فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۳۵۵۹
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۱ - ۲۷-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۳۵۵۹
انتشار: ۱۱:۱۱ - ۲۷-۰۲-۱۴۰۵

تریتا پارسی: چرا چین با قطعنامه آمریکا درباره تنگه هرمز مخالف است؟

شی جین پینگ
پکن نمی‌تواند روی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای مقاومت در برابر فشار ایالات متحده برای مسدود کردن نفت به چین در آن سناریو حساب کند. تنها کشوری در خلیج فارس که می‌تواند و احتمالا در برابر فشار ایالات متحده مقاومت خواهد کرد، ایران است.

"تریتا پارسی" یکی از بنیانگذاران و معاون اجرایی موسسه "کوئینسی" آمریکا در مقاله ای که در وبگاه اندیشکده کوئینسی ( ریسپانسیبل استیت کرفت) منتشر شده دلایل مخالفت چین با قطعنامه جدید آمریکا و بحرین درباره تنگه هرمز را تشریح کرده است.

به گزارش عصرایران، در این مقاله آمده است: پکن خود را در موقعیتی قرار نمی‌دهد که دسترسی به نفت ایران را از دست بدهد و از درخواست سازمان ملل برای اعمال زور نیز حمایت نخواهد کرد.

با توجه به اینکه مقامات ترامپ ادعا می‌کنند چینی‌ها در پکن به ترامپ گفته‌اند که موافق بازگشایی تنگه هستند، ابهاماتی در مورد اینکه چرا سفیر چین در سازمان ملل از قطعنامه ایالات متحده و بحرین در مورد تنگه هرمز انتقاد کرده است، وجود دارد.

این ابهام ممکن است در مورد معنای واقعی "باز" (بودن تنگه هرمز) در این زمینه باشد.

بر اساس گفتگوهای من با دیپلمات‌های چینی، "باز" برای چینی‌ها به این معنی است که ترافیک از طریق تنگه جریان دارد. نفت، گاز و کالاها وارد و خارج می‌شوند. پول رد و بدل می‌شود. تجارت غالب است.
این بدان معنا نیست که نمی‌توان مکانیسمی وجود داشته باشد که در آن کشورهای منطقه برای ترانزیت هزینه دریافت کنند. حتی با وجود دریافت عوارض، نفت همچنان می‌تواند جریان داشته باشد. با این حال، محاصره (دریایی آمریکا علیه ایران) چیزی است که تنگه را بسته نگه می‌دارد - نه هزینه و دریافت عوارض.

در حالی که ترجیح آنها به طور قابل درکی این است که اصلا عوارضی وجود نداشته باشد، پیشنهادهایی مطرح می‌شود که چینی‌ها پذیرای آن هستند. به عنوان مثال، آنها می‌توانند با یک سازوکار منطقه‌ای که هزینه مدیریت زیست‌محیطی دریافت می‌کند، کنار بیایند. یعنی عوارضی که به عنوان عوارض در نظر گرفته نشده باشد.

اتفاقا دولت ترامپ نیز می‌تواند این کار را انجام دهد، اگرچه ایالات متحده می‌خواهد این سازوکار کاملا منطقه‌ای باشد و نه فقط توسط ایران و عمان مدیریت شود.

سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس - به ویژه امارات متحده عربی و بحرین - حتی اگر قرار باشد در این مکانیسم گنجانده شوند، کاملا مخالف این هستند. نظر و دیدگاه آنها به طرز عجیبی به اسرائیل نزدیک است، از نظر آنها چنین سازوکاری به ایران وزن ژئوپلیتیکی "بی‌موردی" می‌دهد و آنها ترجیح می‌دهند که ایالات متحده به بمباران ایران بازگردد.

اما چین دلایل دیگری برای مخالفت با قطعنامه ایالات متحده و بحرین دارد که بیش از 100 حامی مشترک در میان کشورهای عضو سازمان ملل متحد به دست آورده است. 

اگرچه پیش‌نویس قطعنامه‌ای که بررسی کرده‌ام ذیل فصل هفتم قرار نمی‌گیرد - قطعنامه قبلی که روسیه و چین آن را وتو کردند، از فرمول استاندارد "اقدام ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد" استفاده نمی‌کرد، اما شامل یک حکم به سبک ماده 39 بود، "حکم به اینکه اقدامات ایران ... تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی است" - با این وجود، راه را برای یک قطعنامه بعدی فصل هفتم که استفاده از زور علیه ایران را مجاز می‌کند، هموار می‌کند.

به هر حال، تصویب این قطعنامه‌های اولیه است که در نهایت به حکم فصل هفتم می‌رسد، که هزینه وتوی آن قطعنامه نهایی را برای روسیه و چین افزایش می‌دهد. به اصطلاح، خفه کردن نوزاد در گهواره کم‌هزینه‌تر است. 

ایالات متحده همین کار را در مورد قطعنامه‌هایی که از اسرائیل انتقاد می‌کنند، انجام می‌دهد. ایالات متحده قطعنامه‌هایی را که ممکن است پتانسیل هموار کردن راه برای اعمال هرگونه فشاری بر اسرائیل - معنادار یا نمادین - را داشته باشند، وتو می‌کند.

اما چیزهای بیشتری وجود دارد. چین می‌داند که اگر ترامپ ایران را شکست دهد و جمهوری اسلامی را سرنگون کند و مانند ونزوئلا، کنترل نفت ایران را به دست بگیرد، پکن در موقعیت بسیار آسیب‌پذیری قرار خواهد گرفت. گذشته از همه اینها، فروش نفت ونزوئلا به چین و آسیا پس از سرنگونی مادورو توسط ترامپ در اواخر دسامبر 2025، 92 درصد کاهش یافت - از 600 هزار بشکه در روز به طور متوسط در سال 2025 به 48 هزار بشکه در روز در فوریه 2026 (بخش عمده‌ای از این نفت آسیایی به چین می‌رود).

پکن نمی‌تواند روی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای مقاومت در برابر فشار ایالات متحده برای مسدود کردن نفت به چین در آن سناریو حساب کند. تنها کشوری در خلیج فارس که می‌تواند و احتمالا در برابر فشار ایالات متحده مقاومت خواهد کرد، ایران است.

بنابراین، برای چین، تن دادن به قطعنامه نهایی فصل هفتم که استفاده از زور علیه ایران را مجاز می‌داند، به معنای قرار دادن خود در معرض اهرم فشار خطرناک ایالات متحده در آینده بر امنیت انرژی خود خواهد بود.

 

ارسال به دوستان
ملک المورخین؛ روزنامه‌نگاری که دغدغه ثبت تاریخ داشت/ روزنامه آیینه عیب نما علیه مخالفان مشروطه تسنیم: علت پلمب برخی کافه‌های تهران مشکلات صنفی بوده است جزئیات نخستین معامله پساب در بورس انرژی ایران در سال ۱۴۰۵ پنتاگون هویت نظامی کشته‌ شده آمریکایی در اربیل را رسانه‌ای کرد آیا وای‌فای رایگان در مسیر نجف تا کربلا به زائران اربعین ارائه می‌شود؟ ناشر موسیقی: صداوسیما بزرگترین ناقض حقوق موسیقی است واکنش زیدآبادی به ماجرای عادل فردوسی‌پور: حق پایمال شده را چطور می توان گرفت؟ انتشار تازه‌ترین آمارهای جهانی دیجیتال در سال ۲۰۲۶؛ از نفوذ اینترنت تا رتبه اپلیکیشن‌ها ابراز نگرانی شهباز شریف درباره تشدید تنش در خلیج فارس راجر واترز از اعمال فشار بر فعالان منتقد رژیم صهیونیستی خبر داد استعفای دسته‌جمعی اعضای هیئت‌رئیسه صندوق‌های بازنشستگی صنعت نفت عضو کمیسیون امنیت ملی: اگر آمریکا جزیره های ایران را بگیرد احتمال حمله ایران به بحرین بالاست برگزاری نخستین جشنواره ریلیمو با تمرکز بر سریال‌سازی عمودی و هوش مصنوعی طبابت یا تجارت؟ وقتی بیمار قربانی سود می‌شود کودک، خاطره گذشته شما را فعال می کند!