عصر ایران ؛ نهال موسوی - هر سال در همین روزهای پایانی تابستان، یک نمایش آشنا در سینمای ایران تکرار میشود: شمارش معکوس تا پایان مهلت معرفی نماینده به آکادمی اسکار، سکوت رسمی نهادهای متولی، و سرانجام در واپسین ساعات، اعلام نامی که از پیش قابلپیشبینی بود.
بر اساس آخرین فهرستها حدود ۴۷ کشور تاکنون نماینده رسمی خود را برای بخش بهترین فیلم بینالمللی نودونهمین دوره اسکار معرفی کردهاند.
امسال نیز با فاصله حدود 15 روز به هشتم مهر - مهلت نهایی معرفی نامزدهای بخش بهترین فیلم بینالملل نودونهمین دوره اسکار - هنوز کمیته انتخاب نماینده ایران تشکیل نشده و خبری رسمی از روند کار در دست نیست.
اما امسال، برخلاف دورههای پیشین، این سکوت را نمیتوان صرفا به حساب همان بیکفایتی همیشگی نهادهای سینمایی گذاشت. کشور در وضعیتی قرار دارد که جنگ با آمریکا، که از دی ماه آغاز شده و همچنان ادامه دارد، بر تمام شئون آن سایه انداخته است.
در چنین فضایی این پرسش نیز باید صادقانه مطرح شود که آیا اصلاً کسی در تهران به فکر اسکار هست، یا نهادهای مسئول، به دلایل امنیتی و سیاسی یا صرفا از سر اولویتهای دیگر، امسال را سالی میدانند که باید بی سروصدا از این میدان کنار کشید؟
اگر چنین باشد، همه آنچه در ادامه میآید موضوعیت خود را از دست میدهد و باید آن را نه یک انتخاب فرهنگی، که یک قربانی دیگر جنگ دانست.
اما اگر - چنانکه روند فعلی نشان میدهد - قرار بر معرفی نماینده باشد، همان بحران همیشگی و عمیقتر پیش روی سینمای ایران است، بحرانی که تعلل امسال تنها یکی از نشانههای آن است.
بر اساس تقویم آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، کشورهای متقاضی حضور در بخش بهترین فیلم بینالمللی تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ (۸ مهر ۱۴۰۵) فرصت دارند فیلم منتخب خود را معرفی و ارسال کنند.
فیلمهای متقاضی نیز باید مطابق مقررات آکادمی، از جمله آغاز اکران تجاری واجد شرایط در فاصله اول اکتبر ۲۰۲۵ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ (۹ مهر ۱۴۰۴ تا ۸ مهر ۱۴۰۵) و حداقل هفت روز اکران متوالی در یک منطقه تجاری، شرایط لازم را داشته باشند.
در بازه زمانی مورد نظر آکادمی اسکار، تعدادی از فیلمهای ایرانی روی پرده رفتهاند که میتوانند از نظر مقررات اکران، در فهرست آثار قابل بررسی قرار بگیرند از جمله «نیمشب»، «قمارباز»، «بهشت تبهکاران»، «خط نجات»، «تهران کنارت»، «کفایت مذاکرات»، «آنتیک»، «تاکسیدرمی»، «زندهشور»، «استخر»، «سفینه نجات»، «لباس شخصی»، «اسکورت» و دیگر آثاری که در این بازه اکران شدهاند.

از سوی دیگر، صرف داشتن شرایط اکران برای موفقیت یک فیلم در مسیر اسکار کافی نیست. حضور در جشنوارههای معتبر بینالمللی، برخورداری از پخشکننده خارجی قدرتمند، سابقه نمایش جهانی و امکان شکلگیری کمپین تبلیغاتی، از جمله عواملی است که میتواند شانس دیده شدن یک فیلم را در فصل جوایز افزایش دهد. این در حالی است که در میان فیلمهای اکرانشده در سال گذشته، حضور پررنگی از آثار ایرانی در جشنوارههای قدرتمند بینالمللی دیده نمیشود.
در کنار فیلمهایی که تاکنون اکران شدهاند، نام «غذای نیمروز» ساخته مجید مجیدی نیز به عنوان یکی از گزینههای قابل توجه مطرح است. این فیلم به تازگی پروانه نمایش دریافت کرده و قرار است در جشنواره بوسان ۲۰۲۶ حضور داشته باشد؛ بنابراین در صورت فراهم شدن شرایط اکران آن در بازه زمانی تعیینشده، میتواند از منظر برخورداری از یک مسیر بینالمللی، مورد توجه کمیته انتخاب قرار بگیرد.
«سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا و تهیهکنندگی منوچهر محمدی نیز دیگر فیلمی است که به تازگی پروانه نمایش دریافت کرده است و از جشنواره کازان روسیه جایزه گرفته است.
بر اساس تجربه های گذشته احتمال حضور «غذای نیمروز» ساخته مجید مجیدی، «سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا، «زنده شور» کاظم دانشی و ... بیشتر از گزینههای دیگر است اما همین آثار خود بهترین گواه یک الگوی تکراریاند.
مجیدی با شش بار معرفی پیشین، رکورددار بیرقیب انتخابشدن به نمایندگی سینمای ایران است و به نظر میرسد میتواند امسال هم برای هفتمین بار وارد این میدان شود.
کمیتههای انتخاب، سال به سال، امنیت را به ریسک ترجیح دادهاند و فیلمسازانی را برمیگزینند که هم از صافی نظارتی داخلی عبور کرده باشند و هم آشنا برای اعضای آکادمی باشند.
نتیجه، فهرستی است که بیشتر به تکرار یک الگوی امتحانشده شبیه است تا انتخابی مبتنی بر بهترین اثر سال.
در همین چارچوب، پرونده «پیرپسر» اکتای براهنی نمونهای دیگر از این تناقض است. فیلمی که در جشنواره روتردام جایزه برده بود و از نگاه بسیاری از منتقدان یکی از جسورانهترین تجربههای سینمای ایران در سالهای اخیر بود، هرگز به عنوان نماینده ایران در اسکار مطرح نشد.
اکنون که دوباره نام گزینههای همیشگی بر سر زبانها افتاده، این پرسش منصفانه است که آیا فرصتی برای جبران آن غفلت وجود دارد یا محدودیتهای زمانی و ضوابط واجدشرایطبودن آکادمی - که معمولاً به بازه اکران و سال ساخت اثر گره خورده - عملاً این راه را نیز بسته است.
آنچه روشن است اینکه خودِ این پرسش، نشانهای از یک فرصت از دست رفته است.
مجموع این نکات به یک نتیجه واحد میرسد: تأخیر امسال در معرفی نماینده ایران، رخدادی مستقل نیست، بلکه تکرار همان بحران ساختاری همیشگی است، بحرانی که همزمان دو روی سکه دارد.
از یک سو کشمکش میان نهادهای دولتی و صنفی سینما بر سر اختیار انتخاب، هر سال روند تصمیمگیری را تا واپسین روزها به تعویق میاندازد، و از سوی دیگر، همین سازوکار، بهطور نظاممند آثاری را که واقعیترین و جسورانهترین روایت از جامعه ایران را ارائه میدهند، از دایره انتخاب حذف میکند.
حالا اگر جنگ هم به این معادله اضافه شود، بعید نیست امسال سینمای ایران نه بر سر انتخاب میان تکرار و جسارت، که اساسا بر سر حضور یا غیاب در این میدان تصمیم بگیرد.
و با واقع بینی در کنار بحران اقتصادی و تورم و مشکلات جامعه واقعا انتخاب و معرفی نماینده سینمای ایران به اسکار در این شرایط زیادی سانتیمانتال است.