ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد
از آه دردناکی سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد
رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت
با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد
آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم، چون باد رفته باشد
امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
خونش به تیغ حسرت یارب حلال بادا
صیدی که از کمندت، آزاد رفته باشد
پرشور از "حزین" است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد

حزین لاهیجی شاعری است زادۀ اصفهان و اصالتاً گیلانی که در اوایل قرن دوازده زندگی میکرد. او از آخرین شاعران مطرح سبک هندی است که نیمۀ دوم عمرش را در هند سپری کرد.