فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۳۱۸۵
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۲ - ۲۸-۱۰-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۳۱۸۵
انتشار: ۱۱:۳۲ - ۲۸-۱۰-۱۴۰۴

چرا جهانِ ناامن، اقتدارِ هابزی می طلبد؟

چرا جهانِ ناامن، اقتدارِ هابزی می طلبد؟
امروز، جهان دوباره هابزی شده است؛ اما شاید تنها آنان که از مسیر اقتدار مشروع عبور کنند، روزی به دموکراسی پایدار برسند.

عصر ایران؛ سعید خاتمی؛ پژوهشگر حقوق بین الملل - هابز در دلِ جنگ های داخلی انگلستان، از اقتدار نوشت؛ لاک و روسو پس از ثبات، از آزادی و اراده ی جمعی گفتند.

اما ما در خاورمیانه ی پر از باروت، مستقیماً سراغ نسخه ی لاک می رویم. ترجمه ی بی زمان نظریه ها، همان قدر خطرناک است که نسخه نویسی کور از قدرت؛ اقتدار، اگر مشروع و اخلاقی باشد، خودِ صلح است.

در جهان پرآشوب امروز، بحث امنیت و اقتدار دوباره به مرکز سیاست برگشته است. از اوکراین تا خاورمیانه، از کاراکاس تا غزه، کشورها به این نتیجه رسیده اند که بدون قدرت، نه استقلال معنا دارد و نه صلح دوام می آورد.

اما باید از خود بپرسیم : کدام قدرت مشروع است و کدام اقتدار به استبداد می انجامد؟

سه فیلسوف بزرگ هابز، لاک و روسو قرن ها پیش پاسخ هایی متفاوت به همین پرسش دادند.

هابز در میانهٔ جنگ های داخلی انگلستان نوشت؛ زمانی که شهرها سوخته و اعتماد اجتماعی فرو ریخته بود. او گفت: جامعه ی بدون اقتدار، درنده خو می شود و انسان دشمن انسان. پس دولت باید مقتدر باشد تا صلح ممکن شود.

لاک اما در روزگار آرام تر پس از استقرار سلطنت مشروطه سخن گفت؛ او اقتدار را به قانون و رضایت مردم مقید کرد.

روسو نیز در فضایی متفاوت، از ارادهٔ جمعی و اخلاق اجتماعی سخن گفت تا آزادی را در چارچوب نظم حفظ کند.

اما در جامعهٔ ما، معمولاً این ظرف زمانی نظریه ها نادیده گرفته می شود.

 کتاب لویاتان مهمترین اثر هابز که در آن نظریه سیاسی خود را تبیین کرد
 کتاب لویاتان

روشنفکران وطنی، یا به تعبیر دقیق تر، آیین داران قدرتِ ترجمه شده، مستقیماً سراغ لاک و روسو می روند و هرکس از هابز حرف بزند، متهم به جنگ طلبی و اقتدارگرایی می شود.

غافل از آنکه خودِ غرب، از دل هابز به دموکراسی رسید.

انگلستانِ قرن هفدهم ابتدا اقتدار را برای حفظ بقا پذیرفت، سپس نهادها را ساخت، و تازه پس از دو قرن، توانست دموکراسی پایدار داشته باشد.

ترجمهٔ مستقیم نظریه های دموکراسی برای کشوری که بارها مورد تجاوز، تحریم و تهدید بوده، در واقع تکرار یک اشتباه تاریخی است: نادیده گرفتن زمینه.

دموکراسی بدون اقتدار، مثل خانه ای بدون پی است؛ شعارش زیباست، اما با اولین باد فرو می ریزد.

مشکل ما در خاورمیانه، نبود آزادی نیست، نبودِ ساختارهای دفاع از آزادی است.

اینجاست که بحث اقتدار مشروع معنا پیدا می کند؛ اقتداری که نه استبداد است و نه انفعال، بلکه توازنِ قدرت و اخلاق است.

در حقوق بین الملل نیز همین منطق جاری است: منشور ملل متحد استفاده از زور را ممنوع کرده، اما حق دفاع مشروع را به رسمیت شناخته است.

قدرت، اگر در خدمت صلح باشد، مشروع است.

اما شاید مهم ترین بُعد ماجرا همان چیزی باشد که ادوارد سعید یادآور می شود: هیچ نظریه ای جهان شمول نیست مگر آنکه از تجربهٔ محلی عبور کرده باشد.

طرح صفحۀ نخست کتاب لویاتان؛ این طرح نیروی قادری را نشان می‌دهد که بدنش در واقع ترکیبی از مجموعۀ افراد است. یعنی همۀ افراد یک جامعه در یک حکومت مقتدر با هم متحد می‌شوند
طرح صفحۀ نخست کتاب لویاتان

غرب نظریه های خود را از دل جنگ و تجربه ساخت؛ ما نیز باید مفاهیم قدرت، امنیت و آزادی را از دل تاریخ و واقعیت خود بازتعریف کنیم.

اقتدار برای ما، اگر از کرامت ملی برآید، خودِ صلح است؛ و اگر از ترسِ تقلید زاده شود، دشمن آزادی.

امروز، جهان دوباره هابزی شده است؛ اما شاید تنها آنان که از مسیر اقتدار مشروع عبور کنند، روزی به دموکراسی پایدار برسند.

ارسال به دوستان
حساب‌های راکد خود را تا یک ماه دیگر آنلاین ببندید الگوریتم اعتیادآور و آسیب به نوجوان‌ها؛ چند خانواده آمریکایی از شبکه‌های اجتماعی شکایت کردند وزیر جنگ آمریکا: آماده‌ایم تا در سطحی بی‌سابقه، به ایران حمله کنیم تاریخ به روایت تصویر/ آموزش دوچرخه سواری زنان شهر رویایی ۲۰ دقیقه‌ای؛ آینده زیست‌ شهری در سال ۲۰۲۶ عضو مؤتلفه: سیاست خارجی پس از جنگ نیازمند بازنگری است قوه قضاییه: ۲ عامل موساد اعدام شدند نابینایان پشت در دانشگاه فرهنگیان تغذیه‌ای که مرگ را ۲۵ درصد کاهش می‌دهد معایب شارژ بی‌سیم گوشی؛ از گرمای بیشتر تا کاهش بهره‌وری انرژی در صورت تصادف عابر در خطوط ویژه اتوبوس چه کسی مقصر است؟ ارتش چین از مدل‌های هوش مصنوعی آمریکا برای توسعه سیستم‌های دفاعی بهره می‌برد دود سیگار، دشمن پنهان مینای دندان نوزادان اهرم فولادی بدن انسان که 1130 کیلوگرم نیرو را تحمل می کند! معماری بروتالیسم در آفریقا؛ چگونه بتن و هنر هویت تازه ای به یک قاره بخشیدند؟ (+تصاویر)