فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۴۵۷۶
تاریخ انتشار: ۱۶:۵۰ - ۲۴-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۴۵۷۶
انتشار: ۱۶:۵۰ - ۲۴-۰۵-۱۴۰۵
 رسانه‌های معتبر دنیا چه نوشتند؟

 فرار با کامیونت خدماتی؛ «عملیات فریب» برای حفاظت از ترامپ با به خطر انداختنِ جان دیگران/ همچنان سوژۀ طنز!

جزسسات مخفی شدن ترامپ از ترس ایران
     عجیب‌ترین و طنزآمیزترین بخش این ماجرا، نه هواپیمای فریب است، نه هواپیمای نظامی؛ وجه نمادین داستان، همان کامیونت خدماتیِ فرودگاه است که ترامپ را بی‌سروصدا از کنار دوربین‌ها عبور می‌دهد!  

 
    عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- چند هفته پس از آنکه دونالد ترامپ در اجلاس ناتو در ترکیه شرکت کرد، جزئیاتی از بازگشت او منتشر شد که تصویری غیرمعمول از سطح نگرانیِ امنیتی، پیرامون رئیس‌جمهور آمریکا ارایه می‌داد. ترامپ برخلاف آنچه خبرنگاران و افکار عمومی می‌پنداشتند، ترکیه را با همان هواپیمایی که هنگام خروج سوار شده بود، ترک نکرد.

    او پس از سوارشدنِ علنی به هواپیمای «ایر فورس وان»، مخفیانه و با استفاده از خودرو خدماتِ پذیراییِ فرودگاه به هواپیمای نظامی دیگری منتقل شد. هواپیمای اصلی هم که حامل شماری از کارکنان، مقامات و خبرنگاران بود، به پرواز درآمد و عملاً به «هواپیمای فریب» تبدیل شد.

    شاید این عملیات صرفاً اقدامی حفاظتی تلقی شود، ولی گزارش‌های بعدی نشان دادند نگرانی دربارۀ تهدید موشکیِ احتمالی علیه هواپیمای رئیس‌جمهور در تصمیم‌گیری سرویسِ مخفی و ارتش آمریکا نقش داشته است.

 روزنامۀ وال‌استریت‌ژورنال گزارش داد انتقال ترامپ به هواپیمای نظامی کوچک‌تر، در واکنش به تهدیدهایی علیه هواپیمای اصلی انجام شده بود.

  اهمیت ماجرا فقط در شکل عجیبِ انتقال نیست. پرسشی که تحلیل‌گران مطرح می‌کنند این است که «چگونه ایران حتی در غیابِ حملۀ مستقیم توانسته به عاملی تبدیل شود که امنیتِ شخصی رئیس‌جمهور آمریکا را متزلزل می‌کند؟» 

   از سوی دیگر، آیا این عملیات واقعاً نشان‌دهندۀ تهدیدِ قطعی از جانب ایران است یا بخشی از جنگ اطلاعاتی و ارزیابی‌های احتیاطیِ دستگاه امنیتی آمریکا؟ پاسخ به این پرسش‌ها ساده نیست، اما همین ابهام، ماجرا را از حادثۀ امنیتی به موضوع سیاسی بحث‌برانگیز مبدل کرده است. وال استریت ژورنال در همین رابطه نوشته: «تیم امنیتی ترامپ در شرایطی قرار داشت که نمی‌توانست بر سر تهدید احتمالی ریسک کند.» این نکته اهمیت زیادی دارد. «لازم نیست تهدید به مرحلۀ حمله برسد تا دستگاه امنیتی تصمیم به تغییر مسیر بگیرد.»

 در حفاظت از رئیس‌جمهور، هزینۀ تصمیمِ احتیاطی بسیار کمتر از هزینۀ اشتباه محاسباتی است. مشکل از جایی آغاز می‌شود که همین تهدید، سوژۀ اختلافِ اطلاعاتی می‌شود. رسانه‌ها پرسیده‌اند: «تهدید ایران، قطعی است یا محتمل؟» و حملۀ احتمالی را به گروه‌های وابسته به ایران مرتبط دانسته‌اند. رویترز از تهدید موشکیِ معتبر و قریب‌الوقوع سخن گفت و گزارش کرد که احتمال استفاده از موشک‌های دوش‌پرتابِ حرارتی نیز بررسی می‌شود. واضح است که تهدید معتبر، الزاماً به معنای تهدید اثبات‌شده نیست. دستگاه‌های امنیتی در چُنین شرایطی بر مبنای احتمال تصمیم می‌گیرند، نه بر اساس یقین. همۀ آنچه با احتیاط می‌توان گفت این است که «مقام‌های امنیتی آمریکا، تهدید را به اندازه‌ای جدی ارزیابی کردند که عملیات پیچیده‌ای برای انتقال ترامپ از هواپیمای اصلی انجام دهند.»

«عملیات فریب» برای حفاظت از ترامپ
 
     «هواپیمای فریب» در تاریخ عملیات نظامی و امنیتی پدیدۀ جدیدی نیست. ارتش‌ها از گذشته تلاش کرده‌اند اطلاعاتِ مربوط به موقعیت واقعی فرماندهان، نیروها یا تجهیزاتِ حساس را پنهان کنند. وال استریت ژورنال یادآوری کرده است که «حتی رؤسای جمهور آمریکا هم در سفرهای حساس از روش‌های محرمانه برای پنهان‌کردنِ مسیر یا مقصد استفاده می‌کردند؛ از سفرهای مخفیانۀ دوران جنگ جهانی دوم تا سفر محرمانۀ جو بایدن به اوکراین در سال 2023.» بنابراین عملیات فریب، امری بی‌سابقه نیست ولی تهدیدِ منتسب به ایران و انتقال رئیس‌جمهور پرحاشیه با خودروی خدماتی در فرودگاه، مورد را متفاوت می‌کند.
 
     یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های ماجرا این است که هواپیمای اصلی با گروهی از افراد به پرواز درآمد که از عملیات محرمانۀ ترامپ اطلاع نداشتند و درواقع طعمه شدند. خبرنگاران و شماری از کارکنان و مقامات تصور می‌کردند ترامپ در همان هواپیما حضور دارد و هفته‌ها بعد فهمیدند هواپیمایی که با آن از ترکیه خارج شده‌اند، حامل رئیس‌جمهور نبوده است.

    جالب‌تر آنکه حتی مارکو روبیو (وزیر خارجه) و اسکات بِسِنت (وزیر خزانه‌داری) نیز در هواپیمای فریب بودند، ولی ترامپ، پیت هِگسِت (وزیر دفاع) و چند دستیار نزدیک به هواپیمای کوچک‌تر منتقل شدند. به‌عبارتی دو وزیر ارشدِ کابینه که هر دو در سطح جانشینیِ ِریاست‌جمهوری قرار دارند، در هواپیمایی بودند که نقش فریب را ایفا می‌کرد.
 
  همین موضوع بحث‌برانگیز شد و تیم حفاظت، دلیل قطعی و رسمی منتشر نکرد. آنچه می‌دانیم این است که هگست، بخش ِمهمی از مدیریت تهدید بوده و همراهی‌اش با رئیس‌جمهور ضروری‌تر تشخیص داده است. از طرفی، حضور روبیو و بسنت در هواپیمای اصلی باعث می‌شد ظاهر عادیِ سفر حفظ شود. اگر همۀ اعضای ارشد ِدولت از هواپیما خارج می‌شدند، احتمالاً عملیات فریب لو می‌رفت. آیا آن‌ها عمداً به‌عنوان طعمه انتخاب شدند؟ از نظر سیاسی و اخلاقی، این موضوع پیچیده است. چرا جانِ رئیس‌جمهور و هگست در اولویت قرار داشت؟ احتمالاً تصمیم‌گیری بر اساس ِضرورت عملیاتی و محدودکردنِ تعداد افرادی بوده که از جابه‌جایی ترامپ اطلاع داشتند. همین مسئله به واکنش‌های سیاسی در آمریکا دامن زده است.
 
     آسوشیتدپرس نوشته: «ترامپ پس از افشای ماجرا تلاش کرد اهمیت شخصی‌اش را کاهش دهد. او گفت سرویس مخفی و ارتش از او خواستند با هواپیمای دیگری پرواز کند و این تصمیم به دلیل تهدید امنیتی گرفته شده، ولی او واهمه‌ای نداشته است. چنین واکنشی قابل پیش‌بینی است. برای فردی با خصایصِ ترامپ که می‌کوشد تصویر عمومی‌اش را بر قدرت، جسارت و بی‌اعتنایی به تهدید بنا کند، پذیرش اینکه از ایران ترسیده، خوشایند نیست و مسئلۀ اصلی هم، روان‌شناسی ترامپ نیست. حتی اگر او واقعاً نترسیده باشد، سازوکار امنیتی آمریکا ترسیده یا دست‌کم احتمال وقوع خطر را جدی گرفته است.

 این پرسش در تحلیل‌ها مطرح شده که ایران چگونه به چُنین سطحی از تهدید رسیده است؟ پس از ترور سردار قاسم سلیمانی در دورۀ نخستِ ریاست‌جمهوری ترامپ، مقام‌های آمریکایی بارها از احتمال انتقام ایران سخن گفتند. در سال‌های بعد گزارش‌های متعددی دربارۀ تلاش‌های منتسب به ایران برای انتقام از عاملان ترور منتشر شد. درگیری مستقیمِ ایران و آمریکا و ترور فرماندهان ارشدِ ایران در سال 2026 نیز، شرایط را پیچیده‌تر کرده است. درنتیجه، حتی زمانی که میان دو کشور، آتش‌بس یا مذاکراتی برقرار است، پروندۀ تهدید علیه برخی مقام‌های آمریکایی کاملاً از دستور کار امنیتی خارج نمی‌شود. طبیعی است که در چُنین شرایطی ایران صرفاً مسئله‌ای مربوط به برنامۀ هسته‌ای یا نفوذ منطقه‌ای نیست. ایران اکنون به عاملی تبدیل شده که می‌تواند امنیت نیروهای آمریکایی، متحدان آمریکا، مسیرهای دریایی، زیرساخت‌های منطقه‌ای و حتی امنیت شخصِ رئیس‌جمهور را به چالش بکشد.
 
  تهدید علیه یک پایگاه نظامی یا کشتی آمریکایی را می‌توان در جارچوبِ منازعۀ نظامی تحلیل کرد، اما تهدید مستقیم علیه رئیس‌جمهور، اثر روانی و سیاسیِ متفاوتی دارد. او یک فرد نیست؛ نمادِ دولت و فرماندۀ کل نیروهای مسلح است. اگر دشمنی بتواند او را وادارد که مسیر سفرش را مخفی کند، هواپیمایش را تغییر دهد و برای پنهان‌کردنِ موقعیتش از هواپیمای فریب استفاده کند، بدون شلیک یک گلوله، «اثرگذاری استراتژیک» ایجاد کرده است. این وضعیت لزوماً به معنای پیروزی یا پیشرفتِ راهبردی ایران نیست. اتفاقاً ممکن است نتیجۀ معکوس داشته باشد و واشنگتن را به اقدامات سخت‌تر امینتی با نظامی سوق دهد. اما نشان می‌دهد بازدارندگی فقط با تخریب فیزیکی ایجاد نمی‌شود. گاهی کافی است طرف مقابل باور کند که هزینۀ آسیب‌پذیربودن بالاست. افزایش آسیب‌پذیری می‌تواند ترامپ را به سمتِ تصمیم‌های تهاجمی‌تر سوق دهد. ترساندن لزوماً به معنای مهار مهاجم نیست و می‌تواند عواقب خطرناکی داشته باشد. اگر تهران بخواهد از تهدید علیه منافع آمریکا به‌عنوان ابزار بازدارندگی استفاده کند، باید خطر ایجاد چرخۀ ترس، تلاقی و تشدید تنش را در نظر بگیرد.
 
گزارش‌های نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست هم خواندنی و قابل‌تأمل‌اند. نیویورک‌تایمز نوشته: «مسئله صرفاً ترور ترامپ نیست؛ میزان جدی‌گرفتنِ تهدید اهمیت دارد.» این رسانه در افشای جزئیاتِ عملیات نقش داشت و بر این پرسش تمرکز کرد که «چرا حفاظت از چند نفر را در اولویت قرار داده‌اند؟... اگر تهدید واقعاً جدی نبود چرا دولت آمریکا حاضر شد چُنین عملیاتِ پیچیده‌ای را اجرا کند و اگر جدیت داشت، چرا ابتدا روایت دیگری دربارۀ علتِ استفاده از هواپیمای قدیمی ارائه کرد؟» تناقضِ میان روایت رسمی و واقعیت محرمانه، بخشی از اهمیتِ سیاسی ماجراست. نیویورک‌تایمز می‌گوید: «چرا رئیس‌جمهوری که همیشه بر شفافیت و قدرتِ خلل‌ناپذیرش تأکید می‌کند، در مواجه با تهدید امنیتی ناچار می‌شود واقعیت را از اعضای تیمش پنهان کند؟» البته روایت نیویورک‌تایمز از منظر خبرنگاری اهمیت ویژه‌ای دارد. گزارش‌های این روزنامه دربارۀ مسائل امنیتیِ هواپیمای ریاست‌جمهوری پیش‌تر نیز باعثِ برخورد دولت با خبرنگاران این رسانه شده بود و حتی گزارش‌هایی دربارۀ احضار برخی خبرنگارانِ نیویورک‌تایمز منتشر شده است.
 
  واشنگتن‌پست ماجرا را از زاویۀ دیگری کاویده. این روزنامه در گزارشِ دوازدهم آگوست نوشته: «سازمان سیا در خصوص تهدیدهای امنیتی، اطمینانی به موساد ندارد.» این نکته، داستان را پیچیده‌تر می‌کند. واقعیت چیست؟ در روایتِ نخست، تصور می‌شود تهدیدِ مشخصِ ایرانی شناسایی شده و سرویسِ مخفی برای نجاتِ جان رئیس‌جمهور، دست به عملیات خارق‌العاده زده است. روایت دوم، نشان می‌دهد بخشی از جامعۀ اطلاعاتی آمریکا دربارۀ صحت این اطلاعات تردید دارد.

 واشنگتن پست می‌گوید: «روبیو و بسنت در هواپیمای فریب باقی ماندند... اگر هواپیمای اول واقعاً طعمه بوده، آیا دولت آمریکا حق داشت افرادی را که از این موضوع بی‌خبرند، در آن نگه دارد؟» و در ادامه به سابقۀ تاریخیِ این شیوه اشاره کرده و ماجرا را با عملیات مشابهِ «نجاتِ بیل کلینتون در سفر محرمانه‌اش به پاکستان در سال 2000» مقایسه کرده است. ماجرا از این قرار بود که وقتی احتمال حمله به هواپیمای ریاست‌جمهوری پیش آمد، برای کاهش خطر، یک هواپیمای فریب با هواپیمای حاملِ کلینتون از فرودگاه خارج شد تا مهاجم احتمالی نتواند تشخیص دهد رئیس‌جمهور در کدام هواپیماست.
 
در عملیات کلینتون، هواپیمای فریب در معرض ِدید رسانه‌ها فرود آمد و یک مأمور سرویس مخفی که ظاهری شبیه به کلینتون داشت از آن خارج شد تا وانمود شود رئیس‌جمهور در آن هواپیماست. کلینتون هم با هواپیمایی بی‌نام‌و‌نشان وارد پاکستان شد. تفاوت در این نکته است که کارکنانِ دولت و خبرنگارانِِ همراه از عملیات فریب مطلع بودند. جو لاکهارت (سخنگوی وقت کاخ سفید) و سوزان پیچ (خبرنگار یواس‌ای‌ تودی) به رسانه‌ها توضیح دادند که حاضران می‌دانستند ماجرا از چه قرار است و برخلافِ ماجرای ترامپ، عامدانه بی‌خبر نبوده‌اند. این نکته، عملیاتِ فرار ترامپ را از نظر شفافیت، مسئولیت اخلاقی و امنیتِ مسافران بحث‌برانگیز می‌کند.
 
پالتیکو می‌گوید ماجرا را باید در متنِ سیاست ترامپ دید. این رسانه معمولاً بر پیامدهای سیاسیِ رخدادها در واشنگتن متمرکز است و این‌بار هم در پی آن است که این حادثه حاوی چه نکاتی دربارۀ دولت ترامپ، نحوۀ ارتباط با کنگره، رسانه‌ها و مدیریتِ اطلاعاتِ امنیتی است. ماجرا خیلی سریع از موضوع امنیتی به مسئلۀ سیاست داخلی تبدیل شد. منتقدان دموکرات، خواهان توضیح دربارۀ عملیات شدند و پرسش اصلی این بود که چرا کارکنان، خبرنگاران و حتی مقام‌های ارشد دولت در هواپیمایی قرار گرفتند که برای فریبِ مهاجم احتمالی به کار رفت؟
 
  این بحث برای دولت ترامپ حساس است، چون او همیشه رسانه‌ها را به بزرگ‌نمایی و خصومت با خود متهم کرده است. حالا رسانه‌ها می‌توانند استدلال کنند که مشکل فقط نجاتِ ترامپ از تهدید خارجی نیست؛ مشکل اصلی این است که دولت حتی پس از پایانِ خطر، دربارۀ آنچه رخ داد، توضیح کاملی ارائه نکرد. بنابراین ماجرا در واشنگتن به دو بحث گره می‌خورد: «امنیت در برابر شفافیت» و «اختیار رئیس‌جمهور در برابر پاسخگویی عمومی».
 
  گاردین هم با زبانی صریح به واکاوی ماجرا پرداخته، به نقش نمادین خودروی خدمات اشاره کرده و پرسیده «چه‌کسانی برای حفظ جان ترامپ در معرض همان خطری قرار گرفتند که قرار بود از رئیس‌جمهور دور شود؟» بسیاری از منتقدان سیاسی به همین موضوع اشاره کرده‌اند و خواهان توضیح کنگره شده‌اند. از نگاه گاردین «این ماجرا نشانۀ عمق بی‌اعتمادی و خصومت میان تهران و واشنگتن است ولی حتی اگر تهدید واقعی باشد، ایران نیازی به موفقیت در عملیات ترور ندارد تا بر رفتار آمریکا اثر بگذارد. کافی است تهدید آن‌قدر جدی باشد که رئیس‌جمهور آمریکا نتواند آزادانه از فرودگاه خارج شود.» این روزنامه تأکید می‌کند که سیاست خارجی رئیس‌جمهور، به بحران‌های داخلی و خارجی دامن زده است.
 
 
ولی شاید مهم‌ترین پیام ماجرا این باشد که رابطۀ ایران و آمریکا به سطحی رسیده که حتی سفر دیپلماتیک رئیس‌جمهور آمریکا به کشورهای دیگر نمی‌تواند کاملاً از منطقِ نظامی و امنیتی جدا شود. ترامپ برای شرکت در اجلاس بین‌المللی به ترکیه رفت و برنامۀ بازگشت به احتمالِ سوءقصد به جانش گره خورد. درنتیجه بحران دو کشور، دیگر مجموعه‌ای از تحریم‌ها، مذاکرات و حملات نظامی نیست. این بحران به مناسبات روزمرۀ امنیت ملی آمریکا نفوذ کرده است. حتی اگر هیچ حمله‌ای در کار نباشد، احتمال حمله می‌تواند تصمیم‌گیران را وادار به تغییر رفتار کند.
 این بحث برای دولت ترامپ حساس است، چون او همیشه رسانه‌ها را به بزرگ‌نمایی و خصومت با خود متهم می‌کند. حالا رسانه‌ها می‌توانند استدلال کنند که مشکل فقط نجاتِ ترامپ از تهدید خارجی نیست؛ مشکل اصلی این است که دولت حتی پس از پایانِ خطر، دربارۀ آنچه رخ داده، توضیح کاملی ارائه نکرد. بنابراین ماجرا در واشنگتن به دو بحث گره می‌خورد: «امنیت در برابر شفافیت» و «اختیار رئیس‌جمهور در برابر پاسخگویی عمومی».
 
 
گاردین هم با زبانی صریح به واکاوی ماجرا پرداخته، به نقش نمادینِ خودروی خدمات اشاره کرده و پرسیده: «چه‌کسانی برای حفظ جان ترامپ در معرض همان خطری قرار گرفتند که قرار بود از رئیس‌جمهور دور شود؟» بسیاری از منتقدان سیاسی به همین موضوع اشاره کرده‌اند و خواهان توضیح کنگره شده‌اند. از نگاه گاردین «این ماجرا نشانۀ عمق بی‌اعتمادی و خصومت میان تهران و واشنگتن است ولی حتی اگر تهدید واقعی باشد، ایران نیازی به موفقیت در عملیات ترور ندارد تا بر رفتار آمریکا اثر بگذارد. کافی است تهدید آن‌قدر جدی باشد که رئیس‌جمهور آمریکا نتواند آزادانه از فرودگاه خارج شود.» این روزنامه تأکید می‌کند که سیاست خارجی رئیس‌جمهور، به بحران‌های داخلی و خارجی دامن زده است.
 
      ولی شاید مهم‌ترین پیام ماجرا این باشد که رابطۀ ایران و آمریکا به سطحی رسیده که حتی سفر دیپلماتیکِ رئیس‌جمهور آمریکا به کشورهای دیگر نمی‌تواند کاملاً از منطقِ نظامی و امنیتی جدا شود. ترامپ برای شرکت در اجلاس بین‌المللی به ترکیه رفت و برنامۀ بازگشت به احتمالِ سوءقصد به جانش گره خورد. درنتیجه بحران دو کشور، دیگر مجموعه‌ای از تحریم‌ها، مذاکرات و حملات نظامی نیست. این بحران به مناسبات روزمرۀ امنیت ملی آمریکا نفوذ کرده است. حتی اگر هیچ حمله‌ای در کار نباشد، احتمال حمله می‌تواند تصمیم‌گیران را وادار به تغییر رفتار کند.
 
     این اتفاق برای ترامپ از جنبۀ دیگری نیز ناخوشایند است. او در سیاست خارجی‌اش بارها کوشبده تصویری از برتری مطلق آمریکا ارائه کند؛ کشوری که دشمنان باید از قدرتش بترسند. ماجرای ترکیه اما تصویر پیچیده‌تری را نشان می‌دهد. آمریکا ممکن است از نظر نظامی بسیار قدرتمند باشد، اما رئیس‌جمهورش در برابر تهدیدی نامتقارن آسیب‌پذیر است. قدرت نظامی آمریکا برای رئیس‌جمهورش مصونیت نمی‌آورد. رویترز نوشته: «ترامپ از هواپیمایی که همه تصور می‌کردند در آن حضور دارد خارج شد، با خودروی خدماتیِ فرودگاه به هواپیمای دیگری منتقل شد، هواپیمای اصلی با افراد دیگری به پرواز درآمد و رئیس‌جمهور مسیر دیگری را در پیش گرفت. این‌ها رفتارهایی نیستند که دولتی قدرتمند در برابر خطری خیالی و بی‌اهمیت انجام دهد.»
 
    عجیب‌ترین و طنزآمیزترین تصویر این ماجرا، نه هواپیمای فریب است، نه هواپیمای نظامی؛ وجه نمادین داستان، همان کامیون خدماتیِ فرودگاه است که ترامپ را بی‌سروصدا از کنار دوربین‌ها عبور می‌دهد. رئیس‌جمهوری که دوست دارد همۀ نگاه‌ها به سمت او باشد، برای حفظ جانش مجبور شده در خودرویی فرعی پنهان شود. رهبری سیاسی که برای جهان شاخ و شانه می‌کشد و همیشه با کاروان‌های امنیتی، هواپیماهای اختصاصی و تشریفات سنگین جابه‌جا می‌شود، این بار برای آنکه دیده نشود، سوار وسیله‌ای شده که برای حمل غذا و تجهیزات پذیرایی به کار می‌رود. بدون شک این تصویر، نشان از پیروزی ایران و شکست آمریکا ندارد، چراکه سیاست بین‌الملل پیچیده‌تر از چنین نتیجه‌گیری‌های کودکانه‌ای است ولی از ارزیابیِ تهدید ایران در بالاترین سطوحِ دولت آمریکا خبر می‌دهد. این وضعیت برای ایران حاکی از فرصت و خطر توأمان است؛ فرصت از این جهت که نشان می‌دهد قدرت‌های بزرگ هم آسیب‌پذیری دارند و خطر از این حیث که فشار بیش از حد بر رئیس‌جمهوری جنجالی می‌تواند واکنش تهاجمی ایجاد کند.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: ترامپ ، فریب ، رسوایی
ارسال به دوستان
captcha
 اوگاندایی‌ها در راه غزه/ واکنش‌ها به نیروی تثبیت بین‌المللی امام جمعه بغداد: اگر آمریکا شروط ایران را نپذیرد، به ناچار از منطقه خارج می‌شود پیش‌فروش بلیت قطارهای شهریور از دوشنبه آغاز می‌شود؛ زمان خرید اعلام شد عوارض کمبود ویتامین B12/ زنان مواظب قرص های خطرناک باشند استقلال پول گرفت، اما پرونده منتظر محمد حل نشد؛ ابهام بزرگ در محرومیت آبی‌ها افزایش قربانیان زلزله اندونزی به ۳۸ نفر پیدا شدن اثر مسروقه «پیکاسو» بعد از 8 سال همتی: صندوق‌های سرمایه‌گذاری ارزی برای جذب منابع خرد راه‌اندازی می‌شوند دانلود رایگان کتاب‌های درسی سال تحصیلی ۱۴۰۶–۱۴۰۵ آغاز شد میشائیل هانکه پایان فیلمسازیش را اعلام کرد ؛ پس از ۱۰ فیلم ماندگار تراشه‌های چینی در آیفون؛ دولت ترامپ با تأمین حافظه اپل مخالفت کرد حزب‌الله: دولت لبنان از ادامه مذاکرات دست بردارد/ به تجاوزات دشمن پاسخ مناسب خواهیم داد هشدار درباره هاری در البرز؛ ۳ نفر سال گذشته بر اثر این بیماری فوت کردند چانگان سی اس55 پلاس جدید قیمت گذاری شد (+تصاویر محصول جدید) دیزنی به شکل رسمی اعلام کرد: «زوتوپیا ۳» ساخته می‌شود