فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۷۸۳۲
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۸ - ۰۷-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۷۸۳۲
انتشار: ۱۶:۴۸ - ۰۷-۰۶-۱۴۰۵

اهمیت بازگشت نامجو برای نسل زد کجاست؟

محسن نامجو
بازگشت نامجو از این منظر می‌تواند نشانه‌ای از همین ظرفیت برای پذیرش تفاوت باشد. جامعه ایران مجموعه‌ای یکدست نیست و نمی‌توان «ایرانی بودن» را در یک سبک زندگی، یک سلیقه هنری یا یک شکل مشخص از بیان خلاصه کرد.

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - بازگشت یک هنرمند به وطن، همیشه صرفا بازگشت یک فرد از جغرافیای مهاجرت به جغرافیای خانه نیست. گاهی یک اتفاق فرهنگی می‌تواند معنایی بسیار بزرگ‌تر از خودِ واقعه پیدا کند؛ به‌ویژه وقتی پای هنرمندی در میان باشد که بخش مهمی از هویت هنری‌اش را بر عبور از مرزها، شکستن قالب‌ها و به چالش کشیدن عادت‌های فرهنگی بنا کرده است.

بازگشت محسن نامجو پس از نزدیک به دو دهه دوری از ایران را نیز می‌توان از همین زاویه دید؛ نه فقط به‌عنوان بازگشت یک خواننده، بلکه به‌عنوان رویدادی نمادین که دوباره مسئله رابطه جامعه با «دیگری» فرهنگی، تکثر و نسل تازه را پیش روی ما می‌گذارد.
 
نامجو از ابتدا هنرمندی نبود که بتوان او را به‌سادگی در یکی از قفسه‌های آشنای موسیقی ایران قرار داد. موسیقی او در مرزی شکل گرفت که سنت و مدرنیته، شعر کلاسیک و موسیقی مدرن، جدیت و شوخی و حتی اعتراض و موسیقی تجربی یکدیگر را قطع می‌کردند.
 
همین موقعیت مرزی، از او چهره‌ای متفاوت ساخت؛ هنرمندی که نه کاملاً متعلق به سنت بود و نه حاضر بود خود را در چارچوب موسیقی مدرنِ متعارف تعریف کند. شاید به همین دلیل است که نامجو را نمی‌توان صرفاً یک خواننده دانست؛ او بخشی از تجربه فرهنگی نسلی بود که می‌خواست نسبت تازه‌ای با میراث گذشته برقرار کند.
 
از منظر جامعه‌شناسی فرهنگ، جامعه‌ای پویا جامعه‌ای نیست که همه اعضای آن یک صدا، یک سلیقه و یک تعریف مشترک از هنر داشته باشند. فرهنگ زمانی زنده می‌ماند که امکان گفت‌وگوی صداهای مختلف را فراهم کند. تک‌صدایی، هرچقدر هم در کوتاه‌مدت ساده‌تر و قابل‌کنترل‌تر به نظر برسد، در بلندمدت به فرسودگی فرهنگی منجر می‌شود. در مقابل، تکثر به این معناست که جامعه بتواند صداهایی را که متفاوت، منتقد یا حتی آزاردهنده‌اند، در کنار صداهای رسمی‌تر تحمل کند و به رسمیت بشناسد.
 
بازگشت نامجو از این منظر می‌تواند نشانه‌ای از همین ظرفیت برای پذیرش تفاوت باشد. جامعه ایران مجموعه‌ای یکدست نیست و نمی‌توان «ایرانی بودن» را در یک سبک زندگی، یک سلیقه هنری یا یک شکل مشخص از بیان خلاصه کرد. هنرمندی که زمانی در حاشیه قرار گرفته یا برای ادامه فعالیت خود از کشور خارج شده، می‌تواند دوباره به بخشی از فضای فرهنگی جامعه بازگردد و مخاطب خود را پیدا کند. این اتفاق، بیش از آنکه درباره یک فرد باشد، درباره ظرفیت جامعه برای بازتعریف مرزهای خود است.
 
اما اهمیت بازگشت نامجو فقط در رابطه او با نسل گذشته نیست؛ شاید بخش مهم‌تر ماجرا به نسلی مربوط باشد که بسیاری تصور می‌کنند با فرهنگ و موسیقی نسل‌های پیشین فاصله‌ای جدی دارد. نسل زد در محیطی رشد کرده که مرز میان گذشته و حال، داخلی و خارجی و رسمی و غیررسمی بیش از هر زمان دیگری درهم ریخته است. این نسل موسیقی را از پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کند و الزاماً برای پیدا کردن یک اثر، به مسیرهای رسمی و سنتی مراجعه نمی‌کند. در چنین فضایی، عمر یک قطعه دیگر لزوماً با تاریخ انتشارش تعیین نمی‌شود.
 
آنچه برای این نسل اهمیت پیدا می‌کند، بیش از هر چیز حس اصالت است. جوان امروز به‌سادگی از زبان‌های کلیشه‌ای و محصولات فرهنگی فرمول‌بندی‌شده عبور می‌کند. او می‌تواند هم‌زمان به موسیقی روز دنیا گوش دهد و چند ساعت بعد با شعری از حافظ یا مولانا ارتباط برقرار کند؛ به شرط آنکه این مواجهه برایش مصنوعی و تحمیلی نباشد. درست در همین نقطه است که نامجو دوباره معنا پیدا می‌کند. او نشان داده است که می‌توان با سنت زندگی کرد، بدون آنکه الزاماً در چارچوب سنت باقی ماند.
 
نمونه روشن این ارتباط میان نسل‌ها را می‌توان در بازخوانی و وایرال شدن قطعه «تمامی دینم به دنیای فانی» یا همان «ای ساربان» دید. قطعه‌ای که سال‌ها از تولید آن گذشته، در فضای شبکه‌های اجتماعی دوباره شنیده و بازنشر می‌شود و مخاطبانی پیدا می‌کند که شاید هنگام انتشار اولیه آن هنوز کودک بوده‌اند یا حتی به دنیا نیامده بودند. این اتفاق نشان می‌دهد که یک اثر هنری می‌تواند از زمان تولید خود عبور کند و در مواجهه با تجربه زیسته نسل دیگری، معنایی تازه پیدا کند.
 
«ای ساربان» برای مخاطب امروز صرفاً یک بازخوانی از شعر و موسیقی گذشته نیست. آنچه در این اجرا برای نسل جدید جذاب می‌شود، نحوه برخورد نامجو با یک میراث آشناست؛ او شعر کلاسیک را از فضای رسمی و موزه‌ای بیرون می‌کشد و آن را به تجربه‌ای شخصی، معاصر و حتی عصیانگر تبدیل می‌کند. شاید راز ماندگاری چنین آثاری نیز همین باشد: گذشته زمانی دوباره زنده می‌شود که بتواند با مسئله امروز انسان ارتباط برقرار کند.
 
از همین‌جاست که بازگشت نامجو را باید در زمینه‌ای بزرگ‌تر از موسیقی دید. در دورانی که بخش قابل‌توجهی از تجربه فرهنگی جوانان در فضای دیجیتال شکل می‌گیرد، مرز میان «هنرمند مهاجر» و «هنرمند حاضر در ایران» برای مخاطب کمرنگ‌تر شده است. مخاطب می‌تواند صدای هنرمندی را که کیلومترها دورتر زندگی می‌کند، هر روز بشنود و با آثارش خاطره بسازد. بازگشت فیزیکی چنین هنرمندی، در واقع تبدیل یک رابطه مجازی و ذهنی به یک حضور اجتماعی و فرهنگی است.
 
البته نباید از این اتفاق تصویری رمانتیک و بی‌مسئله ساخت. بازگشت هر هنرمندی که سال‌ها بیرون از کشور زندگی کرده، الزاماً به معنای حل شدن تمام اختلاف‌ها و سوءتفاهم‌های گذشته نیست. جامعه همچنان می‌تواند درباره آثار، مواضع یا مسیر حرفه‌ای یک هنرمند نقد و گفت‌وگو داشته باشد. مسئله اصلی اتفاقاً همین است: پذیرش یک هنرمند نباید به معنای تقدیس او باشد. تکثر فرهنگی زمانی معنا دارد که حتی مخالفت با یک صدا نیز در کنار شنیده شدن آن صدا امکان‌پذیر باشد.
 
اهمیت بازگشت محسن نامجو شاید بیش از آنکه به خود او مربوط باشد، به تصویری بازمی‌گردد که جامعه از خودش ارائه می‌کند. آیا می‌توانیم فرهنگی داشته باشیم که در آن سنت و نوگرایی، مهاجرت و بازگشت، نقد و پذیرش و نسل قدیم و نسل جدید در کنار یکدیگر قرار بگیرند؟ پاسخ به این پرسش، چیزی فراتر از سرنوشت یک خواننده است.
 
اگر قرار باشد بازگشت نامجو معنایی فراتر از یک خبر فرهنگی پیدا کند، شاید بتوان آن را تمرینی برای تحمل تفاوت دانست؛ تمرینی برای پذیرفتن اینکه فرهنگ ایران فقط متعلق به صداهای آشنا و بی‌حاشیه نیست. این سرزمین همان‌قدر که به موسیقی سنتی و روایت‌های کلاسیک خود تعلق دارد، به هنرمندانی هم تعلق دارد که آمده‌اند آن میراث را به هم بریزند، دوباره بسازند و از زاویه‌ای دیگر به آن نگاه کنند. ساربان پس از سال‌ها به خانه برگشته است؛ حالا مهم‌تر از خودِ بازگشت، این است که خانه چقدر ظرفیت شنیدن صدایی را دارد که روزی قرار بود بیرون از آن شنیده شود.
ارسال به دوستان
captcha
احضار سفیر اوکراین در ترکیه ترافیک سنگین در محورهای شمالی منتهی به تهران/ ممنوعیت تردد در مسیر جنوب به شمال جاده چالوس عراقچی: درس‌های رهبر شهید ما و آرمان وحدت جهان اسلام، سرلوحه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است آیا مواد شیمیایی روزمره می توانند ویتامین D بدن را کاهش دهند؟ توقیف ۲ میلیون لیتر گازوئیل قاچاق در آب‌های خلیج فارس عادت هایی که به کلیه ها آسیب می زنند عراقچی: مردم صلح‌طلب ژاپن از دولتشان به سبب جنایت‌های آمریکا توضیح بخواهند معده خالی؛ چه بخوریم و چه چیزهایی را کمتر بخوریم؟ آلمان به ترامپ: جنگ غیرمسئولانه با ایران را تمام کنید پیش‌بینی تازه گلدمن‌ ساکس درباره طلا داستان کارخانه ای که بیش از 8600 بمب افکن B-24 ساخت (+تصاویر) تشدید حملات رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان اهمیت بازگشت نامجو برای نسل زد کجاست؟ قالیباف: امنیتی که بر دخالت قدرت‌های فرامنطقه‌ای بنا شود، شکننده و وابسته است. کتابخانه مرکزی مکزیک؛ شاهکاری که تاریخ یک ملت را بر سنگ‌ها ثبت کرد (+عکس)