کد ۱۲۰۴۰۹۲
انتشار: ۲۲:۵۲ - ۱۴-۰۸-۱۴۰۵

چگونه جدایی از یک توپ والیبال میلیون‌ها نفر را گریاند؟ (تماشا کنید)

پس از گذشت بیش از دو دهه، سکانس جدایی ویلسون همچنان یکی از تأثیرگذارترین لحظات تاریخ سینماست، سکانسی که نشان می‌دهد گاهی بزرگ‌ترین احساسات، از ساده‌ترین ایده‌ها متولد می‌شوند.
عصر ایران - در تاریخ سینما بارها شاهد مرگ شخصیت‌های محبوب، جدایی‌های عاشقانه یا وداع‌های تلخ بوده‌ایم، اما کمتر کسی تصور می‌کرد یکی از تأثیرگذارترین لحظات سینما به جدایی یک انسان از یک توپ والیبال اختصاص پیدا کند.
 
چگونه سینما به یک توپ والیبال شخصیت داد؟ پاسخ این سؤال را باید در فیلم دورافتاده (Cast Away) ساخته رابرت زمکیس جست‌وجو کرد. سکانس جدایی «ویلسون» از چاک نولند یکی از ماندگارترین لحظات تاریخ سینماست، صحنه‌ای که ثابت می‌کند شخصیت‌پردازی فقط برای انسان‌ها نیست. 
 
اگر فیلمنامه، کارگردانی و بازیگری در هماهنگی کامل باشند، حتی یک توپ والیبال هم می‌تواند به شخصیتی تبدیل شود که میلیون‌ها تماشاگر برای از دست دادنش اندوهگین شوند.

خلاصه داستان فیلم

دورافتاده ساخته رابرت زمکیس در سال ۲۰۰۰، داستان «چاک نولند» با بازی تام هنکس را روایت می‌کند، مدیر سخت‌کوش شرکت FedEx که زندگی‌اش با برنامه‌ریزی دقیق و کار مداوم تعریف می‌شود. اما سقوط هواپیمای او بر فراز اقیانوس آرام، همه چیز را دگرگون می‌کند.
 
چاک تنها بازمانده حادثه است و خود را در جزیره‌ای دورافتاده و خالی از سکنه می‌یابد. او برای زنده ماندن باید غذا پیدا کند، آتش روشن کند، سرپناه بسازد و مهم‌تر از همه، با تنهایی مطلق کنار بیاید. روزها به ماه‌ها و ماه‌ها به سال‌ها تبدیل می‌شوند و او آرام ‌آرام درمی‌یابد که بزرگ‌ترین دشمنش نه طبیعت، بلکه انزوای کامل است.
 
در یکی از روزها، یک توپ والیبال که از محموله هواپیما به ساحل رسیده، پس از برخورد با خون دست چاک، چهره‌ای شبیه صورت انسان پیدا می‌کند. 
 
چاک نام «ویلسون» را روی آن می‌گذارد (مارک توپ است و روی آن نوشته) و از آن پس، ویلسون به همدم همیشگی او تبدیل می‌شود، همراهی که اگرچه هیچ سخنی نمی‌گوید، اما حضورش به چاک کمک می‌کند سلامت روان خود را حفظ کند و امیدش را از دست ندهد.
 
چگونه جدایی از یک توپ والیبال میلیون‌ها نفر را گریاند؟ (تماشا کنید)

چرا سکانس جدایی ویلسون مهم است؟

پس از چهار سال زندگی در جزیره، چاک سرانجام تصمیم می‌گیرد با یک کلک دست‌ساز دل به اقیانوس بزند و شانس خود را برای بازگشت به خانه امتحان کند. ویلسون نیز در تمام این سفر کنار اوست.
 
اما در میانه راه، موجی سهمگین ویلسون را از روی کلک به آب می‌اندازد. چاک با وحشت خود را به آب می‌زند، نام او را فریاد می‌زند و با تمام توان تلاش می‌کند به او برسد، اما جریان آب لحظه ‌به‌ لحظه فاصله میان آن دو را بیشتر می‌کند.
 
سرانجام، چاک درمانده و خسته، فقط می‌تواند دور شدن ویلسون را تماشا کند، لحظه‌ای که از نظر ظاهری، چیزی جز از دست دادن یک توپ نیست، اما برای او به معنای وداع با تنها همراه سال‌های سخت تنهایی است.

چرا این سکانس ماندگار شده است؟

قدرت این صحنه در یک تناقض بزرگ نهفته است، تماشاگر برای جدا شدن یک انسان از یک توپ والیبال اندوهگین می‌شود.
 
این اتفاق نتیجه شخصیت‌پردازی دقیق فیلمنامه است. ویلسون هرگز حرف نمی‌زند، حرکت نمی‌کند و حتی موجود زنده‌ای نیست، اما فیلم آن‌قدر حضورش را در زندگی چاک طبیعی و ضروری نشان می‌دهد که مخاطب نیز او را به عنوان یک شخصیت می‌پذیرد.
 
رابرت زمکیس نیز احساسات را به تماشاگر تحمیل نمی‌کند. دوربین آرام است، موسیقی با ظرافت وارد صحنه می‌شود و همه چیز بر بازی تام هنکس تکیه دارد. هنکس تنها با نگاه، اضطراب، درماندگی و فریادهایش، فقدان ویلسون را به فقدانی واقعی تبدیل می‌کند، بدون آنکه نیازی به دیالوگ‌های طولانی یا صحنه‌های اغراق‌آمیز باشد.
 
این سکانس یادآور یکی از بنیادی‌ترین نیازهای انسان است، نیاز به داشتن کسی برای حرف زدن. ویلسون، هرچند یک شی بی‌جان است، اما برای چاک آخرین پیوند با دنیای انسانی محسوب می‌شود.
چگونه جدایی از یک توپ والیبال میلیون‌ها نفر را گریاند؟ (تماشا کنید)

چرا این سکانس هنوز تدریس می‌شود؟

سکانس جدایی ویلسون یکی از بهترین نمونه‌های شخصیت‌پردازی در سینماست. در بسیاری از کلاس‌های فیلمنامه‌نویسی از آن به عنوان مثالی یاد می‌شود که نشان می‌دهد چگونه می‌توان بدون جان بخشیدن واقعی به یک شیء، آن را به شخصیتی باورپذیر و تأثیرگذار تبدیل کرد.
 
این صحنه همچنین نمونه‌ای موفق از هماهنگی میان فیلمنامه، کارگردانی و بازیگری است، جایی که هیچ عنصر اضافه‌ای وجود ندارد و همه چیز در خدمت انتقال یک احساس مشترک قرار گرفته است.

به زبان ساده:

فیلم دورافتاده فقط داستان مردی نیست که در جزیره‌ای دورافتاده گرفتار شده است، داستان انسانی است که برای دوام آوردن، ناچار می‌شود برای خودش یک همدم خلق کند. ویلسون فقط یک توپ والیبال نیست، نماد امید و آخرین همراه مردی است که چهار سال در تنهایی مطلق زندگی کرده است.
 
شاید به همین دلیل باشد که پس از گذشت بیش از دو دهه، سکانس جدایی ویلسون همچنان یکی از تأثیرگذارترین لحظات تاریخ سینماست، سکانسی که نشان می‌دهد گاهی بزرگ‌ترین احساسات، از ساده‌ترین ایده‌ها متولد می‌شوند.
 
در تاریخ سینما کمتر پیش آمده است که تماشاگر برای یک شی بی‌جان اشک بریزد. اما «ویلسون» فقط یک توپ والیبال نیست. او تنها همدم مردی است که چهار سال در انزوای مطلق زندگی کرده و حالا باید آخرین همراهش را نیز از دست بدهد.
 
ارسال به دوستان
ادعای ملانیا ترامپ: آتش‌بس اولشکی می‌تواند سرآغاز صلح پایدار میان روسیه و اوکراین باشد محسن رضایی: ایران گاز روسیه را به کشورهای اطراف خواهد فروخت تصاویری از دیدار و گفتگوی پوتین و محسن رضایی در کرملین علی قلهکی: پس از سفر محسن رضایی، روسیه به شهروندانش درباره ایران هشدار داد خبرگزاری فرانسه: ۸ نفر در تیراندازی در غرب ترکیه کشته شدند سپاه: شکار ششمین پهپاد شناسایی آمریکایی از نوع MQM-۱۷۰ در آسمان جزیره قشم تحلیل کتاب مادر کافی؛ هنر تربیت فرزند با ترکیبی از عشق، آگاهی و قاطعیت چگونه جدایی از یک توپ والیبال میلیون‌ها نفر را گریاند؟ (تماشا کنید) محسن رضایی: به آقای پوتین عرض کردیم تا آمریکایی‌ها به هفت شرط ما عمل نکنند نه تنگه هرمز باز می‌شود و نه مذاکره‌ای در کار است رئیس‌جمهور پاراگوئه استعفا کرد گفت وگوی نخست وزیر عراق و ترامپ درباره تحولات منطقه علت مرگ فوتبالیست اسپانیایی مشخص شد؛ تحقیقات پلیس درباره دروازه‌بان و تیم پزشکی محسن رضایی: آقای پوتین گفت هر کمکی برای پایان جنگ انجام می‌دهد تکذیب شایعه قطع کالابرگ ۳۰ تا ۴۰ میلیون نفر مسکو: شهروندان روسیه موقتا از سفر به ایران خودداری کنند