عصر ایران؛ مهرداد خدیر - کانال تلگرامی باشگاه روزنامهنگاران ایران درباره سخنی از سعید لیلاز- تحلیلگر و مدرس تاریخ اقتصاد- یک نظرسنجی برگزار کرده و دیدگاهی از او در یک مصاحبۀ تصویری را به نقد گذاشته و دو پرسش طرح کرده است.
متن نظر سنجی از این قرار است:
« سعید لیلاز ( روزنامهنگار سابق و مدیر خودروسازی....) میگوید: "ما در حال فتح مکه هستیم. غرب محال است دیگر کوتاه بیاید. نباید مذاکره کنیم. یک بار مذاکره کردیم و اشتباه کردیم..."
یک. موافق سخنان لیلاز نیستم. او بر اساس منافع خود سخن میگوید و غالبا نیز تحلیل هایش اشتباه بوده.
دو. موافق سخنان لیلاز هستم. او واقعبینانه سخن میگوید و تحلیلها و پیشبینیهایش همیشه درست بوده.» - [پایان متن نظر سنجی]
سابقۀ دوستی با گردانندگان کانال تلگرامی باشگاه روزنامهنگاران ایران و همکاری نزدیک با دو چهرۀ اصلی که پر از خاطرۀ شیرین است مانع متنی نیست که در زیر مینویسم:
۱. هر تحلیلگری حق دارد نظر خود را ابراز کند و نباید نیت خوانی کرد که به خاطر منافع شخصی یا گروهی یا حزبی است یا نه و اگر قرار بر واکنش باشد کار تحلیلگری دیگر است. روزنامهنگاران تنها روایت می کنند و قضاوت را به مخاطبان میسپارند. ضمن این که گاه موضوعی که نمیپسندیم زمینۀ بحثی فراتر را فراهم میآورد. کما این که اگر دکتر غنینژاد قضیه «شاندل» را پیش نکشیده و دکتر سروش در دفاع از دکتر شریعتی وارد میدان نشده نبود این همه بحث خواندنی درنمی گرفت به گونهای که پروندۀ اصلی دو مجله مهم - اندیشه پویا و آگاهینو- به این موضوع اختصاص یافته است.
۲. در معرفی سعید لیلاز دو تعبیر به کار رفته: روزنامهنگار سابق و مدیر فلان شرکت خودروسازی آن هم با ذکر نام که برند مشهوری هم نیست و من برای این که شایبۀ تبلیغ پیش نیاید نام را نیاوردم و سه نقطه گذاشتم وگرنه خودشان اسم را آورده بودند.
نهادهای صنفی به کسی عنوان روزنامهنگار اطلاق میکنند که در آن حرفه مشغول و بخش اصلی درآمد او از آن باشد ولی اگر معتقدیم سعید لیلاز دیگر روزنامهنگار نیست می توانستند ننویسند روزنامهنگار و بنویسند: تحلیلگر و مدرس دانشگاه. سابق یعنی چه؟ اگر هم سابق است از شمول باشگاه خارج است!
آقای لیلاز در دانشگاه تاریخ اقتصاد درس میدهد و به اقتصاددان شهرت دارد و در کارنامه او سردبیری روزنامهها و مجلات اثرگذاری ثبت شده و مهمتر از هم روزنامۀ سرمایه که به خاطر آن در سال 88 به زندان هم رفت. با این نگاه سردبیر سابق سرمایه و صدا و مناطق آزاد در سال 78 درست است اما روزنامهنگار سابق یعنی چه؟
۳. آیا گردانندگان کانال باشگاه موافقاند کسی دربارۀ خودشان بنویسد روزنامهنگار و مدیر کل فلان جا یا مشاور بهمان جا؟ هر روزنامهنگاری حق دارد برای پوشش هزینهها به کارهای مشروع دیگر هم روی آورد.
۴. بلافاصله بعد از جملۀ «من موافق سخنان لیلاز نیستم»، این جمله اضافه شده: او بر اساس منافع خود سخن میگوید و غالبا نیز تحلیلهایش اشتباه بوده.
نویسندۀ این سطور هم موافق سخن او در اشتباه دانستن برجام نیست ولی هرگز معتقد نیستم بر اساس منافع خود سخن میگوید و غالبا نیز تحلیلهایش اشتباه بوده. با این وصف اگر گزینۀ یک را انتخاب کنم به این معنی است که معتقدم بر اساس منافع خود سخن میگوید و غالبا نیز تحلیل هایش اشتباه بوده.
رفاقت دیرین با دوستان اجازه میدهد بگویم این نوع طرح سؤال شبیه دو موضوع است:
یکی دعواهای زن و شوهری که مثلا قرار است به میهمانی بروند و مرد دیر میکند و زن از انتظار خسته شده و وقتی میرسد بحث درمیگیرد. قاعدتا باید بحث محدود به تأخیر مرد باشد. اما ناگاه پای کل خانوادههاشان را به میان میکشند و یکی یا هر دو طرف میگوید: با اون بابات! آخر چه ربطی دارد؟ گیرم این تحلیل او درست نباشد. چرا اصرار دارید از ما بخواهید بگویید غالبا تحلیلهایش اشتباه است؟
مثال دوم نوع همه پرسی تمدید ریاست جمهوری صدامحسین است که به رأی 100 درصدی به او در مهر ۱۳۸۱ خورشیدی و ۶ ماه قبل از حملۀ آمریکا انجامید. مضمون همهپرسی موافقت یا مخالفت با تمدید ۷ ساله ریاست جمهوری صدام حسین این بود که آیا شما موافق تمدید ۷ ساله ریاست جمهوری صدام حسین هستید یا موافق نظر جرج بوش هستید در خلع او از قدرت؟
اگر هم عین این کلمات نبود اما مضمون همین بود و عملا راهی برای مخالفت باقی نگذاشته بودند و مشخص بود که به چنین رفراندومی 100 درصد رأی موافق میدهند چون مخالفت به معنی موافقت با نظر رییس جمهوری آمریکا و حتی حمله به عراق بود.
۵. تعبیر «فتح مکه» در ادبیات دینی بعد از «صلح حدیبیه» معنی میدهد. در حالی که جملۀ نقل شده از آقای لیلاز با فتح مکه شروع میشود. در توصیف صلح حدبییه گفته میشود اگر آن صلح نبود متعاقب آن فتح مکه هم اتفاق نمیافتاد. به این معنی آقای لیلاز از برجام دفاع کرده و این نقد بر او وارد است که با تشبیه برجام به صلح حدبییه دیگر نمیتواند بگوید اشتباه بود بلکه باید بگوید همانگونه که بعد از صلح حدیبیه، فتح مکه اتفاق افتاد و پیامبر در آن متوقف نماند حالا هم نباید بر برجام متوقف ماند.
دقت کنیم: بنیادگرایان و تندروها هیچ گاه تعبیر «فتح مکه، بعد از صلح حدیبیه» را به کار نمیبرند چون با برجام فیالذات مخالفاند. تعبیر مورد علاقه آنان «پشت خیمۀ معاویه» است و تمثیل به جنگ صفین که مالک اشتر تا خیمه معاویه رسیده بود و چون قرآن بر نیزه کردند سپاه علی دچار تردید شد که چرا باید مسلمان بر روی مسلمان شمشیر بکشد و در نهایت کار به حکمیت کشید. در این تمثیل تندادن به مذاکره مثل تن دادن به حکمیت است.
۶. برای این که مخاطب و دوستان باشگاه بدانند این نوشته از سر دوستی با جناب لیلاز نیست یادآوری میکنم همین تازگی دو نقد جدی به گفته جنجالی ایشان دربارۀ کریمخان زند در همین تارنما منتشر شد که در دسترس است. اولی به قلم دکتر ناصر فکوهی که تند هم بود و دومی به قلم دکتر رضا شاهملکی از منظر تاریخ و با بهره از آموزههای مرحوم باستانی پاریزی.
سعید لیلاز اما تماس نگرفت و گله نکرد و پاسخی هم ننوشت. چون متوجه خود او بود و زوایای تاریخی را برای مخاطب میگشود. اما اگر احساس کند مقالهای حاوی اطلاعات نادرست اقتصادی است تماس میگیرد و نکات بسیار فنی را بازگو میکند.
۷. بخشی از نقد دوستان به لیلاز را میتوان به برخی دیدگاههای سوسیالیستی او نسبت داد. شیفتگی به اقتصاد بازار و همه چیز را به عرصۀ عرضه و تقاضا سپردن سبب شده که هرکه از این دایره بیرون باشد هدف نقد قرار گیرد. دیدگاههای اقتصادی لیلاز البته به غلظت فرشاد مؤمنی و حسین راغفر چپ و آرمانخواهانه و دهۀ شصتی نیست اما هرگز مانند غنینژاد و طبیبیان هم راست نیست.
ضمن این که لیلاز تنها با اعداد سر و کار ندارد و محاسبات سیاسی و امنیتی را هم منظور میکند و شخصیت پیچیدهتری نسبت به کسانی دارد که از قبل میتوان حدس زد چه موضعی میگیرند. اگر این پیشداوری درست باشد میتوان از آن به همان تعبیری رسید که تیتر شمارۀ اخیر مجلۀ اندیشۀ پویاست یعنی روشنفکری قبیلهای! به این معنی که هر که در قبیلۀ ما نیست از ما نیست.
۸. سعید لیلاز دربارۀ دوران اصلاحات آسیبشناسی کرده و به این نتیجه رسیده که اصلاحطلبان در برخی موضوعات چنان مجذوب دیگران شدند که هویت خود را فراموش کردند و میدان را به تمامی به رقیب سپردند. از این رو این سخنان را طرح میکند تا تمام میدان در دست کیهان و اقتدارگرایان نباشد. همانگونه که در جامعه تصور شد تنها اصولگریان از ارزش های دینی دفاع میکنند و با ادبیاتی دیگر برخی به صحنه آمدند. از این منظر سخنان لیلاز مصرف داخلی و سیاسی هم دارد و این نکتهای است که در نظرسنجی لحاظ نشده است.
۹. گفتوگوی اخیر سعید لیلاز با یورونیوز نشان میدهد او اتفاقا احساسی و از سرمنفعت شخصی سخن نگفته و تعابیری را به کار برده که شاید رسانۀ داخلی در نشر آن مشکل داشته باشد. دوستان باشگاه یک مدیر شرکت خودروسازی دیگر را معرفی کنند که واجد چنین صفاتی باشد! روشن است که همچنان تحلیلگر است و کو روزنامۀ تازه که سردبیر آن شود و دیگر نگویند روزنامهنگار سابق؟