، به تحقیر آن پناه برده است.

اعتراضات اقتصادی، پدیده‌ای ناگهانی یا بی‌ریشه نیست. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، بیکاری، ناامنی شغلی و فرسایش امید اجتماعی، مجموعه‌ای از فشارهاست که بخش بزرگی از جامعه را به مرز انفجار رسانده است. مردمی که با علم به هزینه‌ها، خطرها و تبعات، به خیابان می‌آیند، نه بی‌مسئولیت‌اند و نه ناآگاه؛ آن‌ها آخرین ابزار باقی‌مانده برای دیده‌شدن را انتخاب کرده‌اند. در چنین شرایطی، اعتراض نه جرم است و نه دشمنی؛ نشانه‌ای روشن از یک بحران عمیق اجتماعی است.

وظیفه رسانه ملی، در چنین بزنگاه‌هایی، تبیین، تحلیل و ایجاد امکان گفت‌وگوست؛ نه تشدید شکاف، تحقیر معترض و تحریک احساسات. رسانه‌ای که به‌جای پرداختن به «چرایی» اعتراض، ابتدا توهین می‌کند و سپس در مواجهه با افکار عمومی به توضیح و تفکیک مفاهیم پناه می‌برد که با مدیریت فعلی بعید میدانم حتی توضیحی  بدهند عملاً از مسئولیت حرفه‌ای و اخلاقی خود فاصله گرفته است. برچسب‌زنی، ساده‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین راه برای پاک‌کردن صورت مسئله است.

تجربه تاریخی نشان داده است که تحقیر مردم، نه‌تنها اعتراض را خاموش نمی‌کند، بلکه آن را عمیق‌تر و رادیکال‌تر می‌سازد. ادبیات سخیف، شکاف میان جامعه و حاکمیت را افزایش می‌دهد و اعتماد عمومی را بیش از پیش فرسوده می‌کند. تاریخ، این لحظات را فراموش نمی‌کند. بعدها خواهند نوشت که چگونه رسانه‌ای با بودجه عمومی، به‌جای ایفای نقش میانجی، خود به یکی از عوامل تشدید خشم اجتماعی بدل شد.

نکته قابل تأمل آن است که مردم، بسته به شرایط سیاسی روز، به‌راحتی از «مردم شریف ایران» به «تفاله» تقلیل داده می‌شوند. این تغییر واژگان، نه حاصل تحلیل تازه، بلکه نشانه‌ی نگاه ابزاری به جامعه است؛ نگاهی که مردم را نه شهروند صاحب حق، بلکه توده‌ای قابل حذف از دایره احترام می‌بیند.

نمی‌شود مردم را در روزهای انتخابات و راهپیمایی‌های حکومتی، ناگهان به «مردم شریف ایران» ارتقا داد؛ همان مردمی که حضورشان تبدیل به بیانیه، مشروعیت و آمار می‌شود. اما همین مردم، اگر یک روز از نان، اجاره، بیکاری و فرسایش معیشت بگویند و اعتراض کنند، با چرخشی عجیب و بی‌واسطه، به «تفاله» تنزل پیدا کنند.

این دوگانه نه فقط توهین‌آمیز، که افشاگر نوعی نگاه ابزاری به جامعه است؛ نگاهی که مردم را نه به‌مثابه شهروند، بلکه به‌عنوان ابزار مصرف می‌کند.مردمی که تا دیروز سرمایه نمادین بودند، امروز اگر مطالبه‌گر شوند، به مزاحم، اغتشاشگر یا تفاله تقلیل می‌یابند.

مسئله اما مردم نیستند؛ مسئله زبانی‌ست که صداوسیما انتخاب کرده. زبانی که مسئولیت را حذف می‌کند و به‌جایش برچسب می‌چسباند. زبانی که به‌جای پاسخ‌گویی به بحران معیشت، صورت مسئله را تحقیر می‌کند. 

تمایز میان «معترض» و «اغتشاشگر» امری بدیهی است، اما این تمایز تنها زمانی معنا دارد که زبان رسانه، زبان عقلانیت، احترام و انصاف باشد. وقتی توهین مقدم بر تحلیل می‌شود و اصلاح، تنها پس از فشار افکار عمومی مطرح می‌گردد، دیگر این مرزبندی‌ها برای جامعه قانع‌کننده نخواهد بود.

در روزهایی که جامعه ملتهب و خشمگین است، کمترین انتظار از رسانه رسمی، حفظ حرمت مخاطب و پرهیز از ادبیات تحریک‌آمیز است. شاید در چنین شرایطی، بازنگری جدی در شیوه مواجهه با اعتراضات و در نحوه استفاده از آنتن زنده، اقدامی مسئولانه‌تر از ادامه مسیری باشد که تنها بر آتش نارضایتی می‌دمد و استفاده از چنین ادبیاتی فقط محدودیت آغل اندیشه در آن سازمان را نشان می‌دهد. 

برچسب ها: مجری ، صداوسیما ، تلویزیون
ارسال به دوستان
استفاده از قطعات تاریخی یادگار دوران هخامنشی به‌عنوان اجاق!/ وزارت میراث چه می‌کند سختی دم، رنج بازدم/ درد بی‌صدای یزدی‌ها ۷ نوع استراحت که بدن و ذهن ما به همه آن‌ها نیاز دارد بررسی آسیب های اجتماعی، در گزارش قوه‌ قضائیه و فراجا در مجمع تشخیص کاهش 3 دلاری نفت پس از کاهش تنش های منطقه ای حل معمای سیارات گمشده ستاره‌های دوتایی اعلام آمادگی شبکه برق برای مقابله با بحران‌های احتمالی «قوام السلطنه» نخست وزیر ایران در دوره قاجار و پهلوی در دوران میانسالی (عکس) گزارش عراقچی به هیات دولت درباره آخرین رفت و آمدهای دیپماتیک موبایل چه بلایی بر سر مغز کودکان می‌آورد؟ رئیس قوه قضاییه: در زمان پهلوی مردم تحقیر شدند و کرامت و عزتشان آسیب دید اسید معده فلز را حل می‌کند؛ پس چگونه به خود معده آسیب نمی‌زند؟ ریزش ۳۰۰ دلاری طلا در بازار جهانی پدر سید حسن نصرالله درگذشت سپاه: حمله پهپادی به مقرهای نیروی دریایی سپاه در استان هرمزگان، کذب است