فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۵۷۴۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۳ - ۱۶-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۵۷۴۶
انتشار: ۱۲:۱۳ - ۱۶-۰۴-۱۴۰۵

روایت رئیس هلال احمر از لحظات پس از انفجار در بیت رهبری

کولیوند
کولیوند گفت: یکی از سخت ترین روزهای من بود؛ با وجود اینکه می‌دانستم؛ بچه‌ها و خانواده و همکاران می‌پرسیدند و می‌گفتم خبری نیست. به من خیلی سخت گذشت. جزو روزهایی است که هیچ وقت نمی‌خواهم به آن فکر کنم و برایم تداعی شود.

پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال احمر، در روایت روز انفجار در بیت رهبری گفت: «اصلا فکر نمی‌کردیم که رهبر انقلاب در آن‌جا حضور داشته باشند و از هرکسی می‌پرسیدیم، می‌گفتند که حضور ندارند. بعد همه چیز مشخص شد.»

به گزارش ایرنا، کولیوند در روایت روز انفجار در بیت رهبری اظهار کرد: یکی از سخت‌ترین روزهای زندگی من بود. در دفتر کارم بود که صداها را شنیدم؛ از پنجره بیرون را نگاه کردم، سمت غرب تهران موشک‌هایی اصابت کرده بود و فکر کردم که باید خود را به آن منطقه برسانم؛اغلب حوادث در ایام جنگ را خودم شخصا با موتور می‌رفتم. از پنجره نگاه کردم و دیدیم سمت بیت رهبری انفجارهایی رخ داده است و به سرعت و برق‌آسا خودم را رساندم.

وی گفت: یکی از سخت ترین روزهای من بود؛ با وجود اینکه می‌دانستم؛ بچه‌ها و خانواده و همکاران می‌پرسیدند و می‌گفتم خبری نیست. به من خیلی سخت گذشت. جزو روزهایی است که هیچ وقت نمی‌خواهم به آن فکر کنم و برایم تداعی شود.

او ادامه داد: از لحظه شنیدن صدای انفجار، با موتور به سرعت خودم را رساندم و شاید اولین نفری بودم که از بیرون بیت رهبری، وارد شده بودم. سخت‌ترین شرایط را دیدم.

کولیوند افزود: اصلا فکر نمی‌کردیم که رهبر انقلاب در آن‌جا حضور داشته باشند و از هرکسی می‌پرسیدیم، می‌گفتند که حضور ندارند. بعد همه چیز مشخص شد.

رئیس جمعیت هلال احمر بیان کرد: همیشه هرکاری از دست من برآمده انجام دادم؛ آن روز یک لحظه دیدم جایی آتش گرفته و با دست خاموش کردم. روز خیلی سختی بود. بعد بچه‌ها (امدادگران) را خبر کردم و امکانات بردم. جالب است جایی با این درجه از اهمیت واقعا بسیار ساده بود؛ امکانات بسیار محدودی آنجا بود و در همه کشورها جایی که مسئولان و شخصیت‌های مهم حضور دارند انواع و اقسام پدافندها و امکانات وججود دارد و هیچ کسی باور نمی‌کند چقدر ساده بود؛ شاید درمجموع دو خودروی اطفای حریق آنجا بود و بعد تجهیزات امدادی رسید.

کولیوند اظهار کرد: در آن لحظات اصلا جواب تلفن را نمی‌دادم. از ساعت ۲ به بعد، تلفن من مدام زنگ می‌خورد و هر کسی می‌پرسید، می‌گفتم اتفاق خاصی نیفتاده است. نمی‌توانستم بپذیرم و هنوز هم غیرقابل باور است.

وی افزود: من به هیچکس نگفتم که این اتفاق افتاده است و منتظر ماندم تا از تلویزیون متوجه شوند و نمی‌توانستم بگویم.

ارسال به دوستان
مسمومیت ۸ بانوی ورزشکار با گاز منوکسیدکربن در باشگاهی در ملایر از آزمایش ادرار فرانسه تا حلقه های هوشمند آمریکا؛ پایش بیولوژیکی در فوتبال مدرن هاروکی موراکامی: فرآیند نوشتن رمان برای من کاملا متفاوت از هوش مصنوعی است حراج تهران با برآورد بین ۳۵۴ تا ۴۲۳ میلیارد تومان جمعه چکش می‌خورد فرود اضطراری هواپیمای اماراتی در پاکستان شنیده شدن صدای چند انفجار در بندرعباس و قشم تصویب حمایت از کسب و کارهای آسیب‌دیده از جنگ و برخی معافیت‌های گمرکی واکنش پدر ارلینگ هالند به قضاوت داور در بازی انگلیس و نروژ عبور از مرز نیم‌میلیون ثبت‌نام برای پیاده‌روی اربعین در سامانه سماح خسارت ۶۰ هزار میلیاردی به صنعت برق در پی حملات اخیر شنیده شدن صدای انفجار در پایگاه‌ آمریکا در کویت شهره سلطانی بازیگر: از مجلس زنگ زدن که این خانم سگ باز را از جلوی دوربین بکشید بیرون پرداخت حقوق ۵.۲ میلیون بازنشسته با وجود کسری بودجه/ پیشنهاد اصلاحات ۱۲‌گانه برای تعادل منابع و مصارف مدیران بی‌اطلاع از پرونده‌های میراث فرهنگی، بلای جان آثار تاریخی شده‌اند / حرف‌های عجیب مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی درباره مزایده مشکوک باغ جهانی عباس‌آباد بهشهر (+ ۶ سند که حقایق را فاش می‌کنند) آرمان درویش بازیگر: برخی سینماگران خود را برای «دوران پس از جمهوری اسلامی» آماده کرده بودند