به مناسبت روز ملی تشکلها و مشارکتهای اجتماعی، مراسمی برای تجلیل از تلاشهای فعالان و سازمانهای مردمنهاد در عرصه سلامت،، ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، در سالن کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شد.
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، در این مراسم با اشاره به اینکه «من بیشتر آنور میزی هستم تا اینور میزی» بخشی از مسیر خود در فعالیتهای اجتماعی را روایت کرد؛ از دهه ۷۰ و روزهایی که در زیرزمین خانه، پیاز داغ درست میکردند و برای خیریه میفروختند تا دورهای که از کمکرسانی صرف، به سمت توانمندسازی جامعه حرکت کردند. او از دوران دولت خاتمی یاد کرد؛ دورانی که به گفته او، تشکلهای بهزیستی دو برابر شدند و ظرفیتهای اجتماعی توسعه پیدا کرد.
او همچنین از دوران کرونا به عنوان دورهای یاد کرد که دستاوردهای فعالیتهای اجتماعی و مشارکت جمعی بیش از گذشته خود را نشان داد.
اما مسئله اصلی از نگاه ربیعی، همچنان توازن میان سه ضلع بازار، دولت و جامعه است. به باور او، جامعه هنوز نتوانسته هموزن دو ضلع دیگر شود و باید آنقدر قدرتمند شود که مردم بتوانند بخشی از مسائل خود را خودشان حل کنند.
وی افزود: در این نگاه، «مردم» مفهومی فردی و پراکنده نیستند. مردم، تشکل پیدا میکنند و تشکل، نهاد میشود.
او در ادامه به یکی از چالشهای جدی موضوع مسئولیت اجتماعی پرداخت؛ مسئلهای که سالهاست محل بحث است: سرنوشت منابع مسئولیت اجتماعی.
به گفته ربیعی، متأسفانه گاهی پول مسئولیت اجتماعی به «قوه دیگری» تبدیل شده که وزیر را تحت فشار قرار دهد و در نتیجه، منابعی که باید در مسیر درست هزینه شوند، هدر رفتهاند.
او سلامت و آموزش را از نخستین اولویتهای اجتماعی دانست و تأکید کرد منابع مسئولیت اجتماعی باید در همین مسیرها هدایت شوند. به اعتقاد وی، باید برای شرکتها و مجموعهها مشوقهایی ایجاد کرد تا منابع مسئولیت اجتماعی را به سمت اولویتهای واقعی جامعه سوق دهند.
ربیعی گفت: «ما واقعاً مسائل را درک کردهایم.» او با تأکید بر اینکه حوزه عمومی نباید آسیب ببیند، دولت پزشکیان را «دولتی فروتن و اجتماعی» توصیف کرد و گفت این سخن را نه صرفاً به عنوان یک مسئول دولتی، بلکه از جایگاه یک انجمن علمی و عضو هیئت علمی بیان میکند؛ دولتی که به گفته او، به داشتهها و ارزشهای دیگران احترام میگذارد و در عین حال به نداشتههای خود نیز اعتراف میکند.
وی در بخش دیگری از سخنانش به تحریمها اشاره کرد و گفت مردم را تحریم کردند تا مردم را به خیابان بکشانند؛ اما در این میان، تحریم، سلامت مردم را نیز تحت تأثیر قرار داده و نظام سلامت را هدف قرار داده است.
در چنین شرایطی، از نگاه ربیعی، سمنها فقط مجری پروژه یا دریافتکننده منابع نیستند؛ آنها میانجی، تفکر و حلقه اتصال جامعه هستند.
او با اشاره به موانعی که پیش روی فعالیت سازمانهای مردمنهاد قرار دارد، از اخذ مجوز گرفته تا صفهای طولانی، نبود ساختار و چارچوب روشن، از برنامهای برای گردهم آوردن معاونان اجتماعی دستگاههای مختلف دولت خبر داد و گفت وزارت کشور، بهزیستی و وزارت ورزش و جوانان سه دستگاه مهم در حوزه صدور مجوز برای تشکلها هستند.
یکی دیگر از دغدغههای جدی مطرحشده، کاهش قدرت مالی خیرین در نتیجه تورم بود.
ربیعی گفت تورم، پول خیرین را کوچک کرده است. به گفته او، امروز هزینه ساخت یک تخت بیمارستانی حدود ۳۵ هزار دلار است و نبود منابع پایدار، سازمانهای مردمنهاد را با چالش جدی مواجه کرده است.
او در عین حال به هزینههای اداری سازمانهای مردمنهاد اشاره کرد و گفت دولت میتواند در ساختار اداری و مالی NGOها به آنها کمک کند.
اما در کنار این کاهش قدرت کمکهای کلان، یک واقعیت مهم همچنان پابرجاست: کمکهای خرد مردم کاهش نیافته است. ربیعی گفت کمکهای کلان کم شده، اما کمکهای خرد همچنان وجود دارد؛ مسئله اینجاست که ما معمولاً کمک را فقط با پول اندازه میگیریم، در حالی که منابع دیگری وجود دارند که گاهی بسیار باارزشتر از پولاند، اما اندازهگیری نمیشوند.
او برای توضیح این موضوع، به تجربهای درباره کودکان کار اشاره کرد؛ اینکه از آنها پرسیده شده چه کسانی بیشتر کمک میکنند و پاسخ دادهاند خودروهای مدل پایین بیشتر از خودروهای مدل بالا به آنها کمک میکنند.
در کنار مشکلات اقتصادی، موانع بانکی نیز همچنان پابرجاست. به گفته ربیعی، فشارهای زیادی بر بانکها وجود دارد و همین مسئله فعالیت تشکلها را دشوارتر کرده است.
با این حال، او تأکید کرد تقویت سازمانهای مردمنهاد در دستور کار قرار دارد.
ربیعی از موانع مدیریتی نیز گفت و تجربه شخصی خود را مثال زد. اینکه خود او یک خیریه داشته و سه سال نتوانسته برای آن مجوز بگیرد. او همچنین با اشاره به تجربه سیاسی خود گفت در سال ۱۳۹۲ برای شورای شهر تهران رد صلاحیت شد و در پایان همان سال به عنوان وزیر کار انتخاب شد.
در بخش دیگری از سخنانش به مسئله سرمایه اجتماعی پرداخت و گفت حدود ۸۵ درصد ایرانیها به یکدیگر اعتماد ندارند و در میان نهادها، بیشترین اعتماد متوجه NGOهاست. از همین رو، به باور او باید فرهنگ مشارکت را بیش از گذشته گسترش داد.
او گفت در حوزه سلامت، کار شبکهای آسانتر است و میتوان ظرفیتهای مختلف را به یکدیگر متصل کرد. همچنین به نتایج یک پرسش در ۱۲ استان اشاره کرد که نشان میدهد نگاه دولتی به تشکلها هنوز تا حدی نگاه «کارفرمایانه» است؛ نگاهی که تصور میکند دولت باید کنترل کند و استقلال تشکل را در دست بگیرد.
از نگاه ربیعی، این رویکرد باید تغییر کند و برای انجمنها و سازمانهای مردمنهاد ظرفیتسازی شود، اما استقلال آنها حفظ شود.
او سپس به سه حق بنیادین اجتماعی اشاره کرد؛ سه حوزهای که به تعبیر او، باید همه مردم به صورت برابر از آن برخوردار باشند: امنیت، آموزش و سلامت.
ربیعی گفت نگاه نهادگرایی جای خود را دارد، اما این سه حوزه باید برای همه مردم، بدون تبعیض، قابل دسترس باشد.
سخنان او در بخش سلامت، رنگ دیگری گرفت؛ جایی که خطاب به فعالان حوزه سلامت گفت فعالیت آنها دستکم دو اثر مهم دارد.
نخست، حمایت اجتماعی، یکی از متغیرهای تعیینکننده سلامت است. جوامعی که حمایت اجتماعی پایینتری دارند، بیشتر با بیماری مواجه میشوند.
او از فعالان حوزه سلامت خواست ارزش کار خود را بدانند؛ اینکه حتی وجود یک NGO در حوزهای مانند سوختگی، خود یک تکیهگاه برای جامعه است.
به گفته او، سازمانهای مردمنهاد باید «اثر تکیهگاهی» خود را به مردم نشان دهند تا مردم اعتماد کنند و سرمایه اجتماعی نیز به این نهادها تکیه کند. اثر دوم، به تابآوری اجتماعی بازمیگردد.
ربیعی گفت در بحرانها، آنهایی بیشتر توانستند زنده بمانند و دوام بیاورند که تیم داشتند، دور هم جمع میشدند و «گعده» ایجاد کرده بودند.
تابآوری فقط داشتن منابع مالی و امکانات نیست؛ گاهی آدمها را همین شبکههای انسانی، همین حلقههای اعتماد و همین احساس تعلق زنده نگه میدارد.
او از وزارت بهداشت خواست به اثر دیگری نیز توجه کند و آن را مورد ارزیابی قرار دهد: فقر.
فقر، یکی از تعیینکنندههای سلامت است. کودکی که در سالهای نخست زندگی سالم رشد نکرده است، در سالمندی با بیماریهای بیشتری مواجه خواهد شد.
ربیعی با اشاره به ظرفیت دانشگاهها و وزارت بهداشت گفت: «فهیمترین آدمها را در دانشگاه داریم و وزارت بهداشت.»
او همچنین به مسئله نوع کمکهای خیرخواهانه پرداخت و گفت برخی افراد روی ساختوساز و تجهیزات بیمارستانی کار میکنند و کمک درمانی مستقیم نمیکنند؛ اما ممکن است در همان بیمارستان، پس از ساخت، دیگر فعالیت خیریهای اتفاق نیفتد.
به باور او، کمک درمانی مستقیم نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
در کنار سلامت جسم، سلامت روان نیز از دغدغههای جدی مطرحشده بود. ربیعی از NGOها خواست فعالیت بیشتری در حوزه سلامت روان داشته باشند و گفت میزان خرید داروهای اعصاب از داروخانهها افزایش یافته و لازم است به مسائل حوزه سلامت روان بیش از گذشته توجه شود.
او در پایان از شناسایی ۱۲ فعالیت در حوزه سمنها و تشکلها خبر داد و با لحنی صمیمی و متفاوت، خطاب به فعالان اجتماعی گفت: «بدون اغراق، کوچک شما هستیم و احساس دین میکنیم. اگر شما بزرگ شوید، ما خوشبخت میشویم.»
او گفت جامعه به «پشت و پناه» و «سایهسار» نیاز دارد؛ مردم به پناه نیاز دارند و سمنها میتوانند بخشی از این پناه اجتماعی باشند.
ربیعی با تأکید بر درک متقابل، از فعالان اجتماعی تشکر کرد و گفت شاید نتوان آنگونه که شایسته و بایسته است از آنها تقدیر و سپاسگزاری کرد.
و سخنانش را با دعایی برای فعالان اجتماعی و مردم ایران به پایان برد: «خداقوت میگویم و تشکر میکنم. خدمتتان فروتنانه میگویم نه میتوانیم ارجگذاری کنیم و نه سپاسگزاری شایسته و بایستهای داشته باشیم. باز هم تبریک میگویم. خدا دلتان را شاد کند، دل بچههای ایران را شاد کند و همه شما را سلامت نگه دارد. خدا همه انسانها و آدمهای این سرزمین را حفظ کند.»
شاید مهمترین پیام این مراسم همین بود؛ اینکه جامعه سالم، فقط با بیمارستان و پزشک و دارو ساخته نمیشود. جامعه سالم، جامعهای است که مردمش بتوانند به یکدیگر تکیه کنند، تشکل پیدا کنند، نهاد بسازند و در روزهای سخت، پناه یکدیگر باشند.
اگر قرار است جامعه تابآور شود، باید از «مردمِ منفرد» به «مردمِ متشکل» برسیم؛ از خیرخواهیهای پراکنده به نهادهای ماندگار؛ و از پولپاشی مسئولیت اجتماعی به سرمایهگذاری هوشمندانه بر سلامت، آموزش، اعتماد و سرمایه اجتماعی.
این شاید همان نقطهای باشد که در آن، مسئولیت اجتماعی دیگر یک هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای زنده ماندن جامعه است.