فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۷۷۶۱
تاریخ انتشار: ۱۸:۳۵ - ۲۴-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۷۷۶۱
انتشار: ۱۸:۳۵ - ۲۴-۰۴-۱۴۰۵

جنوب، زیر آتش جنگ و گرما 

بوشهر 
جنوب
عسلویه
حمله به جنوب فقط حمله به چند نقطه روی نقشه نیست. ... جنوب اما سهم مردمش همیشه کمتر از گرما و گرد و غبار و فرسودگی بوده است. همین مردم حالا باز در خط مقدم ایستاده‌اند؛ زیر آسمانی که هم آفتاب بر آن می‌کوبد و هم آتش.

عصرایران ؛ شمسی فیصلی - جنوب را همیشه با آفتابش به یاد می‌آورند؛ با نمکی که روی پوست می‌نشیند، با شرجی‌ای که نفس را سنگین می‌کند، با لنج‌هایی که از دور مثل خطی باریک روی آب می‌لغزند و با نخل‌هایی که انگار از دل آتش قد کشیده‌اند. اما این روزها جنوب را باید طور دیگری دید؛ نوار درازی از خاک داغ که از کنارک  و سیری و بندرعباس تا عسلویه و کنگان و دیر و دشتی و تنگستان و بوشهر و آبادان و خرمشهر، دوباره بوی دود و التهاب گرفته است. انگار تاریخ، بار دیگر از همان درِ قدیمی وارد شده؛ از درِ دریا، از درِ آتش، از درِ مقاومت.

حمله به جنوب فقط حمله به چند نقطه روی نقشه نیست. جنوب در این جغرافیا، اسمِ یک حافظه جمعی است. اسمِ رنجی است که سال‌ها با صنعت و محرومیت توأمان زیسته؛ جایی که ثروت از زیر خاک و روی آب بالا می‌آید، اما سهم مردمش همیشه کمتر از گرما و گرد و غبار و فرسودگی بوده است. همین مردم حالا باز در خط مقدم ایستاده‌اند؛ زیر آسمانی که هم آفتاب بر آن می‌کوبد و هم آتش.

حمله آمریکا به اسکله صیادی و لنج ها در ساحل عسلویه - تیر 1405. عکس: ایرناحمله آمریکا به اسکله صیادی و لنج ها در ساحل عسلویه- تیر 1405 - ایرنا

در بندرها و شهرهای جنوبی، زندگی هیچ‌وقت آسان نبوده است. جنوب، سرزمین آسایش‌های آماده نیست. باید با گرما کنار آمد، با رطوبت ساخت، با کمبودها خو گرفت و باز صبح را از نو آغاز کرد. مردمی که سال‌ها با دود آلوده فلرها، بوق کشتی‌ها، شیفت‌های سنگین، جاده‌های سوزان و هوای شرجی زده  روزگار گذرانده‌اند، حالا باید صدای دیگری را هم تاب بیاورند؛ صدای انفجار، صدای حمله، صدای خطری که می‌خواهد امنیت را از سواحل و نخلستان‌ها و خانه‌ها بگیرد. اما جنوب، پیش از آنکه جغرافیا باشد، خلق‌وخوست؛ خُلقی آبدیده که بلد است چگونه در میانه فشار، خم نشود.

این نخستین بار نیست که جنوب باید در برابر تهاجم بایستد. در حافظه این خاک، مقاومت یک واژه تزئینی نیست؛ تجربه‌ای است که با گوشت و پوست مردم آمیخته. از روزگار رئیسعلی دلواری که بوشهر و تنگستان را به نماد ایستادگی در برابر بیگانه بدل کرد، تا سال‌های هشت‌ساله دفاع مقدس که خرمشهر و آبادان و همه خوزستان، قامت زخمی اما استوار این کشور شدند، جنوب همیشه چیزی بیش از یک مرز بوده است. جنوب، سپر بوده؛ سینه‌ای گشوده در برابر آتش، با دستانی خالی و دلی پُر.

امروز هم همان روایت ادامه دارد. در شهرهایی که نام‌شان این روزها با خبر حمله و التهاب گره خورده، زندگی متوقف نشده است. مردمی که می‌توانستند فقط بترسند، ایستاده‌اند تا خانه و خاک‌شان را خالی نکنند. کارگر جنوب، صیاد جنوب، پرستار جنوب، راننده جنوب، مادر جنوب و جوان جنوب، هر کدام به سهم خود در حال نوشتن بخشی از همین مقاومت‌اند.

در جایی که گرما گاهی از مرز طاقت می‌گذرد، مردم نه فقط با دشمن، که با فرسودگی، اضطراب و کم‌امکاناتی هم می‌جنگند. این مقاومت، فقط روی خاکریز نیست؛ در ادامه دادن زندگی است، در خاموش نکردن چراغ خانه است، در سرِ کار رفتن، در مراقبت از خانواده، در ماندن.

عسلویه و کنگان و سیری و بندرعباس و خوزستان فقط نام چند نقطه صنعتی نیستند؛ شاهرگ‌هایی‌اند که تپش اقتصاد کشور از آن‌ها شنیده می‌شود اما تناقض تلخ جنوب همین‌جاست: سرزمینی سرشار از ذخایر و ظرفیت‌ها که سال‌ها بار توسعه کشور را به دوش کشیده، خود با محرومیت‌های مضاعف دست‌وپنجه نرم کرده است.

حالا همان جنوبی که سهمش از ثروت، اغلب کمتر از استحقاقش بوده، باید هزینه امنیت را هم با جان و اعصاب و شب‌های بی‌خوابش بپردازد. این فقط یک مسئله نظامی نیست؛ مسئله عدالت هم هست. مردمی که در خط مقدم ایستاده‌اند، حق دارند دیده شوند؛ نه فقط وقتی خبر حمله می‌آید، که پیش و پس از آن هم.

در خرمشهر و آبادان، حافظه جنگ هنوز زنده است. این شهرها خوب می‌دانند آتش چیست، آوار چیست، انتظار چیست. در بوشهر و دیر و دشتی و بندرعباس نیز مردم خوب می‌دانند جنوب چگونه در سخت‌ترین روزها خودش را از دل خاکستر بیرون کشیده است.

 جنوب، ققنوسی است که استعاره‌اش از واقعیت دور نیست؛ بارها سوخته و بارها از نو برخاسته. شاید به همین دلیل است که در این روزهای ملتهب، بیش از هر چیز باید به مردم جنوب نگاه کرد؛ به صورت‌هایی آفتاب‌خورده و خسته که با همه فشارها هنوز در آن‌ها چیزی از امید و غیرت روشن مانده است.

دشمن اگر خیال کرده جنوب فقط مجموعه‌ای از تأسیسات و بنادر و سکوهاست، جنوب را نشناخته. جنوب فقط مخزن انرژی نیست؛ مخزن حافظه و شرف و پایداری هم هست. حمله به این خطه، حمله به مردمی است که سال‌ها با دشواری زیسته‌اند و از دل همان دشواری، صبر و صلابت ساخته‌اند. اینجا سرزمینی است که از ریگ‌های داغش تا آب‌های تیره و درخشانش، سابقه ایستادن در برابر بیگانه را دارد.

جنوب این روزها زیر آتش است، اما تسلیم نیست. زیر آفتاب سوزان و در میانه التهاب، شهید می‌دهد و خم نمی‌شود. می‌سوزد، اما از سوختن، ضعف نمی‌سازد؛ از آن، دوباره تولد می‌سازد. این همان جنوب است؛ زخم‌خورده، نجیب، محروم، ثروتمند، خسته، اما استوار. جنوبی که یک بار دیگر از دل تاریخ سر برآورده تا یادآوری کند برخی خاک‌ها را نمی‌توان با آتش سوزاند.

برچسب ها: جنگ ، گرما ، جنوب
ارسال به دوستان
تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران و روسیه هشدار نماینده مجلس به وزیر آموزش و پرورش: برای تعویق امتحانات نهایی 24 ساعت مهلت دارید مادر عمو پورنگ در بهشت زهرا(س) آرام گرفت (+عکس) نماینده مجلس: مردم خود را برای شرایط سخت آماده کنند؛ ممکن است در تامین برق و سوخت مشکل پیدا کنیم بقایی: به هر قطعه از خاک ایران حمله شود، قطعاً با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد ابلاغیه فوری سازمان دامپزشکی برای مقابله با تلفات طیور در موج گرما صنعا: وضعیت نه جنگ و نه صلح تمام شد جنوب، زیر آتش جنگ و گرما  کرملین: آمریکا فعلا درگیر بحران‌های دیگر است ادعای سنتکام: مسیر دو کشتی در تنگه هرمز را تغییر دادیم حداد عادل: مذاکره با خونخواهی رهبر شهید منافاتی ندارد 5 راز طلایی انتخاب شومیز خنک برای دورهمی‌های تابستانه فراخوان عمومی بیمه ملت برای انتخاب اعضای جدید هیأت مدیره سپاه: صادرات نفت و گاز منطقه یا برای همه یا برای هیچکس اطلاعیه بانک صادرات ایران درباره واریز سود سپرده‌های بلندمدت