عصر ایران ؛ موحد منتقم - اگر قرار باشد تصویری واضح از وضعیت بعضی جشنوارههای فرهنگی در ایران انتخاب کنیم، شاید هیچچیز به اندازه عکس سالن خالی جشنواره فیلم مقاومت که آقای محمود گبرلو (منتقد سینما و فعال رسانهای) منتشر کرده گویا نباشد؛ تصویری که در آن فیلم روی پرده نمایش داده میشود و صندلیها سر جای خود هستند، برگزارکنندگان احتمالاً به وظایفشان عمل کردهاند، اما مهمترین عنصر سینما، یعنی تماشاگر، ظاهراً برای تصمیم به ورود به سینما همچنان مقاومت میکند.
او با انتشار تصویری از حضورش در سالن جشنواره، قاب عجیبی ساخته است: یک نفر در سالن، تعداد زیادی صندلی خالی و پردهای که تصویری از جمعیت را نشان میدهد. انگار جشنواره به مرحلهای از خودکفایی رسیده که دیگر برای نمایش جمعیت هم نیازی به حضور واقعی مردم ندارد؛ کافی است جمعیت روی پرده باشد، سالن هم از نظر آماری تکمیل میشود!
البته کاربران فضای مجازی خیلی زودتر از برگزارکنندگان، معنای این تصویر را دریافت کردند. یکی پیشنهاد داد مثل سری های قبلی از بیتالمال بلیت بخرند و میان مردم پخش کنند؛ دیگری از اتلاف منابع گفت و بعضی هم پرسیدند چرا جشنوارههای کوتاهمدت فرهنگی به چنین وضعیتی دچار میشوند.

این واکنشها البته فقط شوخی با یک سالن خالی نیست؛ شوخی با مدلی از مدیریت فرهنگی است که گاهی تصور میکند اگر مراسمی برگزار شود، حتماً اتفاق فرهنگی هم افتاده است.
بنابراین تصویر سالن خالی فقط تصویری از غیبت چند تماشاگر نیست؛ فرصتی برای بازنگری در یک شیوه مدیریت فرهنگی است. شیوهای که در آن گاهی موفقیت با تعداد برنامهها، حجم بودجه، شمار آثار و حضور مدیران سنجیده میشود، نه با میزان ارتباطی که میان اثر و مخاطب برقرار شده است. در چنین سازوکاری، جشنواره میتواند سالها برگزار شود، بدون آنکه ضرورت وجودی خود را به جامعه اثبات کند.
در این مدل، همهچیز میتواند موفق باشد، جز خود مخاطب! بودجه تخصیص پیدا کرده است، پوستر هم طراحی شده، دبیر جشنواره منصوب شده، آثار انتخاب شدهاند، مراسم افتتاحیه برگزار شده و احتمالاً گزارش عملکرد هم با چند عکس از مدیران در حال لبخند زدن آماده است.
فقط یک مشکل کوچک باقی مانده: مردم نیامدهاند. اما این مشکل کوچک هم در دستگاه اداری فرهنگ چندان نگرانکننده نیست؛ بالاخره مردم همیشه میتوانند در دوره بعد دعوت شوند، حتی اگر دوره بعد هم نیایند!
مسئله این است که جشنواره فیلم مقاومت، بهعنوان یک رویداد فرهنگی، قرار است چه چیزی را به مخاطب عرضه کند؟ اگر پاسخ فقط اهمیت مقاومت باشد، باید پرسید آیا اهمیت یک موضوع بهتنهایی میتواند ضعف احتمالی فیلمها، جذابیت پایین برنامهها یا بیارتباطی با سلیقه تماشاگر را جبران کند؟ سینما با بخشنامه تماشا نمیشود. مخاطب را نمیتوان مثل یک ردیف بودجه در جدول هزینهها وارد کرد و انتظار داشت در روز افتتاحیه، خودش را به سالن برساند.

مقاومت، مفهومی جدی و دارای ظرفیتهای فراوان برای روایت سینمایی است؛ اما اگر قرار باشد به مجموعهای از فیلمهای سفارشی، شعارهای تکراری و مراسمهای رسمی تقلیل پیدا کند، ممکن است تنها چیزی که در برابرش مقاومت میکند، خود مخاطب باشد. قرار بوده جشنواره مقاومت، تصویری از حضور و همراهی مردم باشد؛ اما فعلاً تصویری که بیشتر دیده میشود، حضور یک نفر و مقاومت چند ده صندلی در برابر پر شدن است!
البته نباید از یک تصویر، درباره تمام سانسها و کل دوره جشنواره حکم قطعی صادر کرد. شاید برنامههای دیگری با استقبال روبهرو شده باشند.
اما اگر برگزارکنندگان میخواهند این تصویر را صرفاً یک اتفاق بدانند، بهتر است آمار واقعی مخاطبان، میزان فروش بلیت، تعداد تماشاگران و هزینههای جشنواره را منتشر کنند. در فرهنگ هم مثل هر حوزه دیگری، شفافیت بهترین راه مقابله با سوءتفاهم است؛ بهخصوص وقتی سوءتفاهم روی صندلی نشسته و ظاهراً حاضر نیست بلند شود.
شاید مهمترین پرسش این باشد که اگر بودجه عمومی، تبلیغات رسمی و حمایت نهادی کنار گذاشته شوند، چه تعداد از این جشنوارهها همچنان میتوانند مخاطب خود را حفظ کنند؟ پاسخ این پرسش میتواند معیار مناسبی برای سنجش میزان استقلال، جذابیت و ضرورت واقعی بسیاری از رویدادهای فرهنگی باشد.
نکته دیگر اینکه در کشوری که کمبود برق به یکی از دغدغههای جدی زندگی مردم تبدیل شده و خاموشیها سهمی از برنامه روزانه شهروندان را به خود اختصاص داده، شاید بد نباشد جشنواره مقاومت هم در مصرف برق کمی مقاومت به خرج بدهد! وقتی سالن خالی است و صندلیها تنها تماشاگران فیلماند، خاموش کردن پروژکتور دستکم میتواند کمکی به مقاومت در برابر ناترازی انرژی باشد.
جشنواره مقاومت اگر میخواهد واقعاً جشنواره باشد، باید پیش از مقاومت در برابر منتقدان، در برابر این توهم مقاومت کند که فرهنگ را میتوان صرفاً با بودجه، پوستر و برگزاری مراسم تولید کرد.
سینما به فیلم خوب نیاز دارد، جشنواره به مخاطب و مدیریت فرهنگی به عقلانیتی که بداند صندلی خالی را نمیشود با سخنرانی و شعار پر کرد. وگرنه حاصل کار، جشنوارهای به نام مقاومت خواهد بود که در آن، مخاطبان نه در برابر دشمن، بلکه در برابر حضور در سالن سینما مقاومت کردهاند!