عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاستجمهوری ششمین برنامه از سلسله نشستهای «گفتوگوی مسئلهمحور با جامعه مدنی» را به هورالعظیم اختصاص داد؛ نشستی که قرار بود محل گفتوگوی مستقیم میان فعالان محیطزیست، نمایندگان جوامع محلی و دستگاههای دولتی درباره آینده این تالاب باشد.
به گزارش عصر ایران، موضوع اصلی این جلسه، میدان نفتی سهراب بود؛ پروژهای که مجوز زیستمحیطی آن با انتقاد جدی فعالان محیطزیست خوزستان مواجه شده است. منتقدان معتقدند ادامه توسعه نفتی در هورالعظیم، در کنار مجموعهای از مشکلات قدیمی مانند کاهش حقابه، خشکسالی، کشاورزی پرمصرف، جادهسازی و فعالیتهای نفتی، میتواند فشار بیشتری بر یکی از مهمترین تالابهای کشور وارد کند.
اما در جریان جلسه، اختلاف فقط بر سر سهراب نبود. فعالان محیطزیست میگفتند هورالعظیم پیش از هر چیز به آب، برنامه احیا و مدیریت یکپارچه نیاز دارد؛ در مقابل، نمایندگان دولت و دستگاههای اجرایی تأکید داشتند که وضعیت امروز تالاب حاصل مجموعهای از عوامل داخلی و فرامرزی است و نمیتوان همه مشکلات را به فعالیت نفتی نسبت داد.

محمد الموتی، دبیر تشکلهای محیطزیست، منابع طبیعی و توسعه پایدار، در آغاز بحث تأکید کرد که مشکل اصلی هورالعظیم، ضعف همکاری میان دستگاههای مختلف و نبود یک برنامه جامع برای مدیریت تالاب است. او خواستار آن شد که شروط زیستمحیطی پروژه سهراب بهصورت شفاف منتشر شود و سازوکاری برای تضمین اجرای این شروط وجود داشته باشد.
فعالان محیطزیست معتقدند ارزیابی پروژه سهراب نباید فقط به محدودهای که مستقیماً محل احداث چاهها و تأسیسات است محدود شود. شبنم قنواتی، از دیدهبان جلگه سبز خوزستان، گفت هورالعظیم طی سالها تحت فشار مجموعهای از عوامل قرار گرفته است؛ از مدیریت ناپایدار منابع آب و توسعه کشاورزی گرفته تا خشکسالی، تغییر اقلیم، قطعهقطعه شدن تالاب، جادهسازی، حفاری، خطوط انتقال نفت، تردد و آلودگی.
از این منظر، سهراب را نمیتوان یک پروژه مستقل دید. پرسش اصلی این است که یک اکوسیستم شکننده که پیش از این تحت فشارهای متعدد قرار گرفته، اساساً چه میزان ظرفیت برای پذیرش فعالیت جدید دارد.
قنواتی همچنین بر ضرورت تبدیل حقابه هورالعظیم به تعهدی پایدار، قابل اندازهگیری و قابل نظارت تأکید کرد و خواستار ارائه گزارش روشن درباره تعهدات قبلی وزارت نفت، میزان خسارتهای گذشته و منابع اختصاصیافته برای احیای تالاب شد. به گفته او، در ارزیابی اقتصادی پروژه سهراب نیز نباید فقط ارزش نفت استخراجشده محاسبه شود، بلکه هزینه تخریب، کاهش خدمات اکوسیستمی، آلودگی، آسیب به تنوع زیستی، معیشت مردم و هزینه احیای تالاب نیز باید در نظر گرفته شود.
مهدیه پورشاد، مدیرعامل انجمن انسان و زیست پایدار، نیز معتقد بود مسئله هورالعظیم بدون توجه به وضعیت بالادست قابل حل نیست. در فاصله حدود ۴۰ کیلومتری تالاب، کشاورزی در دشت آزادگان و حمیدیه جریان دارد و بخش قابل توجهی از منابع آب در بالادست مصرف میشود؛ در حالی که سهم پاییندست و خود تالاب به اندازه کافی تأمین نمیشود.
او همچنین به گسترش گونه مهاجم تیلاپیا اشاره کرد و گفت بر اساس مطالعه و گفتوگو با ۲۳۰ صیاد محلی، این ماهی طی حدود هفت سال بر کاهش گونههای بومی، شیوه صیادی و ابزارهای ماهیگیری اثر گذاشته و زندگی و معیشت صیادان را تحت تأثیر قرار داده است.

محمودی، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی هم با اشاره به طرح ارزیابی زیست محیطی گفت: «در ارزیابی اثرات پروژه توسعه و بهرهبرداری میدان نفتی سهراب، مسائل اجتماعی بسیار سطحی بررسی شده و برای مثال، اثرات پروژه بر بهداشت و سلامت مردم تنها «مثبت با شدت کم» ارزیابی شده است؛ در حالی که تجربه مناطق نفتخیز غرب خوزستان و تأکید مسئولان حوزه بهداشت نشان میدهد توسعه نفتی میتواند آثار منفی جدی بر سلامت و زندگی مردم داشته باشد.»
اما برای مردم منطقه، بحران هورالعظیم فقط یک مسئله زیستمحیطی نیست.
محمد سواری، عضو شورای شهر رفیع، گفت هور برای مردم رفیع، هویزه و دشت آزادگان ستون فقرات زندگی و بخشی از هویت تاریخی آنهاست. کشاورزی، دامداری، صیادی و حتی صنایعدستی مانند حصیربافی به تالاب وابسته بودهاند و خشکسالیهای سالهای اخیر موجب مهاجرت اجباری بخشی از مردم شده است.
او مدعی شد وعدههای مربوط به اشتغال و بهبود شرایط اقتصادی ناشی از فعالیت نفتی، آنگونه که انتظار میرفت محقق نشده و در مقابل، آلودگی و تغییرات ناشی از فعالیتهای نفتی بر زندگی مردم اثر گذاشته است. سواری همچنین از مشکلات تنفسی و بیماریهای صعبالعلاج در مناطق مجاور فعالیتهای نفتی سخن گفت و خواستار بررسی آماری این موضوع از سوی مراکز بهداشت شد.
به گفته او، حتی ادعای رضایت جوامع محلی از پروژه و معکوس شدن روند مهاجرت نیازمند ارائه مستندات است. سواری همچنین گفت ۲۸ نفر از مردم منطقه به دلیل مطالبهگری برای اشتغال با پرونده قضایی و جریمه مواجه شدهاند.
قاسم کریمیان، فعال محیطزیست رفیع، نیز تأکید کرد مردم خوزستان مخالف توسعه نیستند؛ مخالفت آنها با توسعهای است که به قیمت تخریب محیطزیست و معیشت مردم تمام شود. به گفته او، مردم تالابنشین پیوند عمیقی با آب و خاک منطقه دارند و نباید در تصمیمگیریها نادیده گرفته شوند.
در میان منتقدان، مهدی افشارنیا، مستندساز، موضع متفاوتی را مطرح کرد. او ضمن انتقاد از پیامدهای توسعه نفتی، هشدار داد که نباید تمام مشکلات هورالعظیم را فقط به نفت نسبت داد. از نظر او باید مشخص شود چه میزان از خشکی تالاب ناشی از کاهش حقابه، توسعه کشاورزی، صنعت نیشکر و چه میزان ناشی از فعالیتهای نفتی است.

او همچنین از شرکت نفت پرسید چرا با وجود فناوریهایی مانند حفاری افقی، امکان استفاده گستردهتر از این روشها در سهراب بررسی نشده است و گفت توضیحات فنی ارائهشده درباره این موضوع برای او قانعکننده نبوده است.
عبدالرضا باقری، فعال محیطزیست، نیز استقلال ارزیابی زیستمحیطی پروژه را زیر سؤال برد. او معتقد بود وقتی پیمانکار و مجری پروژه در تهیه ارزیابی نقش دارند، استقلال این ارزیابی محل پرسش است. باقری همچنین گفت اثر تجمعی سهراب در کنار سایر میادین نفتی منطقه به اندازه کافی بررسی نشده است.
او ارزش اقتصادی هورالعظیم را بر اساس آخرین مطالعهای که در اختیار داشته، حدود ۱۷۳ میلیارد دلار و ارزش سالانه خدمات اکوسیستمی تالاب را حدود یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار عنوان کرد؛ ارقامی که به گفته او نشان میدهد نمیتوان ارزش تالاب را فقط با محاسبه درآمد نفتی سنجید.
علی طهماسبی، فعال محیطزیست خوزستان، نیز پروژه سهراب را با مجموعهای از قوانین و اسناد بالادستی در تعارض دانست و گفت باید آثار تجمعی فعالیتهای نفتی بر هورالعظیم بررسی شود. او با اشاره به ارزیابی پروژه گفت اثر مستقیم پروژه حدود ۲۴ هکتار اعلام شده، اما مسیر خطوط انتقال و جمعآوری میتواند مجموعاً حدود ۴۰ هکتار از تالاب را مستقیماً خشک یا تحت تأثیر قرار دهد.
در مقابل، شرکت مهندسی و توسعه نفت تأکید کرد که صنعت نفت نیز هورالعظیم را یک ثروت ملی و غیرقابلجبران میداند. گفتههایی که از نظر فعالان محیط زیست حاضر در جلسه مورد تردید بود.
نصرالله زارعی، مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه نفت، گفت توسعه نفت نباید به قیمت نابودی تالاب تمام شود و وزارت نفت برای اقداماتی که موجب کاهش تداخل فعالیتهای نفتی با محیطزیست شود، محدودیت مالی قائل نیست.

او البته نقش نفت در مشکلات هورالعظیم را بهطور کامل رد نکرد و پذیرفت که فعالیتهای نفتی در ایجاد یا تشدید بخشی از مشکلات تالاب بیتأثیر نبودهاند، اما تأکید کرد مشکلات هورالعظیم چندعاملی است.
زارعی با اشاره به سیلاب سال ۱۳۹۸ گفت صنعت نفت در آن مقطع برای عبور آب و جلوگیری از خسارت اقداماتی انجام داده و تأسیسات نفتی مانع گردش آب میان مخازن تالاب نشدهاند. او همچنین گفت دایکبندی و تقسیمبندی مخازن هور پیش از توسعه میادین نفتی غرب کارون شکل گرفته بود.
در حوزه اشتغال نیز او گفت صنعت نفت قرار نیست به تنهایی مشکل اشتغال منطقه را حل کند، اما سازوکار بومیگزینی ایجاد شده است. به گفته زارعی، ۲۵۲ نفر از نیروهای متخصص و تحصیلکرده دشت آزادگان آموزش دیدهاند و بخش عمده آنها جذب شدهاند. او همچنین درآمد حاصل از میادین غرب کارون را تاکنون حدود ۴۶ میلیارد دلار اعلام کرد.

این اظهارات البته با واکنش خبرنگار عصر ایران مواجه شد. در جریان جلسه، درباره ادعای بیمانع بودن گردش آب در سال ۱۳۹۸ اعتراض شد و بر اساس مشاهدات میدانی، تأخیر در باز کردن مسیرهای ورود آب به تالاب توسط نفت پس از حجوم سیل که منجر به آبگرفتگی شهرها و روستاهای اطراف تالاب شد فاجعه آفرید. ایجاد شکاف دیرهنگام در مسیر آب موجب شده بود آب با تأخیر به حوضچههای پاییندست برسد. همه چیز اینطور به نظر میرسید که نفت نمیخواست مسیر آب را باز کند و مجبور به اینکار شد.
اما وزارت نیرو بخش مهمی از بحث را متوجه مسئله آب و حقابه دانست.
محمدزاده، مدیر حوزه آبریز کرخه و مرزی غرب، گفت تأمین آب هورالعظیم پس از آب شرب در اولویت وزارت نیرو قرار دارد. به گفته او، حدود ۷۵ درصد هورالعظیم در عراق و ۲۵ درصد آن در ایران قرار دارد و حجم کل تالاب حدود ۵.۵ میلیارد مترمکعب است که نزدیک به ۲ میلیارد مترمکعب آن مربوط به بخش ایرانی است.
او میزان آب ورودی به تالاب را در سالهای مختلف اعلام کرد؛ از حدود یک میلیارد و ۲۵ میلیون مترمکعب در سال آبی ۱۳۹۷-۱۳۹۶ تا حدود ۷ میلیارد و ۶۳۰ میلیون مترمکعب در سال ۱۳۹۸-۱۳۹۷ که به دلیل سیلاب وارد هور شد. در سالهای بعد نیز حجم ورودی به حدود ۳.۳ میلیارد، ۲.۲ میلیارد، ۸۵۴ میلیون و یک میلیارد و ۲۹ میلیون مترمکعب رسید.

محمدزاده یکی از مشکلات مهم را برداشتهای غیرمجاز و کشتهای خارج از الگوی کشت در مسیر کرخه دانست و گفت برداشت آب در طول مسیر ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتری رودخانه میتواند بر میزان آب ورودی به هورالعظیم اثر بگذارد.
علی شهبازی، معاون مطالعات جامع منابع آب سازمان آب و برق خوزستان، نیز گفت در مسیر کرخه تا هورالعظیم شش شهرستان و شبکهای بیش از ۱۱۰۰ کیلومتر از رودخانهها، کانالها، انهار و زهکشها وجود دارد و رساندن آب به تالاب در چنین شبکه گستردهای انجام میشود.
او از آغاز «مدیریت مشارکتی منابع آب» در منطقه طی سه سال گذشته خبر داد و گفت وزارت نیرو تلاش کرده است برنامهریزی آب را با مشارکت کشاورزان انجام دهد. با این حال، به گفته شهبازی، امسال انحراف از الگوی کشت افزایش یافته و در مقطعی برای رساندن آب به مجاری ورودی هور، خروجی سد کرخه در یک دوره ۱۰ روزه به ۱۶۰ مترمکعب بر ثانیه افزایش یافته است.
وزارت جهاد کشاورزی نیز خشکسالی، تغییر اقلیم و کاهش و نوسان ورود آب در سه دهه گذشته را از عوامل مهم وضعیت هورالعظیم دانست. جعفر گوهرانی، سرپرست معاونت آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی، گفت سطح آبی هور از حدود ۳۳۶ کیلومترمربع در سال ۲۰۱۳ به حدود ۱۰۴ کیلومترمربع در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است.

او همچنین به نقش سدسازی و توسعه کشاورزی در عراق و سدسازی ترکیه در کاهش جریان دجله اشاره کرد.
با این حال، مسئله کشت پرمصرف نیز در جلسه مورد توجه قرار گرفت. امسال با توجه به شرایط منابع آب، مجوز کشت کنترلشده برنج در حدود ۲۱ هزار هکتار صادر شده است؛ موضوعی که منتقدان معتقدند باید در ارزیابی وضعیت آب پاییندست و هورالعظیم مورد توجه قرار گیرد.
مدیرکل محیطزیست خوزستان اما یک عدد مهمتر را مطرح کرد: در حال حاضر تنها حدود ۳۸ درصد هورالعظیم آبگرفتگی دارد و حتی همین بخش نیز کیفیت مناسبی ندارد.
اشرفیزاده گفت هورالعظیم در شرایط طبیعی قابلیت آبگیری در حدود ۹۰ هزار هکتار را دارد و نیاز آبی تالاب بر اساس مطالعات دانشگاه شهید چمران اهواز در سناریوهای مختلف حدود ۱.۴، ۱.۶ و ۱.۸ میلیارد مترمکعب در سال برآورد شده است.
او تأکید کرد مهمترین مطالبه باید تأمین حقابه باشد. به گفته او، در مسیرهای هیدرولیکی و هیدرولوژیکی هورالعظیم حدود ۳۰۰ سازه بزرگ و کوچک وجود دارد که بر جریان آب اثر میگذارند. او تأمین نشدن حقابه را متوجه مجموعهای از عوامل، از جمله وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی و شرایط اقلیمی دانست و تأکید کرد همه مشکلات را نمیتوان به وزارت نفت نسبت داد.

در نهایت، سازمان حفاظت محیطزیست تلاش کرد موضع خود را درباره پروژه سهراب و آینده تالاب روشن کند.
احمدرضا لاهیجان زاده، معاون محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست، گفت انتقادهای مطرحشده از سوی فعالان خوزستانی حاصل انباشت یک درد ۴۰ تا ۵۰ ساله است. او تأکید کرد مسئله فقط سهراب نیست و مردم خوزستان عملکرد و پیامدهای پروژههای گذشته را نیز در قضاوت درباره پروژههای جدید در نظر میگیرند.
به گفته او، در دهه ۱۳۹۰ رویکرد وزارت نفت نسبت به محیطزیست تغییر کرد و برای برقراری ارتباط آبی در تالاب بیش از ۲۳۰ کالورت و حدود ۴۲ تا ۴۳ پل احداث شد.
لاهیجانزاده همچنین گفت بررسی زیستمحیطی سهراب از سال ۱۳۹۸ آغاز شده و گزارش ارزیابی آن بارها اصلاح شده است؛ این گزارش تا سال ۱۴۰۱ به ویرایش هفتم و در سال ۱۴۰۴ به ویرایش هشتم رسیده است. به گفته او، محل پدها، پهنههای آبی و مسیر خطوط لوله نیز در جریان بررسیها تغییر کرده و سازمان محیطزیست تلاش کرده است با استفاده از تجربه پروژههای قبلی، آسیبهای سهراب را کاهش دهد.
او در عین حال از آغاز مطالعات طرح جامع مدیریت و احیای هورالعظیم خبر داد و گفت مذاکرات و اقدامات بینالمللی برای احیای مشترک هور ایران و عراق نیز در جریان است..

در پایان جلسه، جعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، گفت دولت باید به جای انتظار برای دریافت هزاران نامه، ارتباط مستقیم و مستمر خود را با نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد افزایش دهد.
او توسعه و محیطزیست را دو موضوع جدا از هم ندانست و گفت همه طرحهای توسعهای باید پیوست محیطزیستی داشته باشند. قائمپناه همچنین با اشاره به مصرف بالای آب در کشاورزی خوزستان و مصرف حدود ۴ میلیارد مترمکعب آب توسط صنعت نیشکر، بر افزایش بهرهوری و کاهش فشار بر منابع آب تأکید کرد.
با پایان نشست، پاسخ روشنی برای اصلیترین پرسش فعالان محیطزیست درباره سهراب ارائه نشد؛ اما یک واقعیت در میان سخنان تقریباً همه طرفها مشترک بود: هورالعظیم دیگر با تصمیم یک وزارتخانه یا اجرای یک پروژه قابل مدیریت نیست. در پایان این جلسه فعالان محیط زیست در گفتگوی با عصر ایران گفتند پاسخی دریافت نکردند و فقط برای این جلسه میتوانند «آه» بکشند.
مسئله این تالاب، زنجیرهای از آب، کشاورزی، نفت، آلودگی، آتشسوزی، معیشت مردم، فعالیتهای فرامرزی و تصمیمهای چند دهه گذشته است. فعالان محیطزیست خواستار توقف طرحهای توسعهای جدید تا زمان تدوین برنامه جامع احیای هورالعظیم هستند و دولت نیز وعده داده است این موضوع را از سطح یک نشست فراتر برده و به برنامهای مشترک میان دستگاههای مسئول تبدیل کند.
حالا مسئله اصلی این است که آیا این گفتوگو میتواند به تصمیمی عملی برای نجات هورالعظیم تبدیل شود یا این تالاب نیز مانند بسیاری از زیستبومهای دیگر کشور، همچنان میان وعدههای دستگاهها و واقعیت خشکشدن زمین گرفتار خواهد ماند.