فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۳۴۴۸
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۶ - ۱۹-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۳۴۴۸
انتشار: ۰۹:۴۶ - ۱۹-۰۵-۱۴۰۵

بحران‌فروشی در تهران/ چرخه معیوب «بساز و بفروش»

ر
اویس ترابی، رئیس اندیشکده زیست‌پذیری شهری نیز معتقد است مدیریت شهری به‌جای فعال‌کردن منابع قانونی درآمد، به سمتی رفته که تخلف ساختمانی و فروش تراکم برای آن درآمد تولید می‌کند. تهران برای اداره‌شدن بیشتر می‌سازد و هرچه بیشتر می‌سازد اداره آن گران‌تر و دشوارتر می‌شود. 

تهران برای پرداخت هزینه‌های امروز خود از آینده شهر خرج می‌کند. زمین و تراکم به پول تبدیل می‌شوند و پول خرج اداره شهر می‌شود و ساختمانی که در ازای آن به تهران اضافه شده، جمعیت و خودرو و مصرف آب و نیاز به خدمات بیشتری ایجاد می‌کند. شهری که برای تأمین این نیازهای تازه دوباره پول می‌خواهد و دوباره یکی از ساده‌ترین راه‌های رسیدن به پول را در ساخت‌وساز بیشتر پیدا می‌کند.

به گزارش شرق، مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران، نام این دور باطل را «چرخه معیوب بساز و بفروش» گذاشته و هشدار داده است نتیجه آن، چیزی جز «انتقال بحران به آینده» نیست.

اویس ترابی، رئیس اندیشکده زیست‌پذیری شهری نیز معتقد است مدیریت شهری به‌جای فعال‌کردن منابع قانونی درآمد، به سمتی رفته که تخلف ساختمانی و فروش تراکم برای آن درآمد تولید می‌کند. تهران برای اداره‌شدن بیشتر می‌سازد و هرچه بیشتر می‌سازد اداره آن گران‌تر و دشوارتر می‌شود. 

روز گذشته مهدی اقراریان در صحن شورای شهر تهران نسبت به «چرخه معیوب بساز و بفروش» در تهران هشدار داد و تأکید کرد این تذکر درباره شخص علیرضا زاکانی نیست.

اقراریان گفت: دوستان زاکانی در صحن شورا و همکاران ما ناراحت نشوند. این تذکر اصلا درباره شخص زاکانی نیست؛ چون گاهی دوستان عصبانی می‌شوند و بعد بیرون از شورا علیه ما مطلب یا توییت منتشر می‌کنند. این موضوع درباره شهر تهران و مسائل مردم تهران است.

اقراریان البته این چرخه را محصول مدیریت فعلی شهرداری نمی‌داند. او تأکید کرد بساز و بفروش سال‌هاست در تهران جریان دارد و مربوط به این دوره و این شورا نیست. حتی پای آقامحمدخان قاجار را هم به میان کشید و گفت اگر قرار است کسی مقصر شناخته شود، می‌توان به کسی اعتراض کرد که تهران را پایتخت کرد.

تأکید اقراریان این بود که برای اداره امروز تهران مجبوریم شهر را بفروشیم. اقراریان معتقد است شکل فروش شهر تغییر کرده و این روند امروز در قالب‌های رسمی و قانونی انجام می‌شود. او از کمیسیون ماده پنج و انواع مجوزها نام برد و گفت اسم آن را شهرفروشی نمی‌گذاریم و از عنوان عوارض ساخت‌وساز استفاده می‌کنیم؛ موضوعی که بارها کارشناسان شهری نسبت به آن هشدار داده‌اند و معتقدند این همان نقطه‌ای است که اقتصاد شهر به کالبد شهر گره می‌خورد، شهرداری برای اداره تهران به پول نیاز دارد.

بخشی از این پول با ساخت‌وساز به دست می‌آید. هر ساختمان تازه اما فقط چند میلیارد تومان درآمد جدید نیست. ساختمان تازه یعنی جمعیت تازه و سفر تازه و خودروهای بیشتر و مصرف آب و برق و تولید پسماند و تقاضا برای مدرسه و فضای سبز و حمل‌ونقل عمومی. درآمد ساختمان در زمان صدور مجوز وارد حساب شهرداری می‌شود اما هزینه‌های آن می‌تواند چند دهه روی دوش شهر باقی بماند. شهرداری پول امروز را می‌گیرد و تهران هزینه آن را در سال‌های بعد می‌پردازد. 

اقراریان در توضیح اینکه پول حاصل از این چرخه کجا می‌رود گفت: وقتی شهر را می‌فروشیم پولی به دست می‌آید. بخشی از این پول صرف حقوق و دستمزد می‌شود. آدم استخدام می‌کنیم. رفیق داریم. مسئول ستاد انتخاباتی داشته‌ایم. در انتخابات قول داده‌ایم و این داستان‌ها در کشور ما فراوان است. افراد را در جاهای مختلف استخدام می‌کنیم. او بعد به هزینه‌هایی اشاره کرد که اصل آن‌ها را درست می‌داند: خرید اتوبوس و اتوبوس برقی و اصلاح راه‌ها. در پایان این بخش هم با کنایه به هزینه تبلیغات شهرداری رسید و گفت باید پول زیادی خرج کنیم تا این اقدامات را در تلویزیون تبلیغ کنیم که شاید آن هم کار درستی باشد. 

شهر برای خرید اتوبوس پول می‌خواهد اما اگر بخشی از این پول از بارگذاری بیشتر به دست بیاید همان بارگذاری مسافر بیشتری برای شبکه حمل‌ونقل ایجاد می‌کند. شهر برای اصلاح راه‌ها هزینه می‌کند اما ساخت‌وساز بیشتر می‌تواند خودرو و سفر بیشتری وارد همان راه‌ها کند. برای خدمات شهری پول لازم است اما شیوه تأمین این پول می‌تواند تقاضا برای خدمات شهری را بیشتر کند. مسئله فقط این نیست که شهرداری از ساختمان درآمد دارد؛ مسئله این است که منبع درآمد خود می‌تواند هزینه تازه تولید کند و شهر برای پرداخت آن هزینه بار دیگر به همان منبع برگردد. 

اقراریان برای نشان‌دادن نتیجه این سیاست دو نشانی هم داد: شهرک شهید بروجردی در منطقه ۱۵ و محدوده جنگ‌افزارسازی در منطقه ۱۳. او از خبرنگاران خواست به شهرک شهید بروجردی بروند و وضعیت را از نزدیک ببینند و بلافاصله کنایه زد: البته اگر رسانه‌هایشان اجازه دادند که یک کلمه از زاکانی نقد کنند. او درباره منطقه ۱۳ نیز گفت حجم تراکم ایجادشده را ببینید و افزود تراکم در برخی از این نقاط به اعدادی رسیده که با بعضی مناطق در جهان قابل مقایسه است. 

اقراریان پیامد این مسیر را با سه عبارت توضیح داد: افزایش تراکم، تشدید فشار و کاهش کیفیت زندگی. او گفت خودرو مدام اضافه می‌شود و جمعیت افزایش پیدا می‌کند و این چرخه همچنان ادامه دارد. حاصل آن، انتقال بحران به آینده است؛ یعنی ما امروز بحران ایجاد و آن را به آینده منتقل می‌کنیم. 

این انتقال بحران را می‌توان در ساده‌ترین تجربه روزمره تهران دید. اقراریان از ترافیکی گفت که در مسیر حضورش در شورا دیده بود. او صبح از بزرگراه شهید صیاد شیرازی به سمت جنوب حرکت کرده بود و در مسیر مقابل در ورودی بزرگراه قاسم سلیمانی صف کیلومتری خودروها را دیده بود. به گفته او راهور در محل حضور دارد و کار خود را انجام می‌دهد اما مسئله اصلی چیز دیگری است: «چرا وضعیت به اینجا رسیده است؟». 

اقراریان برای وضعیت تهران تعبیر «تورم ساخت‌وساز» را به کار برد. او گفت: «ما درباره همه چیز تورم داریم. اصلا با تورم متولد شده‌ایم و با تورم زندگی کرده‌ایم و احتمالا با تورم هم می‌میریم. از نگاه او تهران نیز گرفتار نوع دیگری از تورم شده است. ساخت‌وساز افزایش پیدا کرده و در همان حال مدیریت شهری استدلال می‌کند برای پرداخت هزینه‌های خود چاره‌ای جز ادامه همین مسیر ندارد. در نتیجه همان چیزی که قرار بود منابع اداره شهر را فراهم کند به عاملی برای ادامه فشار بر شهر تبدیل می‌شود. 

اما آیا واقعا چاره دیگری وجود ندارد؟ 

اویس ترابی، رئیس اندیشکده زیست‌پذیری شهری پاسخ دیگری به این پرسش دارد. او معتقد است بخشی از مسئله از جایی آغاز می‌شود که میان «درآمد شهرداری» و «درآمد مدیریت شهری» تفاوتی قائل نمی‌شویم. مدیریت شهری منابع قانونی مشخصی برای تأمین هزینه‌های شهر دارد اما بسیاری از این ظرفیت‌ها فعال نشده‌اند و در مقابل شهرداری به سمت درآمدهایی حرکت کرده که به ساخت‌وساز و بارگذاری بیشتر وابسته است. 

ترابی پسماند را به عنوان یکی از نمونه‌های این مسئله مطرح می‌کند. در بسیاری از شهرهای جهان شهروندان در برابر خدماتی که دریافت می‌کنند هزینه پرداخت می‌کنند. در تهران مبلغی که یک واحد مسکونی در طول یک سال بابت پسماند می‌پردازد بالا نیست اما در بسیاری از شهرها مدیریت پسماند سهم قابل توجهی از پرداخت‌های ماهانه شهروندان به مدیریت شهری را تشکیل می‌دهد. از نگاه ترابی تأمین هزینه خدمات از این مسیر فقط مسئله درآمد نیست. رابطه شهروند و شهرداری نیز تغییر می‌کند. شهروندی که هزینه واقعی یک خدمت را پرداخت می‌کند، در برابر کیفیت همان خدمت مطالبه‌گرتر خواهد شد. 

انتقاد اصلی ترابی اما متوجه درآمدهایی است که تخلف یا افزایش بارگذاری برای مدیریت شهری تولید می‌کند. او می‌گوید: اینکه شهرداری یا مدیریت شهری را به سمتی ببریم که چشمش را روی طرح تفصیلی ببندد و اجازه دهد تخلف ساختمانی اتفاق بیفتد و بعد از محل جریمه تخلف و فروش تراکم درآمد کسب کند، هم از نظر اخلاقی قابل دفاع نیست و هم از نظر عقلانی کار درستی نیست. در حالی که منابع قانونی زیادی برای درآمد مدیریت شهری وجود دارد که آن‌ها را فعال نکرده‌ایم. 

در چنین مدلی تخلف ساختمانی فقط یک تخلف نیست، می‌تواند به منبع درآمد تبدیل شود. همین اتفاق درباره افزایش تراکم نیز رخ می‌دهد. زمینی که امکان بارگذاری بیشتری روی آن ایجاد می‌شود، ارزش اقتصادی بیشتری پیدا می‌کند و بخشی از این ارزش می‌تواند به درآمد مدیریت شهری تبدیل شود. مشکل از جایی شروع می‌شود که نهادی که باید بر رعایت ظرفیت‌های شهر نظارت کند هم‌زمان از افزایش ظرفیت ساختمانی درآمد داشته باشد. در این وضعیت میان حفاظت از شهر و تأمین دخل و خرج شهرداری تعارضی شکل می‌گیرد که آثار آن را باید در تصمیم‌های بلندمدت تهران جست‌وجو کرد. 

ترابی معتقد است شهروندان نیز باید از حرکت شهرداری به سمت درآمدهای قانونی حمایت کنند تا وابستگی مدیریت شهری به ساخت‌وساز و تخلف کاهش پیدا کند. این تغییر البته آسان نیست. درآمد ساختمانی برای مدیریت شهری جذابیت مهمی دارد. زمین و تراکم می‌توانند منابع بزرگ را در مدت کوتاهی وارد بودجه کنند اما بسیاری از درآمدهای پایدار به اصلاح ساختارها و دریافت هزینه خدمات و همراهی شهروندان نیاز دارند. انتخاب میان این دو در واقع انتخاب میان پول سریع و پایداری بلندمدت شهر است. 

مسئله دیگری که ترابی به آن اشاره می‌کند، استفاده از نیاز مسکن برای توجیه ساخت بیشتر است. او با اشاره به وجود خانه‌های خالی در تهران می‌گوید نمی‌توان هر بارگذاری تازه‌ای را با کمبود مسکن توضیح داد. در تهران ساختمان‌هایی وجود دارند که سال‌ها از ساخت آن‌ها گذشته اما بخش بزرگی از واحدهایشان همچنان خالی مانده است. البته این به معنای آن نیست که همین خانه‌ها پاسخ‌گوی نیاز خانوارهای فاقد مسکن هستند. اتفاقا مسئله اصلی همین فاصله است. ساخت مسکن بیشتر لزوما به معنای دسترسی بیشتر گروه‌های نیازمند به مسکن نیست. ممکن است ساختمان تولید شود اما محصول تولیدشده از نظر قیمت و موقعیت و متراژ اساسا برای خانواری که مشکل مسکن دارد قابل دسترس نباشد. 

این نگرانی در طرح‌های تازه بارگذاری جدی‌تر می‌شود. کارشناسان شهری بارها در سخنانشان به پروژه‌های مسکن‌سازی در مناطقی مانند ۱۵ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ اشاره کرده و هشدار داده بودند این مناطق با محدودیت در سرانه‌های مورد نیاز زندگی شهری و به ویژه فضاهای باز و عمومی روبه‌رو هستند. اگر جمعیت تازه بدون تأمین این نیازها وارد منطقه شود، فاصله میان ساختمان و کیفیت زندگی بیشتر خواهد شد. واحد مسکونی ساخته می‌شود اما زمینی که می‌توانست بخشی از نیاز منطقه به فضای عمومی یا خدمات را تأمین کند دیگر در دسترس نیست. 

ترابی هم هشدار می‌دهد که تبدیل زمین به ابزار تأمین مالی همین خطر را تشدید می‌کند. وقتی زمین به کالا و منبع درآمد تبدیل شود، مدیریت شهری نیز برای تأمین منابع خود به مشارکت با سازندگان و افزایش بارگذاری تمایل بیشتری پیدا می‌کند. 

هزینه این سیاست فقط در آسمان و در تعداد طبقات دیده نمی‌شود، بخشی از هزینه روی زمین اتفاق می‌افتد. زمین‌هایی که می‌توانند برای فضای عمومی و خدمات شهری کنار گذاشته شوند وارد چرخه ساخت می‌شوند. این مسئله در جنوب تهران حساس‌تر است، جایی که بعضی مناطق از همین حالا نیز با کمبود فضای باز و برخی سرانه‌های شهری مواجه هستند. ساختمانی که ساخته شد می‌توان تخریب کرد و دوباره ساخت اما زمینی که در ساخت‌وساز مصرف شد به آسانی به ذخیره عمومی شهر بازنمی‌گردد. 

منطقه ۲۲؛ آینده‌ای که زودتر از راه رسید

اگر هشدار اقراریان درباره «انتقال بحران به آینده» را مبنا قرار دهیم، منطقه ۲۲ یکی از مناطقی است که بخشی از آن آینده را می‌توان همین امروز دید. ترابی این منطقه را نمونه‌ای از پیامدهای بارگذاری گسترده می‌داند. به گفته او بخشی از ساخت‌وسازهای منطقه ۲۲ برخلاف ظرفیت‌هایی بود که در طرح‌های شهری برای این محدوده پیش‌بینی شده بود. نتیجه این سیاست استقرار جمعیتی در حدود ۴۰۰ هزار نفر طی حدود ۱۰ تا ۱۵ سال بوده است. جمعیتی در اندازه یک شهر متوسط ایران که در مدتی کوتاه در یکی از مناطق تهران مستقر شده است. 

۴۰۰ هزار نفر فقط یک عدد جمعیتی نیست. هرکدام از این افراد سهمی از آب و خیابان و حمل‌ونقل و فضای عمومی و خدمات شهر می‌خواهند. به همین دلیل ترابی معتقد است آثار بارگذاری را نمی‌توان به افزایش تعداد ساختمان‌ها تقلیل داد. وقتی جمعیت بدون توجه به ظرفیت‌های محیطی و زیرساختی اضافه شود، فشار آن در تمام اجزای شهر توزیع خواهد شد. 

از ترابی نمی‌توان تاریخی برای «پایان زیست‌پذیری تهران» گرفت. او اساس چنین پرسشی را دقیق نمی‌داند. شهر یک سیستم پیچیده و نامعین است و اجزای آن می‌توانند در برابر فشارها واکنش نشان دهند و تا اندازه‌ای خود را با وضعیت تازه تطبیق دهند. بنابراین نمی‌توان گفت تهران در سال مشخصی به نقطه شکست می‌رسد. آنچه به گفته او قابل تشخیص است، جهت حرکت شهر است و این جهت نشانه‌هایی از حرکت به سمت ازهم‌گسیختگی دارد. 

ترابی حتی معتقد است لازم نیست منتظر روزی در آینده باشیم تا اعلام کنیم تهران دیگر زیست‌پذیر نیست. از نگاه او تهران سال‌هاست با معیارهای زیست‌پذیری فاصله گرفته است. شهروندان به آب و هوای با کیفیت مطلوب دسترسی ندارند و نتیجه چنین شرایطی مستقیم در سلامت و کیفیت زندگی آن‌ها ظاهر می‌شود. مسئله زیست‌پذیری نیز فقط به محیط زیست محدود نیست. شهری که کیفیت محیط زندگی در آن کاهش پیدا کند، شهروند سالم آن و اقتصاد پویا و کسب‌وکار خلاق هم با دشواری بیشتری روبه‌رو خواهد شد. 

یکی از «انتقال بحران به آینده» می‌گوید و دیگری منطقه ۲۲ را به عنوان تجربه‌ای پیش‌روی تهران قرار می‌دهد. اقراریان از شهرک شهید بروجردی و جنگ‌افزارسازی و تورم ساخت‌وساز حرف می‌زند، کارشناسان حوزه شهرسازی نسبت به پروژه‌های شهرک‌سازی در مناطق جنوبی هشدار می‌دهند. 

مسئله دیگر فقط این نیست که تهران چقدر می‌سازد، پرسش مهم‌تر این است که این ساخت‌وساز با چه ظرفیتی انجام می‌شود و چه کسی هزینه‌های بعدی آن را خواهد پرداخت. 

اقراریان روز گذشته در صحن شورا گفت امیدوار است انتخابات شورا هرچه زودتر برگزار شود و نمایندگان مردم روی صندلی‌های شورا بنشینند. شورایی که به گفته او احتمالا دوباره دوره‌ای چهارساله خواهد داشت و مانند شورای فعلی پنج‌ساله نخواهد شد. او البته با کنایه احتمال داد عمر همین شورا باز هم بیشتر شود و در نهایت آرزو کرد شورای آینده برای این مسائل تهران «فکری اساسی» کند.

اما چرخه‌ای که اقراریان توصیف می‌کند منتظر شورای بعدی نمی‌ماند. هر مجوز تازه می‌تواند چند طبقه به شهر اضافه کند. هر بارگذاری می‌تواند جمعیت بیشتری وارد یک محدوده کند و هر قطعه زمینی که ساخته می‌شود، یکی از انتخاب‌های آینده تهران را از میان می‌برد. درآمد آن امروز خرج می‌شود اما ساختمان و جمعیت و نیازهایش برای سال‌های طولانی باقی می‌مانند. شاید مسئله تهران دیگر کمبود ساخت‌وساز نباشد، مسئله شهری است که برای پرداخت صورت‌حساب امروز خود بخشی از ظرفیت فردایش را می‌فروشد. اگر این چرخه متوقف نشود تعبیر «انتقال بحران به آینده» هم چندان دقیق نخواهد ماند. بخشی از آن آینده همین حالا در منطقه ۲۲ از راه رسیده است و بخش بعدی ممکن است در جنوب و شرق تهران در حال ساخته‌شدن باشد.

ارسال به دوستان
خاطرات فراموش‌شده ناپدید نمی‌شوند؛ در گوشه‌ای از مغز پنهان و قابل بازیابی هستند تنگه هرمز تا چه زمانی سلاحی جهانی خواهد بود؟ چرا برخی جت‌های جنگنده، موشک‌ها را روی نوک بال‌هایشان حمل می‌کنند؟ قابل اعتمادترین برندهای خودرو / کدام خودرو کمتر رنگ تعمیرگاه را می‌بیند؟ او اولین سناتور مسلمان تاریخ می شود؟/ با دشمن جدید ترامپ آشنا شوید مهدی تاج: به قلعه‌نویی ۷۰ میلیارد تومان پاداش جام جهانی دادیم افشای رسوایی و شکست امنیتی بزرگ در نیروی دریایی انگلیس ترامپ دو برگ برنده همیشگی جمهوری‌خواهان را سوزاند؛ اقتصاد و امنیت ملی ادعای ترامپ: تنها نیرویی که در حال حاضر کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد، نیروی دریایی آمریکا است/ کل تنگه را مین‌روبی کرده‌ایم قطعی شدن حضور امیر قلعه‌نویی روی نیمکت تیم ملی فوتبال تا جام ملت‌ها آغاز بیست‌وششمین دوره لیگ برتر فوتبال با حضور هواداران در ورزشگاه‌ها هشدار جدی سازمان مدیریت بحران درباره وقوع سیل در آذربایجان شرقی و غربی درخواست وزیر جنگ آمریکا از کنگره: بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری تصویب شود برگزاری بازی تدارکاتی تیم ملی فوتبال با روسیه در فیفادی پیش‌رو قائم مقام وزیر کشور: بیش از ۳ میلیون و ۴۵۰ هزار زائر در اربعین به عتبات عالیات مشرف شدند