عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - پرسپولیس فصل جدید را با دو پیروزی مقابل شمسآذر و استقلال خوزستان آغاز کرده، شش گل زده و تنها یک گل دریافت کرده است؛ اما ارزش این شروع فقط در صدرنشینی نیست. تیم مهدی تارتار در دو هفته اول نشانههایی از یک هویت متفاوت را بروز داده: تیمی که میخواهد زود به حریف ضربه بزند، بعد از رسیدن به برتری عقب ننشیند و بازی را تا جایی که ممکن است از دسترس رقیب خارج کند. هنوز برای قضاوت درباره شانس قهرمانی زود است، اما دو مسابقه اول نشان میدهند پرسپولیس این فصل بیش از آنکه بخواهد گذشته را تکرار کند، در حال ساختن نسخهای تازه از خودش است.
پرسپولیس فصل را در قزوین شروع کرد؛ جایی که معمولاً شروع مسابقه برای تیم مهمان ساده نیست. شمسآذر میتوانست با فشار هواداران و انرژی ابتدای فصل، مسابقه را برای تیم تازهساخته تارتار دشوار کند. اما اتفاقی که افتاد تقریباً برعکس بود. پرسپولیس در همان یکربع ابتدایی دو بار به گل رسید؛ محمدمهدی محبی در دقیقه ۱۱ و محمد عمری در دقیقه ۱۵. دو گل در فاصله چهار دقیقه، عملاً مسیر مسابقه را عوض کرد و به پرسپولیس اجازه داد به جای دنبال کردن بازی، آن را مدیریت کند.
این شروع اتفاقی به نظر نمیرسید. پرسپولیس از همان دقایق ابتدایی سعی داشت توپ را سریع به مناطق جلو برساند و حمله را به پاسهای بیپایان در میانه زمین تبدیل نکند. حضور ابوالفضل جلالی در سمت چپ و فعالیت بازیکنان کناری، به سرخها امکان میداد عرض زمین را حفظ کنند و در عین حال با نزدیک شدن بازیکنان میانی به مهاجمان، تعداد نفرات بیشتری را در فاز هجومی داشته باشند. گل اول نیز از همین مسیر شکل گرفت؛ ارسال جلالی به محبی رسید و پرسپولیس خیلی زود از حریف جلو افتاد.
اما نکته جذابتر از گلها، واکنش پرسپولیس بعد از گل دوم بود. تیم تارتار به جای اینکه تمام انرژی خود را صرف حفظ نتیجه کند، توانست بازی را آرامتر کند و شمسآذر را از مناطق خطرناک دور نگه دارد. این همان جایی است که نخستین تفاوت پرسپولیس جدید با یک تیم صرفا هیجانی دیده میشود. حمله کردن فقط به معنای دویدن به سمت دروازه نیست؛ گاهی بهترین شکل حمله این است که حریف را وادار کنی مدت زیادی بدون توپ بازی کند.
خود تارتار بعد از مسابقه گفت نیمه اول، همان پرسپولیسی بوده که دوست دارد ببیند و حتی نمایش تیمش او را یاد پرسپولیس دهه ۶۰ انداخته است. فارغ از مقایسه تاریخی، حرف او یک نکته مشخص دارد: سرمربی جدید میخواهد تیمش را با شخصیتی تهاجمی تعریف کند، نه با محافظهکاری. پرسپولیس در اولین مسابقه رسمی تارتار، هم گل زد و هم دروازهاش را بسته نگه داشت.
البته بازی شمسآذر هنوز یک سؤال را بیپاسخ گذاشته بود. اگر پرسپولیس خیلی زود گل نزند چه؟ اگر حریف اجازه ندهد مسابقه در همان یکربع اول به نفع سرخها تمام شود چه؟ این دقیقاً همان چیزی بود که هفته دوم میتوانست مشخص کند.
پاسخ، حداقل در بازی با استقلال خوزستان، امیدوارکننده بود. پرسپولیس باز هم منتظر نماند تا مسابقه شکل بگیرد. محمد خدابندهلو در دقیقه ششم گل زد و علی علیپور در دقیقه بیستم اختلاف را به دو رساند. یعنی برای دومین هفته متوالی، تیم تارتار پیش از دقیقه ۲۰ کنترل نتیجه را به دست آورد. این شباهت شاید مهمتر از خود شش امتیاز باشد؛ چون نشان میدهد شروع تهاجمی پرسپولیس یک اتفاق تصادفی در قزوین نبوده است.
تفاوت بازی دوم اما در این بود که پرسپولیس بعد از رسیدن به برتری، حتی جاهطلبتر شد. گل ایگور سرگیف در دقیقه ۴۷ باعث شد استقلال خوزستان عملاً مجبور شود برای بازگشت، ریسک بیشتری بپذیرد. بعد از گل به خودی پیام نیازمند در دقیقه ۶۵، این امکان وجود داشت که مسابقه برای چند دقیقه دوباره زنده شود. اما پرسپولیس اجازه چنین اتفاقی را نداد و در وقتهای تلفشده با گل پوریا شهرآبادی اختلاف را به سه گل رساند. نتیجه نهایی ۴-۱ بود.
اینجا شاید مهمترین ویژگی پرسپولیس جدید دیده شود: این تیم ظاهراً از برتری خود راضی نمیشود. تیمهای زیادی میتوانند دو گل بزنند و بعد مسابقه را کنترل کنند؛ اما تیمی که بعد از ۲-۰ همچنان به دنبال گل سوم است، نگاه متفاوتی به مدیریت مسابقه دارد. پرسپولیس تارتار فعلاً تلاش میکند بازی را با یک ضربه تمام نکند؛ میخواهد حریف را در وضعیتی قرار دهد که هر دقیقه بازی برایش سختتر شود.
این رویکرد برای مهاجمان پرسپولیس هم اهمیت زیادی دارد. علی علیپور در هفته دوم گل زد، سرگیف هم خیلی زود اولین گلش را به ثمر رساند و در هفته نخست محبی و عمری گلزنان تیم بودند. یعنی در دو مسابقه اول، گلها میان چند بازیکن مختلف تقسیم شدهاند. این مسئله شاید برای تیمی که میخواهد در یک فصل طولانی رقابت کند، از آمار شش گل زده هم مهمتر باشد. اگر پرسپولیس قرار باشد تمام بار گلزنی خود را روی یک مهاجم بگذارد، دیر یا زود قابل پیشبینی خواهد شد. اما اگر عمری، محبی، علیپور، سرگیف و بازیکنان خط دوم بتوانند در موقعیتهای مختلف گل بزنند، دفاع کردن مقابل این تیم دشوارتر میشود.
در عین حال، نباید از یک نکته دیگر عبور کرد: پرسپولیس هنوز در حال یادگیری است. ترکیب این تیم نسبت به فصل گذشته تغییراتی داشته و تارتار نیز تازه روی نیمکت نشسته است. به همین دلیل، انتظار یک تیم کاملاً هماهنگ بعد از تنها دو هفته منطقی نیست. هنوز مشخص نیست این ساختار مقابل تیمی که خودش مالکیت بیشتری میخواهد چه شکلی پیدا میکند، یا پرسپولیس زمانی که گل اول را دریافت کند چگونه واکنش نشان خواهد داد.
حتی در بازی استقلال خوزستان هم یک نشانه هشدار وجود داشت. پرسپولیس پس از س
ه گل، با گل به خودی پیام نیازمند یک لحظه آسیبپذیر شد. درست است که در نهایت اتفاق خاصی نیفتاد و سرخها حتی گل چهارم را هم زدند، اما در مسابقات بزرگتر چنین لحظهای ممکن است سرنوشت بازی را تغییر دهد. تیمهای مدعی قهرمانی معمولاً با همین جزئیات از یکدیگر جدا میشوند؛ نه در زمانی که ۳-۰ جلو هستند، بلکه در پنج دقیقهای که یک گل دریافت میکنند و باید تصمیم بگیرند آیا مسابقه را دوباره به حریف بدهند یا نه.
از این منظر، دو بازی اول پرسپولیس بیشتر از آنکه یک حکم قطعی درباره کیفیت تیم باشند، یک نشانه درباره فلسفه تارتار هستند. او ظاهراً نمیخواهد پرسپولیس را به تیمی تبدیل کند که برای رسیدن به نتیجه، ابتدا ریسک را حذف کند. برعکس، سرخها در هر دو مسابقه تلاش کردند با شروع سریع، بازی را به زمین حریف ببرند و قبل از آنکه حریف اعتمادبهنفس پیدا کند، به او ضربه بزنند.
این ویژگی میتواند در طول فصل بسیار ارزشمند باشد. لیگ طولانی است و هیچ تیمی نمیتواند هر هفته فوتبال کامل ارائه کند. روزهایی خواهد آمد که موقعیتها کمتر شوند، بازیکنان کلیدی غایب باشند یا حریف اجازه بازیسازی راحت ندهد. آن زمان مشخص میشود آیا پرسپولیس فقط یک تیم خوب برای شروع مسابقه است یا میتواند در شرایط متفاوت هم راه پیروزی را پیدا کند.
فعلاً اما نشانهها مثبتاند. پرسپولیس در قزوین دو گل زد و کلینشیت کرد؛ یک هفته بعد چهار گل زد و با وجود دریافت یک گل، مسابقه را با اختلاف سه گل تمام کرد. شش امتیاز، شش گل زده و قرار گرفتن در صدر جدول با تفاضل بهتر نسبت به استقلال و تراکتور، نتیجهای است که نمیتوان نادیدهاش گرفت.
با این حال، شاید مهمترین چیزی که از دو هفته اول باقی میماند نه جدول است و نه حتی تعداد گلها. پرسپولیس دوباره شبیه تیمی شده که میخواهد بازی را خودش تعیین کند. این تیم فعلاً منتظر اشتباه حریف نمیماند؛ سعی میکند حریف را به نقطهای برساند که اشتباه کند. این تفاوت کوچکی نیست.
حالا آزمون سختتر از راه میرسد. شروع فصل برای پرسپولیس تقریباً ایدهآل بوده، اما رقابت واقعی از جایی آغاز میشود که حریفان بزرگتر بتوانند این ریتم را متوقف کنند. اگر تارتار بتواند همین شخصیت تهاجمی را در بازیهای دشوارتر هم حفظ کند و همزمان ضعفهای ساختاری تیم را کاهش دهد، آن وقت دو برد اول را میتوان نه یک شروع خوب، بلکه اولین نشانههای تولد یک پرسپولیس متفاوت دانست.
پرسپولیس هنوز قهرمان نیست و حتی هنوز نمیتوان با اطمینان گفت مدعی اصلی قهرمانی است. اما بعد از دو هفته، یک چیز روشن شده: تارتار آمده تا پرسپولیس را وادار کند دوباره فوتبال را جلو براند، نه اینکه فقط نتیجه را دنبال کند. این شاید مهمترین خبری باشد که از شروع فصل سرخها به دست میآید.