کد خبر ۱۳۴۳۷۰
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱:۰۰ - ۱۱-۰۶-۱۳۸۹
کد ۱۳۴۳۷۰
انتشار: ۲۱:۰۰ - ۱۱-۰۶-۱۳۸۹

شب عمليات ؛‌ كلاه و گلوله

عصر ایران
مهدی پورامین
شب عملیات من  جلو بودم و علی پشت سرم. به دو به سمت خاکریز می رفتیم.

 از زمین و آسمان آتش دشمن می بارید.
 در یک لحظه کلاه از سرم افتاد.
علی داد زد: «کلاتو بردار!» خم شدم کلاه را بردارم که حس کردم یک گلوله از لای موهایم رد شد و پوست سرم را خراش داد!.

 برگشتم به علی بگویم «پسر! عجب شانسی آوردم»
... گلوله توی پیشانی علی بود.

 
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
Germany
۱۶:۲۵ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۷
0
7
الله اکبر
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۴۵ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۵
2
6
تامل برانگیز بود
چرا لباس تیم ملی فوتبال هلند نارنجی است؟ نگاهی به فلسفه و پیشینه تاریخی آیا به خودتان دروغ می‌گویید؟ معنی نمادها در زیورآلات، آشنایی با انواع نمادها پنهان‌کاری مردان، آمار زنان افسرده‌ را بیشتر کرده است / باید مهارت کمک‌خواهی مردان را افزایش دهیم راز دیسک خورشید اینکا: شی باستانی که می‌توانست دروازه جهان‌های موازی را بگشاید(+عکس) جدایی یک شبه اتفاق نمی‌افتد؛ انجام منظم این ۹ کار در بلندمدت سردی می‌آورد طاق‌های نصرت از کجا آمدند؟ راز خرید ماهی تازه؛ ۹ روش‌ مناسب برای پخت ماهی /چگونه بوی زهم ماهی را بگیریم؟ ۱۰ اختراع بزرگ چینی‌ها که جهان را تغییر داد ۷ عادت صبحگاهی که زوج‌های خوشبخت را متمایز می‌کند/ جزئیات کوچکی که رابطه‌ای قوی‌تر می‌سازند چرا به خورش قیمه «قیمه» می‌گویند؟ باهوش‌ترین زوج‌ها هنگام دعوا از این ۳ عبارت جادویی استفاده می‌کنند عوارض کار در خانه؛ دورکاری می‌تواند ریسک افسردگی و اضطراب را افزایش دهد معرفی عطر دوج چارجر، ترکیب رایحه مردانه و موتور توربوشارژ! چرا ژاپن طبقه سامورایی‌ها را منحل کرد؟