مجلس شورای اسلامی بهتازگی طرح «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و نهادهای بیگانه» را تصویب کرده است؛ طرحی که دامنه گستردهای از فعالیتهای رسانهای، فرهنگی، هنری، علمی و ارتباط با نهادها و رسانههای خارجی را مشمول مقررات جدید میکند و برای برخی از این موارد نیز مجازاتهای کیفری در نظر گرفته است. برخی از مواد این طرح، بهویژه آنچه به فعالیت هنرمندان، رسانهها و آثار فرهنگی مربوط میشود، بحثها و ابهامهای حقوقی زیادی را به دنبال داشته است.
کامبیز نوروزی، حقوقدان، مدرس دانشگاه، مدرس حقوق مطبوعات و دبیر کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران، در گفتوگو با سلام سینما از منظر حقوقی این طرح را بررسی کرد؛ وی معتقد است این طرح نهتنها با اصول قانونگذاری کیفری همخوانی ندارد، بلکه با استفاده از واژههای مبهم و قابل تفسیر، زمینه محدود شدن آزادی بیان و فعالیت هنرمندان، روزنامهنگاران و دانشگاهیان را فراهم میکند.
تشخیص با دادگاه است، اما متن قانون آنقدر مبهم است که هر کسی میتواند متهم شود
یکی از مهمترین ابهامهای این طرح، ماده ۱۴ آن است؛ جایی که از عباراتی مانند «چهره سیاه از ایران نشان دهد» یا «به قصد ضربه زدن به استقلال یا امنیت کشور» استفاده شده است. نخستین پرسش این است که اصلاً چه کسی قرار است تشخیص دهد یک فیلم یا اثر هنری چنین ویژگیای دارد؟
کامبیز نوروزی در پاسخ میگوید:
«از لحاظ اصولی، تشخیص با دادگاه است؛ اما مشکل اصلی این است که متن این قانون بهشدت کشدار است و واژگانی در آن به کار رفته که بهسادگی میتوان دایره آنها را گسترش داد و بدون هیچ ضابطه مشخصی، هر کسی را مشمول آن دانست. در نهایت دادگاه تصمیم میگیرد، اما متنی که در این طرح آمده، اساساً با اصول قانونگذاری کیفری در تضاد کامل است.»
او تأکید میکند که در قوانین کیفری، اصل بر شفاف بودن جرم است تا هر شهروند پیش از انجام هر اقدامی بداند چه رفتاری جرم محسوب میشود؛ در حالی که این طرح، به گفته او، چنین ویژگیای ندارد.
هدف اصلی این طرح، مقابله با نفوذ نیست.
در ادامه گفتوگو، این پرسش مطرح شد که اساساً چرا چنین قانونی تدوین شده است و آیا میتواند مانع نفوذ سرویسهای اطلاعاتی خارجی شود؟
نوروزی در پاسخ، برداشت متفاوتی از هدف این طرح ارائه میدهد:
«اجازه بدهید اول به همین سؤال آخر پاسخ بدهم. به نظر من هدف اصلی این قانون جلوگیری از نفوذ مأموران سرویسهای اطلاعاتی در کشور نیست، بلکه بیشتر در جهت محدود کردن بسیار شدید تولیدکنندگان کالاهای فرهنگی، روزنامهنگاران و دانشگاهیان تدوین شده است. به اعتقاد من، اگر این طرح هم به قانون تبدیل شود، هیچ نقشی در جلوگیری از نفوذ مأموران سرویسهای اطلاعاتی در داخل کشور نخواهد داشت.»
او معتقد است دامنه گسترده این قانون، بیش از آنکه متوجه عوامل اطلاعاتی باشد، متوجه فعالان حوزه فرهنگ و رسانه است.
«سیاهنمایی» در هنر، اساساً یک مفهوم نادرست است
یکی دیگر از محورهای گفتوگو، مفهوم «سیاهنمایی» بود؛ عبارتی که سالهاست در ادبیات فرهنگی ایران مورد استفاده قرار میگیرد و حالا در متن یک قانون کیفری نیز آمده است.
نوروزی در اینباره میگوید:
«آثار فکری، بهخصوص آثار هنری، ذاتاً قابل تفسیر هستند. هیچکس نمیتواند مانع تفسیر یک اثر هنری شود. همین موضوع، ذات هنر است.»
او برای توضیح این موضوع به تفاوت نگاه فیلمسازان اشاره میکند:
«اگر آثار مرحوم سهراب شهید ثالث را ببینید، او نگاه تلخی به زندگی دارد. در مقابل، عباس کیارستمی حتی در تلخترین شرایط هم نگاهی امیدوارانه و مثبت به زندگی دارد. این تفاوت نگاه، بخشی از هویت هنرمند است. در مسائل اجتماعی و سیاسی هم همین وضعیت وجود دارد.»
نوروزی سپس نتیجه میگیرد:
«اصلاً تعبیر "سیاهنمایی" در عرصه هنر تعبیر غلطی است. این واژه در واقع بیانگر یک فرهنگ دستوری است؛ یعنی قدرت سیاسی میخواهد به هنرمند دستور بدهد که چگونه نگاه کند، چگونه فکر کند و چگونه اثر هنری تولید کند. در حالی که هنر اساساً با دستور سازگار نیست.»
ماده ۱۴ حتی از نظر نگارش حقوقی هم ایرادهای جدی دارد
نوروزی در ادامه، متن ماده ۱۴ را از منظر حقوقی و حتی نگارشی مورد نقد قرار میدهد.
او میگوید:
«در ماده ۱۴ یک جمله بسیار عجیب و غریب وجود دارد؛ جملهای بسیار طولانی که حتی از لحاظ ادبی هم کیفیت مناسبی ندارد. جای فعل و فاعل مشخص نیست و مجموعهای از واژههای بسیار مبهم در کنار هم قرار گرفتهاند.»
او سپس به بخشهایی از این ماده اشاره میکند که در آن آمده است فعالیتهای فرهنگی و هنری اگر «تحت اشراف یا هدایت یا آموزش یا راهبری» سرویسهای اطلاعاتی بیگانه انجام شده باشد و همچنین «احکام دینی را زیر سؤال ببرد»، «چهره سیاه از ایران نشان دهد»، «به قصد ضربه زدن به استقلال یا امنیت کشور باشد» یا «ترویج فرهنگ ضد اسلامی» کند، مشمول مجازات خواهد بود.
نوروزی میگوید:
«اصلاً در حوزه فرهنگ و هنر، چنین عبارتهایی عجیب است و با ذات فرهنگ و هنر سازگار نیست. هنرمند نگاه خودش را منعکس میکند. این "تحت اشراف" یعنی چه؟ این واژهها دقیقاً چه تعریفی دارند؟»
او ادامه میدهد:
«ما اینجا با آزادیهای فردی و اجتماعی و با آزادی بیان سر و کار داریم. نمیشود با عبارتهای کلی، مبهم و کشداری که به هر شکلی قابل تفسیر هستند، مانع اجرای حق آزادی بیان مردم شد.»
روایت واقعیتهای جامعه، سیاهنمایی نیست
نوروزی برای توضیح دیدگاهش، مثالهایی از وضعیت امروز جامعه مطرح میکند.
او میگوید:
«همین امروز در خبرها خواندیم که هزینه سبد مصرف خانوار به ارقام بسیار بالایی رسیده است. همین امروز مسئولان دولتی میگویند با کمبود بنزین مواجه هستیم. قیمت دارو سر به فلک کشیده، خط فقر به رقم بسیار بالایی رسیده و میزان جرایم افزایش پیدا کرده است.»
او سپس این پرسش را مطرح میکند:
«اگر یک مستندساز یا فیلمساز یا نویسنده، همین واقعیتها را روایت کند، آیا چهره کشور را سیاه نشان داده یا صرفاً واقعیتهای موجود را بیان کرده است؟»
نوروزی با صراحت پاسخ میدهد:
«اینجا هنرمند سیاهنمایی نکرده است؛ این نظام حکمرانی است که کشور را به این وضعیت رسانده و هنرمند فقط واقعیت زندگی امروز ایران را روایت میکند.»
این قانون حتی انتشار یک ویدئوی کوتاه در اینستاگرام را هم میتواند شامل شود
نحوه اجرای این قانون چگونه است؟ بهویژه در شرایطی که امروز هر فردی میتواند از طریق شبکههای اجتماعی، کانالهای تلگرامی یا پلتفرمهای خارجی محتوای خود را منتشر کند.
نوروزی در پاسخ میگوید:
«اگر این ماده بخواهد اجرا شود، هر جا که چنین محتوایی منتشر شود، از نظر این قانون جرم اتفاق افتاده است.»
آیا انتشار یک ویدئوی ۳۰ ثانیهای در اینستاگرام یا تلگرام هم میتواند مشمول این ماده شود:
«بله. اگر قرار باشد این ماده اجرا شود، ابتدا همان محتوا توقیف میشود، بعد تولیدکننده، منتشرکننده و حتی صادرکننده مجوز احضار میشوند و تحقیقات آغاز میشود تا مشخص شود آیا این افراد تحت اشراف، هدایت، آموزش یا راهبری سرویسهای اطلاعاتی بیگانه بودهاند یا نه.»
مشکل اصلی، تشکیل پرونده قبل از اثبات اتهام استپ
نوروزی معتقد است خطر اصلی این ماده، فقط مجازات نهایی نیست، بلکه فرآیند رسیدگی است.
او توضیح میدهد:
«از همان ابتدا، اگر مقام قضایی تصور کند یک اثر سیاهنمایی کرده، یا با امنیت کشور مقابله کرده، یا نسبت به احکام دینی نقد داشته، یا فرهنگ ضد اسلامی را ترویج کرده، دستور توقیف اثر صادر میشود و برای تولیدکننده، منتشرکننده و دیگر عوامل پرونده قضایی تشکیل میشود.»
او ادامه میدهد:
«بعد تازه در جریان رسیدگی قرار است بررسی شود که آیا واقعاً این اثر تحت هدایت سرویسهای اطلاعاتی بیگانه بوده یا نه. یعنی همین ماده، پیش از آنکه چیزی ثابت شود، آزادی بیان را محدود میکند و مانع تولید فکر، هنر و اندیشه میشود.»
«هدایت سرویسهای خارجی» با چه معیاری اثبات میشود؟
یکی دیگر از ابهامهای ماده ۱۴، موضوع «هدایت»، «آموزش» یا «راهبری» سرویسهای اطلاعاتی خارجی است.
در پاسخ به این پرسش که آیا حضور در جشنوارههای خارجی، شرکت در کارگاههای آموزشی یا دریافت حمایت مالی میتواند مصداق چنین ارتباطی تلقی شود، نوروزی میگوید:
«در متن این ماده، هیچ رابطه و معیار مشخصی برای این موضوع تعریف نشده است و متأسفانه کاملاً سلیقهای است.»
او برای توضیح این موضوع به یک نمونه واقعی اشاره میکند:
«چند سال پیش، پس از حوادث ۱۴۰۱، دو روزنامهنگار باسابقه بازداشت شدند. یکی از مواردی که درباره آنها مطرح شد، شرکت در بعضی دورههای آموزشی بینالمللی بود و همان را بهعنوان همکاری با دولت متخاصم مطرح کردند؛ در حالی که این اتهام در نهایت در دادگاه رد شد، اما آن افراد نزدیک به دو سال در بازداشت بودند.»
نوروزی معتقد است همین تجربه نشان میدهد که متن این قانون میتواند زمینه تفسیرهای بسیار گسترده را فراهم کند.
این قانون بیش از آنکه مانع نفوذ شود، آزادی بیان را محدود میکند
این حقوقدان در پایان تأکید میکند:
«این ماده آنقدر از لحاظ قانوننویسی کشدار، مبهم و بیضابطه است که هر نوع سوءاستفاده از آن بهراحتی امکانپذیر خواهد بود. به اعتقاد من، این قانون جلوی عملکرد مأموران سرویسهای اطلاعاتی بیگانه در ایران را نمیگیرد؛ بلکه بیش از هر چیز، جلوی فعالیت هنرمندان، نویسندگان، روزنامهنگاران و تولیدکنندگان فکر و اندیشه را خواهد گرفت.»
منبع:سلام سینما