فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۱۵۶۴
تاریخ انتشار: ۱۷:۳۵ - ۱۰-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۱۵۶۴
انتشار: ۱۷:۳۵ - ۱۰-۰۵-۱۴۰۵

آقای فردوسی‌پور، پرستویی، چاووشی، رامبد جوان و سایر سلبریتی‌ها، بالاخره کدام طرفی هستید؟ 

سلبریتی ها
نام‌هایی مانند عادل فردوسی‌پور، سروش صحت، ایرج طهماسب ومحسن چاووشی و رامبد جوان و بسیاری دیگر، بارها در شبکه‌های اجتماعی با چنین برچسب‌هایی روبه‌رو شده‌اند. کافی است یک جمله نگویند یا یک هشتگ را منتشر نکنند تا سیل اتهام‌ها آغاز شود.

عصر ایران ؛ موحد منتقم - در سال‌های اخیر، فضای عمومی ایران بیش از هر زمان دیگری دوقطبی شده است. دو جریان سیاسیِ کاملاً متفاوت، هر کدام انتظار دارند چهره‌های شناخته‌شده، هنرمندان، مجریان و ورزشکاران، بلندگوی روایت آنها باشند.

در چنین شرایطی، دیگر مسئله فقط «اظهارنظر کردن» نیست؛ بلکه حتی سکوت هم به یک موضع‌گیری سیاسی تبدیل شده است.از همین رو، هر هنرمند، نویسنده، مجری یا ورزشکار، دیر یا زود با این پرسش روبه‌رو می‌شود که «بالاخره کدام طرفی هستی؟» 

در یک سو، بخشی از مخالفان و براندازان قرار دارند که معتقدند هر سلبریتی‌ای که موضعی صریح علیه حاکمیت نگیرد، یا «حکومتی» است یا دست‌کم با ساختار قدرت کنار آمده است.ناگهان در فضای مجازی، پرونده‌ای برایش تشکیل می‌شود و کار به جایی می‌رسد که صفحاتی مانند «حافظه تاریخی» مأمور اثبات این می‌شوند که او از ابتدا هم وابسته به حاکمیت بوده است.

از همین رو، نام‌هایی مانند عادل فردوسی‌پور، سروش صحت، ایرج طهماسب ومحسن چاووشی و رامبد جوان و بسیاری دیگر، بارها در شبکه‌های اجتماعی با چنین برچسب‌هایی روبه‌رو شده‌اند. کافی است یک جمله نگویند یا یک هشتگ را منتشر نکنند تا سیل اتهام‌ها آغاز شود.

در سوی دیگر، طیفی از نیروهای تندرو در داخل کشور نیز دقیقاً همان افراد را با ادبیاتی کاملاً معکوس هدف قرار می‌دهند. از نگاه آنها، همین چهره‌ها «نفوذی»، «غرب‌گرا»، «پیاده‌نظام رسانه‌ای دشمن» یا همراه پروژه‌های براندازی هستند. گاهی تنها یک اظهار نظر فرهنگی، یک سکوت، یا حتی نوع حضور در یک برنامه کافی است تا چنین برچسب‌هایی به آنها زده شود. 

این جریان ها بیش از آنکه به خودِ افراد علاقه داشته باشند، به دنبال تصاحب آنها هستند. هر دو طرف دوست دارند چهره‌های محبوب را به ویترین خود اضافه کنند؛ چون می‌دانند محبوبیت اجتماعی، سرمایه‌ای است که می‌تواند به مشروعیت سیاسی تبدیل شود.

در نهایت، یک اتفاق عجیب رخ می‌دهد؛ یک نفر، هم‌زمان از سوی دو جبهه کاملاً متضاد، به عضویت در جبهه مقابل متهم می‌شود. هر دو طرف نیز با اعتمادبه‌نفس می‌گویند: «دیدید؟ از اول هم معلوم بود.» 

چند روز پیش، کلیپی از عادل فردوسی‌پور در مراسم ختم اکبر عبدی در کنار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دست‌به‌دست شد. عده‌ای تنها با استناد به آن کلیپ که چیزی هم واضح نبود، مدعی شدند که او دست وزیر را بوسیده است؛ در حالی که از یک کلیپ ، به‌تنهایی نمی‌توان با قطعیت درباره آن لحظه قضاوت کرد. 

بالاخره کدام طرفی هستید؟ 

ناگهان همه تبدیل به داور VRA شدند و با عقب جلو کردن تصویر میخواستند ببینند فردوسی پور دست وزیر را بوسیده یا خیر بعد که معلوم شد نبوده عکس آن لحظه رو تقطیع کردن تا معلوم نشود فردوسی پور روی دست خودش خم شده است.اما نکته مهم‌تر خودِ کلیپ نبود، بلکه سرعت شکل‌گیری روایت‌ها بود. 

پیش از آنکه واقعیت روشن شود، هر جریان سیاسی، تصویر را مطابق روایت مطلوب خود تفسیر کرد؛ انگار  عکس دیگر سند واقعیت نبود، بلکه ماده اولیه‌ای برای اثبات پیش‌داوری‌ها بود.ماجرا فقط یک عکس نبود؛ نمادی بود از زمانه‌ای که در آن، چهره‌های شناخته‌شده دیگر فرصت ندارند صرفاً در یک مراسم ترحیم حاضر شوند. هر قاب، به دادگاه تبدیل می‌شود و هر حرکت، به بیانیه‌ای سیاسی.

شاید بزرگ‌ترین تفاوت فضای امروز با گذشته این باشد که سلبریتی‌ها دیگر فرصت «اشتباه» ندارند. در گذشته، اگر هنرمندی یک تصمیم نادرست می‌گرفت، شاید نمره‌اش از بیست به نوزده کاهش پیدا می‌کرد؛ اما امروز، در فضای دوقطبی، یک جمله، یک عکس یا یک موضع‌گیری کافی است تا از بیست به صفر سقوط کند. اینجا دیگر خطا اصلاح نمی‌شود؛ هویت افراد از نو تعریف می‌شود.

محسن چاووشی نمونه قابل تأملی از همین وضعیت است. در جریان جام جهانی ۲۰۲۲ و هم‌زمان با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، پس از آنکه از قطعه «خلیج فارس» برای کاروان تیم ملی استفاده شد، اعلام کرد هیچ همکاری با تیم ملی نداشته و هیچ شخص یا نهادی حق استفاده از آثارش را ندارد. 

همین موضع، موجی از انتقاد و توهین از سوی بخشی از جریان‌های تندرو را به دنبال داشت. اما  چند سال بعد، با انتشار قطعه «علاج» هم‌زمان با حمله اسرائیل به ایران، ورق برگشت؛ همان طیفی که پیش‌تر به او حمله می‌کرد، از او تمجید کرد و در مقابل، انتقادها از سوی بخشی از مخالفان آغاز شد. گویی نه خودِ چاووشی، بلکه آخرین موضع او، معیار قضاوت درباره تمام هویتش بود.

ماجرای پرویز پرستویی نیز از همین جنس است. پس از انتشار پیامی درباره جنایت علیه دانش‌آموزان میناب که در آن از پهلوی و هوادارانش انتقاد کرده بود و به آن ها لعنت فرستاده بود، رسانه ملی با لحنی محترمانه از او با عنوان «پرویزخان پرستویی» یاد کرد.

اما وقتی پرستویی پس از انتقادهای گسترده توضیح داد که به همه دیدگاه ها احترام میگذارد  و از سوءبرداشت پیش‌آمده عذر خواست، همان رسانه در فاصله‌ای کوتاه، ادبیات خود را تغییر داد و دیگر از «پرویزخان» خبری نبود و تعابیری کاملاً متفاوت مانند بیچاره و بدبخت درباره او به کار رفت.

این سرنوشت مشترک بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده در جامعه‌ای دوقطبی است؛ آنها نه بر اساس یک کارنامه بلندمدت، بلکه بر اساس آخرین موضعشان قضاوت می‌شوند. ارزش افراد، مانند عقربه قطب‌نما، با هر تغییر باد سیاسی جابه‌جا می‌شود. 

در چنین فضایی، انسان دیگر «شخصیت» نیست؛ به «موضع» تقلیل پیدا می‌کند و موضع هم تاریخ انقضایی به کوتاهی یک خبر یا یک پست در شبکه‌های اجتماعی دارد.

البته نباید از یک واقعیت مهم هم غافل شد؛ بسیاری از چهره‌های مشهور، سیاستمدار، تاریخ‌دان یا جامعه‌شناس نیستند. شهرت آنها از هنر، ورزش یا سرگرمی آمده است، نه از تخصص در تحلیل مسائل پیچیده سیاسی.

سلبریتی‌ها، بالاخره کدام طرفی هستید؟ 

با این حال، فضای دوقطبی از آنها انتظار دارد درباره هر رویداد مهم موضع بگیرند؛همین ناآشنایی با پیچیدگی‌های سیاست، گاهی آنها را به مهره‌ای در بازی دیگران تبدیل می‌کند. یک جمله احساسی، یک استوری چند ثانیه‌ای یا بازنشر یک خبر تأییدنشده، می‌تواند آنان را وارد منازعه‌ای کند که نه قواعدش را می‌شناسند و نه توان کنترل پیامدهایش را دارند. در این میان، جریان‌های سیاسی نیز از محبوبیت آنها بهره می‌برند؛ نه به دلیل اعتبار تحلیل‌هایشان، بلکه به دلیل تعداد دنبال‌کنندگانشان.

شهرت، الزاماً به معنای آگاهی نیست؛ همان‌طور که میلیون‌ها دنبال‌کننده، جای سال‌ها مطالعه را نمی‌گیرد. شاید بزرگ‌ترین خطای عصر شبکه‌های اجتماعی، این باشد که «محبوبیت» را با «مرجعیت» اشتباه گرفته است.

نکته جالب دیگر اینکه دوقطبی‌ها فقط در خیابان یا شبکه‌های اجتماعی شکل نمی‌گیرند؛ هر کدام، اکوسیستم رسانه‌ای خود را نیز دارند. 

هر جریان، رسانه‌هایی دارد که روایت مطلوبش را تولید می‌کنند و مخاطبانش نیز عمدتاً همان روایت را می‌بینند. برای بسیاری از حامیان جریان‌های تندرو در داخل، رسانه‌هایی مانند صداوسیما یا برخی سکوهای داخلی مثل ایتا و روبیکا مرجع اصلی خبر و تحلیل هستند. در مقابل، بخش قابل توجهی از مخالفان نیز بیش از هر چیز از اینستاگرام، ایکس (توییتر سابق) و تلگرام تغذیه می‌شوند. در نتیجه، یک اتفاق واحد، به جای آنکه یک روایت داشته باشد، هم‌زمان در دو جهان موازی روایت می‌شود.

در چنین وضعیتی، سلبریتی‌ها دیگر فقط با افکار عمومی روبه‌رو نیستند؛ آنها هم‌زمان در دو دادگاه رسانه‌ای محاکمه می‌شوند. یک رسانه تلاش می‌کند ثابت کند فلان هنرمند «حکومتی» است و رسانه‌ای دیگر، همان فرد را «نفوذی» یا «همراه براندازی» معرفی می‌کند. هر دو نیز از میان صدها سخن و رفتار او، تنها همان بخشی را برجسته می‌کنند که روایت مطلوبشان را تأیید کند. 

این نشانه نوعی انحصارطلبی سیاسی است. هر دو جریان تصور می‌کنند اگر کسی با آنها نیست، حتماً با طرف مقابل است. انگار در ذهنشان، جهان فقط از دو رنگ تشکیل شده و هیچ طیف سومی وجود ندارد.شاید مشکل  زمانه ما این باشد که دیگر انسان‌ها را آن‌گونه که هستند نمی‌بینیم؛ آن‌ها را آن‌گونه می‌بینیم که برای روایت ما مفید باشند. در چنین جهانی، حقیقت نه کشف می‌شود و نه شنیده؛ فقط مصادره می‌شود. 

هر کس باید زیر پرچمی بایستد و اگر نایستاد، دیگران برایش پرچمی خواهند ساخت.شاید مسئله اصلی این نباشد که سلبریتی‌ها چه می‌گویند یا چه نمی‌گویند؛ مسئله این است که ما دیگر به انسان‌ها اجازه نمی‌دهیم فقط «خودشان» باشند. هر کس باید متعلق به جایی باشد؛ یا این سو یا آن سو. در چنین جهانی، دیگر انسان‌ها با آنچه هستند سنجیده نمی‌شوند؛ با روایتی سنجیده می‌شوند که دیگران از آنها ساخته‌اند.

ارسال به دوستان
خیانت بزرگ دونالد ترامپ از نگاه نماینده سابق جمهوری‌خواه کنگره آمریکا بررسی ظهور میکرودراما و نقش پلتفرم‌ها در کشف استعدادهای جوان سینما «زندیا» دختر میلیارد دلاری هالیوود ؛ چرا همه استودیوها روی او شرط بسته‌اند؟ واکنش محمد مخبر به تهدیدهای ترامپ یادداشتی از یک نویسنده برای سالروز تولد محمود دولت‌آبادی ؛ تا همیشه از او سپاسگزارم پاسخ وزارت امور خارجه ایران به اظهارات اخیر پادشاه بحرین درباره اسلام خروج نزدیک به ۳ میلیون زائر از مرزهای کشور برای سفرهای اربعین انتصاب مریم ایراندوست به عنوان سرمربی تیم فوتبال زنان استقلال کشتی آزاد قهرمانی نوجوانان جهان؛ راهیابی دو ملی‌پوش به فینال باکو نخست‌وزیر بریتانیا: مقیاس فاجعه انسانی در فلسطین غیرقابل قبول بوده و قابل توجیه نیست زلنسکی: اوکراین دیگر هیچ موشک پاتریوتی ندارد سه تصمیم راهبردی دولت برای تقویت نقش‌آفرینی دانشگاه‌ها در حکمرانی کشور مردان روزانه به چه مقدار پروتئین نیاز دارند؟ صعود تیم ملی والیبال آمریکا به فینال لیگ ملت‌ها ۲۰۲۶ با شکست ژاپن انفجار معدن مس در دلیجان استان مرکزی جان دو کارگر را گرفت