فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۵۹۸۵
تاریخ انتشار: ۱۲:۳۰ - ۱۷-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۵۹۸۵
انتشار: ۱۲:۳۰ - ۱۷-۰۴-۱۴۰۵
عمارت های تهرون

الاغ گم شده در کامرانیه/ امیرکبیر پسر شاه قاجار بود؟

باغ سفارت ایتالیا
مدتی بعد انگاری این همه لقب کم بود و در شان کامران میرزا نبود بنابراین به لقب امیرکبیری مفتخر شد البته به قول شاعر این امیر کبیر کجا و آن امیر کبیر فراهانی کجا.

عصر ایران ؛ علی نجومی _  سال 1246 هجری خورشیدی است و ناصرالدین شاه در آستانه 20 امین سال سلطنتش عازم دیار خراسان است، خب حالا مهم ترین کارش این است که در غیاب خودش نایب السطلنه ای تعیین کند که امور را در کنترل خود داشته باشد و چه کسی بهتر از عزیز کرده اش کامران میرزا خان که از بطن منیر السلطنه به دنیا آمده بود.

 البته حالا بماند این که خود کامران میرزا در آن سال 11 سال بیشتر سن نداشت ولی خب رسم قجر را که می دانید همین کامران میرزا خان از 5 سالگی حاکم تهران بود و حالا در 11 سالگی می شد نایب السطلنه قاجار. این کامران میرزا آن قدر عشق تفنگ و شمشیر و قشون بود که در 13 سالگی بعد از این که عزیزخان مکری سردار کل مغضوب سلطان صاحبقران شد رفت شد سردار کل و فرمانده کل قشون این پایان ماجرا نبود مدتی بعد این همه لقب انگاری کم بود و در شان کامران میرزا نبود بنابراین به لقب امیرکبیری مفتخر شد البته به قول شاعر این امیر کبیر کجا و آن امیر کبیر فراهانی کجا.

کامران میرزا

کامران میرزا

حالا دیگر خیلی هم نمی خواهیم در زندگی به اصطلاح حرفه ای و سیاسی این کامران میرزا خان ورود کنیم. اما ارتباط او با بحث امروز ما بر می گردد به این که یکی از مصفاترین محله های تهرون یک زمانی سندش به اسم ایشان خورده بود که البته اگر کمی به ذهن مبارک فشار بیاورید حدس زدنش سخت نیست بله کامرانیه در شمال تهران.

باغ سفارت ایتالیا


اما داستان از کجا شروع شد؟

ناصرالدین شاه یک وزیر خارجه ای داشت به اسم سعید خان انصاری که یک چیزی در مایه های لاوروف روس ها بود از بس که وزارت خارجه اش طولانی بود ایشان 25 سال البته نه به طور پیوسته در دوره ناصری امور خارجی مملکت را می چرخاند.

این سعید خان بخش عمده ای از زمین های اطراف کاخ نیاوران را در مالکیت خود داشت تا این که کامران میرزا آمد و زمین های جماران و حصار بوعلی را خرید و سیعد خان انصاری را هم مجبور کرد تا زمین هایش را به او بفروشد و این گونه شد که تقریبا کل شرق میدان تجریش سندش خورد به نام کامران میرزا.

این طوری که شد که کم کم زمین های کامران میرزا یا در واقع بهتر است بگوییم باغ کامران میرزا مساحتش شد یک چیزی در حدود 900 هزار هکتار. مخ آدم سوت می کشد. 

قهرمان میرزا سالور که پسر عموی کامران میرزا می شود در خاطر ات خودش می نویسد : چه حکایتی در کامرانیه بود، چه گل کاری، چه بناها، چه فواره ها و دریاچه ها. چه قنوات، چه اشجار و گل کاریهایی. چشم هر بیننده ای را خیره می کرد. در حقیقت مثل باغ های ورسای فرانسه بود.

کامران میرزا که ذوق هنری و زیباپسندش را گویا از پدرش به ارث برده بود 2 باغبان اتریشی استخدام کرد تا کلا طراحی باغ را زیر نظر بگیرند. گفته شده است در دوران اوج شکوفایی این باه روزانه 20 کارگر وظیفه آبیاری گل ها و درخت هایش را داشته اند.

کامرانیه

اما در این کاخ بنایی وجود داشت که نگین باغ بود و سلطان صاحبقران آن قدر از این ساختمان خوشش می آمد که یکسال افتخار داد جشن تولدش را در آن جا جشن گرفتند.

در مورد این مراسم ژان–باتیست فُوریه پزشک مخصوص ناصرالدین شاه که در میان مهمانان حضور داشته نوشته است: عمارت شاه نشین باغ و مسیرها را آن قدر روشن نموده بودند که انگاری روز است.

وقتی مشروطه شد و کامران میرزا هم دیگر از خر مراد سیاست کم کم پیاده شد شروع کرد بخش هایی از باغ را میان دختران و پسران خود تقسیم کرد.
بعد ها هم بخش مهمی از باقی مانده زمین ها به فرمانفرمای مشهور فروخته که الان به فرمانیه شهرت دارد. اما بگذارید برگردیم به عمارت شاه نشین که مدتی پشت قباله افسر الدوله خواهر کامران میرزا بود که بعدا جز و همین قسمت هایی بود که به فرمانفرما فروخته شد. این عمارت الان در مالکیت سفارت ایتالیا است.

بخشی از باغ هم به افراد مشهوری چون عبدالحسین هژیر و محمد صادق فاتح و شیخ الاسلام مهماندوست فروخته شد.

در مورد وسعت باغ نکته جالب این که روایت شده است در تابستان یکی از سال ها الاغی در این باغ گم شد و هر چه گشتند نتوانستند آن را پیدا کنند. بعد از 4 یا 5 ماه در اواخر پاییز، اسکلت الاغ را زیر درختی در یک نقطه دورافتاده از باغ پیدا کردند که معلوم شد مار نیشش زده بود.

ارسال به دوستان
captcha