عصر ایران ــ عصر شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ حدود ساعت ۱۷:۳۰ در محدوده پلیسراه ورودی سنندج در محور سنندج–همدان، یک دستگاه تانکر حامل حدود بیست هزار لیتر بنزین که از سمت همدان به مقصد مریوان در حرکت بود، دچار سانحه شد. تانکر پس از نقص فنی در سیستم ترمز کنترل خود را از دست داد، از پشت با یک مینیبوس برخورد کرد و بلافاصله منفجر و طعمه حریق شد.
آتش به چند خودروی عبوری سرایت کرد. بر اساس آخرین اعلام مسئولان محلی، این حادثه ۱۱ کشته و ۷ مصدوم بر جای گذاشت. مصدومان به بیمارستان کوثر سنندج منتقل شدند و آتش با حضور نیروهای آتشنشانی، اورژانس و ستاد مدیریت بحران مهار شد. استاندار کردستان دو روز عزای عمومی در استان اعلام کرد و دادگستری کردستان پرونده قضایی تشکیل داد.
غریب سجادی، فرماندار سنندج، اعلام کرد تانکر به دلیل نقص فنی در سیستم ترمز دچار حادثه شد و با توجه به ماهیت محموله پس از برخورد منفجر گردید. محمد جباری، رئیس کل دادگستری کردستان، نیز بررسیهای اولیه را مؤید نقص ترمز دانست و تأکید کرد علت دقیق پس از کارشناسی مشخص خواهد شد. جلال حمهحسنی، مدیر شرکت ملی پخش منطقه کردستان، هم اعلام کرد دلیل قطعی پس از نظر پلیسراه اطلاعرسانی میشود.
مینیبوس حامل کارکنان سازمان همیاری شهرداریهای استان کردستان بود که پس از پایان شیفت در مسیر بازگشت بودند. دستکم پنج نفر از این کارکنان جان باختند. راننده تانکر و راننده مینیبوس نیز فوت کردند. محل حادثه ورودی شهر و نزدیک ایستگاه پلیسراه بود؛ یعنی نقطهای پرتردد که در آن تجمع خودروها و سرایت سریع آتش، ابعاد فاجعه را افزایش داد.
حادثه شهریور ۱۴۰۵ نخستین فاجعه تانکر سوخت در این منطقه نیست. دو حادثه مرگبار تانکر در فاصله هشت سال حدود ۲۶ قربانی بر جا گذاشته است. بامداد ۲۰ تیر ۱۳۹۷ در بلوار دکتر حسینی سنندج، تانکر حامل سوخت با اتوبوس مسافربری برخورد کرد؛ تانکر و اتوبوس آتش گرفتند و آمار نهایی کشتهشدگان به ۱۵ نفر رسید. در آن پرونده نیز موضوع نقص فنی و مشکل ترمز تانکر مطرح شد. در دی ۱۴۰۰ واژگونی یک تانکر در حسینآباد سنندج به آتشسوزی گسترده، سه کشته، چند مصدوم و خسارت به واحدهای مسکونی انجامید.
شباهت این حوادث چشمگیر است: تانکر سوخت، نقص فنی یا از دست رفتن کنترل، انفجار یا حریق سریع، وقوع در محدوده شهری یا ورودی شهر، و تلفات بالا بهخاطر سرایت آتش به خودروها یا محیط اطراف. تکرار همین الگو در یک محدوده جغرافیایی مشخص نشان میدهد مسئله صرفاً یک خطای موردی راننده یا یک قطعه معیوب نیست، بلکه ترکیبی از وضعیت ناوگان، نظارت فنی، مسیر تردد مواد خطرناک و آمادگی محیط جادهای است.
حمل جادهای مواد خطرناک در ایران عمدتاً با آییننامه اجرایی حمل و نقل جادهای مواد خطرناک مصوب ۲۲ اسفند ۱۳۸۰ هیئت وزیران و اصلاحات بعدی آن تنظیم میشود. بنزین در طبقه سوم یعنی مایعات قابل اشتعال قرار میگیرد. نظارت بر عهده وزارت راه و شهرسازی، پلیسراه و برای فرآوردههای نفتی شرکت ملی پخش است. آییننامه اجرایی بند «س» ماده ۱۴ قانون مدیریت بحران نیز اخذ مجوز، اسناد ایمنی و تعیین مسیرهای مجاز را الزامی کرده است.
بر اساس این مقررات، تانکر باید مطابق استانداردهای ملی طراحی، ساخته و بهصورت دورهای آزمایش شود. نصب علائم هشدار، پلاک شناسایی، شیر اطمینان و تجهیزات ایمنی اجباری است. حداکثر عمر تانکرهایی که بهصورت بارگیر برای مواد طبقه سه به کار میروند هشت سال تعیین شده است. راننده باید حداقل ۲۶ و حداکثر ۵۰ سال سن داشته باشد، گواهینامه متناسب با حداقل سه سال سابقه صدور داشته باشد و آموزش حمل مواد خطرناک دیده باشد. اظهارنامه کالای خطرناک، برگه اطلاعات ایمنی و برای فرآوردههای نفتی فرم شرکت ملی پخش لازم است. سرعت مجاز این ناوگان معمولاً کمتر از خودروهای عادی است و حمل مواد خطرناک در بخش مسافر وسایل نقلیه عمومی ممنوع است.
به بیان دیگر، روی کاغذ زنجیرهای از الزامات وجود دارد که اگر کامل اجرا شود باید احتمال نقص ترمز کنترلنشده، تردد تانکر فرسوده در ورودی شهر در ساعت اوج، و تبدیل یک برخورد به انفجار گسترده را کاهش دهد.
آنچه در سنندج رخ داد، دستکم در روایت اولیه، دقیقاً همان حلقهای است که مقررات برای جلوگیری از آن نوشته شدهاند: نقص فنی ترمز در تانکر حامل حجم زیاد سوخت قابل اشتعال. اگر معاینه فنی دورهای، آزمون سیستم ترمز، محدودیت عمر مخزن و نظارت شرکت حمل بهدرستی انجام شده بود، احتمال از دست رفتن کنترل در مسیر پرشیب یا پرتردد ورودی شهر باید کمتر میبود. اگر مسیر و زمان تردد مواد خطرناک با حساسیت مناطق شهری تنظیم میشد، برخورد در مقابل پلیسراه و سرایت فوری آتش به مینیبوس کارکنان کمتر محتمل بود.
تشکیل پرونده قضایی و تأکید مسئولان بر «کارشناسی بعدی» نشان میدهد هنوز مسئولیت نهایی میان مالک تانکر، شرکت حمل، وضعیت نگهداری، و نظارت دستگاههای مسئول تقسیم نشده است. در حادثه ۱۳۹۷ نیز بحث ترمز مطرح شد، اما هشت سال بعد الگوی مشابه تکرار گردید. این تکرار مهمترین نشانه است که کشف علت فنی یک سانحه بهتنهایی چرخه را قطع نمیکند، مگر آنکه نتیجه کارشناسی به اصلاح رویه معاینه، محدودیت تردد در ورودی شهرها، و پاسخگویی متصدیان حمل منجر شود.
نقطه ضعف دیگر، تبدیل سریع یک نقص مکانیکی به فاجعه جمعی است. تانکر بیست هزار لیتری بنزین در صورت برخورد، حتی اگر راننده مقصر نباشد، انرژی آتشسوزی بسیار بالایی آزاد میکند. مقررات علائم، تجهیزات اطفا و مسیر جایگزین برای همین سناریو نوشته شدهاند. وقوع حادثه در ساعت ۱۷:۳۰ و در ورودی شهر یعنی همزمانی ترافیک محلی با ناوگان خطرناک؛ موضوعی که در آییننامههای جدیدتر مدیریت بحران با تعیین مسیر مجاز و توقفگاه اضطراری به آن اشاره شده، اما در عمل هنوز در بسیاری از محورهای استان کردستان بهصورت بازدارنده دیده نمیشود.
تا زمانی که نتیجه پرونده قضایی به اصلاح رویه معاینه فنی تانکرهای سوخت، محدودیت مؤثر عبور مواد خطرناک از ورودی شهر در ساعات پرتردد، و شفافسازی مسئولیت شرکت حمل و شرکت پخش نینجامد، الگوی «نقص فنی، انفجار، عزای عمومی، وعده بررسی» تکرارپذیر میماند.