فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۷۳۵۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۵ - ۰۵-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۷۳۵۴
انتشار: ۰۹:۵۵ - ۰۵-۰۶-۱۴۰۵
تغییر قواعدِ جنگ در عصر پهپادها، موشک‌های پیشرفته و هوش مصنوعی به روایتِ «توماس فریدمن»

«فیزیکِ جدید قدرت»؛ چرا بازیگران کوچک دیگر از بازیگران بزرگ نمی‌ترسند؟

س
ترامپ ناغافل جملۀ درستی گفت: «نباید خیلی زود به پیروزی اعتراف کرد»، چراکه حکومتِ ایران هم در تعیینِ زمانِ پیروزی یا شکست نقش دارد. تهران برخلاف واشنگتن، برای صبحِ پس از جنگ برنامه داشت تا از توانِ جدیدش در قالبِ اقدامی عظیم، دقیق و کم‌هزینه پرده بردارد.

عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- آنچه در جنگ‌های اخیر «ایران و آمریکا»، «روسیه و اوکراین» و «اسرائیل و همسایگانش» دیده‌ایم، از تغییر قواعدِ حاکم بر میدان نبرد حکایت دارد. دیگر صِرف برخورداری از ارتش بزرگ، بودجۀ کلان و انبوهِ تجهیزات، تضمین‌کنندۀ برتریِ نظامی نیست. موشک‌های دقیق، پهبادهای ارزان‌قیمت، اطلاعاتِ لحظه‌ای و فناوری‌های نوین، بازیگران کوچک‌تر را به منابعِ مقرون‌به‌صرفه و ضرباتی مجهز کرده‌اند که در گذشته منحصر به ارتش‌های بزرگ بود.

این تحول فقط به نفعِ کوچک‌ترها نیست؛ قدرت‌های بزرگ هم با تکیه بر اطلاعاتِ دقیق، شبکه‌های شناسایی و تسلیحاتِ کوچک‌تر و هوشمندتر، قادرند با هزینۀ محدود، اهدافی با اهمیتِ راهبردی را هدف قرار دهند. «توماس فریدمن»، (مفسر معروف آمریکایی و ستون‌نویسِ نیویورک‌تایمز)، این تحول را «فیزیکِ جدید قدرت» می‌نامد که گویای تغییر در اندازه، هزینه، سرعت، دقت و قدرتِ تخریب است؛ وضعیتی که بازیگرانِ کوچک را به ابزارهای جدید مجهز می‌کند. قدرت‌های بزرگ هم با اتکا به فناوری‌های دقیق‌، از مزایای پیشین به شیوه‌ای نو بهره‌مند خواهند شد.

نیویورک‌تایمز؛ توماس فریدمن؛ 18 آگوست 2026

اگر قرار باشد دربارۀ جنگِ آمریکا با ایران کتابی بنویسم، می‌دانم چه عنوانی برگزینم. عنوان کتاب، برگرفته از همان فرسته (پست) رئیس‌جمهور ترامپ در شبکه‌های اجتماعی است که در تاریخ 5 آوریل 2026، خطاب به رهبران ایران نوشت: «دیوانه‌های لعنتی، آن تنگه را باز کنید، وگرنه شما را به جهنم می‌فرستم... بنشینید و تماشا کنید.»

جنگ‌، کوره‌ای سوزان است و دگرگونی‌های جهان را عیان می‌کند. جنگ آینۀ قدرت است و نشان می‌دهد قدرت دست کیست، چه‌کسی از آن بی‌بهره است و چگونه به‌کار می‌آید؟ شاید هیچ صحنه‌ای به‌اندازۀ رجزخوانیِ زننده و آشفتۀ ترامپ خطاب به رهبران ایران --که در برابر بمبارانِ‌ِ بی‌امانِ آمریکا سر فرود نیاوردند-- گویای معادلۀ جدید قدرت نباشد.

«فیزیکِ جدید قدرت»؛ چرا بازیگران کوچک دیگر از بازیگران بزرگ نمی‌ترسند؟

فیزیکِ جدیدِ جنگ، در «نزاعِ اوکراین و روسیه» و «نبردِ اسرائیل و کشورهای خاورمیانه» نمایان است. «بازیگران کوچک» اکنون می‌توانند با هزینه‌ای اندک، اثری عظیم و دقیق برجای بگذارند. «بازیگران بزرگ» هم قادرند به‌جای استفاده از حجم عظیمِ نیرو و تجهیزات، ضرباتِ دقیق و کاری وارد کنند؛ هرچند این کار برایشان پرهزینه است، چون همچنان بار سامانه‌های تسلیحاتیِ عظیم و ساختارهای نظامیِ به‌جامانده از گذشته را بر دوش می‌کشند. اینک کفۀ ترازو به سودِ بازیگران کوچک‌تر است و این موضوع باید مایۀ نگرانی باشد؛ به‌ویژه وقتی این تصور در ذهن بیاید که انقلابِ نوظهور هوش مصنوعی بی‌تردید این روند را شتاب خواهد بخشید؛ انقلابی که به بازیگران کوچک امکان می‌دهد مؤثرتر، قوی‌تر و ارزان‌تر از گذشته عمل کنند.

از این حیث، یأس ترامپ چندان عجیب نیست. او یازده مارس – کمی پس از آنکه با بمبارانِ گسترده و هماهنگ با اسرائیل، دور تازۀ جنگ با ایران را آغاز کرد— گفت: «ما پیروز شدیم. باید به اطلاعتان برسانم که جنگ را بُردیم... البته هرگز نباید خیلی زود به پیروزی اعتراف کرد، ولی ما بازی را بُردیم... در همان ساعت‌های نخست، کار یکسره شد و پیروز شدیم.»

ترامپ ناغافل جملۀ درستی گفت: «نباید خیلی زود به پیروزی اعتراف کرد»، چراکه حکومتِ ایران هم در تعیینِ زمانِ پیروزی یا شکست نقش دارد. تهران برخلاف واشنگتن، برای صبحِ پس از جنگ برنامه داشت تا از توانِ جدیدش در قالبِ اقدامی عظیم، دقیق و کم‌هزینه پرده بردارد. ایران کنترل تنگۀ هرمز را در دست گرفت، آن هم در شرایطی که توان نظامی‌اش در قیاس با ایالات‌متحده ناچیز بود؛ در شرایطی که آماجِ حملات پیاپی بود.

کاش می‌توانستم از تماشای شکستِ رئیس‌جمهور متکبر، خودشیفته و وراجمان در برابر واقعیت‌های جنگ مشعوف شوم، اما نمی‌توانم. اوضاع واقعاً هولناک است و به نظر می‌رسد بدتر خواهد شد. ایران چه در میدان نبرد و چه در عرصۀ اقتصادی، ضربه‌های قابل‌توجهی به آمریکا وارد کرده که ترامپ و پیت هِگسِت (وزیر دفاع) می‌کوشند ابعاد واقعی‌اش را پنهان کنند. ایران از سال 1979 پیوسته زیر فشار تحریم‌های اقتصادی بود و با این‌ حال توانست زرادخانه‌ای متشکل از موشک‌ها و پهبادهای پیشرفته و نسبتاً ارزان‌ بسازد. همین توانمندی تهران را به جایی رسانده که در آنِ واحد، با اسرائیل و آمریکا گلاویز می‌شود، موازنۀ قوا را حفظ می‌کند و زیان قابل‌توجهی به تجهیزات و زیرساخت‌های نظامی آمریکا در منطقه وارد می‌کند.

برای درک ابعاد این وضعیت، کافی است به چند نمونه از تحولات اخیر بنگریم. دلیل اینکه اصلی‌ترین ناو هواپیمابر آمریکا در خلیج‌فارس یعنی «آبراهام لینکلن»، با کمبود تجهیزات برای پشتیبانی از 5700 سرنشین‌اش مواجه شده، این است که موشک‌ها و پهبادهای ایرانی در نخستین روز جنگ، بخش عمده‌ای از تأسیساتِ تدارکاتی آمریکا در بحرین را منهدم کردند.

نیویورک‌تایمز در همین رابطه نوشته بود: «همان‌طورکه این پایگاه در آتش می‌سوخت، مرکز لجستیکی دیگری --که نیروی دریایی آمریکا دهه‌ها به آن متکی بود-- هم منهدم شد.» همین مسئله، ترامپ و هگستِ متبخترتر از ترامپ را واداشت تا به پایگاهی بریتانیایی در جزیرۀ دیه‌گو گارسیا متوسل شوند و مرکز تدارکاتی‌شان را تغییر دهند. این پایگاه 3700 مایل با بحرین فاصله دارد و آخر چطور ممکن است پایگاه بحرین از ابتدای جنگ تا این حد در برابر موشک‌های ایران بی‌دفاع باشد؟ اگر این موضوع، ارزشِ احضار هگست به کنگره را نداشته باشد، دیگر نمی‌دانم چه‌چیز می‌تواند چُنین ضرورتی ایجاد کند؟

گزارش نشریۀ «دفاع و امنیت آسیا» نیز قابل‌توجه است. این نشریه با استناد به گزارش شبکۀ سی‌ان‌ان نوشت: «در روزهای نخستِ ماه مارس، یکی از موشک‌های ایرانی، رادار 500 میلیون دلاریِ مستقر در پایگاه «موفق‌السلطی»، واقع در اردن را منهدم کرد؛ راداری که برای برقراری عملکردِ سامانۀ پیشرفتۀ دفاع موشکی «تاد» (مخففِ دفاع منطقه‌ای در ارتفاع بالا) حیاتی بود. به نوشتۀ این نشریه، این حمله «لحظه‌ای بالقوه تحول‌آفرین» در رقابتِ راهبردیِ ایران، آمریکا و اسرائیل است. یکی از مقام‌های ارشد اردنی به من می‌گفت: «وقتی فهمیدم ایرانی‌ها به‌نحوی توانسته‌اند موشکشان را به سمتِ سامانۀ راداریِ تاد هدایت کنند، با تغییر مسیر از پهلو به رادار بزنند و از شناسایی و رهگیری بگریزند، شگفت‌زده شدم»

«فیزیکِ جدید قدرت»؛ چرا بازیگران کوچک دیگر از بازیگران بزرگ نمی‌ترسند؟

اگر این روایت دقیق باشد، موضوع بسیار فراتر از انهدامِ رادار گران‌قیمت است؛ ایران توانسته به یکی از پیشرفته‌ارین سامانه‌های دفاع موشکیِ زرادخانۀ آمریکا نفوذ کند و آن را هدف قرار دهد. «جان آرکیلا» (استاد بازنشستۀ تحلیل دفاعی در آموزشکدۀ عالی نیروی دریایی آمریکایی) برایم شرح داد که «جنگ موشکی دیگر صرفاً شلیکِ کلاهک در مسیر پیش‌بینی‌پذیر و هدایت با نیروی اینرسی و سامانه‌های هدایتِ هوشمندِ جی‌پی‌اس نیست. روسیه منابع عظیمی را صرف ساخت موشک‌هایی کرده که می‌توانند در میانۀ پرواز مانور دهند، از اطلاعاتِ بهتر و لحظه‌ای برای هدایت استفاده کنند، با سرعتِ فزایندۀ مافوق صوت حرکت کنند و از زاویه‌ای به هدف برسند که مدافع انتظارش را ندارد.

بنا به گزارش‌ها، «موشک‌های فتاح ایران» هم این‌گونه‌اند، هرچند هنوز مشخص نیست نابودیِ سامانۀ تاد در فاصلۀ 500 مایلی از ایران، کار موشک بوده یا پهباد؟ آرکیلا نویسندۀ کتابِ «روش پرمناقشۀ آمریکا در جنگ؛ از هیروشیما تا عصر الگوریتم‌ها» می‌گوید: «این وضعیت، موشک را به سلاحِ برتر قرن بیست‌و‌یکم بدل می‌کند؛ سلاحی که می‌تواند بازدارندگی و ثبات را در طیفِ وسیعی از درگیری‌ها تضعیف کند.» چین هم چند سالی است موشک‌های مافوقِ صوت و مانورپذیر DF-17 را در رزمایش‌های شلیکِ واقعی در آب‌های اطراف تایوان به کار می‌گیرد.

سوم مارس، حدود ساعتِ یک‌و‌نیمِ بامداد، دو پهباد انتحاری به محوطۀ سفارت آمریکا در ریاض حمله کردند. پهبادِ نخست، یک‌راست به طبقه‌ای اصابت کرد که ایستگاهِ سازمان سیا در آن واقع بود. پهباد دوم هم دقیقاً وارد حفره‌ای شد که پهبادِ نخست ایجاد کرده بود. انفجاری مهیب و حریقی عظیم به راه افتاد که ساعت‌ها ادامه داشت. گزارش‌های بعدی حاکی از آن بود که حملۀ ایران ممکن است با اطلاعاتِ ماهواره‌ای روسیه انجام شده باشد؛ اطلاعاتی که گفته‌ می‌شود «ولادیمیر پوتین» در اختیار ایران قرار داده است.

آرکیلا می‌گوید: «نسل پیشینِ جنگ‌ها با «حجم عظیمِ نیرو و انرژی» به پیروزی می‌رسیدند. جنگ از این قاعدۀ سادۀ فیزیکی پیروی می‌کرد که هرچه پرتابه‌ای را دورتر شلیک کنید، دقتش کاهش می‌یابد و برای غلبه بر بُرد، ناچار از به‌کارگیریِ حجم عظیم نیرو و انرژی بودیم. امروز دیگر چُنین نیست. حالا اطلاعات، جنگ‌ها را پیش می‌برند و حتی بازیگرانِ کوچک هم به اطلاعات و فناوری‌های نظامیِ پیشرفته دسترسی دارند. کافی است ببینیم حزب‌الله چگونه توانسته خسارتِ قابل‌توجهی به اسرائیل با آن زیرساخت‌ها و سامانه‌های عظیم نظامی وارد کند؛ اوکراین چگونه روسیۀ بزرگ و قدرتمند را فرسوده و زخمی کرده است و ایران چگونه آمریکا و اسرائیل را در تنگنا قرار داده است.

همۀ این‌ها نشان می‌دهد سلاح‌های ارزان‌قیمت و دقیقی که حتی می‌توان آن‌ها را در کارگاهی زیرزمینی با قطعاتی قابل‌تهیه از بازارهای عمومی ساخت، پیوندِ سنتیِ بُرد و دقت را تا حد زیادی از بین برده‌اند. شاید شگفت‌انگیزترین نمونه، تبدیل اوکراین به قدرتِ دریایی، بدون برخورداری از نیروی دریاییِ مرسوم باشد. اوکراین با قایق‌های بدون سرنشین و جت‌اسکی‌های مسلح توانست ناوگان روسیه در دریای سیاه را از سواحلش براند و امکان صدور غله و کود شیمیایی به بازهای جهانی را مهیا کند.

فناوری‌های جدید به بازیگران کوچک‌تر امکان می‌دهند در برابر ضربات سنگینِ قدرت‌های بزرگ‌تر مقاومت کنند؛ یعنی پنهان بمانند، آسیب‌پذیری‌شان را کاهش دهند و در زمان مناسب، ضربات دقیق و حساب‌شده وارد کنند. در عصر جدید، پیروزی صرفاً به انباشتِ نیرو و انرژی وابسته نیست؛ اطلاعات، دقت، پنهان‌کاری و ضربه‌زدن از فواصل دور، قواعد بازی را تغییر داده‌اند.

ایالات‌متحده با داشتنِ 11 ناو هواپیمابر اتمی، ده‌ها زیردریایی هسته‌ای، صدها شناور رزمی و پشتیبانی، 11 لشکر فعال زمینی، 3 لشکر تفنگدار دربایی و یکی از بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین ناوگان‌های هوایی، مهم‌ترین توان نظامیِ متعارف جهان را در اختیار دارد، اما به‌رغمِ چُنین ظرفیتی، مدافعان در برابر مهاجمان از مزیتی استثنایی برخورداند.

ترامپ و هگست بر «گسترش مقیاس جنگ» یعنی افزایش سرعت عملیات و افزودن بر حجم بمباران و مهمات تمرکز داشتند و ایرانی‌ها بر «گسترش جغرافیای جنگ». آرکیلا می‌گوید: «عملکرد تجهیزاتِ مدافعان به این صورت است که باید دوام بیاورند تا بتوانند شلیک کنند و به‌سرعت جابه‌جا شوند. در این شرایط، آرایش زمینیِ «تانک‌های آبرامز» (ستون فقرات نیروهای زرهی آمریکا، معروف به کامل‌ترین تانک جهان) در برابر انبوهِ سلاح‌های کوچک و ارزان به کار نمی‌آید.

تسلیحات جدید، امتیاز مهمِ بازیگران کوچک در برابر بازیگران بزرگ را برجسته می‌کنند؛ آن‌ها دیگر مجبور نیستند پیروز شوند؛ فقط کافی است شکست نخورند. ولی ما باید پیروز شویم، جنگ را تمام کنیم، به خانه برگردیم و دیگر پشت سرمان را هم نگاه نکنیم؛ هدفی که انگار دست‌نیافتنی شده. حالا دیگر برای تحققِ چُنین هدفی باید خیلی خوش‌شانس باشیم.

البته ایرانی‌ها نباید از این تغییر موازنه بیش از حد به خود ببالند؛ زیرا معادلۀ قدرت دوسویه است. فناوری‌های جدید به بازیگران کوچک اجازه می‌دهند با صرفِ منابع محدود، در مقیاس عظیم به قدرت‌های بزرگ ضربه بزنند، ولی ابرقدرت‌ها هم از توان واردکردنِ ضربات گسترده و بسیج منابعی برخوردارند که کشرهای کوچک فاقد آنند. این وضعیت، تحلیلِ برتری قدرت‌های بزرگ نیست؛ نشان می‌دهد ماهیت و فیزیکِ جنگ در حال تغییر است.

«فیزیکِ جدید قدرت»؛ چرا بازیگران کوچک دیگر از بازیگران بزرگ نمی‌ترسند؟

در نخستین روز جنگ، حملات هوایی اسرائیل با تسلیحات دقیق و همراهی اطلاعاتی آمریکا، بیش از 40 رهبر ارشد ایران را در نشستِ امنیتی هدف قرار داد. اسرائیل با اتکا به اطلاعات دقیق، توانست بخش بزرگی از نخبگانِ امنیتی ایران را با یک ضربه از میان بردارد. حملۀ اسرائیل به پیجرهای حزب‌الله هم نمونه‌ای قابل‌توجه است. اسرائیل در 17 و 18 سپتامبر 2024، پیجرها و دستگاه‌های الکترونیکیِ نظامیان، فرماندهان، امدادگران و حامیان نظامیِ حزب‌الله را منفجر کرد. در این عملیات ده‌ها تن کشته و بیش از 3هزار نفر مجروح شدند بنا به گزارش‌ها، حدود 1500 نیروی حزب‌الله بر اثر جراحات سنگین از چرخۀ عملیات خارج شدند.

درنتیجه، اسرائیل با مختصری مواد منفجره و حجم عظیم اطلاعات، توانست ظرف چند ساعت شمار قابل‌توجهی از نیروهای حزب‌الله را از پا در آورد. این وضعیت نشان می‌دهد در جنگ‌های جدید، برتری صرفاً به حجم تسلیحات و تعداد نیروها بستگی ندارد؛ بلکه به برتری اطلاعاتی، عملیات نفوذ و شناسایی و توانِ تبدیل اطلاعات به اقدام دقیق وابسته است. این‌گونه است که انبوه اطلاعات جایگزین انبوه مهمات می‌شود.

حملۀ همدستانۀ آمریکا و اسرائیل با «استاکس‌نت» به تأسیساتِ غنی‌سازی نطنز (که عملیاتش از سال 2009 برنامه‌ریزی شده بود) نمونۀ دیگری از «عملیات در مقیاس کوچک» است. آمریکا و اسرائیل به‌جای بمبارانِ مستقیمِ تأسیسات، کرم رایانه‌ای کوچکی را وارد سامانه کردند تا شمار زیادی از سانتریفیوژهای IR-1 ایران را از کار بیندازد. البته سانتریفیوژهای آسیب‌دیده خیلی زود جایگزین شدند و اختلالِ ایجادشده محدود بود. آمریکا و اسرائیل هرگز رسماً مسئولیتِ این عملیات را نپذیرفتند، اما استاکس‌نت، نمونه‌ای شاخص از ایجادِ خسارت بزرگ با ابزار کوچک است و شرایطی مهیا کرده که بدافزار جای بمب را بگیرد. هرچند طراحی این کدی و اجرای عملیاتی با این پیچیدگی، مستلزم هزینه و منابع قابل‌توجه است.

آنچه بیش از همه مایۀ نگرانی است، تغییر در معادلۀ قدرت است که بازیگران کوچک را وامی‌دارد در مقیاسی بزرگ عمل کنند. کار به جایی رسیده که ممکن است در آینده، نوجوانی با یک لپ‌تاپ، اتصال استارلینک و ابزارهای هوش مصنوعی به نرم‌افزارها نفوذ کند و زیرساخت‌های حیاتی مثل سامانه‌های آب یا شبکۀ برق را مختل کند.

با این حساب، هیچ بعید نیست به‌زودی صدای شهردارتان درآید و با لحنی ترامپی فریاد بزند: «آب را وصل کنید دیوانه‌های لعنتی، وگرنه...»

یادداشت مترجم:

مقالۀ توماس فریدمن، تلاش برای تبیینِ تغییری عظیم در ماهیتِ قدرت نظامی است. ایدۀ محوری، طبق معمول، ساده و پراهمیت است. فریدمن می‌گوید در جنگ‌های جدید، بزرگیِ ارتش لزماً به معنای برتری در میدان نبرد نیست. فناوری، اطلاعات و دقتِ محاسباتی، بخشی از مزیتی را که در گذشته از اندازۀ ارتش، حجم تجهیزات و بودجۀ نظامی ناشی می‌شد، خنثی کرده‌اند.

نویسنده برای توضیحِ این تحول، میان دو شیوۀ جنگیدن تمایز می‌گذارد. قدرت‌های بزرگ کماکان به افزایش حجم و شدتِ عملیات گرایش دارند. منظور، هواپیماهای بیشتر، مهمات بیشتر، ناوهای بیشتر و حملاتِ گسترده‌تر است. درمقابل، بازیگران کوچک قادرند با پراکنده‌شدن، پنهان‌ماندن و به‌کارگیری موشک‌های دقیق و پهبادهای ارزان، نقاطِ حساس و زیرساخت‌های حیاتیِ دشمن را هدف بگیرند و هزینه‌ای نامتناسب با منابعِ خود تحمیل کنند.

به بیان دیگر، آن‌ها به‌جای افزایش مقیاس جنگ، جغرافیای آن را گسترش می‌دهند. اهمیتِ این تحول در تفاوتِ اهدافِ طرفین است. بازیگر بزرگ برای پیروزی باید جنگ را به پایان برساند و شرایط مطلوبِ خود را تحمیل کند، ولی بازیگر کوچک کافی است از شکست قطعی بپرهیزد. همین تفاوت، نسبتِ هزینه و فایدۀ جنگ را تغییر می‌دهد.

اگر یک پهباد یا موشکِ نسبتاً ارزان بتواند سامانه‌ای گران‌قیمت را تهدید کند، دیگر نمی‌توان قدرت نظامی را با تعداد هواپیما، ناو یا تانک سنجید. با این همه، نباید در این روند اغراق کرد. فناوری به‌تنهایی نمی‌تواند قدرت را دموکراتیزه کند. توان صنعتی، تولید انبوه، اطلاعات دقیق، شبکه‌های ماهواره‌ای، لجستیک و ظرفیت‌های اقتصادی، مزیت‌های عظیمی برای دولت‌های قدرتمند ایجاد می‌کنند.

نکتۀ مهمی که در تحلیل فریدمن غایب است، «تغییر الگوی رقابتِ قدرت‌های بزرگ» است. درواقع توجه به «موازنۀ قدرت‌های بزرگ و کوچک» تاحدی گمراه‌کننده است. بازیگران کوچک هنوز به‌تنهایی در برابر بازیگران بزرگ قد علم نمی‌کنند. نویسنده به نقشِ ابرقدرت‌هایی مثل چین و روسیه در توازن‌بخشیدن و ایجادِ عمق راهبردی توجه ندارد. بنابراین بیش از آنکه با نبردِ کوچک‌ها و بزرگ‌ها مواجه باشیم، با «رقابتِ قدرت‌های بزرگ از مسیر بازیگران میانجی و کوچک» مواجهیم. به هر حال، جان کلامِ ایشان این است که فیزیکِ جدید قدرت، تغییر قواعدِ جنگ و معیارهای سنجش را به ارمغان آورده است.

ارسال به دوستان
captcha
عملیات نصب گنبد آرامگاه شمس تبریزی آغاز شد/ یکی از شاخص‌ترین سازه‌های معماری جهان در خوی افتتاح فاز دوم موزه استاد شهریار همزمان با روز ملی شعر و ادب در تبریز تولید انبوه موشک هایپرسونیک ارزان‌قیمت Blackbeard در سال ۲۰۲۷ آغاز می‌شود با تشدید بحران کمبود آب، هند دوباره به سراغ آب‌انبارهای قدیمی رفته است آیین آق­‌آش؛ جشن ۶۳ سالگی ترکمن­‌ها به مناسبت میلاد پیامبر (ص) مهاجرت برخی اعضای هیئت‌علمی از دانشگاه شهید بهشتی/ جذب نیرو ۲۰ درصد افزایش یافت «فیزیکِ جدید قدرت»؛ چرا بازیگران کوچک دیگر از بازیگران بزرگ نمی‌ترسند؟ روزی به نام رازی و دو پرسش دربارۀ الکل و الحاد یادگاری از شهر آب گرم ناتمام شوروی در ارمنستان (+عکس) حادثه دریایی برای یک کشتی در تنگه هرمز چرا امسال واکسن آنفلوآنزا نداریم؟ اعلام وضعیت اضطراری ملی در آمریکا سرعت فرود جنگنده‌ها چقدر است؟ از باند فرودگاه تا ناو هواپیمابر معمار برنده جایزه پریتزکر ؛ اینجا فضایی برای تفکر و آرامش است (+تصاویر) استوری جدید چوپان: امارات همچنان دوست ما ایرانیان است