عصر ایران؛ زهرا کُرد- این روزها عبارات پرتکراری نظیر «من در این شرایط صحبت نمیکنم»، «فعلاً اوضاع برای گفتوگو مناسب نیست»، «بگذارید در فرصت بهتری درباره این موضوع حرف بزنیم» و «نمیخواهم مورد هجمه قرار بگیرم» از زبان صاحبان اندیشه و متفکران جامعه بسیار شنیده میشود؛ جملاتی که بیش از آنکه نشانه تأمل باشند، کار اهالی رسانه را برای تولید محتوای دقیق و واقعی با دشواری مضاعف مواجه کردهاست.
اکراه و امتناع بخشی از طبقه روشنفکر از گفتوگو و بیان وجوه مختلف آنچه بر جامعه امروز ایران میگذرد، اتفاقی تازه نیست؛ در بزنگاههای پیشین تاریخ معاصر نیز سکوتی قابل تأمل بر بسیاری از زبانها سایه انداخته بود و اندیشهورزان ترجیح داده بودند ناظرانی خاموش باقی بمانند.
با این حال تاریخ تنها با سکوت نوشته نشده است. همواره صداهایی بودهاند که منتظر «زمان مناسب» نماندهاند. نمونهای در گذشته یادآور این واقعیت است که نقش روشنفکری پیش از آنکه به نتیجهای فوری بینجامد، به ثبت یک موضع در حافظه تاریخی گره خورده است. مسؤولیتی که بیش و پیش از هنرمندان، ورزشکاران و چهرههای مشهور، بر عهده استادان علوم انسانی و صاحبان اندیشه قرار دارد.
بیتردید نمیتوان محدودیتهای رسمی و فشار افکار عمومی را نادیده گرفت. سکوت بسیاری از دانشگاهیان و فعالان اجتماعی محصول سالها زیستن در سایه ناامنی روانی و تجربه هزینههای سنگین اظهار نظر است. اما همین سکوت، هرقدر هم قابل فهم، در عمل میتواند به تقویت روند یکدستسازی و حذف تکثر بینجامد؛ روندی که در آن تنوع اندیشه به حاشیه رانده شده و عرصه عمومی به تدریج از گفتوگوی انتقادی تهی میشود.
امتناع متفکران از سخن گفتن تنها یک انتخاب شخصی نیست؛ کنشی با پیامدهای جمعی بهحساب میآید. جامعهای که از صداهای تحلیلی و مسئولانه محروم شود، لاجرم میدان را به هیجان، افراط و روایتهای یکسویه واگذار میکند.
ایران امروز جامعهای ملتهب و عزادار است؛ جامعهای که بیش از هر زمان به تبیین، تحلیل و افقگشایی نیاز دارد. در شرایطی که صداهای جنگطلب و تنشخواه در داخل و خارج بلندتر شنیده میشوند، جای خالی صدایی متفاوت، عقلانی و مسئولانه بهشدت احساس میشود. شاید این صدا نتواند مسیر سیاست را تغییر دهد، اما میتواند نشان دهد که در این برهه حساس، اندیشه به تمامی خاموش نبوده است.
مسأله امروز قهرمانسازی از روشنفکران یا مطالبه شجاعتهای فردی نیست؛ مسأله یادآوری مسؤولیتی است که ذات اندیشه با خود حمل میکند.
روشنفکر قرار نیست صرفاً پژواک صدای خیابان باشد یا با فاصلهای امن، تحولات را روایت کند.
کار او گفتنِ آن چیزی است که درست میداند، حتی اگر محبوب نباشد؛ ایستادن چند گام جلوتر از افکار عمومی و گشودن افقی که شاید هنوز برای بسیاری قابل رویت نباشد.
اگر صاحبان اندیشه از این جایگاه پیشرو عقب بنشینند، عرصه عمومی بهدست صداهایی میافتد که بیش از آنکه بر خرد و مسئولیت تکیه داشته باشند، بر هیجان و قدرت متکیاند. سکوت شاید امنتر باشد، اما تاریخ معمولاً با کسانی میماند که در زمانه دشوار، حرف حق را بر زبان آوردهاند.