به گزارش عصرخبر، میکرودراماها را باید یکی از نشانههای تغییر زبان تصویر در دوران حکمرانی پلتفرمها دانست؛ آثاری کوتاه، فشرده و مبتنی بر اقتصاد روایت که از ابتدا برای نمایشگر موبایل و نسبت تصویر عمودی طراحی میشوند. به لحاظ زمانی وقت زیادی از مخاطب نمیگیرند، اما تا حد زیادی موثرند، این سبک از ویدیو در ترکیه، کرهجنوبی، آمریکا و ایران هم بسیار تولید میشوند و هم طرفداران زیادی دارد.
در این فرمت، قاب دیگر تابع منطق سینمای کلاسیک و افقی نیست، بلکه بر اساس دریافت سریع، تمرکز بر چهره، دیالوگهای موجز و ضربآهنگ تند تدوین شکل میگیرد. به همین دلیل، میکرودراما صرفاً نسخه کوتاهشده سریال نیست، بلکه با منطق روایی و بصری مستقل خود تعریف میشود؛ منطقی که در آن میزانسن، حرکت بازیگر، طراحی قاب و حتی ریتم درام باید با محدودیتها و ظرفیتهای قاب عمودی هماهنگ شود.
برگزاری نخستین جشنواره «ریلیمو» را میتوان در همین چارچوب دانست؛ نه بهعنوان یک رویداد صرفاً نمایشی، بلکه بهمثابه نشانهای از ورود رسمیتر ویاودیها به قلمرویی که پیشتر بیشتر در شبکههای اجتماعی و بسترهای غیررسمی رشد کرده بود. ظهور سریالهای اینستاگرامی، ویدیوهای عمودی و قالبهای کوتاه روایتمحور نشان داده که ذائقه مخاطب، بهویژه در مصرف موبایلی، به سمت شکلهای فشردهتر و سریعالاثرتر تصویر حرکت کرده است. از این منظر، جشنوارهای با محور میکرودراما اهمیت دارد، چون این قالب را از سطح یک تجربه حاشیهای یا صرفاً الگوبرداریشده از فضای شبکههای اجتماعی، به سطحی جدیتر و قابل ارزیابی در صنعت تصویر نزدیک میکند.
اهمیت چنین رویدادی فقط در «معرفی» یک قالب تازه نیست، بلکه در نوع مواجهه نهادی با آن است. جشنواره ریلیمو با این اقدام به این شکل از تولید محتوا رسمیت میبخشد؛ رسمیتی که میتواند در آینده به استانداردهای تولید، داوری، پخش و حتی آموزش این شکل از محتوا منجر شود.
این مسئله برای فیلمسازان جوان نیز مهم است، چون یکی از بحرانهای اصلی تولیدات کوتاه و تجربی، نبود مسیر روشن برای دیدهشدن است. تولیدات سینما حتی در قالب فیلم کوتاه هزینه هنگفتی دارد و برای تولید نیاز به تهیهکننده و سرمایهگذار است. میکرودراما میتواند برای نسل جوان، فرصت تازهای برای آزمون و خطا و ورود به چرخه حرفهایتر نمایش باشد.
از منظر تکنیکی این قالب، چالشهای خاص خود را دارد. فیلمساز در قاب عمودی نمیتواند صرفاً به ترکیببندیهای متعارف سینمای افقی تکیه کند؛ او ناچار است به شکل عمودی به میزانسن فکر کند، از کلوزآپها بهعنوان عنصر اصلی درام استفاده کند و با حذف حواشی بصری، تمرکز را بر کنش چهره و بدن بگذارد. در چنین ساختاری، طراحی صدا، ریتم تدوین و سازماندهی اطلاعات روایی اهمیت دوچندان پیدا میکند، چون مخاطب موبایلی معمولاً با حوصلهای کمتر و توجهی پراکندهتر در حال تماشا است. از این جهت، میکرودراما بیش از آنکه یک مد روز باشد، آزمونی برای بازاندیشی در زبان روایت تصویری است.
در نهایت، برگزاری چنین جشنوارهای از سوی فیلیمو را میتوان در امتداد طبیعی تحولات عصر ارتباطات و فناوری دید؛ عصری که در آن فرمهای روایی همواره در حال تغییرند و رسانهها ناگزیرند با این تغییرات همزمان شوند. همانطور که تلویزیون زمانی نسبت خود را با سینما بازتعریف کرد و پلتفرمها بعدها نسبت خود را با تلویزیون، امروز نوبت قاب عمودی و روایت موبایلی است که جای خود را در منظومه تصویر تثبیت کند. این تغییر، نه موقتی است و نه حاشیهای؛ بلکه بخش تازه و جدا نشدنی از تولیدات تصویری عصر حاضر است.