فروغ فکری از اتفاقی عجیب در یک مدرسه تهران پرده برداشت.
به گزارش پیام ما، بعد از آنکه یک مرد و زن، با عنوان تحلیلگر سیاسی به مدرسهای در تهران رفتند و تصاویری خشن از اعتراضات دیماه را به بچههای پایه دهم نشان دادند، یکی از بچهها غش کرد و بچههای دیگر حال روحی بدی را تجربه کردند. این روایتی شنیده شده از اتفاقی است که میگویند در مدارس برخی از شهرها رخ داده.
همه آنها اما میخواهند نامشان در گزارش نیایند، نام شهر و مدرسهشان عنوان نشود و مهمتر از همه اینها، فضای مدرسه بار دیگر مدرسه شود؛ بدون حضور عوامل خارجی، تصویربرداری از بچهها، تهییج آنها و نشاندادن فیلمهای خشن از اعتراضات.
هرچند پیگیری ما از سخنگوی آموزشوپرورش دراینباره بینتیجه بود، اما روابطعمومی این وزارتخانه گفت «سخنگو پیشازاین درباره بازداشت دانشآموزان و فضای امنیتی صحبت و آن را تکذیب کرده است، از همان استفاده کنید.»
پیگیریها در این زمینه همچنان ادامه دارد و از مسئولان مربوطه میخواهیم که در این زمینه پاسخگوی نگرانیهای خانوادهها باشند.
هیچچیز بعد از ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ مانند قبل نیست؛ نه خیابانها، نه خانهها و نه مدرسهها. حالا بیش از ۴۰ روز از آن زمان خونین میگذرد و جای خالی دانشآموزان کشتهشده با گل پر شده است و بازماندگان ناخوش و بیتاباند. این گزارش روایت شنیدهشده از چند معلم و دانشآموز در شهرهای مختلف است که بعد روزهای خونین دیماه، فضای مدرسه برایشان ناامن است و از حضور افرادی گلهمندند که در این شرایط، سختی مضاعفی بر آنها تحمیل میکنند.
«۱۰ روز بعد از ۱۹ دی، عدهای به مدرسه آمدند و هرچه مدیر تلاش کرد نتوانست آنها را متقاعد کند به کلاسها نروند. با بچهها صحبت میکردند. بعضی وقتها اسمی یادداشت میکردند و البته دوربین فیلمبرداری هم بههمراه داشتند.»
یکی دیگر از معلمان که پایه نهم درس میدهد، از وضع روحی بچهها میگوید و از اینکه آنها تحمل پذیرش و حضور این افراد را ندارند. «یک آقا و یک خانم آمدند. خودشان را تحلیلگر سیاسی معرفی کردند. از بچهها پرسیدند چه مدل گوشیای دارند، چه اپلیکیشنهایی در آن نصب است و سؤالات مختلف از شرایط کشور میپرسیدند. بچهها اصلاً در شرایط خوبی نیستند و بهراحتی از کوره درمیروند. واقعاً نباید در مدرسه چنین اتفاقاتی رخ دهد. مدرسه نباید چنین فضایی داشته باشد. هیچیک از دانشآموزان نباید در چنین جوی قرار گیرند. این اتفاقات ما معلمان را مستأصل کرده است، نمیدانیم چطور خود و بچهها را آرام کنیم.»
شرایط در متوسطه دوم سختتر است و بچهها بیشتر تحت فشارند. مسئولان تعدادی از مدارس در هفتههای اخیر با نگرانیهای والدین روبهرو بودند. برخی والدین اعلام کردهاند تماسهایی داشتهاند و همین هم باعث شده نخواهند بچههایشان به مدرسه بروند.
«نشاندادن عکس و فیلم از اعتراضات هم بسیار زیاد بوده، این کار باعث عصبی شدن بچهها شده و آنها از درس افتادهاند. خانوادهها بهخاطر این جو نمیخواهند فرزندشان به مدرسه بیاید و غیبتها بسیار زیاد شده. در یک کلاس تا ۱۲ نفر غایب داشتیم و این برای روزهای متوالی ادامه پیدا کرده.»
افزایش غیبتها هم به یکی دیگر از مشکلات دانشآموزان، خانوادهها و مدرسه بدل شده است. «از ادارهکل گفتهاند هر دانشآموزی بیش از سه غیبت داشت، نامش از سامانه سیدا (سامانه ثبت نمرات دانشآموزی) حذف میشود و این بهمعنای اخراج دانشآموز است. دانشآموزانی داشتیم که بعد از اعتراضات سر کلاس نیامدهاند یا تعداد غیبتهایشان زیاد بود و حالا گفتهاند از سوی اداره اخراج میشوند؛ نه از سوی مدرسه. این وضعیت غیرقابلتحمل و غیرقابلباور است. بچهها نیاز به امنیت دارند و بعد از چنین بحران جمعیای نمیتوان با فشار مضاعف فضا را مدیریت کرد. باید بدانند فقط کار بدتر میشود و جلوی برخوردهای غیرقانونی گرفته شود.»
«محمدرضا نیکنژاد»، معلم و کارشناس آموزشی، هم این روایتها را شنیده؛ هم از معلمان شهرهای مختلف و هم از دانشآموزان. او هم شنیده سخنرانانی وارد مدارس شدهاند، برای بچهها فیلمهایی گذاشتهاند و آنها را وارد بحث کردهاند.
«نمیدانیم هدف آنها چیست؛ برای اقناع بچههاست یا برای ترساندن و ایجاد وحشت در آنها. اما میدانیم نه اقناع با این روش کارساز است و نه ایجاد وحشت با این روش جواب میدهد. بچههای نسل جدید بسیار متفاوت از نسلهای گذشتهاند. آنها مقابل حرفی که با منطقشان سازگار نباشد، میایستند و نظرشان را میگویند. این درحالیاست که اغلب این افرادی که به مدارس میآیند، مایلند حرف و عقیده خود را به بچهها تحمیل کنند.»
او میگوید آنچه اکنون شاهدش هستیم، نتیجه فشارها بر بچههای دهههای گذشته است. نمیتوان با اجبارهایی ازایندست و ناامن کردن مدرسه بهدنبال رسیدن به هدف خوبی بود. «اگر عقلانیتی وجود داشت، بهجای آمدن سر کلاسها و تحریک بچهها و یا تصویربرداری از آنها بهدنبال تحقیق درست و جامع از شرایط میرفتند و تلاش میکردند بهصورت ریشهای مشکلات را حل کنند.»
نیکنژاد میگوید هرچند آموزشوپرورش میگوید دانشآموز بازداشتیای نداریم، اما آنها آماری از دانشآموزان بازداشتی دارند و نگران آنها هستند. به همین ترتیب، آموزشوپرورش حضور افرادی برای صحبت با بچهها و یا ترساندن آنها را هم تکذیب میکند.
«اما واقعیت با این تکذیبها پیش نمیرود. واقعیت چیزی است که با آن روبهروییم. اینکه آموزشوپرورش وجود چنین مواردی را تکذیب کند، آیا تأثیری در واقعیت دارد؟ شورای تشکلهای صنفی معلمان هم دراینباره بیانیه داده، اما متأسفانه بدنه وزارتخانه آموزشوپرورش نمیخواهد مقابل چنین بیقانونیهایی که مستقیماً به بچهها و سیستم آموزشی کشور آسیب میزند، بایستد.»
او میگوید در حال حاضر بسیاری از معلمان از این وضعیت ناراضیاند. آنان از انفعال وزارتخانه گله دارند و این انفعال را عامل تشدید امنیتی شدن فضا عنوان میکنند. «بهصراحت گفتهاند ۳ درصد از بازداشتیها زیر ۲۰ سال هستند. ما مطمئنایم نیمی از اینها دانشآموزند. اما نگاه در رأس وزارتخانه به آنها با پیشداوری است و آنها را نه بهعنوان دانشآموز که بهعنوان اغتشاشگر میبینند و همین کار را برای پیگیری سخت کرده است. آموزشوپرورش باید مقابل امنیتیشدن فضای مدارس بایستد. مدرسه باید نقطه امن دانشآموزان باشد، نه جایی که بهواسطه نمایش فیلمها یا صحبتهای افراد خاص، آنها را فراری دهد.»
پیگیری از مسئولان آموزشوپرورش دراینباره بینتیجه بود. «علی فرهادی»، سخنگوی آموزشوپرورش پاسخ ما را نداد و روابطعمومی این وزارتخانه هم به پاسخهای چند روز قبل سخنگو درباره دستگیری دانشآموزان از مدارس ارجاع داد و گفت: «پاسخ اصلی را سخنگو باید بگوید و ایشان هم در روزهای اخیر درباره وضعیت امنیتی و بازداشت بچهها صحبت و این اخبار را تکذیب کردهاند.»
علی فرهادی چند روز قبل ورود نیروهای امنیتی به مدارس برای بازداشت بچهها را شایعه خوانده و آن را رد کرده بود.
او در ادامه گفته بود: «هیچ دستگیری اتفاق نیفتاده است. با همکاری همه مسئولان ذیربط و پیگیریهای وزیر آموزشوپرورش در همان ابتدای اغتشاشات هیچ دانشآموزی در بازداشت نماند.»
این درحالیاست که «محمد حبیبی»، سخنگوی شورای تشکلهای صنفی فرهنگیان، در روزهای گذشته با رد گفتههای «علیرضا کاظمی»، وزیر آموزشوپرورش، و فرهادی، سخنگوی این وزارتخانه، درباره آزادی همه بازداشتیها، گفته بود: «شواهد و پیگیریهای میدانی نشان میدهد همچنان شماری از کودکان و دانشآموزان در بازداشت به سر میبرند و هفته گذشته سه دانشآموز بازداشتی در یاسوج از کانون اصلاح و تربیت آزاد شدند. آزادی این دانشآموزان، در عمل اظهارات پیشین مسئولان وزارت آموزشوپرورش را نقض میکند.»
حبیبی با اشاره به اینکه مواردی از بازداشت دانشآموزان در استانهایی مانند کردستان و کرمانشاه رسانهای شده است، توضیح داد: «بخش قابلتوجهی از این پروندهها بهدلیل حساسیت و نگرانی خانوادهها بازتاب رسانهای پیدا نمیکند. بسیاری از خانوادهها نگراناند که انتشار اخبار مربوط به وضعیت فرزندانشان روند رسیدگی یا آزادی آنان را پیچیدهتر کند و ترجیح میدهند موضوع رسانهای نشود. بااینحال، براساس اطلاعات جمعآوریشده هنوز حدود ۵۰ دانشآموز در بازداشت هستند، هرچند بهدلیل نبود شفافیت آماری، ارائه عدد دقیق دشوار است.»
فرهادی اما نسبت به حضور نیروهایی با عناوین مختلف و صحبت با بچهها، فیلمبرداری از آنها و کارهایی ازایندست، واکنشی نشان نداده و حالا دانشآموزان و معلمان از صحبت درباره امنیتیشدن فضای مدارس، آمدن عدهای از سوی ارگانهای مختلف برای صحبت با بچهها، تهییج آنها، نشاندادن فیلمهای خشن از اعتراضات به آنها هم میترسند. آنها میگویند همهچیز با تکذیب آموزشوپرورش روبهرو میشود و ایستادگی برای حفاظت از جسم و روان دانشآموزان، خصوصاً پایههای متوسطه دوم از هر چیزی سختتر شده.
معلمان میخواهند این فضا تغییر کند، افراد مختلف با هر عنوانی اجازه حضور در مدارس را نداشته باشند و بچهها بهخاطر ترس از جو حاکم غیبت نکنند؛ مواردی که ابتداییترین حقوق دانشآموزان و معلمان است، حقی که نادیده گرفته شده و تلاشی برای احقاق آن از سوی نهاد متولی وجود ندارد.