عصرایران ؛ رضا غبیشاوی - 6 ماه از آغاز جنگ 40 روزه، گذشت. جنگی که با حملات هوایی اسرائیل به مرکز تهران و بیت رهبری در 9 اسفند 1404 شروع شد و با میانجیگری پاکستان به آتش بس لرزان و شکننده رسید.
1
برای نخستین بار، عالی ترین مقام حکومت ایران در یک جنگ و از سوی کشور خارجی مورد هدف قرار گرفت. این موضوع نه تنها در تاریخ ایران بی سابقه است بلکه در تاریخ معاصر منطقه نیز سابقه ای ندارد که مورد مشابهی رخ داده باشد.
در روز اول جنگ، در حمله هوایی اسرائیل، منزل و دفتر کار آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسیدند.
حمله به تهران در روز نخست جنگ 40 روزه 
2
در این جنگ، برای نخستین بار همه پایگاه ها و نیروهای نظامی آمریکا در کشورهای جنوب خلیج فارس مورد هدف ایران قرار گرفتند. حتی هتل هایی که نظامیان آمریکایی به صورت اضطراری در آنها ساکن شده بودند هم با حملات پهپادی ایران روبه رو شدند. حتی عمان که مقامات آن هیچ گاه فکر نمی کردند با حملات ایرانی مواجه شوند موشک ها و پهپادهای ایران را در بنادر خود به چشم دیدند.
3
برای نخستین بار تنگه هرمز از سوی ایران بسته شد.
جنگ 40 روزه، به تولد مناقشه و اختلاف جدیدی به نام تنگه هرمز میان ایران و آمریکا به همراه کشورهای منطقه منتهی شد. اختلافی که تاکنون راه حل قطعی برای آن پیدا نشده است.
ایران بر کنترل خود بر تنگه هرمز و دریافت عوارض از آن تاکید دارد. در مقابل، آمریکا بر بازگشایی تنگه هرمز و عدم دریافت عوارض از سوی ایران اصرار دارد. کشورهای منطقه نیز از موضع آمریکا حمایت می کنند.
اختلاف تنگه هرمز آنچنان برجسته و قدرتمند است که موضوع هسته ای را به حاشیه راند.
در اثر بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، برای نخستین بار بعد از حدود 50 سال صادرات نفت خلیج فارس به جهان قطع شد. آخرین بار در سال 1973 بود که با تصمیم ملک فیصل پادشاه سعودی، صادرات نفت به غرب را بست. او این اقدام را در حمایت از فلسطین و علیه حمایت کشورهای غربی از تل آویو در میانه جنگ های کشورهای عربی و اسرائیل انجام داد.
این بار هم جهان به مانند 50 سال قبل با شوک انرژی و دیگر کالاها روبه رو شد گرچه رفته رفته 6 کشور ساحلی خلیج فارس (5 کشور جنوب خلیج فارس منهای قطر به علاوه عراق) راه های دیگری را برای صادرات نفت پیدا می کنند و صادرات آنها اندک اندک از مسیرهای خارج از تنگه هرمز افزایش می یابد.
بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران در جنگ و پس از آن، رونمایی از اهرم فشار جدید تهران در عرصه بین المللی بود. اهرمی که بسیاری آن را بمب اتمی واقعی ایران و حتی تاثیرگذار از آن توصیف کرده اند.
با این حال اطمینان منطقه و جهان به تنگه هرمز از بین رفته و حالا همه در حال برنامه ریزی و تلاش برای دور زدن تنگه هرمز هستند.
عربستان سعودی از طریق خط لوله شرقی غربی، میدان های نفتی خود در ساحل خلیج فارس را به بنادرش در ساحل دریای سرخ متصل کرد و از آن سو، نفت صادر می کند. علاوه بر این، نفت کویت و بحرین را نیز از این مسیر منتقل می کند. سعودی ها در فکر ساخت خط لوله دوم هستند.
همزمان بنادر امارات و عمان در ساحل دریای عمان و اقیانوس هند به مرکز اصلی انتقال زمینی کالا بدون نیاز به تنگه هرمز برای کشورهای جنوب خلیج فارس تبدیل شده اند.
امارات نیز که از قبل خط لوله ای برای عبور از تنگه هرمز در جنوب این آبراه کشیده بود ساخت خط لوله دوم را نیز شروع کرده است. خط لوله اول ، این کشور را از خفگی نفتی در این جنگ نجات داد.
عراق هم خط لوله های خود را به سمت ترکیه تقویت کرده خط انتقال تانکرهای خودرویی نفت به سمت بنادر سوریه را راه اندازی کرده و در حال برنامه ریزی برای ساخت خطوط لوله بیشتری است تا گام به گام تکیه اش به بندر بصره و تنگه هرمز برای صادرات نفت کاسته شود.
بزرگترین متضرر بسته شدن تنگه هرمز قطر است که تا قبل از این یکی از بزگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان گاز طبیعی مایع شده (ال ان جی) جهان بود و این گاز به وسیله کشتی با عبور از تنگه هرمز به مشتریان در غرب و شرق جهان می رسید. اما حالا هم به دلیل بسته شدن تنگه هرمز هم به دلیل حمله ایران به تاسیسات گازی اش و تعطیلی آنها، تولید و صادرات گاز را تا اطلاع بعدی متوقف کرده تا بزرگترین منبع درآمدی این کشور صفر صفر شود. (البته صادرات گاز قطر به امارات از طریق خط لوله ادامه دارد)
قطری در فکر ساخت خط لوله انتقال گاز به سمت بنادر سوریه و ترکیه هستند.
بسته شدن تنگه هرمز و قطع یا کاهش صادرات نفت خلیج فارس البته به افزایش جهانی قیمت نفت و گاز و دیگر انرژی ها و همزمان رشد تولید نفت و گاز آمریکا منجر شد تا این کشور برای اولین بار جلوتر از سعودی و روسیه، در جایگاه نخست تولید و صادرات این دو سوخت فسیلی قرار بگیرد.
4
جنگ 40 روزه به اولین توافقنامه مکتوب (یادداشت تفاهم) با امضای سران ایران و آمریکا بعد از قطع روابط دو کشور در فروردین 59 منتهی شد. البته بعد از برجام، این دومین توافقنامه مکتوب ایران و آمریکا بعد از انقلاب 57 است.
آمریکا به مانند برجام، از یادداشت تفاهم هم خارج شد و ایران هم به مانند توافق هسته ای، از تعهدات خود عقب نشینی کرد تا خود به خود، این توافقنامه نیز به نابودی کشیده شود.
البته تلاش میانجیگران برای بازگرداندن ایران و آمریکا به یادداشت تفاهم ادامه دارد و نشانه هایی از موفقیت وجود دارد.
5
جنگ 40 روزه، اولین جنگ امریکا علیه ایران بود.
با وجود حملات آمریکا علیه مراکز اتمی ایران در جنگ 12 روزه، اما آمریکا هیچ گاه رسما وارد جنگ علیه ایران نشده بود.
در جنگ 8 ساله عراق – ایران هم درگیری های پراکنده دریایی میان نیروهای ایرانی و آمریکایی در خلیج فارس رخ داد اما به سطح جنگ نرسید.
در جنگ جهانی دوم نیز علی رغم اشغال ایران در حمله نیروهای شوروی و انگلیس از شمال و جنوب، اما نظامیان آمریکایی زمانی وارد ایران شدند که تهران به ائتلاف متفقین، پیوسته بود. یعنی آنها نه به عنوان نیروی نظامی اشغالگر بلکه به عنوان نیروی نظامی متحد وارد خاک کشور همپیمان خود شدند.
6
برای نخستین بار ایران با محاصره دریایی روبه رو شد. محاصره دریایی ارتش آمریکا علیه بنادر جنوب ایران ادامه دارد و در اثر آن، هیچ کشتی تجاری از آب های آزاد به بنادر جنوبی ایران وارد یا خارج نمی شود.
این اتفاق بی سابقه ای است گرچه در زمان ناصرالدین شاه قاجار ( سال 1856 میلادی) اتفاقی مشابه رخ داد. در آن سال به دنبال شورش استقلال در هرات (افغانستان کنونی) و حمله نیروهای ایرانی برای کنترل دوباره این شهر، انگلیس به ایران اعلام جنگ داد و به جزیره خارک و بندر بوشهر حمله و آنها را اشغال کرد. این جنگ و اشغال جنوب با توافقنامه پاریس پایان یافت که در اثر آن ، دولت ایران از ادعای حاکمیت بر هرات دست برداشت و نیروهای ایرانی از این شهر عقب نشینی کردند.
7
برای نخستین بار در دهه های اخیر، صادرات نفت ایران صفر شد.
در اثر محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر جنوب ایران، صادرات نفت ایران به صفر رسید. این اتفاق بی سابقه است. در طول جنگ 8 ساله عراق علیه ایران و با وجود جنگ نفتکش ها اما صادرات نفت ایران ادامه یافت و پول آن هم به راحتی دریافت می شد.
ایران در طول سال های بعد از انقلاب به رکورد تولید حدود 4 میلیون بشکه نفت خام (در دولت دوم خاتمی) رسیده بود که تقریبا 2.5 تا نزدیک به 3 میلیون بشکه آن صادر می شد. در طول تحریم نفت ایران در دولت های اوباما و ترامپ اول، با وجود تحریم صادرات نفت ایران اما هیچ گاه به صفر نرسید گرچه خیلی کم شد.
پیش از این صادرات نفت ایران در دوره نخست وزیری مصدق (1332) و به دنبال درگیری او با بریتانیا بر سر مصادره شرکت خصوصی "نفت ایران - انگلیس" به نفع دولت و اعلام "ملی شدن صنعت نفت" سقوط کرد و به صفر یا نزدیک آن رسید.
8
جنگ 40 روزه، به جنگ بدون دستاورد آمریکا تبدیل شد. آمریکا تاکنون نه تنها دستاوردی در این جنگ نداشته بلکه بسته شدن تنگه هرمز و تهدید امنیتی کشورهای هم پیمان آمریکا در منطقه نیز به مسائل واشنگتن در منطقه اضافه شد.
حملات موشکی ایران به اسرائیل و شلیک پدافند هوایی اسرائیل

یکی از دلایل طولانی شدن جنگ 40 روزه و دوره درگیری های پس از آن نیز همین موضوع است. آمریکا به اهداف اولیه (سرنگونی یا تسلیم جمهوری اسلامی ایران) نرسید و حتی مجبور به امضا توافق مکتوب با آن شد که محتوایش بر احترام به حاکمیت و مرزهای دو طرف تاکید می کند.
تخریب شهرها و صنایع نظامی و غیرنظامی و ترور مقامات سیاسی و نظامی هیچ کدام دستاورد برجسته و قابل ذکر برای ترامپ به شمار نمی آید گرچه دستاوردهای مهمی برای اسرائیلی ها هست.
9
از زمان پایان جنگ 8 ساله تاکنون همیشه این نکته مطرح می شد که مناطق و استان های مرزی ایران بیشتر در خطر حملات خارجی قرار دارند. با همین استناد بسیاری از تاسیسات و صنایع به مناطق مرکزی و عمق داخلی کشور منتقل شدند حتی اگر به منابع آب دسترسی نداشتند.
جنگ 12 و 40 روزه ثابت کرد این تلقی نادرست است و در جنگ های جدید با تسلیحات پیشرفته، عمق خاک ایران هم در حملات هوایی، آسیب پذیر است.
همان طور که تاسیسات پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه و اهواز مورد حمله قرار گرفتند فولاد مبارکه اصفهان و مراکز اتمی ایران در مرکز ایران (استان اصفهان و مرکزی) هم مورد هدف واقع شدند.
با این حال قرار گرفتن تهران در مرکز ایران با فاصله بسیار از مرزهای غربی و جنوبی و شرقی، گزینه حمله زمینی با هدف رسیدن به تهران را منتفی کرد.
10
پزشکیان از زمان آغاز به کار در مقام ریاست جمهوری در تابستان 1403، سیاست متفاوتی را در برابر استان های مرزی به کار گرفت. انتصاب بی سابقه و کم سابقه استانداران بومی در استان های مرزی نه تنها مدیریت این مناطق را کارآمدتر ساخت بلکه نظر و توجه افکار عمومی این استان ها نیز بیش از پیش با جمهوری اسلامی همراه شد.
انتصاب استاندار سنی بلوچ در سیستان و بلوچستان، استاندار کرد سنی در کردستان و استاندار عرب در خوزستان نه تنها در جمهوری اسلامی بی سابقه است بلکه برای برای نخستین بار در دهه های طولانی از شکل گیری ساختار نوین اداره متمرکز کشور بود. اعطای اختیارات به استانداران دیگر اقدام کلیدی رئیس جمهوری در تقویت استان های مرزی برای مقابله با تاثیرات منفی جنگ بود که تاثیرگذاری مثبت خود را نشان داد.
این وضعیت همبستگی استان های مرزی در مقابله با تجاوزات و حملات خارجی را تقویت کرد و مانع از اجرای نقشه های نفوذ شد.
11
با وجود گذشت 14 ماه از جنگ 12 روزه و 6 ماه از جنگ 40 روزه، اما شرایط جنگی همچنان بر کشور سایه افکنده است. آسیب های این شرایط برزخی منفی بیشتر از جنگ نباشد کمتر نیست.
آیا در آینده شرایط جنگی ادامه می یابد یا به صلح و ثبات می رسیم؟ هنوز نمی توان با قاطعیت چیزی گفت. شرایط کشور در تعلیق میان جنگ و صلح در رفت و برگشت است بدون اینکه یک گزینه، خود را به طور نهایی اثبات کند.