۳۰ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۶
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۲۷۸۵
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۷:۲۸ - ۳۰-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۲۷۸۵
انتشار: ۱۷:۲۸ - ۳۰-۱۱-۱۴۰۴

چرا یکی از بهترین افتتاحیه‌های تاریخ سینمای ایران در کلاس‌های فیلمنامه نویسی جهان تدریس می‌شود؟ (تماشا کنید)

سکانس افتتاحیه دادگاه فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی یکی از بهترین افتتاحیه‌های تاریخ سینمای ایران است و دلیلش دقیقاً در سادگی هوشمندانه‌ آن نهفته است.

عصر ایران - سکانس افتتاحیه دادگاه فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی یکی از بهترین افتتاحیه‌های تاریخ سینمای ایران است و دلیلش دقیقاً در سادگی هوشمندانه‌ آن نهفته است.

خلاصه داستان فیلم:

فیلم داستان زوجی از طبقه متوسط تهران است که در آستانه طلاق قرار دارند. سیمین می‌خواهد برای آینده‌ بهتر دخترشان از ایران مهاجرت کند، اما نادر حاضر نیست پدر پیر و مبتلا به آلزایمرش را تنها بگذارد. جدایی آن‌ها باعث می‌شود نادر برای مراقبت از پدرش زنی به نام راضیه را استخدام کند؛ تصمیمی که به‌ظاهر ساده است اما خیلی زود به یک حادثه، یک شکایت قضایی و زنجیره‌ای از دروغ‌ها، سوءتفاهم‌ها و انتخاب‌های اخلاقی پیچیده منجر می‌شود.

در مرکز داستان، دخترشان ترمه قرار دارد؛ کودکی که میان حقیقت، دروغ، عشق به والدین و فشار قضاوت گرفتار شده است. فیلم قدم‌به‌قدم نشان می‌دهد چگونه یک اختلاف خانوادگی معمولی می‌تواند به بحرانی اخلاقی تبدیل شود که هیچ پاسخ ساده‌ای ندارد و هر شخصیت، با منطق خودش، «حق» دارد.

چرا سکانس دادگاه افتتاحیه مرجع است؟

در همان اولین دقایق فیلم، ما مستقیماً روبه‌روی نادر و سیمین می‌نشینیم؛ جای دوربین دقیقاً جای قاضی است. این انتخاب ساده اما بسیار حساب‌شده باعث می‌شود تماشاگر از همان ابتدا وارد موقعیت قضاوت شود، نه صرفاً تماشا. فیلم به ما نمی‌گوید حق با چه کسی است، بلکه از ما می‌خواهد گوش بدهیم و تصمیم بگیریم.

این سکانس مرجع است چون بدون موسیقی، بدون حرکت نمایشی دوربین و بدون مقدمه‌چینی، هستهٔ اصلی کل فیلم را معرفی می‌کند: تعارض میان حق‌های برابر. نادر حرف خودش را دارد، سیمین هم منطق خودش را؛ هیچ‌کدام شرور یا قهرمان نیستند. همین بی‌طرفی اخلاقی، امضای سینمای فرهادی است.

از نظر کارگردانی، همه‌چیز به‌شدت کنترل‌شده است: قاب ثابت، دیالوگ‌های دقیق، بازی‌های کاملاً طبیعی. جای دوربین ثابت است چون حقیقت هم در این جهان تکان نمی‌خورد و فقط زاویه دید ما عوض می‌شود. این سکانس به‌نوعی نقشه راه فیلم است: هرچه جلوتر می‌رویم، باز هم مجبوریم قضاوت کنیم، و هر بار کار سخت‌تر می‌شود.

چرا این سکانس در کلاس‌های فیلمنامه‌نویسی تدریس می‌شود؟

این سکانس در کلاس‌های فیلمنامه‌نویسی تدریس می‌شود، چون مثل یک درس کاملِ فشرده عمل می‌کند؛ انگار در چند دقیقه، اصول اساسی درام مدرن را جلوی چشم مخاطب می‌گذارد.

اطلاعات حیاتی داستان را بدون توضیح اضافی می‌دهد. ما می‌فهمیم زوجی در آستانه جدایی‌ قرار دارند، مسئله مهاجرت مطرح است، پدری بیمار وجود دارد، و کودکی در میانه این بحران گیر افتاده؛ همه فقط از دل دیالوگ‌ها.

دوم اینکه سکانس نمونه‌ای درخشان از تعارضِ چندلایه است. دعوا فقط بین نادر و سیمین نیست، هر کدام با قانون، با اخلاق، با خانواده و حتی با خودشان درگیرند. دانشجو یاد می‌گیرد که یک صحنه خوب فقط یک کشمکش ساده ندارد، بلکه چند فشار هم‌ زمان را روی شخصیت‌ها می‌گذارد.

نکته مهم‌تر این است که سکانس تماشاگر را شریک درام می‌کند. چون دوربین جای قاضی نشسته، نویسنده عملاً مسئولیت قضاوت را به ما واگذار می‌کند. در کلاس‌ها این مثال را می‌زنند تا نشان دهند چگونه می‌شود مخاطب را از مصرف‌کنندهٔ داستان به بخشی از ساختار درام تبدیل کرد.

از نظر دیالوگ‌نویسی هم این صحنه یک مرجع است: دیالوگ‌ها کاملاً طبیعی‌اند، اما هر جمله کارکرد دارد، یا شخصیت را می‌سازد، یا گره را محکم‌تر می‌کند. هیچ جمله‌ای تزئینی نیست، هیچ حرفی فقط برای «اطلاع‌رسانی» زده نمی‌شود.

این صحنه تدریس می‌شود چون فیلمنامه جواب نمی‌دهد، سؤال می‌سازد. به دانشجو یاد می‌دهد که درام قوی الزاماً درباره خوب و بد نیست، بلکه درباره انتخاب‌های سخت میان حق‌های متضاد است.

و در نهایت، این سکانس مرجع است چون نشان می‌دهد چطور می‌شود با یک صحنهٔ ساده، هم داستان را شروع کرد، هم شخصیت ساخت، هم تم را گفت، و هم ذهن تماشاگر را درگیر کرد، بدون هیچ گونه اغراقی.

ویدئوهای بیشتر از «سکانس‌های برتر سینمای ایران و جهان» را اینجا ببینید.

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Sweden
۱۷:۵۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۳۰
1
0
من کلا از لیلا حاتمی بدم میاد.هیچ احساسی.هیچ تغییر چهره ای.هیچ لحن خاصی یا هیچ فرم خاصی در بازیش نمی بینی.همیشه یکنواخت و خسته کننده.همیشه یک فرم و روال.فقط بخاطر اینکه زمونی باباش کارگردان بوده. وارد بازیگری شده.من 10 ها نفرو میشناسم که میتونن خیلی خوب جای اون باشن اما چون نه پدرشون کارگردانی چیزی بوده وقواعد سینما رو هم بلدنیستن نمی تونن برن سینما.یکیش یکی از زنان همکار سابق من.که انقد خوب نقش بازی میکردو خوب باچهره وابروهاش فیلم بازی میکرد که یهو در یکسال از کارمند ساده شد معاون رئیس کل و بعد از دو سال که رئیس بازنشسته شد اونم شد رئیس . از اونوقت منهم از اونجا اومدم بیرون !!اعتقاد پیداکردم که ادم ها امروزه بیشتر نقش بازی میکنن تا اینکه زندگی کنن !!هرچی بهتر نقش بازی کردی بالاتر میری ! :)
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۳۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۳۰
0
1
این سکانس شاهکاره
نتانیاهو: آمریکا با خلع سلاح حماس موافق است اتحادیه اروپا: پیشرفت‌ها در مذاکرات هسته‌ای دلگرم‌کننده است/ دیپلماسی تنها راه‌حل پایدار جنجال تغییرات خانم بازیگری که در ماه رمضان امسال مجری تلویزیون شد (+عکس) دیدارهای وزیر ارتباطات با مقامات عالی رتبه سایر کشورها در حاشیه اجلاس هوش مصنوعی هند تأکید وزیر ارتباطات بر توسعه همکاری‌های هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات با هند شمار شهدای جنگ غزه به ۷۲ هزار و ۶۹ نفر رسید  سرباز اسرائیلی جلوی دوربین: هم کشتیم و هم تجاوز کردیم! ادعای ترامپ: باید با ایران به توافق معناداری دست یابیم  رونمایی کره شمالی از راکت‌اندازهای هسته‌ای لندن مقابل واشنگتن؛ مخالفت بریتانیا با استفاده از پایگاه‌هایش علیه ایران "ربنا"ی شجریان ؛ تاریخچه یک میراث برگزاری محفل انس با قرآن کریم با حضور مقام معظم رهبری ترامپ درباره ایران: تا 10 روز آینده مشخص می شود / امیدوارم ایران را هم در این جمع شورای صلح، ببینیم مهدی سجاده‌چی داور جشنواره فجر: خیانت به خودم و سینما بود، اگر داوری را نمی‌پذیرفتم ترامپ: ظرف ۱۰ روز آینده خواهیم فهمید که آیا با ایران به توافق خواهیم رسید یا خیر
نظرسنجی
به نظر شما هدف آمریکا از مذاکرات اخیر با ایران چیست؟