فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۴۳۷۳۳
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۵ - ۱۳-۰۸-۱۳۸۹
کد ۱۴۳۷۳۳
انتشار: ۱۳:۴۵ - ۱۳-۰۸-۱۳۸۹

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد...

 

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد... او آکواریومی شیشه ای ساخت و با دیواری شیشه ای دو قسمت کرد . در یک قسمت ماهی بزرگی انداخت و در قسمت دیگر ماهی کوچکی که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگ بود .

ماهی کوچک تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به آن غذای دیگری نمی داد... او برای خوردن ماهی کوچک بارها و بارها به طرفش حمله کرد ، اما هر بار به دیواری نامرئی می خورد . همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقش جدا می‌کرد .

بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچک منصرف شد . او باور کرده بود که رفتن به آن طرف اکواریوم و خوردن ماهی کوچک کاری غیر ممکن است .

دانشمند شیشه وسط را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز کرد ؛ اما ماهی بزرگ هرگز به ماهی کوچک حمله نکرد . او هرگز قدم به سمت دیگر اکواریوم نگذاشت و از گرسنگی مرد . می‌دانید چرا ؟

آن دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت ، اما ماهی بزرگ در ذهنش یک دیوار شیشه ای ساخته بود . یک دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود ؛ آن دیوار باور خودش بود . باورش به محدودیت . باورش به وجود دیوار . باورش به ناتوانی ... .
برچسب ها: داستان ، آکواریوم
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
علی
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۲۳ - ۱۳۸۹/۰۸/۱۴
2
33
دقیقآ همین طور است من کارگر یک کارخانه بودم آن زمان در غذا خوری کارخانه در دو نوبت ناهار می دادند از ساعت 12 الی 12.45و از 12.45الی 13.30و هر شخص می خواست در نوبت دوم غذا بخورد باید پشت در شیشه ای تا ساعت 12.45 در صف منتظر می ماند و راس ساعت 12.45 یک پیر مرد به نام ایوب آقا از داخل می آمد می آمد و در را باز می کرد و همه می رفتند داخل غذا خوری و اگر کسی عجله داشت و به ایوب آقا خواهش می کرد که در را برای او باز بکند ولی او اصلآ توجه نمی کرد. یک روز طبق معمول در فاصله کمی در داخل ایستاده بود و همه صدایش می زدند که ایوب آقا بیا در را باز کن ساعت 12.45 را گذشته و هیچ کس به خاطر اینکه درب قفل می باشد در را باز نمی کردند ایوب آقا از داخل با خونسردی با دستش اشاره کرد و گفت در باز است می توانید بیایید و وقتی که در را باز کردیم متوجه شدیم که امروز درب اصلآ قفل نیست و ایوب آقا درب را قفل نکرده بود بود .
ely
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۵۷ - ۱۳۸۹/۰۸/۱۵
1
18
جالب بود .
captcha
سیستم‌عامل زندگی چیست؟ راهنمای جامع مدیریت کارها، عادت‌ها و بار ذهنی سیر را در یخچال نگذارید؛ قانون طلایی نگهداری سیر تنهایی با انزوای اجتماعی فرق دارد؛ کدام یک می‌تواند ما را بیمار کند؟ تفاوت اضطراب کودک‌ با لجبازی و حساسیت/ کودک مضطرب را سرزنش نکنید نشانه‌های زودهنگام افسردگی فرزندان که والدین نادیده می‌گیرند ایرانیان قدیم‌ها چطور عاشق می‌شدند؟ مردم ری در برابر لشکر اسکندر مقدونی/ نخستین نبرد شهری سازمان‌یافته مقابل قدرتمندترین لشکر جهان باستان سالانه چند هواپیمای مسافربری در جهان اسقاط می‌شود؟ + طول عمر و معیارهای بازنشستگی وقتی هیچ‌چیز عادلانه نیست؛ سختی‌های زندگی چگونه جهان‌بینی ما را بازسازی می‌کنند؟ سقوطِ معمارِ ساواک؛ چرا تیمور بختیار از نمادِ قدرت به مخالفِ دربار تبدیل شد؟ ۵ باور اشتباه درباره موفقیت که آرامش را از شما می‌دزدند نخستین چراغ راهنمایی جهان چگونه متولد شد؟ چه عینک آفتابی به فرم صورت شما می‌آید؟ ترفند ۵ ثانیه‌ای برای انتخاب مدل مناسب می‌خواهید در تصمیم‌گیری بهتر شوید؟ از مورچه بپرسید!/ پنج نکته آموزشی از دنیای حشره‌ها هفت اثرِ (به‌اصطلاح) نفرین‌شده در موزه‌های سراسر جهان (+عکس)