۱۶ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۲
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۷۷۰۵
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۸ - ۱۳-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۷۷۰۵
انتشار: ۱۴:۴۸ - ۱۳-۱۱-۱۴۰۴

موسیقی دانی که از یک قاتل اعتراف گرفت

موسیقی دانی که از یک قاتل اعتراف گرفت
در اواخر دهه‌ ۳۰، وقتی بازجویان از شکستن سکوت جوانی روستایی به نام هوشنگ امینی (معروف به ورامینی) درمانده بودند، مردی متهم به ۶۷ قتل در اطراف تهران، نامی به میان آمد که هیچ نسبتی با این ماجرا نداشت؛ پرویز یاحقی.

در تاریخ موسیقی ایران، نام‌هایی هستند که فقط با صدا و نغمه‌شان شناخته نمی‌شوند؛ بلکه حضوری انسانی‌تر و رازآلودتر دارند. پرویز یاحقی از همین نام‌هاست. ویولن‌نوازی که زخمه‌هایش بیشتر از آن‌که تکنیکی باشند، اعتراف‌اند؛ اعتراف به اندوه، به تنهایی، به گناهِ ناگفته‌ انسان.

به گزارش ایسنا، کمتر کسی می‌داند که او، روزی نه روی صحنه، بلکه در اتاق بازجویی، نقشی ایفا کرد که نه پلیسی بود و نه قضایی؛ بلکه عمیقاً انسانی بود.

در اواخر دهه‌ ۳۰، وقتی بازجویان از شکستن سکوت جوانی روستایی به نام هوشنگ امینی (معروف به ورامینی) درمانده بودند، مردی متهم به ۶۷ قتل در اطراف تهران، نامی به میان آمد که هیچ نسبتی با این ماجرا نداشت؛ پرویز یاحقی. نوازنده‌ای شناخته‌شده در رادیو، با صدایی آرام و چهره‌ای که برای بسیاری آشنا و امن بود. و همین «امن بودن» معجزه کرد.

روزنامه ای که داستان و عکس این قاتل در آن چاپ شده بود

گفته می‌شود ورامینی، که پیش از آن به هیچ‌کس اعتماد نکرده بود، در مواجهه با یاحقی به زبان آمد. نه با تهدید، نه با فشار، بلکه با نیازی که سال‌ها در جانش ته‌نشین شده بود: شنیده شدن. اعتراف‌ها یکی‌یکی بیرون آمدند؛ آن‌قدر که حتی پذیرفت همه‌ آن‌ها در قالب یک برنامه‌ رادیویی، با همراهی یاحقی ضبط شود. لحظه‌ای که در تاریخ رسانه و موسیقی ایران، هنوز هم شگفت‌انگیز است.

به نظر می‌رسید اینجا موسیقی دیگر هنرِ سرگرمی نبود؛ وسیله‌ عبور به اعماق تاریک روان انسان بود.

قاتلی که پای چوبه دار یک آهنگساز را در آغوش گرفت

روایت‌ها می‌گویند ورامینی پای چوبه‌ دار، یاحقی را با شوق در آغوش گرفت؛ تصویری تکان‌دهنده. قاتلی که در آخرین لحظه، نه به قاضی، نه به جلاد، بلکه به یک موسیقیدان پناه می‌برد. انگار یاحقی برای او نه نماینده‌ قانون، که نماینده‌ فهمیده شدن بود؛ کسی که بدون قضاوت، صدای درونش را شنید.

شاید به همین دلیل است که ویولن یاحقی این‌قدر «اعتراف‌گونه» صدا می‌دهد. ناله‌های کش‌دار، سکوت‌های سنگین، و آن حسِ مدامِ گناهِ بی‌نام. انگار خودش هم می‌دانست انسان، پیش از آن‌که مجرم یا بی‌گناه باشد، تنهاست.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان