فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۹۶۲۶۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۷ - ۱۸-۱۰-۱۳۹۰
کد ۱۹۶۲۶۷
انتشار: ۱۵:۳۷ - ۱۸-۱۰-۱۳۹۰

گرگ مکار و شتر

آورده اند که گرگی و شتری خانه یکی شدند و قرار گذاشتند که از آن پس جدایی از میان برداشته شود و دو خانواده ، یکی بشمار رود و مابین کودکان آنها هم تفاوتی نباشد.

روزی شتر برای تلاش معاش به صحرا رفت. گرگ یکی از بچه های او را خورد و در گوشه ای خزید. چون سروکله ی شتر از دور پیدا شد ، گرگ پیش دوید و گفت : ای برادر بیا که یکی از بچه هایمان نیست.

شتر بیچاره نگران شد و پرسید: یکی از بچه های من یا بچه های تو؟

گرگ پاسخ داد : رفیق بازهم من و تویی کردی؟ یکی از آن پاپهن ها!!!
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
captcha
چرا بعضی مردان زنان مطلقه را برای ازدواج انتخاب می‌کنند؟؛ واقعیتی که کمتر درباره‌اش حرف می‌زنیم استرس مزمن چگونه ویژگی‌های شخصیتی ما را تغییر می‌دهد؟ داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد! اختراع باستانی ایرانی که هنوز مایه شگفتی است(+عکس) ایرانیان چگونه صاحب «نام خانوادگی» شدند؟ سیستم‌عامل زندگی چیست؟ راهنمای جامع مدیریت کارها، عادت‌ها و بار ذهنی سیر را در یخچال نگذارید؛ قانون طلایی نگهداری سیر تنهایی با انزوای اجتماعی فرق دارد؛ کدام یک می‌تواند ما را بیمار کند؟ تفاوت اضطراب کودک‌ با لجبازی و حساسیت/ کودک مضطرب را سرزنش نکنید نشانه‌های زودهنگام افسردگی فرزندان که والدین نادیده می‌گیرند ایرانیان قدیم‌ها چطور عاشق می‌شدند؟ مردم ری در برابر لشکر اسکندر مقدونی/ نخستین نبرد شهری سازمان‌یافته مقابل قدرتمندترین لشکر جهان باستان سالانه چند هواپیمای مسافربری در جهان اسقاط می‌شود؟ + طول عمر و معیارهای بازنشستگی وقتی هیچ‌چیز عادلانه نیست؛ سختی‌های زندگی چگونه جهان‌بینی ما را بازسازی می‌کنند؟ سقوطِ معمارِ ساواک؛ چرا تیمور بختیار از نمادِ قدرت به مخالفِ دربار تبدیل شد؟