کد خبر ۱۲۰۲۷۶۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۲ - ۰۹-۰۸-۱۴۰۵
کد ۱۲۰۲۷۶۷
انتشار: ۱۳:۳۲ - ۰۹-۰۸-۱۴۰۵

چرا باید همه فن حریف باشیم؟!

همه فن حریفی
اگر قرار بر این باشد همه زندگی مان را صرف کسب مهارت های مختلف کنیم تا کلاه بر سرمان نگذارند و پول به زحمت به کف آمده را از کیسه مان خالی نکنند، پس چه موقع وقت و حوصله ی زندگی کردن پیدا کنیم؟!

عصر ایران؛ مهدی مالمیر- چند روزِ پیش با دوستی به جا مانده از دوران قدیم صحبت می کردم.  همیشه او را شخصیتی با ادب، مهربان و متشخص دیده بودم. اما آن روز آشفته وکلافه بود و بندِ ادب را از زبان برداشته بود و ناسزا می گفت به هم چیز!

وقتی دلیل این همه دل چرکینی از دنیا و مافیهایش را پرسیدم پاسخ داد: با همسرم جنگ و جدالی داشتیم مبنی بر اینکه من هیچ کاری بلد نیستم و از هیچ چیز سررشته ندارم. 

وقتی پرسیدم چرا باید از همه چیز سردربیاوری و همه چیز را بلد باشی؟ پاسخ داد: این روزها اگر از لوله کشی و مکانیکی و تاسیسات و سیم کشی اطلاعات کافی نداشته باشی، کلاه گشادی سرت می رود و جیب ات را خالی می کنند! چند روز پیش لوله آشپزخانه ترکیده بود و تکنیسین مربوطه کلی جنس نامرغوب به کار برده بود و بی انصافانه فاکتورنجومی صادر کرده بود و... 

برادر همسرم که از این کارها اندک سررشته ای دارد، این مسئله را آشکار کرد وگرنه من که از این چیزها سر رشته ندارم و همین موضوع، موجبِ جنگ و جدال ما با خانم شد! 

دوست نگارنده ادامه داد: من یک حسابدار ساده ام. حرفه ام حسابداری است و در کار خودم راه را از چاه باز می شناسم و به چم و خم کارم واردم. کمی از مکانیکی سر درمی آورم و کمی هم از مقوله آشپزی. با هشت ساعت نه ساعت کار فرساینده چگونه می توانم از همه چیز سر دربیاورم؟ مگر همه جایِ دنیا شهروندان از همه  گیر و گرفت های زندگی سردرمی آورند؟

سفره  درد دل اش که باز شد، نگارنده این سطور ناخودآگاه به یاد نمایشنامه  مشهور « ننه دلاور و فرزندانش» نوشته «برتولد برشت» نویسنده آلمانی افتاد. 

ننه دلاور در نمایشنامه ی برشت زن سالدیده ای بود که از اقبال بد بچه هایش در جنگ کشته شده بودند و وقتی شنید فرمانده جنگ، نیازمند سربازان نخبه و قهرمان است در پاسخ و از رویِ درد گفت: حتما فرمانده  بد و کارناشناسی است که کارش فقط با نخبگان راه می افتد و گرنه اگر فرماندهی کارش را بلد باشد، با سربازان معمولی و نه چندان نخبه هم جنگ را پیش می برد!

وقتی امور به قاعده اداره نشود و روال ارزیابی های حرفه ای و زمینه های اخلاقی کارِ حرفه ای صدمه دیده باشند، برای زنده ماندن و مصونیت یافتن از کلاه برداری و نقره داغ شدن، همه شهروندان باید نخبه باشند و ضروری است از همه حرفه ها اطلاعات مکفی کسب کنند:

رستوران که می روند باید با روش پخت و مواد تشکیل دهنده غذا آشنا باشند، از سیم کشی خانه  اطلاع داشته باشند، از تاسیسات آپارتمان و... سردربیاورند تا کسی نتواند برای کارناکرده برای شان فاکتورهای نامنصفانه جعل کند!

درست مثل همان فرماندهی که حتما باید سربازانش نخبه باشند در حد ابرمردان و قهرمانان اساطیری تا بتواند جایی را فتح کند! فرمانده کارآزموده اما آیا نیاز به رسته  نخبگانِ همه فن حریف و همه چیز دان دارد؟

این همه فن حریف بودن گویا نیاز امروزه ما شده است. در حالی که با زندگی های فشرده  امروزه کمتر می توان به یاد گرفتن حرفه ای دیگر و آگاهی از همه حرفه ها اندیشید.

این هفه فن حریفی البته در شرایط بحرانی مثل سیل و زلزله و... می تواند به کمک شهروندان بیاید اما، زندگی و فضیلتِ شهروندی نه در بحران که در شرایط عادی بال و پر می گیرد. 

به راستی اگر شرایط زندگی بر بنیاد اخلاق شهروندی استوار باشد، دیگر کسی نباید دغدغه و دلهره این را داشته باشد که وقتی خودرو را برای تعمیر به کارگاه مکانیکی می برد، نگران کم کاری مکانیک مربوطه نباشد.

وقتی آبگرمکن خانه  خراب می شود، خیالش تخت باشد  تکنیسین در کار خود اخلاق حرفه ای و شرافت شغلی را پیش چشم داشته باشد.

این وضعیت، افزون بر پیامدهای مالی و زیان های مادی، به روح و  روان شهروندان آسیب جدی می رساند و بر بی اعتمادی و بدبینی میان شهروندان می افزاید.

شاید چندان گزاف نباشد اگر بر این نکته تاکید داشته باشیم که یکی از دلایل بالا گرفتن میزان اضطراب اجتماعی از همین بی اعتمادی یی ریشه می گیرد که میان خریدار و فروشنده و میان تکنیسین خدماتی و خدمات دریافت کننده پدید آمده است.

در شرایط سالم، چنین اضطراب هایی جایِ خود را به اعتماد می بخشد، از میزان جنگ و جدال های خانوادگی می کاهد، امنیت خانه ها را بیشتر می کند و از میزان مصرف داروهای ضد اضطراب و اعصاب و روان که شوربختانه میزان سرانه مصرفش در حال اوج گرفتن است، کم می کند. 

درک این نکته شاید چندان دشوار نباشد که بیشتر قریب به اتفاق ما آدم های معمولی با توانایی های محدود و مشخص هستیم. 

اگر قرار بر این باشد همه زندگی مان را صرف کسب مهارت های مختلف کنیم تا کلاه بر سرمان نگذارند و پول به زحمت به کف آمده را از کیسه مان خالی نکنند، پس چه موقع وقت و حوصله ی زندگی کردن پیدا کنیم؟!

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
مسکن سینماگران اجرایی شد دستاورد جدید ساترا؛ تحقیر هنرمند در کنار متهمان فحشا و منکرات!؟ هالیوود در برابر هالیوود ؛ نمایش برهنگی و الفاظ رکیک ممنوع جاسوس آمریکایی ها و یک پدر زن با نفوذ/ بازی تاج و تخت گزارش اکران ؛ رقابت رضا عطاران و جواد عزتی سیدمهدی شکیبا درگذشت آیت الله شبیری و احیای نظریه انسداد: روایات موجود برای استنباط احکام فقه کفایت نمی‌کنند دیدار فرماندهان ارشد نظامی با آیت الله سیدمجتبی خامنه ای / دستور رهبری: هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبه‌رو شود بررسی و آنالیز یک مناظره داغ؛ روایت اعتبار و سند در مناظره قربان‌زاده و اشتری پشت پرده پروژه ناتمام مارتین اسکورسیزی با بازی آنجلینا جولی کشته شدن یک زن در شلیک اشتباه پلیس تهران چرا باید همه فن حریف باشیم؟! طرح ایران برای روز حمله احتمالی آمریکا اعلام شد معرفی برگزیدگان آسیاپاسفیک ؛ ایران جایزه‌ای نبرد ستاد نوسازی: خودرو را تحویل ندهید، ثبت‌نامتان می‌سوزد!