سعید خادمی، دانشآموخته نرمافزار کامپیوتر، مدیریت استراتژیک و مدیریت آموزشی
پیامدهای آموزشی و سلامت دیجیتال نیز قابل چشمپوشی نیست. دسترسی دشوار به منابع علمی بینالمللی، پلتفرمهای آموزشی و ابزارهای پژوهشی، هزینه تولید علم را افزایش میدهد و زمان انجام پروژهها را طولانی میکند.
در حوزه سلامت، کاهش دسترسی به خدمات آنلاین، مشاورههای از راه دور و نسخهنویسی دیجیتال میتواند اثر مستقیم بر کیفیت خدمات داشته باشد. در شرایطی که بسیاری از کشورها به سمت دولت الکترونیک و پزشکی از راه دور حرکت کردهاند، کندی و اختلال در اتصال، شکاف توسعه را عمیقتر میکند.
بحث اصلی نه «آزادی مطلق» است و نه «کنترل مطلق»، بلکه انتخاب میان منع فراگیر و تنظیمگری هوشمند است. تنظیمگری هوشمند به معنای تعریف دقیق مصادیق مجرمانه، شفافیت در فرآیند تصمیمگیری، نظارت قضایی مستقل، ارزیابی اثرات اقتصادی و اجتماعی هر محدودیت پیش از اجرا و تمرکز بر مسئولیتپذیری پلتفرمها به جای مسدودسازی کامل آنهاست.
در این رویکرد، بهجای ایجاد اختلال سراسری، ابزارهای هدفمند به کار گرفته میشود؛ برای مثال، حذف محتوای مجرمانه مشخص با حکم قضایی، همکاری فنی با پلتفرمها برای پالایش محدود، و آموزش کاربران برای افزایش سواد رسانهای. همزمان توسعه زیرساختهای پهنباند، گسترش فیبر نوری و بهکارگیری کامل پروتکلهای نوین اینترنت باید بدون محدودیت غیرضروری دنبال شود تا کیفیت شبکه ارتقا یابد.
شفافیت، عنصر کلیدی این گذار است. هر محدودیت باید دارای مبنای قانونی روشن، دامنه زمانی مشخص و گزارش ارزیابی اثرات باشد. انتشار عمومی دادههای مربوط به کیفیت شبکه، شاخصهای اختلال و هزینههای اقتصادی، امکان گفتوگوی مبتنی بر شواهد را فراهم میکند. همچنین باید میان «صیانت از کودکان» و «محدودسازی عمومی» تفکیک قائل شد؛ ابزارهای کنترل والدین و فیلترهای انتخابی در سطح کاربر میتوانند هدف حفاظت را محقق کنند، بدون آنکه کل جامعه را وارد چرخه دور زدن مقررات کنند.
اقتصاد دیجیتال امروز یکی از معدود پیشرانهای رشد غیرنفتی است. ادامه مسیر فعلی به معنای تداوم خروج سرمایه انسانی، کاهش سرمایهگذاری و گسترش بازارهای غیررسمی است. در مقابل، انتخاب مسیر تنظیمگری شفاف و مبتنی بر داده میتواند هم امنیت را تقویت کند و هم رشد اقتصادی را. مسئله اینترنت، مسئله یک ابزار ارتباطی نیست؛ مسئله معماری توسعه است. کشوری که زیرساخت ارتباطی خود را تضعیف کند، در واقع توان رقابت خود را محدود کرده است.
خودتحریمی دیجیتال مفهومی انتزاعی نیست؛ واقعیتی است که در آمار بهرهوری، در قبض انرژی، در نرخ مهاجرت متخصصان و در رفتار روزمره شهروندان قابل مشاهده است. تصمیم امروز درباره شیوه حکمرانی اینترنت، تصمیمی درباره کیفیت اقتصاد، فرهنگ قانونمداری و آینده توسعه کشور است. انتخاب میان منع گسترده و تنظیمگری هوشمند، در نهایت انتخاب میان فرسایش تدریجی یا بازسازی اعتماد و کارآمدی است.
پیام نهایی برای سیاستگذاران و ذینفعان این است که سرمایهگذاری در زیرساختهای باز و شفاف، تعریف دقیق مقررات، ارزیابی اثرات پیش از اجرای محدودیتها و آموزش عمومی، تنها راه تضمین رشد اقتصادی، بهرهوری، امنیت و فرهنگ قانونمداری در فضای دیجیتال است. هر تصمیم نهایی درباره اینترنت، در واقع تصمیمی درباره آینده اقتصاد و جامعه ایران است؛ بنابراین اتخاذ راهبردهای هوشمند، شفاف و مبتنی بر شواهد، ضرورتی ملی و غیرقابلاجتناب است.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر