فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۹۲۷۱
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۸ - ۰۶-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۹۲۷۱
انتشار: ۱۱:۰۸ - ۰۶-۰۵-۱۴۰۵
ایرانی بودند و چه کردند؟

سورنا ؛ پهلوان نام‌دار سیستانی و قهرمان نبرد ایران و روم / مشهورترین فرمانده ایرانی و سرنوشت تلخی که داشت

اوج شهرت و محبوبیت سورنا به نبرد حران بازمی‌گردد؛ جنگی سرنوشت‌ساز میان اشکانیان و رومی‌ها. اما پیش از آن‌که در حدود ۳۰ سالگی فرماندهی این نبرد را بر عهده بگیرد، به‌واسطه جایگاه خانوادگی، ثروت عظیم و پیروزی‌های نظامی خود به چنان منزلتی رسیده بود که او را «شاهی کوچک» می‌نامیدند.

عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ رومی‌ها بار دیگر به آرایش دفاعی «تستودو» یا همان «لاک‌پشتی» معروف خودشان درآمده بودند؛ آرایشی که در آن سپرها همچون لاک یک لاک‌پشت، مجموعه‌ای از سربازان را می‌پوشاند تا تیرهای رهاشده از کمان به آن‌ها اصابت نکند. سپاه روم به ده‌ها لاک‌پشت آهنین تبدیل شده بود تا از باران تیرهای سپاه ایران در امان بماند.

سربازان رومی در پناه این سپرها فقط به یک چیز فکر می‌کردند؛ بالاخره این تیرها تمام می‌شود. اما انگار باران تیر پایانی نداشت. حتی وقتی وقفه‌ای کوتاه در تیراندازی ایجاد شد و آن‌ها همچنان زیر سپرهایشان پنهان مانده بودند، ناگهان ضربات سنگین نیزه‌های بلند و نوک‌تیز آرایش لاک‌پشتی را از هم می‌پاشید و پیش از آن‌که فرصت کنند دوباره به حالت دفاعی بازگردند، باران تیر از سر گرفته می‌شد.

سال ۵۳ پیش از میلاد، یعنی ۲۰۵۳ سال پیش، هنوز چند ساعت از آغاز نبرد حران نگذشته که سپاه روم درهم شکسته بود. رومی‌ها با یکی از مشهورترین فرماندهان خود، مارکوس لیسینیوس کراسوس، آمده بودند تا ایرانیان را شکست دهند؛ اما پیروزی بر نامدارترین فرمانده سپاه ایران، سورنا، کار آسانی نبود. جوان ۳۰ ساله سیستانی، اهل جنوب شرق ایران که با وجود سن کم، به مقام بزرگ‌پهلوانی ایران رسیده بود.

به حدود ۳۰ سال قبل، یعنی سال ۸۲ پیش از میلاد یا ۲۰۸۲ سال پیش، برگردیم؛ به این‌جا در جنوب شرقی ایران، جایی که امروز آن را زابل می‌شناسیم. این سرزمین از هزاران سال پیش تا امروز، محل زندگی قوم بزرگ سیستانی بوده است؛ قومی که در گذشته به آن‌ها «سکستانی» یا «سیستانی» می‌گفتند.

در همین سرزمین، آرش، یکی از بزرگان خاندان قدرتمند سورن، که یکی از هفت خاندان بزرگ اشکانی بود، با زنی بانفوذ به نام ماسیس، از خانواده‌ای سرشناس، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری بود که نام خاندان را بر او گذاشتند؛ سورنا.

خاندان سورن چنان قدرت و ثروتی داشت که به‌صورت موروثی حق تاج‌گذاری شاهان اشکانی را در اختیار داشتند؛ جایگاهی که بعدها به سورنا هم رسید. اطلاعات چندانی از کودکی و نوجوانی او در دست نیست، اما می‌دانیم که زیر نظر بهترین جنگجویان خاندان سورن آموزش دید و از همان سال‌های جوانی استعداد شگفت‌انگیزش را در میدان نبرد نشان داد. هوش، جسارت و نبوغ نظامی او خیلی زود زبانزد شد.

احتمالاً در همان دوران جوانی، در زمان مهرداد چهارم، یا ارشک دوازدهم، به مقام سپهبدی رسید. اما نقطه عطف زندگی او چند سال بعد رقم خورد؛ زمانی که در ۵۵ یا ۵۴ پیش از میلاد، در حالی که هنوز ۳۰ سال هم نداشت، به اورُد دوم، یا ارشک سیزدهم، کمک کرد تا به قدرت برسد. سورنا در فتح شهر سلوکیه جایی در نزدیکی بغداد امروزی نقشی تعیین‌کننده داشت. او از دیوارهای شهر بالا رفت، مدافعان سلوکی را از باروها به پایین انداخت و با همین دلاوری، شهرت و مشروعیتی کم‌نظیر برای خود به دست آورد.

از مجموعه ایرانی بودند و چه کردند، فیلم زرتشت؛ ۴۷ سال پیامبری اهورامزدا و قیام علیه کرپان‌های دیو پرست را این‌جا ببینید

اوج شهرت و محبوبیت سورنا به نبرد حران بازمی‌گردد؛ جنگی سرنوشت‌ساز میان اشکانیان و رومی‌ها. اما پیش از آن‌که در حدود ۳۰ سالگی فرماندهی این نبرد را بر عهده بگیرد، به‌واسطه جایگاه خانوادگی، ثروت عظیم و پیروزی‌های نظامی خود به چنان منزلتی رسیده بود که او را «شاهی کوچک» می‌نامیدند.

همان‌طور که گفته شد، خاندان قدرتمند سورن آن‌قدر نفوذ داشت که حق شرکت در آیین تاج‌گذاری شاهان اشکانی را به‌صورت موروثی در اختیار داشتند. سورنا هم پس از آن‌که به اُرد دوم برای رسیدن به پادشاهی کمک کرد، در مراسم تاج‌گذاری او حضور یافت و کمربند پادشاهی را با دستان خود بر کمر اُرد دوم بست.

مورخان یونانی و رومی، سورنا را مردی بلندبالا، خوش‌سیما و دارای موهای بلند توصیف کرده‌اند که در دلاوری، خردمندی و مهارت نظامی همتایی نداشت. ثروت، نفوذ و اعتبار او چنان بود که پس از شاه، مهم‌ترین شخصیت کشور به شمار می‌رفت. حتی نوشته‌اند هرگاه به سفر می‌رفت، صدها سوار، نگهبان و اعضای حرمسرایش او را همراهی می‌کردند.

اما نبرد حران از سورنا یک پهلوان ملی ساخت؛ پهلوانی که افتخار آن، سرانجام بهای سنگینی برایش داشت و به قیمت جانش تمام شد.

سال ۵۳ پیش از میلاد بود؛ یعنی حدود ۲۰۵۳ سال پیش. به‌درستی مشخص نیست نبرد در ششم ژوئن رخ داده یا نهم ژوئن، اما در همین سال رومی‌ها با طمع تصرف ثروت اشکانیان به ایران لشکر کشیدند.

مارکوس لیسینیوس کراسوس، یکی از ثروتمندترین مردان روم و عضو بانفوذ سنا، آرزوی دستیابی به ثروت ایران را در سر داشت. او سپاهی عظیم، متشکل از حدود ۴۲ هزار نفر، شامل هفت لژیون پیاده‌نظام سنگین، سواره‌نظام و نیروهای کمکی فراهم کرد و در نزدیکی شهر حران، در شمال بین‌النهرین و جنوب شرقی ترکیه امروزی، با سپاه ایران روبه‌رو شد؛ نبردی که در تاریخ با نام «نبرد حران» یا «کاره» شناخته می‌شود.

اُرد دوم فرماندهی این نبرد را به سورنا سپرد؛ کسی که قرار بود با تنها ۱۰ هزار نیرو در برابر ارتشی بیش از چهار برابر بزرگ‌تر می‌ایستاد. از این ۱۰ هزار نفر، حدود ۹ هزار تن سواره‌کماندار حرفه‌ای بودند و هزار نفر دیگر را سواران زره‌پوش سنگین با نیزه‌های بلند و فولادی تشکیل می‌دادند. خود اُرد دوم هم با بخشی از سپاه راهی ارمنستان شد تا از آن جبهه به سورنا کمک کند.

اما سورنا برای کراسوس نقشه‌ای مرگبار در سر داشت. او اطمینان داده بود که با همین سپاه ۱۰ هزار نفری می‌تواند ارتش بیش از ۴۰ هزار نفری روم را به خاک و خون بکشد.

اشکانیان، یا همان پارت‌ها، تیراندازانی بی‌نظیر بودند. آن‌ها حتی هنگام عقب‌نشینی می‌توانستند روی زین برگردند و در حالی که اسب با تمام سرعت می‌تاخت، به سوی دشمن تیراندازی کنند؛ مهارتی که بعدها به «تیر پارتی» شهرت یافت. شیوه نبرد آن‌ها بر جنگ‌های متحرک استوار بود؛ حمله، عقب‌نشینی، تعقیب و حمله دوباره، تا دشمن را فرسوده و سرانجام وادار به تسلیم کنند. شیوه‌ای که امروزه به آن پارتیزان گفته می‌شود و از کلمه پارت‌ها گرفته شده‌است. سورنا این تاکتیک‌های اشکانی را با نبوغ نظامی خود به اوج رسانده بود.

او ابتدا رومی‌ها را به دشت‌های باز و بیابانی کشاند؛ جایی که سواره‌نظام اشکانی بیشترین برتری را داشت. سپس با حدود ۱۰۰۰ نفر در برابر دشمن ظاهر شد و وانمود کرد که در حال شکست است. این عقب‌نشینی ساختگی، رومی‌ها را به دل دشت کشاند؛ همان‌جا که ناگهان کمانداران پنهان از پشت تپه‌ها بیرون آمدند و حلقه محاصره را کامل کردند.

سواره‌کمانداران اشکانی با کمان‌های بزرگ و نیرومند خود، از فاصله‌ای امن بارانی از تیر را بر سر رومی‌ها فرود آوردند؛ فاصله‌ای که پیاده‌نظام روم توان پاسخ‌گویی به آن را نداشت. هم‌زمان، گروهی از سواران در حالی که رو به عقب روی اسب نشسته بودند، هنگام عقب‌نشینی بی‌وقفه تیراندازی می‌کردند.

رومی‌ها برای مقابله، به آرایش دفاعی مشهور «تستودو» یا «لاک‌پشتی» پناه بردند و منتظر ماندند تا باران تیر پایان یابد. اما هر بار که تیراندازی برای لحظه‌ای متوقف می‌شد، سواران زره‌پوش اشکانی با نیزه‌های بلند فولادی یورش می‌آوردند، آرایش دفاعی را در هم می‌شکستند و پیش از آن‌که رومی‌ها فرصت تجدید صف پیدا کنند، بار دیگر تیرباران آغاز می‌شد.

با این حال، رومی‌ها همچنان امیدوار بودند که سرانجام تیرهای اشکانیان تمام شود و فرصت ضدحمله به دست آورند. آن‌ها نمی‌دانستند هزاران شتر، مأمور رساندن مهمات به خط مقدم هستند و پیوسته تیرهای تازه را در اختیار کمانداران قرار می‌دهند. به همین دلیل، باران تیر هرگز متوقف نشد و بی‌امان بر سر سپاه روم فرود می‌آمد.

اما سورنا برای این نبرد تنها به تاکتیک‌های نظامی تکیه نکرده بود؛ او جنگ روانی را هم به بهترین شکل به کار گرفت. سپاهیانش با نواختن طبل‌ها و سازهای بزرگ، صداهایی مهیب و غرش‌مانند ایجاد می‌کردند تا رومی‌ها را مرعوب کنند. از سوی دیگر، سواران زره‌پوش اشکانی با نیزه‌های بلند فولادی و زره‌های براق، زیر آفتاب سوزان صحرا می‌درخشیدند و رومی‌ها را با صحنه‌ای روبه‌رو می‌کردند که پیش از آن هرگز تجربه نکرده بودند.

سورنا نقشه دیگری هم در سر داشت؛ او می‌خواست کراسوس را از پسرش، پوبلیوس، جدا کند. این نقشه به‌خوبی اجرا شد. کراسوس فریب عقب‌نشینی ساختگی اشکانیان را خورد و پسرش را همراه بخشی از نیروها برای تعقیب سواره‌کمانداران فرستاد. اما اشکانیان بار دیگر عقب نشستند و پس از جدا کردن این نیرو، آن‌ها را در محاصره گرفتند. پوبلیوس وقتی خود را در تنگنای محاصره دید، دست به خودکشی زد. اشکانیان سر او را بریدند، بر سر نیزه کردند و برای پدرش فرستادند.

به گفته مورخان، رومی‌ها در این نبرد حدود ۲۰ هزار کشته و ۱۰ هزار اسیر دادند و بسیاری دیگر هم گریختند یا پراکنده شدند. در مقابل، منابع مختلف تلفات اشکانیان را تنها حدود ۱۰۰ نفر ذکر کرده‌اند؛ آماری که نبرد حران را به یکی از شگفت‌انگیزترین پیروزی‌های نظامی تاریخ از نظر نسبت تلفات تبدیل کرده است.

پس از این شکست، کراسوس شبانه همراه بازماندگان سپاهش به سوی شهر حران عقب‌نشینی کرد. سورنا او را تعقیب و شهر را محاصره کرد. سپس پیشنهاد مذاکره و عقب‌نشینی امن رومی‌ها به سوریه را مطرح کرد؛ به شرط آن‌که سرزمین‌های شرق فرات را واگذار کنند.

کراسوس ابتدا حاضر به پذیرش این پیشنهاد نبود، اما با دیدن وضعیت اسفبار سربازان خسته، تشنه و ناامیدش و در پی بالا گرفتن زمزمه‌های شورش، ناچار شد برای مذاکره حاضر شود. با این حال، گفت‌وگو هرگز به نتیجه نرسید. بنا بر روایت‌ها، یکی از سواران اشکانی افسار اسب کراسوس را گرفت و کشید. این اتفاق به سوءتفاهم و درگیری ناگهانی انجامید و کراسوس همراه افسران ارشدش کشته شد.
درباره سرنوشت او روایت‌های مختلفی وجود دارد. مشهورترین روایت می‌گوید اشکانیان برای تمسخر حرص و طمع او، طلای مذاب در دهانش ریختند. روایت دیگری نیز می‌گوید سر کراسوس پس از کشته شدن بریده شد و برای اُرد دوم فرستاده شد.

پیروزی در نبرد حران، سورنا را به یک قهرمان ملی تبدیل کرد. این پیروزی خیره‌کننده در نبردی کاملاً نابرابر، همه را شگفت‌زده کرد. از آن پس، نام سورنا بیش از نام شاه بر سر زبان‌ها افتاد و مردم او را بیش از پیش ارج می‌نهادند. حتی گفته می‌شد اُرد دوم بدون سورنا توان دستیابی به چنین پیروزی‌هایی را نداشت.

اما همین شهرت روزافزون، شاه اشکانی را به هراس انداخت. در دوره اشکانیان، شورش سرداران و پهلوانان علیه پادشاهان سابقه داشت و اُرد دوم بیم آن داشت که محبوبیت و نفوذ سورنا روزی تاج و تختش را به خطر بیندازد.

حدود شش ماه تا یک سال پس از نبرد حران، اُرد دوم تصمیم گرفت پیش از آن‌که چنین خطری به واقعیت تبدیل شود، سورنا را از میان بردارد. منابع تاریخی درباره چگونگی مرگ او اتفاق‌نظر ندارند، اما احتمال می‌رود به دستور شاه و به دست مأمورانش، غافلگیرانه و شاید در خواب، به قتل رسیده باشد.

با این حال، مرگ نتوانست نام سورنا را از تاریخ پاک کند. دلاوری، نبوغ نظامی و پیروزی شگفت‌انگیزش در نبرد حران، او را به یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان و نامدارترین پهلوانان تاریخ ایران تبدیل کرد؛ شخصیتی که یادش پس از بیش از دو هزار سال، همچنان در حافظه تاریخی ایرانیان زنده مانده است.

ویدئوهای دیدنی دیگر در کانال های آپارات و یوتیوب عصر ایران 👇👇👇 کانال 1 aparat.com/asriran کانال 2 youtube.com/@asriran_official/videos
ارسال به دوستان
علائم اصلی گرمازدگی را بهتر بشناسید تخریب دو منزل مسکونی در الخلیل باتری به باتری خودرو با کلاشنیکف! تصادف هولناک قطار با خودروی عبوری از روی ریل محموله دارو‌های بیماران دیالیزی کشتی توسکا که توسط آمریکا دزدیده شده بود، وارد ایران شد مهاجرانی: قیمت بنزین سهمیه‌ای تغییر نمی‌کند/ هیچ تصمیمی برای افزایش قیمت بنزین غیرسهمیه‌ای اتخاذ نشده است سخنان مهم سخنگوی سپاه درباره آتش‌بس و انعقاد تفاهم‌نامه سورنا ؛ پهلوان نام‌دار سیستانی و قهرمان نبرد ایران و روم / مشهورترین فرمانده ایرانی و سرنوشت تلخی که داشت قطع سخنرانی ترامپ با شعار علیه کودک‌آزاری سخنگوی دولت: فرودگاه بوشهر از مدار خدمت‌رسانی کاملاً خارج است پیانونوازی مهراوه شریفی‌نیا با همکاری سامان احتشامی تصاویر کم‌نظیر از ۳ خرس قهوه‌ای در جنگل‌های هیرکانی لنگرود طرز تهیه ژله خرده شیشه مجلسی برای مهمانی آموزش شکار توله یوزپلنگ توسط مادرش طرز تهیه اکبر جوجه خوشمزه به روش رستورانی