فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۵۴۴۵
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۷ - ۱۵-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۵۴۴۵
انتشار: ۰۹:۴۷ - ۱۵-۰۴-۱۴۰۵

چرا بازی حسن پورشیرازی برگ برنده «بدنام» است؟/احیای یک ضدقهرمان متفاوت

س
گاهی ارزش یک بازیگر نه در دیالوگ‌هایی است که می‌گوید، بلکه در لحظه‌ای آشکار می‌شود که کلمات دیگر از توضیح احساسات ناتوان‌اند. آنجا که شخصیت در مرز میان غرور، شکست، خشم و انتقام ایستاده و تنها بدن، نگاه و سکوت باید بار روایت را بر دوش بکشند.

عصر ایران؛ رضا صائمی- گاهی ارزش یک بازیگر نه در دیالوگ‌هایی است که می‌گوید، بلکه در لحظه‌ای آشکار می‌شود که کلمات دیگر از توضیح احساسات ناتوان‌اند. آنجا که شخصیت در مرز میان غرور، شکست، خشم و انتقام ایستاده و تنها بدن، نگاه و سکوت باید بار روایت را بر دوش بکشند. حسن پورشیرازی در «بدنام» دقیقاً در چنین موقعیتی قرار گرفته است. جایی که نقش ابراهیم، بیش از آنکه به نمایش قدرت نیاز داشته باشد، محتاج نمایش ترک برداشتن همان قدرت است.

تا پیش از قسمت سیزدهم، ابراهیم را مردی دیده‌ایم که مناسبات قدرت را بهتر از هرکس می‌شناسد. ثروت برای او فقط سرمایه اقتصادی نیست، زبان نفوذ است. مردی که آموخته همه‌چیز را می‌توان خرید؛ از قراردادهای کلان گرفته تا سرنوشت آدم‌ها. جهان او بر مدار تملک می‌چرخد و همین تصور، شخصیتش را به مردی تبدیل کرده که شکست را نه تجربه کرده و نه برای آن آماده است.اما درام، درست از همان نقطه‌ای آغاز می‌شود که شخصیت گمان می‌کند همه معادلات را از پیش حل کرده است.

سکانس مواجهه ابراهیم با یلدا در خانه، شاید مهم‌ترین بزنگاه بازی پورشیرازی تا اینجای سریال باشد. لحظه‌ای که مردی سرشار از رضایت، با اطمینان از پیروزی، از آسانسور پایین می‌آید تا به وصال خواسته دیرینه‌اش برسد، اما در چند ثانیه، جهان ذهنی‌اش فرو می‌ریزد.

هنر پورشیرازی در این صحنه، نمایش یک احساس واحد نیست، عبور برق‌آسای چند احساس متضاد است؛ از رضایت به ناباوری، از ناباوری به تحقیر، از تحقیر به خشم و از خشم به عطش انتقام.کمتر بازیگری می‌تواند چنین تغییرات شدیدی را بدون توسل به اغراق اجرا کند.

چرا بازی حسن پورشیرازی برگ برنده «بدنام» است؟/احیای یک ضدقهرمان متفاوت

پورشیرازی اما این مسیر را با جزئیاتی طی می‌کند که تماشاگر بیش از آنکه آنها را ببیند، حس می‌کند. نگاهش پیش از آنکه فریاد بزند، شکست را روایت می‌کند. مکث کوتاهش پیش از انفجار، از خود انفجار مهم‌تر است. حتی نحوه ایستادنش، گویی تعادل مردی را نشان می‌دهد که ستون‌های جهانش ناگهان فرو ریخته‌اند. همین دقت در جزئیات است که ابراهیم را از یک ضدقهرمان کلیشه‌ای جدا می‌کند.

او صرفاً مردی شرور نیست، انسانی است که سال‌ها باور کرده قدرت، مصونیت می‌آورد و حالا نخستین بار با حقیقتی روبه‌رو شده که هیچ ثروتی قادر به تغییرش نیست.

پورشیرازی این شکست را به جای آنکه صرفاً بازی کند، زندگی می‌کند. البته باید این نکته راهم اضافه کرد که شیبان خاقانی با تدوینی دقیق و بهره‌گیری مناسب از پلان‌ها، موفق شده است حس التهاب و انتظار این صحنه ها را در مخاطب برانگیزد. حفظ ریتم متناسب روایت نیز در کنار کارگردانی، نقش مؤثری در انتقال مفاهیم و افزایش تأثیرگذاری اثر ایفا کرده است.

پس از آن، فریاد، تهدید، لرزش صدا، عرقی که بر صورتش می‌نشیند و حتی سیگاری که در سکوت روشن می‌کند، هیچ‌کدام رفتارهای پراکنده نیستند، اجزای یک فروپاشی تدریجی‌اند.

او به جای نمایش خشم، فرآیند زاده شدن خشم را تصویر می‌کند و همین تفاوت، کیفیت بازی را چند پله بالاتر می‌برد.

نقطه قوت دیگر بازی او، سکانس رویارویی با عماد است. سیلی ابراهیم فقط واکنشی عصبی نیست؛ آخرین تلاش مردی است که اقتدارش را از دست رفته می‌بیند و می‌خواهد با خشونت، اقتدار ازدست‌رفته را احضار کند. پورشیرازی این خشونت را نه با هیاهو، بلکه با اطمینان اجرا می‌کند. نگاه نافذ، لحن شمرده و تسلط بدنی او، تصویری از مردی می‌سازد که هنوز خطرناک است، حتی اگر زخمی باشد.

یکی از مهم‌ترین امتیازات این نقش، فاصله گرفتن از تجربه‌های قبلی بازیگر است. از همان روزهای نخست، برخی معتقد بودند ابراهیم امتداد شخصیت غلام باستانی در «پیرپسر» است، مقایسه‌ای که شاید به دلیل حضور هم‌زمان پورشیرازی در چند نقش منفی شکل گرفت. اما هرچه داستان پیش رفته، تفاوت این دو شخصیت آشکارتر شده است.

چرا بازی حسن پورشیرازی برگ برنده «بدنام» است؟/احیای یک ضدقهرمان متفاوت

غلام، خشونتش را بی‌واسطه زندگی می‌کرد؛ اما ابراهیم خشونت را پشت پرستیژ اجتماعی، مناسبات اقتصادی و ظاهر موجه پنهان کرده است. یکی محصول غریزه است و دیگری محصول ساختار قدرت. این تفاوت، نه فقط در فیلمنامه، بلکه در شیوه بازی پورشیرازی نیز دیده می‌شود. ریتم بیان، جنس نگاه، نحوه راه رفتن، میزان کنترل احساسات و حتی سکوت‌های این دو شخصیت، از دو جهان متفاوت خبر می‌دهند.همین استقلال در شخصیت‌پردازی است که نشان می‌دهد پورشیرازی به تکرار موفقیت‌های گذشته رضایت نداده و برای هر نقش، زیست تازه‌ای خلق کرده است.

بازی او در «بدنام» بر نمایش بیرونی احساسات متکی نیست، بر شناخت دقیق روان شخصیت استوار است. او پیش از آنکه ابراهیم را بازی کند، منطق رفتار او را فهمیده و همین فهم، نقش را از دام تیپ‌سازی نجات داده است.

شاید هنوز نیمی از مسیر سریال باقی مانده باشد، اما تا همین‌جا می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های «بدنام»، حضور بازیگری است که می‌داند چگونه میان سکوت و انفجار، تعادل برقرار کند. ابراهیم اگر امروز به یکی از ماندگارترین شخصیت‌های سریال تبدیل شده، سهم بزرگی از آن به بازیگری برمی‌گردد که نشان داد قدرت واقعی، گاهی نه در فریاد، که در لرزش کوتاه یک نگاه پنهان است.

ارسال به دوستان
captcha
واگذاری پنج ساله باغ کتاب؛ مزایده ای عجیب برای برنده‌شدن نزدیکان فکری شهردار؟ عکس یادگاری شازدۀ قجری و ملازمان و همراهانش یک روزنامه: کشورهای عربی و اروپا بر اثر جنگ در حال فروپاشی اند اما ایران قوی تر شده است آیا کودکان خلاق‌تر از بزرگسالان هستند؟ پاسخ ممکن است غیرمنتظره باشد آیا هر بار تعویض لنت ترمز نیازمند هواگیری است؟ معمای تناسخ؛ دانشمندان در خاطرات کودکان از زندگی قبلی به الگویی عجیب رسیدند نهنگ‌های بینی‌بطری در روزهای سخت زمان بیشتری را کنار هم سپری می‌کنند محققان چینی با لیزر توانستند جنگنده آمریکایی F-35 را از فاصله ۶۰ کیلومتری شناسایی کنند «ارباب کرد و همراهانش» در دوران قاجار (عکس) تاریخچه هلیکوپتر؛ از ایده‌های اولیه تا بالگردهای امروزی (+عکس) «اکتبر سیاه»؛ چرا بخش بزرگی از اینترنت تعطیل شد؟ ادعای ترامپ: شاید فردا به ایران حمله کنیم مواضع نامزدهای اسرائیل درباره ایران چیست؟ حمله پهپادی به مقر گروه‌های جدایی‌طلب در شمال عراق اگر ترامپ انتخابات را ببازد، استیضاح می‌شود؟
نظرسنجی
با بخش جدید عصر ایران (بازی های آنلاین فکری derang.asriran.com ) آشنایی دارید؟