فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۹۷۹۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۳ - ۱۱-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۹۷۹۷
انتشار: ۱۳:۴۳ - ۱۱-۰۲-۱۴۰۵
نگاهی به لایه های پنهان فیلم بزرگ لوکینو ویسکونتی

تراژدیِ معصومیت؛ آیا مهربانیِ «روکو» جنایت‌بار است؟ / گاهی معصومیت، دردناک‌ترین سلاحِ جهان است

روکو و برادرانش
در تاریخ سینما، کمتر شخصیتی به اندازه «روکو پاروندی» در فیلم «روکو و برادرانش» توانسته است مرزهای میان قدیس‌وارگی و خودویرانگری را چنین لرزان و مبهم ترسیم کند.

عصر ایران؛ محسن سلیمانی فاخر- تحلیل پیش رو، با نگاهی به لایه‌های پنهان فیلم بزرگ لوکینو ویسکونتی، به کالبدشکافی تضاد میان «اخلاق قدسی» و «ضرورت عقلانی» در شخصیت روکو می‌پردازد.

در تاریخ سینما، کمتر شخصیتی به اندازه «روکو پاروندی» در فیلم «روکو و برادرانش» توانسته است مرزهای میان قدیس‌وارگی و خودویرانگری را چنین لرزان و مبهم ترسیم کند. 

لوکینو ویسکونتی در این حماسه نئورئالیستی-ملودراماتیک، خانواده‌ای را از خاکِ سنتی جنوب به آهن و سیمانِ مدرن شمال پرتاب می‌کند؛ هجرتی که نه فقط یک جابه‌جایی جغرافیایی، بلکه یک گسستِ اخلاقی است. در این میان، روکو (آلن دلون) نه یک قهرمان سنتی، بلکه تجسمِ یک مسیحِ معاصر است که صلیبِ گناهان برادرانش را بر دوش می‌کشد. اما این بخشایشِ بی‌پایان، مرهمی بر زخم‌های خانواده است یا نمکی که بر جراحتِ اجتماع پاشیده می‌شود؟

استعاره دست و زوالِ وحدت

ویسکونتی فیلم را به پنج اپیزود تقسیم می‌کند؛ پنج برادر که بنا به تعبیر سنتیِ مادر باید پنج انگشت یک دست باشند. این ساختارِ اپیزودیک، از همان ابتدا بر اهمیتِ کُلیت تأکید دارد. اما میلان، شهری که سردیِ صنعتی‌اش در تضاد با گرمای جنوب است، این دست را خُرد می‌کند. وینچنزو به زندگی شخصی خود پناه می‌برد، سیمونه در لجن‌زار شهوت و قمار غرق می‌شود و چیرو به نظمِ خشکِ کارخانه‌ای می‌پیوندد. در این تلاطم، روکو تنها کسی است که می‌کوشد با چنگ و دندان، مفهومِ خانواده را به‌عنوان تنها پناهگاهِ باقی‌مانده حفظ کند. اما او برای این حفظِ ظاهر، بهایی گزاف می‌پردازد: قربانی کردنِ فردیت در پایِ پیوندِ خونی.

روکو؛ قدیسی در رینگِ بوکس

شخصیت روکو پارادوکسِ تجسم‌یافته است. او با چهره‌ای معصوم و نگاهی که گویی به جهانی دیگر تعلق دارد، وارد خشونت‌بارترین ورزش مدرن (بوکس) می‌شود. پارادوکس اینجاست که او در رینگ، برای نجات برادرِ خطاکارش (سیمونه) مشت می‌زند. روکو از خشونت بیزار است، اما برای ادای بدهی‌های برادر، تن به خشونت می‌دهد.

اینجاست که نویسندگان فیلمنامه لایه‌ای عمیق از الهیات را وارد درام می‌کنند؛ روکو معتقد است که گناهِ برادر، گناهِ اوست. او خود را در جنایات سیمونه شریک می‌بیند و با هر مشتی که می‌خورد، گویی در حال توبه است. اما آیا این ایثار، به اصلاحِ سیمونه منجر می‌شود؟ خیر؛ سیمونه در سایه این بخشایشِ بی‌قیدوشرط، وقیح‌تر و درنده‌تر می‌شود.

زن؛ قربانیِ میانِ معصومیت و جنایت

نقطه عطفِ واکاویِ اخلاقی فیلم، رابطه مثلثی میان روکو، نادیا و سیمونه است. نادیا، زنی که از لایه‌های زیرین و تاریک شهر برآمده، در پاکیِ روکو راهی برای رستگاری می‌یابد. اما روکو در یکی از بحث‌برانگیزترین تصمیماتِ تاریخ سینما، نادیا را وادار می‌کند به آغوشِ شکنجه‌گرش بازگردد. استدلال روکو، استدلالی قدسی اما ویرانگر است؛ «سیمونه به تو نیاز دارد تا نابود نشود». 

اینجاست که مهربانیِ روکو رنگِ «هم‌دستی در جنایت» به خود می‌گیرد. روکو با فرستادن نادیا به مسلخ، عملاً حکم قتل او را امضا می‌کند. اینجا مهربانی دیگر یک فضیلت نیست، بلکه یک جزم‌اندیشیِ عاطفی است. نادیا قربانی می‌شود تا شاید پیوند میان دو برادر نگسلد. خون نادیا بر دستان سیمونه است، اما سایه‌ی روکو بر سرِ این جنایت سنگینی می‌کند.

تقابل عقل و ایمان؛ چیرو در برابر روکو

در پایان فیلم، ویسکونتی از زبان «چیرو» ؛ برادر واقع‌گرا و کارگر، نقدِ نهایی را وارد می‌کند. چیرو، نماینده‌ی عقلانیت مدرن و نظم اجتماعی است. اوست که متوجه می‌شود مهربانیِ روکو، سیمونه را به یک هیولای غیرقابل‌کنترل تبدیل کرده است. جمله معروف فیلم که «روکو زیادی مهربان بود»، مانیفستِ عبور از اخلاقِ قبیله‌ای به اخلاقِ مدنی است. 

وینچنزو و چیرو متوجه شده‌اند که برای زنده ماندنِ «کل»، گاهی باید عضوِ فاسد را قطع کرد. اما روکو نمی‌تواند؛ او در عشق به انسانیت دچار نوعی جنون است. او ترجیح می‌دهد تمام جهان ویران شود اما پیوندِ برادری‌اش با یک قاتل گسسته نشود. این همان جنونِ مقدس است که روکو را در تاریخ سینما ماندگار کرده، اما هم‌زمان او را به شخصیتی خطرناک بدل می‌سازد.

فضیلتی که به رذیلت پهلو می‌زند

آیا باید از روکو بیزار بود؟ روکو تجسمِ آن چیزی است که جهانِ مدرن به‌شدت به آن نیاز دارد و هم‌زمان از آن هراس دارد؛ «ایثارِ مطلق». او به ما یادآوری می‌کند که بدون پیوندهای انسانی هیچ هستیم، اما تراژدیِ او هشدار می‌دهد که مهربانیِ بدونِ «عدالت»، مسیری است که به دوزخ ختم می‌شود.

در سکانس پایانی، وقتی برادر کوچک‌تر (لوکا) به سمتِ دهکده خیالیِ رویاهایشان می‌دود، ما می‌مانیم و این پرسشِ تلخ؛ آیا دنیای ما جای بهتری می‌شد اگر همه مثل روکو بودند؟ شاید نادیاها زنده می‌ماندند اگر عقلِ منطقی حاکم بود، اما بدونِ قلبِ تپنده و دردمندِ روکو روح بشریت در میانِ چرخ‌دنده‌های میلانِ سرد و صنعتی منجمد می‌شد. 

روکو پاروندی گویی به مخاطب می‌آموزد که «انسان بودن» یعنی زیستن در میانِ این تضادِ ابدی؛ جایی میانِ مشت‌های گره‌کرده در رینگ و دست‌های باز برای بخشایش، حتی اگر این بخشایش به قیمتِ ریخته شدنِ معصومانه‌ترین خون‌ها تمام شود. ویسکونتی با خلق روکو، آیینه‌ای در برابر ما می‌گیرد تا ببینیم که گاهی معصومیت، دردناک‌ترین سلاحِ جهان است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
چرا راهکارهای نوین کاهش مصرف انرژی در ایران اجرا نمی شوند؟ نجات ۵ مرزنشین از غرق‌ شدن در آب‌های بندرعباس پاسخ مدیر سازمان سینمایی به سرنوشت حذف پروانه ساخت و غیبت نمایندگان خانه سینما پروژه جامع شاهنامه کلید خورد پلیس: نوزاد دو ماهه تهرانی که ربوده‌ شده بود، پیدا شد/ دو زن متهمان این پرونده هستند زنگ خطر کمبود نیروی کار برای ساختمان/ سازندگان با چالش نیروی انسانی مواجهند توضیح خانواده اکبر عبدی درباره سنگ مزار و اهدا یادگاری‌ها به موزه انتقاد از پلیس به خاطر تعلل در صدور گواهینامه موتورسیکلت زنان: صدور گواهینامه زنان یک مطالبه عمومی است تکذیب شایعه امکان خدمت سربازی مشمولان فوتبالیست در تیم‌های غیرنظامی لیگ برتر مهم ترین متغیر روابط عمومی: انسان و مسئله عدم قطعیت سردار باقرزاده: حال خلبانان اسیر ایرانی در قطر خوب نیست/ آنها روی آب نگهداری می شوند «خانه ریز» کلاهی گشاد بر سر فرودستان متقاضی مسکن؟! امنیت سفر برای زنان در اسنپ؛ از پیشگیری تا پیگیری موافقت قطر با حضور تیم کارشناسی ایران برای دیدار با خلبانان اسیر عارف: بنزین غیراستاندارد تولید می کنیم تا خودروها 3 لیتر بیشتر بنزین داشته باشند!
نظرسنجی
با توجه به بحرانی شدن وضعیت بنزین در ایران، شما کدام روش را برای مدیریت آن بهتر یا کم ضررتر می دانید؟