فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۰۸۴۶
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۶ - ۲۰-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۰۸۴۶
انتشار: ۱۳:۵۶ - ۲۰-۰۶-۱۴۰۵
تحلیل الجزیره از وضعیت بلوک بریکس در بیستمین سال تأسیس

پارادوکس بریکس؛ شکاف میان ادعای استقلال و وابستگی ساختاری به دلار

ی
بزرگ‌ترین نقطه قوت بریکس یعنی توانایی آن در نمایندگی بخش بزرگی از جمعیت جهان ممکن است بزرگ‌ترین نقطه ضعف آن نیز باشد: شکاف‌ها میان کشورهای عضو که همچنان پابرجاست

عصر ایران؛ محمد حسن گودرزی- الجزیره گزارش داد: هند از روز شنبه میزبان اجلاس سران بریکس است و به دنبال ارتقای جایگاه این بلوک است، حتی در شرایطی که جنگ تحت رهبری ایالات متحده علیه ایران، شکاف‌ها را میان اعضای آن آشکار کرده به طوری که تهران و ابوظبی در دو سوی مخالف قرار گرفته‌اند. ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه، صبح جمعه وارد دهلی‌نو شد.( رییس جمهوری ایران هم به هند رفته است).

اجلاس ۱۲-۱۳ سپتامبر در دهلی‌نو در حالی برگزار می‌شود که بیش از شش ماه از آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران می‌گذرد؛ کشوری که از سال ۲۰۲۴ عضو بریکس بوده است. امارات متحده عربی نیز در همان سال به این گروه پیوست.

این گروه از کشورهای نوظهور شامل برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی و در سال‌های اخیر ایران، امارات، عربستان سعودی، مصر، اتیوپی و اندونزی با هدف به چالش کشیدن نظم تحت رهبری غرب ایجاد شد.

با این حال، در حالی که این اتحاد به بیستمین سالگرد تأسیس خود نزدیک می‌شود، تحلیلگران می‌گویند اگرچه بریکس به چندقطبی‌تر شدن جهان کمک کرده، اما در ایجاد یک جایگزین منسجم برای غرب با مشکل مواجه بوده است.

چالشی به نام قدرت دلار

به گفته تحلیلگران، این بلوک بستری خارج از نهادهای تحت رهبری غرب ایجاد کرده و به کشورهای جنوب جهانی قدرت چانه‌زنی و جایگزین‌های اقتصادی بیشتری داده است. با این همه دلار همچنان مسلط است و شکاف‌ها، اقدام جمعی در حوزه سیاست خارجی و امنیت را محدود کرده است.

با این حال، برخی کارشناسان استدلال می‌کنند که موفقیت بریکس نباید با این معیار سنجیده شود که آیا می‌تواند جایگزینی برای نهادهای تحت رهبری غرب باشد یا نه بلکه باید دید که آیا تسلط غرب را دشوارتر می‌کند یا نه.

اکتاویو اولیویرا و انزو گودینیو، پژوهشگران برزیلی در گروه مطالعات بریکس در دانشگاه سائوپائولو، در بیانیه‌ای ایمیلی به الجزیره گفتند: ما تمایل داریم هر ابتکار تحت رهبری بریکس را تضعیف کنیم، چرا که آن انقلابی نیست که انتظارش را داشتیم.

آن‌ها افزودند: بریکس ظرفیت نهاد بودن یا ظرفیت سازمان ملل برای رسیدگی به مسائل ژئوپلیتیک خاص را ندارد، اما صرف وجود آن، بستری بسیار مهم‌تر برای کشورهای جنوب جهانی است تا صدای خود را بیان کنند و در همکاری‌ها، غرب را دور بزنند.

این بلوک پس از فروپاشی مالی سال ۲۰۰۸ و شکست‌های اجلاس دوحه سازمان تجارت جهانی (WTO) - مذاکرات تجاری که هدف آن اصلاح نظام تجارت بین‌الملل به نفع کشورهای جنوب جهانی بود - ظهور کرد.

اولیویرا و گودینیو گفتند: کشورهایی که پیشگام تبدیل شدن به کشورهای “توسعه‌یافته” بعدی بودند، دریافتند که صدایشان در صورتی بهتر شنیده می‌شود که خود را به عنوان یک گروه سازماندهی کنند.

به گفته این پژوهشگران برزیلی، بریکس از دل تلاش‌های این کشورها برای پیگیری یک دستور کار توسعه مشترک در خارج از سازمان‌های بین‌المللی سنتی و سازمان ملل متحد برآمده و از این نظر، اصل وجود آن، نظم تحت رهبری غرب را به چالش کشیده است.

شان بورجس، دانشیار مطالعات بین‌الملل در دانشگاه کارلتون کانادا می‌گوید: قدرت‌های نوظهور خواهان نفوذ بیشتری بر نهادهایی بودند که احساس می‌کردند تحت سلطه غرب است.

به گفته او، این همچنان یکی از اولویت‌های اصلی است که گروه را متحد نگه می‌دارد.

بورجس به الجزیره گفت: دو اولویتی که کشورهای بریکس را متحد می‌کند، عمدتاً تمایل به کسب درآمد کلان از طریق تجارت بین‌الملل و پایان دادن به مواضع واعظ‌مآبانه “غرب” در مورد ضعف آن‌ها در زمینه حقوق بشر و دموکراسی است.

تحلیلگران توافق داشتند که اصلاحات و خودمختاری بیشتر، نگرانی‌های بسیار بزرگ‌تری برای بلوک بریکس بوده است تا سرنگونی نظم لیبرال بین‌المللیِ در حال فروپاشی.

بورجس پرسید: چرا بریکس باید مسئولیت‌های حکمرانی جهانیِ اعضای گروه هفت (G7) را بر عهده بگیرد؟

وی توضیح داد که بریکس مسیرهای جایگزینی برای هدایت تجارت و سرمایه‌گذاری به اعضای خود ارائه داده است که در خدمت منافع آن‌هاست؛ یعنی عمدتاً توسعه ملی و فقرزدایی.

بورجس گفت: تمرکز چین بر کمک‌های توسعه‌ای بدون قید و شرط و بحث‌های برزیل در مورد سوآپ ارزی مستقیم بانک‌های مرکزی، دو نمونه از بارزترین مثال‌ها هستند.

او افزود که این امر منجر به افزایش مبادلات اقتصادی نه تنها در داخل بریکس، بلکه در کل جنوب جهانی شده است.

بورجس استدلال کرد که در همین حال، فشارها بر سر حقوق بشر و دموکراسی به عنوان شرط کمک‌ها در حال ناپدید شدن بوده که این خود نشانه‌ای از تغییر در نهادهایی مانند بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول (IMF) است.

گای برتون، تحلیلگر ژئوپلیتیک و سیاست‌گذاری اشاره می‌کند که همزمان، ایده به‌اصطلاح “غرب” از اوایل دهه ۲۰۰۰ که بریکس شکل گرفت و رسمی شد، به طرز چشمگیری تغییر کرده است و در یک محیط جهانی کاملاً متفاوت فعالیت می‌کند.

برتون به الجزیره گفت: مفهوم غرب اکنون در حال فروپاشی است، با رابطه فراآتلانتیک میان آمریکا و اروپا که دچار شکستگی شده است؛ بنابراین مشخص نیست بریکس اصلاً قرار است چه چیزی را به چالش بکشد یا چه کسی را؛ آمریکا یا اروپا را؟

وزن اقتصادی بزرگ، قدرت جمعی محدود

تحلیلگران توافق داشتند که اگرچه وزن اقتصادی بریکس عظیم است، اما توانایی آن برای استفاده جمعی از این وزن، ناچیز است.

عمران خالد، تحلیلگر ژئواستراتژیک و عضو ارشد انستیتو سیاست خارجی در کانون توجه (Foreign Policy in Focus) اشاره می‌کند که این بلوک نزدیک به نیمی از جمعیت جهان، ۴۰ درصد تولید جهانی بر اساس قدرت خرید، ۴۴ درصد تولید نفت و حدود یک‌چهارم تجارت جهانی را در اختیار دارد.

او افزود که طبق آمارهای صندوق بین‌المللی پول، این گروه ۱۱ عضوی امسال حدود ۳.۷ درصد رشد دارد، در حالی که رشد گروه هفت (G7) یک درصد است.

با این حال، خالد به الجزیره گفت نفوذ این گروه ضعیف‌تر از آن چیزی است که اندازه بریکس نشان می‌دهد.

او با اشاره به نهاد مالی جهانی که توسط این بلوک ایجاد شده، گفت: بانک توسعه جدید (NDB) تا پایان سال ۲۰۲۴ در مجموع حدود ۳۹ میلیارد دلار تصویب کرده بود که تنها معادل چند ماه تعهدات بانک جهانی است و هنوز هم بیشتر پول خود را به دلار تأمین می‌کند.

پژوهشگران برزیلی، اولیویرا و گودینیو نیز گفتند که بانک توسعه جدید، هیچ نوآوری قابل توجهی برای به چالش کشیدن غرب معرفی نکرده و بسیاری از ویژگی‌های آن بازتاب‌دهنده بانک‌های توسعه چندجانبه موجود است.

به گفته اولیویرا و گودینیو، سهم بریکس از تولید ناخالص داخلی جهانی هنوز از گروه هفت عقب‌تر است و چین و هند عمدتاً پیشرانِ توسعه اقتصادی این گروه هستند.

تحلیلگران توافق داشتند که شاید مهم‌ترین محدودیت بریکس در توانایی‌اش برای به چالش کشیدن قدرت اقتصادی غرب، وابستگی ساختاری مداوم آن به دلار آمریکا باشد.

این دانشگاهیان برزیلی گفتند: علیرغم لفاظی‌های گسترده در مورد ابتکارات دلارزدایی، بخش عمده تجارت بریکس همچنان به دلار آمریکا قیمت‌گذاری می‌شود، در حالی که اکثر کشورهای بریکس ذخایر دلاری قابل توجهی دارند؛ که این امر منعکس‌کننده وضعیت دلار به عنوان ارز ذخیره اصلی جهان است و وابستگی ساختاری ایجاد می‌کند که استقلال سیاست‌گذاری بلوک را محدود می‌نماید.

برتون گفت: اگرچه چین بر استفاده از یوان فشار آورده و عربستان سعودی تجارت با ارزهای دیگر را مطرح کرده است، اما دلار با چالش جدی روبرو نیست و بعید است در دهه آینده نیز با چنین چالشی مواجه شود.

خالد گفت: این بلوک به طور کلی در حال کنار گذاشتن دلار نیست؛ اعضای منفرد در حال کاهش مواجهه خود (با دلار) هستند، آن هم یک رابطه در هر زمان. این روند کندتر است و معکوس کردن آن نیز سخت‌تر است.

با این حال، اولیویرا و گودینیو می‌گویند دستاوردهای اقتصادی گروه بریکس نباید نادیده گرفته شود.

آن‌ها گفتند: [بانک توسعه جدید] اولین نهاد مالی بدون حضور کشورهای غربی است، اگرچه همچنان در درون [نظم لیبرال بین‌المللی] فعالیت می‌کند.

اولیویرا و گودینیو گفتند گسترش این بلوک در سال ۲۰۲۴، قدرت جمعی آن را افزایش داده است و پیوستن تولیدکنندگان بزرگ نفت مانند عربستان سعودی، ایران و امارات، نفوذ آن را در بازارهای جهانی انرژی تقویت کرده است.

آن‌ها افزودند سرمایه‌گذاری چین در سایر کشورهای بریکس، از جمله از طریق ابتکار کمربند و جاده و سایر جریان‌های دوجانبه، گزینه‌های جایگزین مشخصی برای تأمین مالی و توسعه اقتصادهای نوظهور ارائه می‌دهد که خارج از چارچوب سنتی نهادهای برتون وودز (بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول) عمل می‌کنند.

نقطه قوت و نقطه ضعف بریکس

بزرگترین نقطه قوت بریکس یعنی توانایی آن در نمایندگی بخش بزرگی از جمعیت جهان ممکن است بزرگترین نقطه ضعف آن نیز باشد: شکاف‌ها میان کشورهای عضو همچنان پابرجاست.

به گفته خالد، در نشست وزرای خارجه این گروه در ماه مه که آن هم در هند برگزار شد بریکس نتوانست بر سر جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران به اجماع برسد.

خالد گفت: نشست وزرای خارجه در ماه مه بدون بیانیه پایان یافت، زیرا ایران می‌خواست به اقدامات آمریکا و اسرائیل در بیانیه اشاره شود و امارات با آن موافقت نمی‌کرد.

با این حال، او خاطرنشان کرد که این جنوب جهانی بوده که در طول جنگ فعلی، تمام اقدامات مربوط به آتش‌بس را پیش برده است.هیچ‌کدام از واشنگتن بیرون نیامد.

اما برتون گفت که گسترش این بلوک، شکاف‌های داخلی بریکس را گیج‌کننده‌تر کرده است، نه کمتر.

او استدلال کرد: این کار نمایندگی جنوب جهانی را گسترش می‌دهد، اما هرگونه موضع‌گیری منسجمی را که گروه داشت، رقیق می‌کند.

وی افزود در مورد ایران، عضویت در بریکس به تهران یک تریبون داد، اما این بدان معنا نیست که اعضای این بلوک در حال همسو شدن با این کشور هستند.

برتون گفت: هیچ منطق “یکی برای همه، همه برای یکی” در بریکس وجود ندارد و اعضا عمداً آزادی عمل خود را به صورت مستقل حفظ می‌کنند که این دقیقاً برعکس یک بلوک هماهنگ است.

بورجس موافقت کرد و گفت حتی با وجود اینکه این گروه جاه‌طلبی مشترکی برای داشتن صدای بلندتر در امور بین‌الملل داشته است، اما همچنان مخالفت‌ها در آن وجود دارد. همه اعضا خواهان سهم بیشتری هستند، اما قطعاً بر سر پیامِ آن توافق ندارند.

اولیویرا و گودینیو اشاره کردند که در حالی که در ابتدا، با توجه به تنوع جنوب جهانی، تعداد محدود اعضا یک مسئله بود، اکنون گسترش آن خطر تضعیف دستاوردهای جمعی گروه را به همراه دارد.

با این حال، آن‌ها اعضای جدید بلوک و صف طولانی کشورهایی که به دنبال پیوستن به بریکس هستند را نشانه‌ای مثبت از آینده این گروه می‌دانند: این واقعیت که کشورهایی با چنین منافع متفاوتی می‌توانند در کنار هم بنشینند، خود گواهی بر یک نظام چندقطبی در حال تغییر است.

در مجموع، به گفته خالد، بلوک بریکس بیشتر بستری برای خودمختاری است تا یک چالش‌گر برای نظم تحت رهبری غرب.

او گفت که بدون ارز مشترک، بدون تعرفه مشترک و بدون تعهد دفاعی، به سختی می‌توان آن را یک بلوک ژئوپلیتیک متعارف دانست.

اما به گفته او، بریکس تأمین مالی جایگزین برای توسعه ایجاد کرده و تجارت را خارج از نهادهای غربی تسهیل کرده است. و به کشورهای جنوب جهانی فضای مانور بیشتری برای حرکت میان واشنگتن و پکن داده است.

خالد گفت: مهم‌تر از همه، بریکس شاید به عنوان چالش‌گری برای اینکه غرب با چه هزینه‌ای می‌تواند بر کشورهای منفرد فشار وارد کند ظهور کرده باشد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: بریکس ، دلار ، اقتصاد
ارسال به دوستان
captcha