عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ مشاهدات شهروندانی که به پارک آمده و قطع درختان و تلنبار شدن آنها روی یکدیگر را دیده بودند، نگرانیهای تازهای درباره وضعیت چیتگر ایجاد کرده است. همین نگرانیها باعث شد دادستان تهران دوباره به این پارک بیاید. تعدادی از مسئولان شهرداری و منابع طبیعی هم او را همراهی میکنند و تلاش دارند دادستان را در جریان جزئیات وضعیت پارک چیتگر قرار دهند.
پارک چیتگر حالا نزدیک به یک دهه است که با آفت سوسک پوستخوار دستوپنجه نرم میکند؛ آفاتی که به دلیل ضعف درختان و ناتوانی یا بیتوجهی در آبیاری منظم و مناسب، به جان آنها میافتند. وقتی درخت به دلیل آبیاری ضعیف میشود و توان مقاومت خود را از دست میدهد، سر و کله این آفت هم پیدا میشود. وقتی بیآبی و کمآبی حتی شیره حیاتی درخت، یعنی صمغ، را هم خشک میکند، از پا درآوردن درخت برای سوسک پوستخوار کاری ندارد.
چندی پیش عصر ایران در یک گزارش میدانی کشف کرد که فقط کمآبی نیست که سوسکهای پوستخوار را به اینجا کشانده است. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد عدهای، ظاهرا آگاهانه، به سوسکهای پوستخوار کمک میکنند تا درختانی را که تا امروز تاب و توان مقاومت داشتهاند هم ضعیف کنند. ضرباتی شبیه زخمها بر تنه درخت، که موجب خروج شیره یا همان صمغ میشود، کار را برای سوسک پوستخوار آسانتر میکند.
درختانی که پوستشان کنده شده، همگی آفتزدهاند و سرنوشت بسیاری از آنها چیزی جز قطع شدن و خروج از پارک نیست. شهرداری منطقه ۲۲ و ادارهکل منابع طبیعی استان تهران میگویند این کار بخشی از عملیات بهداشتی و پرورشی در پارک جنگلی چیتگر است. آنها میخواهند با حذف درختان خشک و آفتزده، از گسترش بیماری و آلودگی جلوگیری کنند.
اما ظاهراً آلودگی بسیار قویتر و جلوتر از کارشناسان شهرداری و منابع طبیعی پیش رفته است؛ چراکه اگر تصاویر این فیلم را که وضعیت جنگل را بین گذشته و حال نشان میدهد ببینید به نظر میرسد دیگر درخت چندانی باقی نمانده که آفت بتواند به جانش بیفتد.
ماجرای حمله سوسک پوستخوار به پارک جنگلی چیتگر از سال ۱۳۹۸ جدیتر شد؛ درست در زمانی که تنش آبی در چیتگر هم بالا گرفته بود و آبیاری مناسبی برای درختان انجام نمیشد. با این حال، شهرداری وقت تلاش میکرد منابع آبی مختلفی را برای آبیاری پارک مورد بهرهبرداری قرار دهد. ظاهراً در دورههای گذشته شهرداری تلاشهایی برای جلوگیری از قطع درختان انجام داده بود، اما این بحران کمکم به دوران مدیریت شهرداری فعلی، یعنی علیرضا زاکانی، رسید.
مالکیت زمین پارک چیتگر متعلق به سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری است، اما مدیریت و نگهداری آن براساس تفاهمنامهها و قراردادهای منعقدشده، بر عهده شهرداری تهران، بهویژه منطقه ۲۲، است. در واقع شهرداری بهعنوان بهرهبردار و باغبان، مسئول نگهداری روزانه، آبیاری و مراقبت از درختان است.
یکی از مهمترین وظایف شهرداری، تأمین آب و آبیاری پارک است. پیش از این هم گفته شده بود که حتی اگر تأمین آب مورد نیاز آبیاری با مشکل مواجه شود و حقابه رسمی کاهش یابد، شهرداری وظیفه دارد از چاههای موجود، قناتها، پساب یا هر منبع آبی دیگری، آب مورد نیاز درختان پارک چیتگر را تأمین کند.
حقابه پارک چیتگر زمانی چندصد لیتر بر ثانیه بود، اما بهیکباره در سالهای گذشته بهشدت کاهش پیدا کرد و حتی در مقطعی به حدود ۱۰ تا ۱۵ لیتر بر ثانیه رسید. شهرداری میگفت بارندگیها کاهش یافته، تنش آبی بیشتر شده و تخصیص آب از سوی شرکت آب و فاضلاب و وزارت نیرو هم کاهش پیدا کرده است؛ اما با وجود این مشکلات، برای تأمین منابع جایگزین یا اقدامی نشد یا دستکم اقدامات انجامشده کافی نبود.
قطع درختان پارک چیتگر بهطور جدی و گسترده از سال ۱۴۰۲ آغاز شد. گفته میشود تاکنون بین ۱۰ تا ۳۰ هزار اصله درخت در این پارک قطع شدهاند. برخی مدیران شهرداری از قطع حدود ۲۰ هزار اصله درخت خبر میدهند و عدهای هم ادعا کردهاند که در این سالها بین ۲۰ تا ۲۵ هزار نهال کاشته شده است؛ نهالهایی که طبق مشاهدات عصر ایران، احتمالا اینها هستند که با تنش آبی جدی مواجهاند.
تنش آبی پارک چیتگر از زمانی جدیتر شد که منطقه ۲۲ رشد چشمگیری پیدا کرد؛ ساختوسازها گسترش یافت، برجها سر به فلک کشیدند و از همه مهمتر، یک دریاچه مصنوعی به وسعت ۱۳۰ هکتار در این منطقه ساخته شد. دریاچهای که حقابه خودش را از رودخانه کن میگیرد و ارتباطی با حقابه پارک چیتگر ندارد. با این حال، در زمان خشکسالی پیشبینی شده بود که رودخانه کن میتواند یکی از منابع جایگزین برای تأمین حقابه پارک چیتگر باشد.
یکی از بحرانهای جدی که دریاچه چیتگر عامل آن بود، گزارشهایی درباره برداشت غیرمجاز آبهای زیرزمینی برای آبیاری فضای سبز اطراف دریاچه بود؛ آبهایی که میتوانست برای تأمین آب پارک چیتگر هم مورد استفاده قرار بگیرد. البته از سوی دیگر، کاهش شدید بارندگیها هم در تشدید تنش آبی بیتأثیر نبوده است. بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی، خشکاندن تالابها و کاهش رطوبت جوی در مناطق اطراف تهران هم در تشدید این شرایط نقش داشتهاند.
قطع ۳۰ هزار اصله درخت، آن هم در یکی دو سال اخیر، عددی شگفتآور است. اگر میخواهید بدانید قطع درختان در چیتگر پیش از این چه واکنشهای گستردهای به دنبال داشته، بهتر است به ماجرای قطع هزار و ۷۰۰ اصله درخت در پارک جنگلی چیتگر در سال ۱۳۹۵ و در دوره شهرداری محمدباقر قالیباف نگاه بیندازید. آن زمان سرمازدگی باعث خشک شدن درختان شده بود و قطع آنها جنجال بزرگی در شورای شهر تهران به راه انداخت.
قطع محدود درختان در پارکهای جنگلی سرخهحصار و لویزان هم سالها قبل جنجالهای گستردهای به همراه داشت، اما در مقایسه با دوره فعلی و مدیریت علیرضا زاکانی و قطع بین ۱۰ تا ۳۰ هزار اصله درخت، آن هم در پارک جنگلی چیتگر، اصلاً قابل مقایسه نیست. شهرداری فعلی معتقد است میراثدار بحرانی است که گذشتگان عامل اصلی پیدایش آن بودهاند، اما گزارشهای رسمی و میدانی نشان میدهد بیشترین حجم خشکی و قطع درختان، بهویژه در پارکهای جنگلی بزرگ مانند چیتگر، سرخهحصار و لویزان، مربوط به سال ۱۴۰۲ به بعد، یعنی دوره مدیریت علیرضا زاکانی است.
حالا دادستان تهران دوباره به پارک جنگلی چیتگر آمده تا وضعیت پارک را بررسی کند. درباره ورود آب جدید به پارک و لولهگذاریهای گسترده به او توضیح داده میشود؛ با این حال، او دستور داده است در یک بازه زمانی ششماهه، تمام درختان خشکشده از پارک خارج و نهالهای جدید جایگزین شوند.
همچنان بهرهگیری از پساب تصفیهشده برای تأمین آب پایدار جنگل بسیار جدی است. در کنار آن، تأکید میشود روشهای نوین آبیاری، مانند آبیاری قطرهای، جایگزین آبیاری غرقابی و سنتی شود.
بیشک نبود نظارت کافی، تأمین نشدن حقابه کافی برای پارک جنگلی چیتگر و تضاد در عملکرد میان شهرداری و منابع طبیعی، چنین روزگاری را برای چیتگر رقم زده است. اما آنچه شاید از این هم مهمتر باشد، این است که ردپای آدمهایی که به سوسکهای پوستخوار کمک میکنند هم باید دنبال شود.
ظاهراً این قاتلان سریالی درختان، که شاید با برخی مدیران و مسئولان هم در ارتباط باشند، همچنان کار خود را پیش میبرند. تا زمانی که آنها اینطور به درختان تبر میزنند، زخمیشان میکنند و شیره جانشان را بیرون میکشند، امید چندانی به عقبنشینی سوسکهای پوستخوار، توقف خشکی و نجات درختان پارک چیتگر وجود ندارد.