فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۲۵۹۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۰ - ۰۲-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۲۵۹۱
انتشار: ۱۶:۳۰ - ۰۲-۰۴-۱۴۰۵

بورس سبز در جغرافیای خاکستری

زب
فعالان بازار نیک می دانند که این صعود، ناشی از اعتماد به افق سود آوری شرکت‌ ها نیست، بلکه یک واکنش دفاعی استراتژیک توسط نقدینگی سرگردان است.

عصر ایران؛ علی محبوبی - نقشه امروز بازار سرمایه ایران، بیش از آنکه یک خروجی اقتصادی باشد، شبیه به یک خطای دید یا یک فتوشاپ ناشیانه است. در حالی که فضای عمومی کشور در تعلیق سنگین وضعیت نه جنگ و نه صلح نفس میکشد و سایه ابهامات ژئوپلیتیک و ریسک‌های سیستماتیک بر تمامی ارکان تصمیم‌گیری سنگینی میکند، تابلوی بورس چنان سبز میدرخشد که گویی از قلب بحران، به ساحل آرامش پرتاب شده‌ایم. این سبزی، نه محصول رشد اقتصادی است و نه نشانه تدبیر مدیریتی؛ این یک سبزی ناشی از عفونت زخم کهنه سیاستهای اقتصادی است که از قضا نشان‌ دهنده گسست عمیق میان واقعیت‌های میدانی اقتصاد و ویترین‌های نمایشی است.

نظام مدیریتی ما سال‌هاست که حل مسئله را با پاک کردن صورت مسئله اشتباه گرفته است. وقتی ساختار اقتصادی کشور درگیر ناترازی‌های عمیق در بودجه، انرژی و سیستم بانکی است، سبز کردن دستوری تابلو با اهرم محدود کردن دامنه نوسان و مداخلات نهادی، شبیه به این است که برای درمان بیماری با تب چهل درجه، دماسنج را در آب یخ بگذاریم و فریاد بزنیم که تب قطع شده است.

این مدیریت دماسنجی، بزرگترین خطای استراتژیک در حکمرانی اقتصادی است؛ ایجاد یک ثبات مصنوعی در لایه قیمت‌ها در حالی که لایه ارزش‌ها در حال فرسایش است. در واقع، نادیده گرفتن نیروهای بازار و سرکوب نقد شوندگی با هدف حفظ ظاهر، تنها باعث انباشت ریسک در لایه‌های زیرین میشود که در بلند مدت به صورت انفجاری تخلیه خواهد شد.

از سوی دیگر، اساتید اقتصاد و فعالان بازار نیک میدانند که این صعود، ناشی از اعتماد به افق سود آوری شرکت‌ ها نیست، بلکه یک واکنش دفاعی استراتژیک توسط نقدینگی سرگردان است. در ادبیات فاینانس رفتاری، وقتی ارزش پول ملی در سراشیبی قرار میگیرد، سرمایه‌ گذاران نه برای ساختن آینده، بلکه از ترس ذوب شدن دارایی‌هایشان به کالبد سنگی و فیزیکی شرکت‌ها پناه میبرند.

در واقع، این سبزی خیره‌کننده، پیام تلخ بازار به سیاست‌گذار است: ما به قدری از ریال فراری هستیم که حتی در آستانه درگیری و ابهام هم خریدن آهن و آجر کارخانه‌ها را به نگه داشتن وجه نقد ترجیح میدهیم. این یعنی هجرت از سرمایه‌گذاری مولد به سمت سنگرسانی در برابر تورم؛ جایی که رشد قیمت‌ها ناشی از ارزندگی واقعی نیست، بلکه ناشی از سقوط ارزش واحد پول در برابر ارزش جایگزینی دارایی‌هاست.

باید به آقایان سیاست‌گذار یادآوری کرد که این نقشه سبز، مدال افتخار شما نیست؛ این اعتراف‌نامه‌ی شکست سیاست‌های پولی و پایداری تورم است. وقتی بورس در اوج تنش‌های سیاسی سبز میشود، یعنی بازار به این نتیجه رسیده که ارزش ریال به قدری سقوط کرده که حتی لاشه شرکت‌ها هم به این قیمت‌های فعلی می‌ارزد.

این مدل رشد که بر پایه تورم انتظاری شکل گرفته، نه تنها منجر به تشکیل سرمایه نمیشود، بلکه با ایجاد توهم ثروت، شکاف طبقاتی را در بازار سرمایه عمیق‌تر میکند. استراتژیست‌ها میدانند که پایداری یک سیستم به رنگ ویترین آن نیست، بلکه به عمق ریشه‌هایش در امنیت اقتصادی و ثبات سیاسی است.

برای اینکه بورس از یک جزیره ایزوله و نوسانی به موتور محرک توسعه تبدیل شود، راهی جز عبور از بن‌بست‌های خودساخته نیست. این مسیر الزامات فنی مشخصی دارد: خروج فوری از پیله قیمت‌گذاری دستوری و پایان دادن به سرکوب نرخ فروش شرکت‌ها، تامین استقلال واقعی رگولاتور به گونه‌ای که سازمان بورس به قلک جبران کسری بودجه دولت تبدیل نشود، آزادسازی نقدشوندگی از طریق حذف محدودیت‌های ساختگی دامنه نوسان برای بازگشت کارایی به بازار، و در نهایت شفافیت در دیپلماسی اقتصادی؛ چرا که ثبات بازار سرمایه از مسیر تنش‌زدایی پایدار میگذرد، نه تزریق دستوری نقدینگي یا نمایش‌های تابلویی.

بورس ایران امروز شبیه به انبار باروتی است که دیوارهایش را با چراغ‌های نئون سبز تزئین کرده‌اند، اما تابلوی بورس شاید امروز سبز باشد، ولی سفره‌ها و امیدهای سرمایه‌گذاران سال‌هاست که در پای این مدیریت ویترینی قربانی شده است.

برچسب ها: سود ، سهام ، بورس
ارسال به دوستان