عصر ایرن ؛ حسن ظهوری ــ یک هدهد از فرط تشنگی به انسانها پناه آورده؛ حالا برای زنده ماندن به آبی نیاز دارد که انسانها باید به او بدهند. این تنها یک مورد نیست. بسیاری از کلها و بزها نیز برای پیدا کردن آب به مناطقی میروند که زمانی محل تجمع آب بوده، اما حالا به گودالهای خطرناکی تبدیل شدهاند. حیوانات بیخبر وارد این گودالها میشوند و گرفتار میمانند و اگر انسانها به کمکشان نشتابند، جان خود را از دست میدهند.
طبیعت امروز گرمتر و طاقتفرساتر از گذشته شده و حیوانات توان تحمل این میزان گرما و کمآبی را ندارند. منابع آب کاهش یافته و بسیاری از حیوانات در اثر تشنگی جان میبازند.
در سالهای اخیر، خشکسالیهای پیاپی و تشدید کمآبی در فصل گرما و تابستان، به یکی از جدیترین تهدیدات علیه حیات وحش ایران تبدیل شده است. این بحران بخشی از تغییرات اقلیمی گستردهتری است که مقصر اصلی آن انسان است. فعالیتهای انسانی از جمله انتشار گازهای گلخانهای، جنگلزدایی، کشاورزی ناپایدار و مدیریت نادرست منابع آب، شرایطی را ایجاد کرده که حیوانات وحشی قربانی بیگناه آن شدهاند. حیوانات هیچ نقشی در ایجاد این بحران نداشتهاند، اما بیشترین آسیب را متحمل میشوند. بنابراین، کمک به آنها نه تنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه بخشی از مسئولیت ما در برابر طبیعت است. این گزارش بر اساس دادههای موجود، وضعیت تلفات، زیستگاههای اصلی آسیبدیده، راهکارهای عملی حمایت از حیات وحش و نقش سازمانهای مردمنهاد را بررسی میکند.
آمار دقیق و سراسری از تعداد حیواناتی که صرفاً به علت کمآبی در تابستان تلف میشوند، به صورت متمرکز و رسمی منتشر نمیشود. بسیاری از لاشهها در مناطق دورافتاده ثبت نمیگردند و گزارشها اغلب محلی یا مرتبط با خشکسالی کلی هستند. با این حال، دادههای موجود تصویر نگرانکنندهای ارائه میدهند.
طبق گزارش سازمان حفاظت محیط زیست در سال ۱۴۰۴، بیش از ۷۰ درصد تلفات حیوانات وحشی در نیمه نخست سال، مستقیم یا غیرمستقیم به کمآبی نسبت داده شده است. تخمین کلی برای همان سال حاکی از جان باختن بیش از ۱۰۰ هزار حیوان وحشی (شامل پستانداران، پرندگان و آبزیان) است که حدود ۴۰ درصد آن مستقیماً به خشکسالی مربوط بوده است. نمونههای محلی نیز گویاست: تنها در پارک ملی کویر، ۱۵ رأس آهو بر اثر کمآبی تلف شدند. حیوانات در جستوجوی آب مجبور به مهاجرت غیرطبیعی میشوند و در معرض شکار غیرمجاز یا تصادف قرار میگیرند.
برای پرندگان آبزی و کنارآبزی، سرشماریها کاهش مداوم جمعیت را نشان میدهد. از حدود ۱٫۳۲ میلیون پرنده در سال ۱۴۰۱ به حدود ۱٫۲۱ میلیون در سال ۱۴۰۳ رسیده است که عمدتاً ناشی از خشک شدن تالابهاست. در بخش دام اهلی نیز کاهش جمعیت گزارش شده است؛ برای مثال در تابستان ۱۴۰۴ جمعیت گوسفند و بره حدود ۷ درصد و بز حدود ۶ درصد کاهش یافت که بخشی از آن به کمبود علوفه و آب و کشتار زودرس مربوط میشود.
این آمارها در شرایطی ثبت شدهاند که ایران با پنجمین سال خشکسالی پیاپی در برخی مناطق مواجه بوده و تابستانهای اخیر از خشکترین دورههای دو دهه گذشته بودهاند. بیش از ۶۰ درصد تالابهای کشور در تابستان ۱۴۰۴ خشک یا نیمهخشک شدهاند.
بیشترین تلفات در مناطق خشک و نیمهخشک مرکزی، جنوبی و شرقی رخ میدهد. دما در این نواحی در تابستان به ۴۵ تا ۵۰ درجه سانتیگراد میرسد و منابع آبی طبیعی به شدت کاهش مییابد.
دشتها و کویرهای مرکزی و جنوبی، از جمله پارک ملی کویر، مناطق حفاظتشده اصفهان، یزد، کرمان، سمنان و سیستانوبلوچستان، زیستگاه اصلی گونههایی مانند آهو، جبیر، گوزن زرد ایرانی و علفخواران هستند. تالابها و دریاچههای خشکشده از جمله ارومیه، بختگان، پریشان، جازموریان، گاوخونی، هامون و مهارلو نیز آسیب شدیدی دیدهاند. پرندگان آبزی، آبزیان و گونههای وابسته بیشترین آسیب را متحمل میشوند.
مناطق کوهستانی و مراتع زاگرس و البرز، محل زیست کل و بز، قوچ و میش است. با از بین رفتن پوشش گیاهی، حیوانات مجبور به کوچ میشوند. استانهای جنوبی و شرقی مانند بوشهر، هرمزگان، سیستانوبلوچستان و کرمان با کاهش بارش تا ۷۰ تا ۹۰ درصد نسبت به میانگین بلندمدت، در صدر مناطق بحرانی قرار دارند.
گونههای وابسته به آب (پرندگان آبزی، دوزیستان و خزندگان با دامنه حرکتی محدود) آسیبپذیرترین هستند. علفخواران به دلیل کمبود علوفه و آب، و سپس گوشتخواران به دلیل کمبود طعمه تحت فشار قرار میگیرند. بسیاری از حیوانات به سمت مناطق مسکونی و مزارع مهاجرت میکنند که منجر به افزایش تعارض انسان و حیات وحش میشود.
تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای ناشی از آن، محصول مستقیم فعالیتهای انسانی است. حیوانات وحشی در این ماجرا کاملاً بیگناهند. آنها نه گاز گلخانهای تولید کردهاند و نه منابع آب را بیش از حد مصرف کردهاند، اما اکنون جان خود را از دست میدهند. این واقعیت اخلاقی ما را موظف میکند که به داد آنها برسیم. کمک به حیوانات قربانی، حداقل جبرانی است که میتوانیم در برابر آسیبی که انسان به طبیعت وارد کرده، انجام دهیم. اقدامات فوری مانند ساخت آبشخور و آبرسانی، نه تنها جان حیوانات را نجات میدهد، بلکه نشاندهنده پذیرش مسئولیت ما در قبال این بحران است.
حمایت از حیات وحش نیازمند ترکیبی از اقدامات فوری، میانمدت و بلندمدت است. در کوتاهمدت، احداث، ترمیم و بهسازی آبشخورهای طبیعی و مصنوعی، لایروبی و ضدعفونی آنها و استفاده از تلمبههای بادی ضروری است. آبرسانی سیار با تانکر به نقاط دورافتاده و تأمین علوفه اضطراری از تلفات جلوگیری میکند. پایش مستمر آبشخورها توسط محیطبانان برای جلوگیری از سوءاستفاده شکارچیان حیاتی است. همچنین باید از تلفات در تأسیسات آبی (کانالها و استخرها) با نصب نرده، رمپ خروج و حفظ حداقل ۳۰ درصد جریان طبیعی چشمهها به عنوان حقابه محیط زیستی جلوگیری شود.
مشارکت جوامع محلی نقش کلیدی دارد. آموزش روستاییان، ایجاد صندوقهای بیمه خسارت دام و محصولات کشاورزی، توسعه بومگردی و صنایع دستی محلی، و حفاظت مشارکتی در قرقهای اختصاصی نتایج مثبتی نشان داده است. طرحهایی مانند «یوزبان» در توران، تلفات دام را کاهش و جمعیت گونههای ارزشمند را افزایش داده است.
در میانمدت و بلندمدت، احیای تالابها و تأمین حقابههای محیط زیستی، اجرای طرحهای آبخیزداری و آبخوانداری برای ذخیره آب باران و تقویت سفرههای زیرزمینی، حفاظت از کریدورهای حیات وحش و اصلاح الگوی کشت کشاورزی به سمت محصولات کمآببر ضروری است. استفاده از فناوریهای نوین مانند دوربینهای تلهای و سامانههای ماهوارهای پایش خشکسالی و حریق، تدوین برنامههای عمل برای گونههای در خطر انقراض و فرهنگسازی عمومی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند.
سازمانهای مردمنهاد و پویشهای مردمی نقش مهمی در ساخت آبشخور ایفا میکنند. انجمن نذر طبیعت وطن ما (با شماره ثبت ۲۲۲۴) از مهمترین این نهادهاست که از سال ۱۳۹۵ فعالیت خود را آغاز کرده و بر ساخت آبشخور، تأمین علوفه و حمایت از محیطبانان تمرکز دارد. سایت رسمی این انجمن (nazretabiat.ir) پروژههای فعال را معرفی میکند و امکان کمک مالی مستقیم فراهم است. پروژههایی در مناطقی مانند سالوک، هرمزگان و تندوره با مشارکت خیران تکمیل شدهاند.
صندوق ملی محیط زیست نیز کانال رسمی دیگری برای کمکهای مردمی است. علاوه بر این، بسیاری از پروژههای «نذر طبیعت» از طریق ادارات کل حفاظت محیط زیست استانها هماهنگ میشود. خیران میتوانند با مراجعه به این ادارات یا تماس با شماره ۱۵۴۰ سازمان حفاظت محیط زیست، مکانهای مناسب را شناسایی و کمک کنند. مشارکتهای محلی در استانهایی مانند بوشهر، اصفهان، کرمان و البرز نیز رواج دارد.
نکته مهم آن است که جانمایی آبشخورها باید کارشناسی باشد تا به کمینگاه شکارچیان تبدیل نشود. کمکها معمولاً صرف خرید مخزن، سیمان، لوله و آبرسانی میشود.
بحران کمآبی در تابستان، حیات وحش ایران را با تهدیدی جدی مواجه کرده است. آمارها نشاندهنده تلفات قابل توجه، بهویژه در مناطق مرکزی، جنوبی و شرقی و تالابهای خشکشده است. این بحران محصول فعالیتهای انسانی است و حیوانات قربانی بیگناه آن هستند. بنابراین، کمک به آنها یک وظیفه اخلاقی و فوری است. ترکیبی از اقدامات فوری مانند ساخت آبشخور و آبرسانی سیار، مشارکت جوامع محلی، احیای زیستگاهها و مدیریت پایدار منابع آب میتواند از شدت خسارات بکاهد. سازمانهای مردمنهاد مانند انجمن نذر طبیعت و صندوق ملی محیط زیست فرصت مناسبی برای مشارکت عمومی فراهم کردهاند.
نجات حیات وحش نیازمند هماهنگی بین دستگاههای دولتی، توانمندسازی ادارات استانی، شفافیت در مصرف کمکها و تداوم فرهنگ «نذر طبیعت» است. هر اقدام کوچک، از کمک مالی تا آگاهیبخشی، میتواند به حفظ تنوع زیستی کشور در برابر خشکسالیهای آینده کمک کند. آینده حیات وحش ایران به تصمیمها و مشارکت امروز ما وابسته است؛ مشارکتی که باید با پذیرش مسئولیت انسانی در ایجاد این بحران همراه باشد.