روزنامه خراسان نوشت: در پاسخ این مخاطب خود نوشت: این که احساس میکنید هر چه بیشتر تلاش میکنید کمتر موفق میشوید او را فراموش کنید یک پدیده کاملا شناخته شده در روان شناسی است. در ادامه چند نکته و راهکار مناسب برای گذر از این دوران ارائه می شود:
وقتی به ذهن خود دستور میدهید باید فراموش کنی یا نباید به او فکر کنی مغز شما برای اجرای این دستور مجبور است مدام تصویر و نام آن فرد را جست وجو کند تا مطمئن شود در حال حذف کردنش است! بنابراین تلاش آگاهانه و زورکی برای فراموش کردن دقیقا نتیجه عکس میدهد و خاطرات پر
رنگ تر میشود. به جای فراموش کردن هدف خود را روی پذیرش عبور و گذر از رابطه بگذارید. فراموشی خودش به مرور زمان و با کم رنگ شدن محرکها اتفاق میافتد.
دلتنگی شما لزوما به معنای تمایل به بازگشت یا خوب بودن آن رابطه نیست. دلتنگی معمولا برای عادتها یا خاطرات خوب دورهای از رابطه یا حتی حس آشنایی با آن فرد است. شما دارید سوگ پایان یک مسیر را تجربه میکنید.
در روزهای نزدیک به طلاق معمولا مکانیسم دفاعی ذهن شروع میکند به برجسته کردن خاطرات خوب و کم رنگ کردن دلایل واقعی جدایی و این یک تله ذهنی است.
برای خنثی کردن آن میتوانید در یک برگه تمامی دلایل منطقی و رنجها و تلاش هایی را که کردید تا به این نقطه برسید، یادداشت کنید. هر بار که موج دلتنگی یا تردید به سراغ شما آمد به جای مرور خاطرات مبهم به این فهرست واقعی نگاه کنید.
*به خودتان سخت نگیرید.
*احساساتتان را برون ریزی کنید. اگر نیاز به گریه کردن یا نوشتن در دفترچه یادداشت یا صحبت با یک مشاور دارید، خودتان را محدود نکنید. حبس کردن هیجانها را قویتر میکند.
*تمرکز بر آینده و آرامش. به این فکر کنید که بعد از طلاق یعنی پایان یک روند فرساینده. این یک پایان است اما همزمان نقطه شروعی برای بازپس گیری آرامش و استقلال و تمرکز روی زندگی شخصی خودتان است.