به نظر میرسد چین تصمیم قطعی خود را گرفته است تا ترامپ را به طور کامل نابود کند، اما همچون گذشته پکن این کار را به روش خاص خودش انجام میدهد.
به گزارش اعتمادآنلاین، به اعتقاد کارشناس و فعالان فضای مجازی عربزبان، در جریان جنگ با ایران، چین یکی از مهمترین دلایلی بود که جلوی انفجار قیمت نفت به سطوح بسیار بالاتر را گرفت، زیرا چینیها واردات نفت خود را بهشدت کاهش دادند و به ذخایر عظیم نفتی که پیش از جنگ انباشته بودند تکیه کردند.
پیش از جنگ، چین روزانه حدود ۱۲ میلیون بشکه نفت وارد میکرد.
سپس جنگ آغاز شد و در ماه ژوئن، واردات چین به تنها ۷.۱۲ میلیون بشکه در روز سقوط کرد که پایینترین سطح در حدود ۱۰ سال اخیر بود.
اما از آن لحظه رویداد بسیار مهمی رخ داد.
در ژوئن: ۷.۱۲ میلیون بشکه در روز؛
در جولای: ۸.۴۱ میلیون بشکه؛
در آگوست: ۸.۹۳ میلیون بشکه.
یعنی چین واردات خود را تنها در عرض دو ماه حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز افزایش داد.
این جهشهای افزایشی اتفاقی تصادفی در طول یک ماه نیست. ما با افزایش تدریجی واضحی روبهرو هستیم که از ژوئن آغاز شد و در جولای و سپس آگوست ادامه یافت، و چین هنوز ظرفیت آن را دارد که حدود سه میلیون بشکه دیگر در روز به واردات خود بیفزاید تا به نرخهای پیش از جنگ بازگردد.
*سوال این است: چرا اکنون و در این برهه زمانی چینیها دست به چنین کاری میزنند؟
اولین تفسیر بسیار ساده است. چین وارد جنگ شد در حالی که ذخایر نفتی عظیمی داشت که به او اجازه داد وارداتش را طی چند ماه با این قدرت کاهش دهد. هیچکس به طور دقیق از حجم واقعی ذخایر چین آگاه نیست، اما بسیار منطقی است که ادامه برداشت از این ذخایر به مرحلهای رسیده باشد که چین دیگر نخواهد این ریسک را بپذیرد.
اما تفسیر دیگری هم وجود دارد که کارشناسان آن را هم رد نمیکنند؛ شاید چینیها تصمیم گرفته باشند به روش خاص خودشان از دونالد ترامپ انتقام بگیرند.
انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر برگزار میشود و ترامپ اساساً در حالی وارد آن میشود که وضعیت سیاسی بسیار بدی دارد. درصد محبوبیت او تنها ۳۳ درصد است و ۷۱ درصد آمریکاییها از مدیریت او در زمینه هزینههای معیشتی ناراضیاند.
از سویی نفت همین حالا هم از مرز روانی 100 دلار گذشته و به 110 دلار برای هر بشکه هم رسید. اگر چین طی هفتههای آینده تصمیم بگیرد واردات نفت خود را با همان سطح قبل از جنگ افزایش دهد، میتواند نزدیک به سه میلیون بشکه نفت خام در روز تقاضای اضافی در بازار جهانی ایجاد کند، بازاری که خود اکنون از کمبود شدید و گسترده عرضه رنج میبرد.
تصور کنید آنگاه چه بر سر این بازار خواهد آمد. در چنین شرایطی شاهد افزایش عظیم قیمت نفت پیش از انتخابات به معنای افزایش قیمت سوخت، حملونقل، کالاها و تورم در داخل آمریکا در بدترین زمان سیاسی ممکن برای دونالد ترامپ خواهیم بود.
این امر میتواند انتخابات را از شکست محدود جمهوریخواهان به یک سونامی پیروزی و قدرت برای دموکراتها تبدیل کند، و در اینجا تفاوت بسیار مهم است؛ اگر جمهوریخواهان چند کرسی را از دست بدهند و نتیجه نزدیک بماند، ترامپ میتواند دوران ریاستجمهوری خود را در حالی به پایان برساند که همچنان قدرت و ظرفیتهای چشمگیری در داخل واشینگتن دارد.
اما اگر جمهوریخواهان دچار فروپاشی شوند و با اختلاف زیاد مجلس نمایندگان و سنا را ببازند، ترامپ در حالی وارد نیمه دوم دوران ریاستجمهوری خود خواهد شد که تحت فشار شدید سیاسی قرار گرفته است: کمیسیونها، تحقیقات و احضاریهها منجر به فلج شدن برنامههای او خواهند شد و در چنین موقعیتی مجلس نمایندگان دموکرات میتواند حتی مواد استیضاح جدیدی علیه او تصویب کند.
برکناری از خود سمت ریاستجمهوری نیاز به رأی دوسوم اعضای حاضر در سنا دارد و بنابراین از دست دادن هر دو مجلس به خودی خود ترامپ را برکنار نمیکند، اما به طور حتم میتواند ریاستجمهوری او را به طرزی وحشتناک تضعیف کند.
در اینجا حرکت نفتی چین اهمیت بسیار زیاد خود را پیدا میکند. چین نفت ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلاری نمیخواهد، زیرا این کار جهان را وارد رکود اقتصادی میکند و رکود به معنای آن است که جهان کالاهای کمتری از چین خواهد خرید.
منافع چین کاملاً متفاوت است: افزایش قیمت نفت تا حدی که برای ضربه زدن به اقتصاد آمریکا و آسیب رساندن به ترامپ و جمهوریخواهان پیش از انتخابات کافی باشد، اما نه به اندازهای که اقتصاد جهانی را نابود کند.
اگر این واقعاً چیزی است که چینیها برایش برنامهریزی میکنند، انتقامی زیرکانه از ترامپ خواهد بود. نه تحریم جدید، نه رویارویی نظامی و نه جنگ تجاری. فقط واردات نفتی را که پیش از جنگ انجام میدادی، از سر بگیر... و بگذار رأیدهنده آمریکایی ادامه کار را خودش انجام دهد.